گفتگوی اندیشه پویا با حسام‌الدین آشنا(بخش اول)

گفتگوی اندیشه پویا با حسام‌الدین آشنا

فروردین1394

  • یکی از وعده‌های مهمی که آقای روحانی از ابتدای ریاست جمهوری‌شان داده بودند حل بحران هسته‌ای، بهبود رابطه ایران با جهان و برداشتن سایه تحریم‌ها و جنگ از سر کشور بود. تلاشهای دکتر ظریف و وزارت خارجه در این دو سال بدانجا رسید که در فروردین امسال اولین قدم‌ها در مسیر توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی برداشته شد. اما در این مدتی که از بیانیه مشترک ایران و غرب می‌گذرد، در مناظره‌ها و بحث‌ها و نوشته‌ها مواجهیم با دلواپسانی که دولت را نقد می‌کنند و منتقد این توافق‌اند. هدف دلواپسان چیست؟  فکر می‌کنید که آنها درنهایت می‌گذارند این مسیر هموار شود و آب خوشی در نتیجه مذاکرات از گلوی دولت و ملت پایین برود؟ دلواپسان به نظر شما چه گروهها و جریانهایی را نمایندگی می‌کنند؟

ما در کشورمان تنها یک گروهِ دلواپس نداریم. حداقل چهار نوع دلواپس داریم. یک گروه کسانی هستند که نگاه‌شان به برنامه هسته‌ای ایران اساسا افزایش توان بازدارندگی است و این بازدارندگی را از مسیر تقابل دنبال می‌کنند . آنها هر کوتاه آمدنی را یک نوع خیانت به مسئله بازدارندگی تلقی می‌کنند. چیزهایی را می‌خواهند که خودشان نمی‌توانند به زبان بیاورند و مجبورند آن چیزها را دراین قالب بیان کنند که چرا دولت از فلان مساله کوتاه آمده است.. اینها اصلا تمایلی هم ندارند که روی صحنه باشند. گروه دوم از دلواپسان در حوزه به اصطلاح دور زدن  تحریم فعال هستند. افرادی که نامشان را کاسبان تحریم گذاشته‌ شده است. ایها کسانی هستند که تحریم برایشان منافع بی حساب و کتاب  ایجاد کرده است. اینها هم روی صحنه نمی‌آیند اما همانطور که در گفت‌وگویی با مجله شما قبلا گفته‌ام اگر خودشان کفن نپوشند می‌توانند هزینه و معونه هزاران کفن‌پوش را تامین بکنند. سومین گروه از دلواپسان کسانی هستند که اتفاقا نسبت به رویکرد هسته‌ای دولت نگرانی ندارند بلکه نگرانی‌ آنها از کلیت دولت است. از نظر آنها دولت هر اقدامی در هر حوزه‌ای که بکند اقدامش نابجا است از جمله در حوزه هسته‌ای. اینها مخالفان و رقبای سیاسی دولت محسوب می‌شوند و بسیار خوب هم  دیده می‌شوند. گروه چهارم کسانی هستند که نسبت به عاقبت اندیشی و تدبیر این دولت تردید دارند چرا که طرف مقابل را بسیار قوی ، زیرک و حیله گر  و طرف خودی را ضعیف و ظریف و ساده تصویر می کنند .آنها جنگ آشکار را راحت تر بر می تابند تا لبخند و قدم زدن را .آنها تجربه نظامی خود را از تجربه دیپلماتیک دیگران بالاتر ارزش گذاری می کنند. من این چهار گروه را به عنوان دلواپسان شناسایی می‌کنم.

  • دولت چه مواجهه‌ای با با هرکدام از این چهار گروه می‌تواند داشته باشد؟

رقیبان سیاسی دولت همان‌هایی هستند که دولت در سطح رسانه‌ها با آنها مواجه است. دولت برای مواجهه با آنها فعالیت رسانه‌ای می‌کند. اگر مناظره‌ای و بحثی است دولت هم نماینده دارد و با آنها حرف می‌زند. مواجهه با گروه دوم مواجهه‌ای ساختاری است؛ مثل مبارزه با فساد و حذف لحاف ملایی به اسم تحریم. لحاف که برداشته ‌شود دیگر موضوعی برای این گروه از دلواپسان نمی‌ماند. جای بحث با گروه اول و  از دلواپسان هم در اندیشکده‌ها، شوراها و محافل سیاستی و مجامع تصمیم‌سازی است. گروه چهارم هم باید توسط فرماندهی عالی خود توجیه شوند. پس حرف من این است که دولت در هر چهار حوزه کار خود را انجام می‌دهد. 

/ 6 نظر / 42 بازدید
مهدی یزدان پناه

با سلام. خبری به نقل از شما منتشر شده که در آن از تغییر برخی از استانداران و وزرا به دلیل ضعف در تحقق برنامه های دولت گفته اید. امیدوارم این بار شما و تیم اطراف رئیس جمهور به این مدیران تازه نفس سفارش کنید استفاده مناسب و شایسته ای از نیروهای منسوب به دولت و فعالان ستادهای دکتر روحانی کنند. بنده به افراد مختلفی برای شرکت در یک برنامه حامیان دولت در اسفندماه پارسال زنگ زدم، ولی نیامدند و گفتند باز نزدیک انتخابات شده و به ما زنگ میزنید؛ در این مدت کجا بودید و چرا هیچ سراغی از ما نگرفتید! ضمناً امیدوارم از جوانان هم استفاده کنید و فقط زمان انتخابات، به یاد ما جوانان نیافتید. برای دولت تدبیر و امید آرزوی موفقیت بیشتر در خدمت به اسلام و کشور دارم

اکبر

نکته ای که در مورد دلواپسان باید اضافه کرد نیروی پنجمی است که خارجی محسوب میشود.فراموش نکنیم که علم دیپلماسی بین المللی، یکی از پیچیده ترین علم ها است که همانند اکثر علوم دیگر،آمریکائیها با تمام توان دانشمندانشان وارد این حوزه میشوند و حریفان احساساتی جهان سوم را فوری ضربه فنی میکنند.ایران بعد از انقلاب،شاید برای اولین بار،فردی را که در عالیترین سطوح در اینمورد تحصیل کرده به خط مقدم نبرد فرستاده است.طبیعی است که این تیم،مذاکره کنندگان غربی را که همواره با یکسری آدمهای احساساتی بیسواد طرف بودند،شوکه کرده است.عوامل آگاه و ناآگاه داخلی آنها را هم دلواپس کرده.فراموش نکنیم که صدام حسین با چند ترفند ساده آمریکایی،شیر شد و به کویت حمله کرد.اخوان المسلمین با همین ترفندها بازی را در مصر باخت و چین،تایوان را برای همیشه از دست داد.نباید فراموش کرد که ایران،از نظر بنیه مالی و توان مهندسی،هنوز جزو کشورهای جهان سوم است و فرسنگها با کشورهای سوپر قدرتمندی مثل چین و آمریکا،فاصله داردو باید مراقب هر حرکتی که میکند باشد.به قول معروف این روزها در عرصه بین المللی باید صدبار گز کرد و یکبار برید.

مدیر

وقتی دولت در شاخه هایی ضعیف عمل میکند(که به هیچ چیزی غیر از مدیریت دولت نتوان آنرا مربوط کرد)،طبعاً دلواپسان،موضعشان بهبود می یابد.قدم اول استفاده از دانشمندانی مثل دکتر ظریف در تمام حوزه ها است.قدم دوم اصلاح سیستمهای مدیریتی است.قدم سوم،تشکیلاتی فوق العاده عالی تر برای پایش این سیستم ها و افراد است.قدم چهارم پژوهشگاههایی برای پایش کیفیت سیستم های نظارتی فوق الذکر است.طبعاً ضعیف ترین عضو کابینه در کشورهای فاسد جهان سوم مثل ترکمنستان یا آنگولا ،آنهایی هستند که کمترین بهره فاسدانه را به لابی ها می رسانند!اما در کشورهایی مثل دانمارک یا فنلاند،سیستم ها،مدیران ناتوان را بدرستی مشخص میکنند.در ایران،طبعاً وزرایی مثل ارتباطات و فناوری اطلاعات؛صنعت،معدن و تجارت و وزیر آموزش و پرورش،کمترین بهره را داشته اند.در عوض وزیر امورخارجه و وزیر امور اقتصادی و دارائی،موفق تر بوده اند.متأسفانه عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست و میراث فرهنگی هم اصلاً در حد انتظار نیوده است.عملکرد وزیر بهداشت،هر چند درمان را رایگان کرده ولی موجب ثرتمندتر شدن کاملاًغیرمعقول متخصصان و نزول بسیار شدید کیفیت درمانی کشور و گسترش نارضایتی ها گردیده است.

بانکی

دولتی که نمیتواند روی کارکرد درست بانکهای کشور حساب باز کند دستش عملاً بسته است.بانکها و شهرداری ها،فاسد ترین سازمانهای ایرانی هستند که به زمینخواری ها و حیف و میل منابع پولی کشور دامن میزنند و اصلاً عملکرد شفافی ندارند.از سوی دیگر،تمرکز درآمدهای کشور در تهران هم فی نفسه به این فساد لجام گسیخته دامن میزند.کشورهایی مثل کره جنوبی،به شکل بینظیر و بسیار قابل تحسینی،کوشیدند تا تمرکز زدایی کنند.آخرین یافته های بانکداری را بکار بندند و مانع از فساد شهرداری ها شوند.کاملاً موفق هم بودند.در عوض کشورهایی مثل تانزانیا،نیجریه و برزیل هم بودند که در این سیاست،شکست خوردند و حتی انتقال پایتخت هم دردی از آنها دوا نکرد.زیرا ریشه کَن کردن فساد در آنها،سیستمی علمی را دنبال نمیکرد و بانکها و سیستمهای اقتصادی علمی،در حد نروژ و سوئیس نداشتند.طبعاً در چنین فضای غیرآماده ای،با اولین اشتباهات،زالوها دور امکانات کشور حلقه میزنند.طبعاً مدیریت سیستم پولی کشور ایران،چه در بانکها،چه در شهرداریها و چه از نظر تجمیع و توزیع بیمورد در تهران،باید به شکل کاملاً علمی و فوق العاده مدبرانه(و صدالبته در کمترین زمان ممکن)باید اصلاح شود.

حسن

متأسفانه خاورمیانه ممکن است به شکل فزاینده ای با تهدیدات امنیتی رو به رو شود.فاشیست های آمریکایی-صهیونیستی،کم کم دارند کنترل تمام دولتمردان فاسد جهان را بصورت گام به گام در دست میگیرند.اغلب کشورهای جهان سوم مثل پاراگوئه،هند،شیلی،مالزی و اندونزی،راه مماشات را درپیش گرفته اند و به آرامی،مسیر نیمه مستقلشان را ادامه میدهند.حتی کره جنوبی و سنگاپور را دیگر نمیتوان جهان سومی دانست. برای کشورهایی مثل سوریه و لیبی،کار تقریباً تمام شده و آنها نابود شده اند.کشورهایی مثل ونزوئلا،کوبا،روسیه و حتی چین،در آینده با تنش با غرب رو به رو خواهند شد.پس هدف ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی به عنوان فاشیستی ترین و انحصارطلب ترین،جریان سیاسی تاریخ بشر،فقط نابودی مخالفان نیست.بلکه آنها با قدرتی که در اینترنت و رایانه ها و ماهواره ها دارند و با ایجاد کمپ های متعدد تربیت تروریست و تربیت رهبران آینده کشورهای جهان سوم،افکار و آیندۀ کشورهای بدبخت جهان را رقم خواهند زد.این،یعنی بازگشت جهان به دوران قبل از جنگ جهانی و عقب گردی تأسف بار برای تاریخ بشر؛اما این بار با چاشنی خشونت و خونریزی لجام گسیخته تروریستی و ظاهر بسیار فریبنده تبلیغاتی.

عطا

دلواپسان نگران یک مشت بی تدبیر هستند که امید جوانان را دارند نابود می کنند. حیف دانشگاه امام صادق که به امثال جنابعالی مدرک داده