نگاه یک آزاده به تغییرات حجاب پس از یک دهه اسارت

نگاه یک آزاده به تغییرات حجاب پس از یک دهه اسارت
در محله ما (خیابان پیروزی- صد دستگاه) فرزند جهادگر یکی از بزرگان محل در اولین ماه جنگ در سال 1359 اسیر شد و پس از یک¬دهه در تابستان سال 1369 به میهن بازگشت. ما برو بچه¬های هیئت در منزل پدری این برادر آزاده جمع شده بودیم و برای استقبال از او برنامه¬ریزی می¬کردیم. یکی از بچه¬ها می¬گفت " اگر آقا رضا از ما بپرسد من که اسیر بودم ولی شما چه کردید که این وضع زنان و حجاب است، چه جواب بدهیم؟"همه فکر می¬کردیم با این وضع بدحجابی در تهران کاش او شبانه وارد تهران شود تا صحنه¬های نامناسب را نبیند و ما بتوانیم به تدریج او را نسبت به شرایط توجیه کنیم. اتفاقا او شب وارد شد و در منزل مراسم خوبی برگزار شد . صبح فردا که به خانه¬شان سرزدیم دیدیم خانه نیست و تا عصر هم نیامد. عصر با ترس و خجالت به دیدنش رفتیم و فهمیدیم از صبح به خیابان انقلاب و دیگر خیابانها سرزده ولی دیدیم برخلاف براورد ما از وضع حجاب بانوان خیلی راضی است و خدا را شکر می¬کند. از او علت را پرسیدم. پاسخ داد اولا قبل از انقلاب که وضع حجاب جور دیگری بود. ثانیا تا وقتی هم که من تهران بودم هر کس هر طور بود که می¬خواست. شما چه توقعاتی دارید؟ شما ناراحت هستید که پس از این ده سال چند سانتی روسری¬ها عقب است اما یادتان نیست که از کجا شروع کرده¬ اید. 
دیدم سیاست فرهنگی هم نسبی است و تنها کسی می¬تواند تفاوت¬ها را در طول زمان درک کند که بتواند شرایط شروع یک سیاست و تداوم آن را بشناسد.

/ 0 نظر / 209 بازدید