بهشتی یک ضرورت

سید محمد حسینی بهشتی را اول بار از روی کتاب دینی شناختم .معلم دینی کلاس دوم و سوم راهنمایی مرحوم دکتر احمد توانا بود .چنان به متن و زمینه کتاب مسلط بود که ما در حاشیه کتاب یک جزوه کامل از تقریرات ایشان داشتیم. اسلام اجتماعی از لابلای کتاب دوم بارور می شد و در کتاب سوم به اسلام سیاسی می رسید. 
سال های 57 تا 60به بهانه مسئولیت سمعی بصری یک مسجد و یک مدرسه یا بدون آن بهانه در بسیاری سخنرانی های ایشان حاضر می شدم از مسجد گرفته تا حزب تا حسینیه ارشاد  . به نوعی شیفته اش بودم . نمادی از ادب و صلابت و عرفان و سیاست بود. همه آنچه از یک روحانی تراز جامعه آن روز توقع داشتم در او جمع بود. سال 59 تا 62 در دبیرستان مدرس به همراه برخی دیگر از دوستان دوره 21 علوی با علیرضا دومین فرزند پسرشان که از نیکان آمده بود همکلاس بودم سال دوم نظری شاگرد کلاس انشا و سال سوم شاگرد کلاس تاریخ پسر اولشان بودم . در همین مدت رفاقت با علیرضا باعث شد که اطلاعم و علاقه ام نسبت به ایشان صد چندان شود. همکاری با آقا محمد رضا در دفتر سیاسی حزب برای مشارکت در فیش برداری دائره المعارف خاورمیانه آشناییم را با ایشان افزایش داد. بعدها شنیدم که یکی از مهمترین الگوها و حامیان مادی و معنوی تحصیل ددکتر روحانی در خارج از کشور شهید بهشتی بوده است. 
اندیشه و عمل شهید بهشتی ، استقامت او بر رعایت عدالت و قانون و ساده زیستی و آداب دانی او ، اعتقاد راسخش به کار تشکیلاتی و سعه صدرش در گستردن چتری از بادامچیان تا موسوی برایم درس زندگی است.

/ 39 نظر / 94 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سامان

هنوز تحریم ها بصورت کامل لغو نشده.ولی دندانهای دلالان بنزین برای بغمای بیت المال تیز گشته است.یکی از تأسف بار ترین خبرها،مربوط به واردات لجام گسیختۀ بنزین برای مصرف اتومبیلهای شخصی است! باید تلاش کنیم بنزین کشور را در داخل بسازیم.نباید کار پیچیده و سختی باشد.چرا کار توسعه پالایشگاههای سازندۀ بنزین را به جای برطرف کردن نقاط ضعف،در چرخشی 180 درجه متوقف کرده و اعتبار را به واردات این فراورده داده ایم؟آیا واقعاً نمی دانیم که واردات بنزین حتی میتواند تا نیمی از بودجۀ کل کشور را ببلعد؟

سامان

اینکه انتظار نداشته باشیم تا در بحبوحۀ بحران های ایران،قلیلی افراد شارلاتان،شاه ماهی خود را از این آب گِل آلود بگیرند،باید گفت زهی خیال باطل!مثلاً در تحریم،به قول رئیس جمهور محترم،اینها کاسبان تحریم میشوند[و در فضایی دیگر کاسب شرایط آن فضا].اما راه مقابله اصلی با آنها بگیر و ببند نیست.هر سیاست و قانونی که در مسیر علمی با دقت طراحی شود و هر سازمانی که با آخرین و پیشرفته ترین متدها،مجری سختگیرانۀ آن قوانین گردد،برای اینگونه افراد در حکم سم است.در عوض هرگونه رفیق بازی و اعتمادهای خالصانه(!)و مخصوصاً محیط های احساسی و شعارزده،قند تو دِلِ این افراد آب میکند و در آن محیط ها حسابی جولان میدهند.محیط هایی که در آن فرق بین دانشمند و نادان،با زرنگی جدی گرفته نشود و اساساً هر محیط غیر شفاف و غبارگرفته از منظر دانش و اقتصاد! متأسفانه تدوین قوانین ناقص و بعد عادت کردن به دور زدن همین قوانین ضعیف البنیه،در کشور ما(و اساساً تمام کشورهای جهان سوم)یک عادت کثیف و بلایی خانمانسوز است.فقط تدوین قوانین بسیار علمی و بعد اجرای دقیق و سختگیرانۀ آنها برای همه(مخصوصاً دانه درشتها) میتواند به نظم و سامان،در جوامع ضعیف منجر شود.

حکیم

آمارهای وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی در مورد کاهش بکارگیری روغن پالم در محصولات غذایی ایران،کاملاً غلط است: http://www.tabnak.ir/fa/news/515176/ وزارت بهداشت در تنها موردی که همیشه موفق عمل کرده،افزایش بسیار شدید و مداوم فشار مالی بر بیماران در بیمارستان های خصوصی و عدم نظارت عمدی بر مطب ها و درمانگاههای خصوصی و ارجاع بیماران به آنها) و در عوض حمایت مطلق از زیاده طلبی پزشکان متخصص هست. این وزارتخانه تقریباً هیچ بازوی نظارتی مستمر و پاکدست و قوی بر کنترل مصرف روغن بسیار بسیار خطرناک پالم در مواد غذایی ایرانیها ندارد. همچنین بدلیل حجم خیلی وسیع استفاده از سموم و کودنیترات در محصولات کشاورزی ایران و حجم بسیار بیشتر استفاده از روغن پالم در محصولات غذایی،ایران با سونامی سرطان رو به رو است: http://ncii.ir/story.aspx?id=6

محسن

سلام. با احترام دعوتید به خوانش یادداشتی تازه در وبلاگم. چون مطلب دین شناسی هست اگر مطالعه و نقد بفرمایید تا ایرادات برطرف شود ممنون میشوم نظرتان را بدانم.

سامان

هرگاه دیدید سیستم های مختلف کشور [از کوچکترینشان در حد عدم تخطی مردم از قوانین راهنمایی و رانندگی(در نبود پلیس و دوربین) گرفته تا بزرگترینشان مثل اصلاح اتوماتیک قوانین پولشویی و تنظیم سیستم های وام دهی بانکها و مناقصات شهرداری ها و ...] فارغ از آدمها و دولت ها اتوماتیک وار درست کار میکنند و به موقع پایش میشوند و اشکالات احتمالی را در طول مسیر خوب و سریع و کامل رفع میکنند،بدانید کشور شما چیزی در حد سوئیس و دانمارک شده و به زودی به افتخاری جهانی تبدیل میشوید.ولی هرگاه دیدید که منتظرید تا اصلاح مشکلات ساختاری توسط دولتی،شخصی،حزبی و ... انجام شود،باید بدانید هنوز کشوری عقب مانده و جهان سومی هستید.کشوری که در آن با بخشنامه و تحدید و تطمیع و نمره و ارزشیابی و بگیر و ببند،مسائل جلو میرود و در تمام این مراحل همیشه راه فرار و دَررویی برای فاسدان هست.در حقیقت در چنین محیطی، هیچ مسأله ای خود به خود جلو نمیرود و آدمها در نبود سیستمی برای توجیه منطقی شان،در گردونه ای سرگیجه آور فقط به دور خودشان میچرخند تا وقت با دوباره کاری های مکرر بگذرد و سرانجام،سر از ناکجا آباد در بیاورند!

اکبر

برای آمریکائیها دسترسی به اطلاعات موشکهای بالستیک ایران،بینهایت مهم هست.با این اطلاعات، آخرین پازل حملۀ نظامی گسترده به مردم عادی و بخش غیرنظامی ایران تکمیل میشود. طبعاً آنقدر به بحث ها با طرف ایرانی ادامه خواهند داد تا سوراخی حتی به اندازۀ یک سوزن ته گرد در مبحث نظامی ایجاد کنند.بلافاصله تمام امکانات سازمان اطلاعاتی خود را بکار خواهند گرفت و ... . به عبارت دیگر آمریکا برای کشورهایی که در سیبل توجهاتش قرار میگیرند،بی رحم ترین و غیرانسانی ترین نیروی نظامی عالَم را دارد. طرف ایرانی باید خیلی محتاط باشد(که البته تا اینجای کار حواسش جمع بوده است).

مدیر

متأسفانه تغییرات سازمانی به صورت غیرعلمی و دقیقاً حساب نشده،کار دست دولت و ملت میدهد.مثلاً تغییرات حساب نشده در سیستم آموزشی ایران همواره سبب سردرگمی دانش آموزان شده است.ادغام سازمان تربیت بدنی با مرکز جوانان هم باعث سردرگمی سیاستهای کشور در امور جوانان شد و در جوانترین کشور جهان،مسأله ای به مهمی جوانان را از موضوعیت اجرائی کشور خارج کرد!ادغام وزارتخانۀ مسکن و شهرسازی با راه و ترابری از دیگر اقدامات نسنجیده و حساب نشده ای بود که با الگو برداری ناشیانه از روش اروپای غربی و ژاپن انجام گرفت.لذا در استانها،تنش های فراوانی در ادارات کل جدید،ایجاد کرد و در سطح ملی هم،مانع تمرکز بر امورات تخصصی شد.وضعیت شرم آور آپارتمان های مسکن مهر از یکطرف و کما فی السابق پرواز هواپیماهای خطرناک روسی از طرف دیگر(علیرغم خواستۀ روشن رئیس جمهور و مجلس)،بروشنی نشاندهندۀ ضعف شدید در مدیریت کلان وزارتخانۀ جدید هست.حالا ظاهراً وزیر ضعیف ایرانی از ترس استیضاح و برکناری،استعفای یکی از مدیران کلش را قبول کرده است.بیمه ها هم که باید مثل ترکیه ادغام میشدند،با زیاده طلبی تأمین اجتماعی و پزشکان حاکم بر وزارت بهداشت،ادغامشان منتفی شد و ...

سبلان

حدود 25 سال پیش،بار اولی که مرز بین جمهوری آذربایجان و ایران باز شد و مردم اردبیل،توانستند،عزیزان آذری آنسوی مرز را در جمهوری تازه استقلال یافتۀ آذربایجان ملاقات کنند،دیدن فقر و عقب ماندگی آنها ناراحتشان کرد.مثلاً سیستم های مخابراتی و سطح تجهیزات کشاورزی و تأسیسات ورزشی آنها حداقل 50 سال از ایران آنروز عقب تر بود.راههای مواصلاتی درست و حسابی نداشتند.سبد غذایی مردم نسبت به درآمدشان،بسیار گران بود و فقر قابل توجه عمومی مثل تردد اتومبیلهای قدیمی کاملاً مشهود بود.اکنون اگر ادعا کنیم که جمهوری آذربایجان در تمام موارد فوق الذکر،حداقل 15سال از ایران جلوتر هست،اغراق نکرده ایم.به طوریکه اکنون،باکو،مرکز جمهوری آذربایجان،میزبان باشکوهترین مسابقات المپیک اروپایی است(!): http://www.bushehrnews.com/fa/news/111757 این روزها،حتی فقرای مناطق دورافتادۀ جمهوری آذربایجان هم وقتی به شهرهای ایران مثل اردبیل و تبریز می آیند،سراغ گرانترین و بهترین:هتل ها و مراکز درمانی و رستوران ها و پاساژهای خرید میروند.چون امروز هر منات جمهوری آذربایجان تقریباً معادل یک دلار آمریکا یعنی حدود 3000 تومان هست!همگی هم اتومبیل های بروز سوارند!...

حسن

روز جهانی قدس،روز فریاد مظلومیت یک ملت از دست جنایتکاران اسرائیل است.اسرائیل بخش متعفن و زائدۀ چرکین صهیونیست های متمول و پرنفوذی است که غول سرمایه داری آمریکا را هدایت میکنند.آنها این زائده را چون کشتی جنگی پر از خنجری،در قلب دریای خاورمیانه فرو برده اند.غُدۀ چرکینی که تمام این منطقه را آلوده کرده است.ولی صهیونیست های پرنفوذ و مملو از ثروت و قدرت داخل آمریکا(که هرکدام اسپانسر یک نفر حزبی آمریکایی میشوند تا او را به عنوان رئیس جمهور تا کاخ سفید مشایعت کنند!)،خیلی خوب میدانند که رئیس جمهور آمریکا هر کسی که باشد،سرسپرده و فرمانبردار آنها (لابی صهیونیستی) خواهد بود؛که البته همواره یکی از خواسته های این لابی، این بوده و هست که این زائیدۀ چرکین همیشه مثل شمشیر داموکلس بر سر پیچاره های فلسطینی و اهالی منطقه باقی بماند و هر جنایت وحشتناکی هم که مرتکب شوند، همواره حمایت قاطعی داشته باشند؛فرمانی که تاکنون با نهایت سرسپردگی سران آمریکایی،پیوسته اجرا شده است.طبعاً اکثر کشورهای محافظه کار خاورمیانه(مثل کشورهای حاشیۀ جنوبی خلیج فارس،آذربایجان،گرجستان،ازبکستان و ترکیه)سعی میکنندبا چنین گروه جانی و دیوانه ای سرشاخ نشوند.

اکبر

با خروج باراک اوباما از کاخ سفید و ورود تندروترین سرسپردگان خطرناک صهیونیست به کاخ سفید،دولت آمریکا(به عنوان بازوی ضمانت حیات اسرائیل)میلیاردها دلار هزینۀ دانشمندان و رهبران سرسپردۀ جهان را برای نابودی کامل ایران خواهد پرداخت و به شدت شرایط را از هر جهت و با تمام توان برای ایران سخت خواهد کرد.یک راه حل آن است که ایران هرچند محدود،ولی لابی خود را در آمریکا داشته باشد و اجازه ندهد این ماشین اهریمنی تمام قد در خدمت اهداف صهیونیست ها قرار بگیرد. سایرکشورها اکثراً ترجیح میدهند راه ساده تر را برگزینند.یعنی این که عملاً کشورشان را از سیبل توجهات صهیونیست ها،خارج کنند.در عوض تمام توان خود را بر شفاف سازی ها و مبارزه با مفاسد اقتصادی داخلی متمرکز کنند.مثلاً امارات متحدۀ عربی سالها است که دیگر مسائل جهان اسلام ابداً برایش مهم نیست.رهبران این کشور،با هرتفندی که بلدند،پول های بادآورده ای را که دزدان بیت المال در کشورهای فاسدی مثل هند و لبنان،با کلاه گذاشتن سر مردم،از خزانۀ این کشورها میدزدند،با وعدۀ خانه و زندگی رویایی،به سمت دُبی و ...جذب میکنند.در جاهایی مثل زلاندنو و فنلاند هم عملاً با صهیونیستها کاری ندارند!...