در باره راهیان نور

امسال هم این توفیق و افتخار نصیب بنده شد که مسیر راهیان نور را دنبال کنم ؛ واقعیت این است که هر سال که انسان به مناطق عملیاتی جنوب مشرف می شود یک معرفت جدیدی پیدا می‌کند. کسانی که در دوران دفاع‌ مقدس بوده‌اند و نگران از دست رفتن خاطره و ارزش‌های دفاع مقدس هستند باید برای حفظ ارزش‌ها و آرمان‌ها فداکاری کنند و همانطور که در دفاع مقدس جنگیدند امروز باید انتقال دهنده پیام آن دوران باشد.
جنگ ما غریب بود، شهیدان ما غریب بودند ،مراقب باشیم که یادمان های حماسی ما غریب نباشند.با اینکه زائرین از سراسر کشور از یادمان ها بازدید می‌کنند ولی باز هم یادمان‌ها غریب هستند زمانی این غربت بیشتر می‌شود که ما به مشعل‌های هدایت و چراغ‌های راهنما نگاه نکنیم و نگاه‌مان به این یادمان‌ها، نگاهی محدود باشد. این مسیر دشواری که مردم در این سال ها پیمودند و مسیر دشوارتری که در آینده پیش رو داریم بجز استعانت از روح شهدا نمی توانیم طی کنیم همان گونه که در طول این سال ها خیلی ها از این مسیر عقب ماندند و جدا شدند به نحوی که اسم شهدا را آوردند ولی رسم شهدا را به جا نیاوردند.

سه موضوع در فراموش کردن فرهنگ دفاع مقدس تاثیر می گذارد: گذشت زمان، زیرسوال بردن و کمرنگ کردن و تغییر تحلیل مردم نسبت به این حوزه و افزایش تنوع و تفریحات امروزی از مهمترین عوامل فراموشی این فرهنگ ایثار و شهادت هستند.

 اولین موضوع گذشت زمان است چرا که  اگر زمان بگذرد و کسی برای یاداوری حماسه ها کاری انجام ندهد  خود گذر زمان باعث فراموشی می شود به فضل الهی با وجود گذشت زمان توانسته ایم در مقابل عامل زمان، آن را مدیریت کنیم و این فرهنگ با ارزش را به جامعه القا نماییم به طوری که بعد از گذشت 35 سال از دفاع مقدس دنیا به حقیقت و حقانیت جمهوری اسلامی و دفاع مقدس پی برده است. دومین عامل، دشمنان ملت  هستند که به مردم القا می کردند جنگ از اول بیخود بوده است در حالی که امروز همدلی در مورد دفاع مقدس و راهیان نور وجود دارد که به کسی اجازه تخریب آن را نمی دهد امروز حتی کسانی که جمهوری اسلامی ایران را قبول ندارند نسبت به دفاع مقدس سر تعظیم فرود می آوردند.سومین مسئله تنوع و کثرت سرگرمی ها است؛ افرادی که در این مناطق حضور پیدا می کنند در مقابل دیگر خواسته های خود مقاومت می کنند یعنی اینکه اگر به کشورهای خارجی یا کیش و قشم نمی روند اما در چنین مناطقی حضور می یابند، برای این است که بگویند توانستیم در مقابل وسوسه های رقیب ایستادگی کنیم و پیروز شویم.

مقام معظم رهبری امسال را  سال همدلی و همزبانی دولت و ملت نامگذاری کردند همدلی یعنی همدلی با شهدا؛ پس اگر دولت و ملت با شهدا همدل باشند با یکدیگر همدل هستند و اگر این طور نباشد با یکدیگر همدل نخواهند بود.

با شروع به کار دولت تدبیر و امید برخی می گفتند که این دولت با راهیان نور و جبهه مخالف است و رزمنده ستیز است این فشارها ممکن بود بعضی ها را دلسرد کند اما آن سخنان درست نبود و رئیس جمهور در هیئت دولت به صراحت گفتند که این دولت، دولت جبهه و رزمندگان است. دولت باید در مورد ارزش های دفاع مقدس احساس وظیفه کند و با همراهی و حمایت واقعی از این حرکت این راه را ادامه دهد‌اگر بخواهیم همدلی میان دولت و ملت را حفظ کنیم می‌توانیم همگی حول محور ارزش های دفاع مقدس جمع شویم.

 همه ما وظیفه داریم در دستگاه های مختلف اولویت را به سمت راهیان نور ببریم و از حداکثر ظرفیت ها در این حرکت بزرگ استفاده کنیم. وزارت خانه ها باید این را باور داشته باشند که نسبت به دفاع مقدس مسئولیت ذاتی دارند و نه اینکه لطف می کنند، باید پای کار بیایند و یاری دهنده این کار بزرگ باشنددولت باید وظیفه ذاتی خود را نسبت به راهیان نور انجام دهد بدون اینکه ردیف بوجه مستقلی وجود داشته باشد، یعنی بهداشت و درمان وظیفه دارد سلامت زائرین را با دقت پیگیری کند. وزارت راه و شهرسازی موظف است که مسیرهای ورودی و خروجی این مناطق را تامین کند. وزارت نیرو موظف است که آب و برق و فاضلاب این مناطق را تامین کند، دولت وظیفه دارد و باید وظایفش را نسبت به این قضیه انجام دهد.
 در حوزه زیر ساختی، ما سال به سال با ارتقاء وضعیت یادمان‌ها، جاده ها و امکانات خدماتی مواجه هستیم و در سال‌های اخیر تحولات شگرفی نسبت به جنبه‌های خدماتی و زیر ساختی اتفاق افتاده است البته ما راه طولانی را داریم تا بتوانیم این خدمات را تکمیل بکنیم.

در طول سالیان گذشته نگاه مقام معظم رهبری به راهیان نور نگاه تشویق همراه با حساسیت بوده است که در دیدار مسئولان راهیان نور، ایشان دغدغه‌هایشان را صریح بیان کردند، باید نتیجه  فعالیت های محتوایی راهیان نور تقویت امید و همدلی و اعتماد مردم به مسئولان باشد.

ایده "ما می توانیم" ایده دفاع مقدسی است و این ما می‌توانیم‌ها معطوف به توانستن‌های متعدد خواهد بود و از این مسیر، می‌توانیم یک ایران قدرتمند را بسازیم.راهیان نور را یکی از مصادیق تحقق شعار "ما می‌توانیم" است چرا که راهیان نور با امکانات خیلی کمی شروع کرد ولی امروز تبدیل به بزرگ ترین حرکت فرهنگی کشور شده است

/ 31 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانکی

با کمک عواملی در وزارت صنعت،معدن و تجارت،قطعاً تولید کنندگان واقعی و مخصوصاً دانش بنیان،در آیندۀ ایران جایی نخواهند داشت[البته در شعار بله ولی در عمل نه!].در عوض آیندۀ اقتصادی ایران،دست تجار و دلالان خواهد بود.بازرگانانی که مواد خام ایران را صادر خواهند کرد و تحت هیچ شرایطی به تولید کننده ایرانی نخواهند داد و در عوض مواد فرابری شده بی کیفیت چینی و اروپایی را تقدیم مردم ایران خواهند کرد! اروپائیها با برداشته شدن تحریم ها،امثال مدیر ایران خودرو را بی سرو صدا به کشورشان دعوت خواهند کرد تا زمینه را برای واردات سیل گونه محصولات صنعتی غربی به ایران فراهم کنند.نتیجه،رونق صنایع "مونتاژ" و نابودی صنایع دانش بنیان ایران خواهد بود.ایران بیش از 50 سال است که نتوانسته از زیر بار صادرات مواد خام (خام فروشی) و واردات کالاهای احمقانه و بی کیفیت و مونتاژ تولیدات دست چندم چینی و اروپایی(بنام صنعت ایرانی!!) نجات یابد.دلیلش[بر خلاف تبلیغات] بی اعتمادی به جوان نخبه ایرانی و بیکار نگهداشتن آنها در دانشگاههای بی کیفیت و افسرده هست.از این جهت،شاید اگر چینی ها اجازه میدادند،تحریم ایران،یک فرصت مغتنم اجباری برای بیکاران ایرا

دهقان

متأسفانه عدم توجه به چرخۀ تولید تا توزیع محصولات کشاورزی در ایران باعث شده تا دلالان بازار میوه و خشکبار و سایر محصولات کشاورزی و دامی ایران به ثروتهای افسانه ای برسند و در عوض دهقانان،دسترنجشان توسط دلالان به یغما برود و فرزندانشان برای کارهای کارگری و...به حاشیه شهرها بروند.متأسفانه در این میان شاهد خیانتهای فراوانی هم توسط دلالان هستیم.به عنوان مثال برای آنکه چای سمی انگلیسی را بتوانند وارد خانه های ایرانیان کنند،چای خوش طعم و چین اول ایرانی را از چایکاران به ثمن بخس می خرند و آنرا عمداً با چای کهنه و فاسد مخلوط میکنند و با نام چای ایرانی در بسته بندی های غیرشکیل در بازار توزیع میکنند تا با انصراف مردم از خرید چای ایران،صنعت چای کشور را به ورشکستگی بکشانند.حتی در مورد محصولات دامی هم همینطور هست:سالامبور و پوست گاو را عمداً به شکل خام به ایتالیا و چین می فرستند تا تبدیل به کفش و سایر محصولات چند میلیونی شده و بنام چرم ایتالیائی و دانمارکی در کشورها توزیع و صنایع تولیدی چرم و کفش ایران را نابود کند.همینطور هست وضع فرش و گلیم روستایی و صنعت پنبۀ ایران.چرا در اینموارد میدان را به اغیار واگذار کرده ایم؟!

چنار

حتی در کشوری در حدایتالیا به خطرناک بودن پلاستیک پی برده اند و برنامه هایی برای حذف پلاستیک در دست دارند.متأسفانه مسؤولان محیط زیست کشور با وجودیکه با چشمان خود میبینند که طبیعت ایران عملاً به زباله دانی پلاستیک جهانی تبدیل شده(که بینهایت خطرناکند و تقریباً هرگز در طبیعت تجزیه نیشوند)کوچکترین اقدامی ولو تبلیغی در مورد پلاستیک نمیکنند.موضوع تجزیه زباله در مبدأ را حتی فقیرترین کشورهای جهان هم کم کم دارند اِعمال میکنند،اما هنوز ما زباله های خطرناک شهرهایی مثل تنکابن و بابل و اردبیل را در مرغوب ترین و بکرترین مناطق طبیعی به صورت فله ای دفن می کنیم.متأسفانه به نظر می رسد که خانم ابتکار،از ابتکارات مدیریتی در علم پیشرفته محیط زیست برخوردار نیست و نتوانسته برای موضوع زباله های شهری و روستایی[مخصوصاً محصولات خطرناک پلاستیکی] تا آلودگی هوای کلانشهرهای دود گرفتۀ ایران[به جز تهران] اقدامات شجاعانه،علمی و دقیقی انجام دهد.بتن ریزی های متعدد روی تنها خاک واقعاً مرغوب ایران،یعنی خاک های شمال کشور و تبدیل آنها به کارخانه و ویلا و برج و ... هم کمافی السابق با شدت ادامه دارد و روزی نیست،بولدوزرها،این خاکها را نابود نکنند.

کامبیز

متأسفانه این روزها جدا از وضعیت معیشتی معلمان،لااقل در اکثر دبیرستانهای کلانشهرهای کشور،همانطور که اثری از دانش آموزان زحمتکش و درسخوان واقعی نیست،اثری از دبیران دلسوز،باسواد و مدبر هم نیست.اکثر معلمان فعلی دبیرستانها ترجیح میدهند تا دانش آموزان را به اولین کلاس خصوصی شان هدایت کنند تا با اخذ پول،همان خدماتی را بدهند که قدیم ها در کلاسهای رایگان دولتی میدادند.بدین ترتیب این روزها،کار برای فرزندان کارگران جزء و افراد فرودست اجتماع که میخواهند مثل سابق میخواهند از خدمات مکفی رایگان آموزشی بهره مند شوند،کاملاًسخت شده و تقریباً هیچگونه امکان قبولی در کنکور رشته های پزشکی و پولساز برای آنها وجود ندارد.زیرا پایه کنکوری آنها هرگز تقویت نمیشود.وضعیت معلمانی که نمی توانند به خاطر باندبازی مطابق حق خود از روستاها به سکونت گاههای شهریشان بیایند هم در نوع خود قابل توجه هست.در یک کلام،سیستم آموزشی ایران،هیچ کاری در تعلیم و تربیت کارآفرینی نمیکند.هیچگونه استعدادیابی و ایجاد انگیزه برای کارهای ابتکاری و خلاقانه درآن صورت نمی گیرد و فشل ترین سیستم آموزشی دنیا با هدف نابودی استعداد است که غیرکارشناسان در آن در رأس امورند.

اکبر

در حالیکه روسیه به منظور گرفتن امتیاز از غرب و فروختن ایران،اَلَکی دم از تحویل موشکهای بازدارنده S300 به ایران میزند(و S400 را به هند و چین میفروشد)کشورهای خاورمیانه(به جز افغانستان و سوریه و عراق)به اندازه 20 سال جنگ با ایران،از آمریکا و چین اسلحه دارند میخرند.از اسلحه های ضد بتن که با فناوری خاصی ساخته شده اند تا جنگنده های پیشرفته فرانسوی که تقریباً هرکدام به 10 برابر قیمت به احمق های عرب حاشیه جنوب خلیج فارس فروخته میشود تا در موقع مناسب با تشکیل اتاق فرماندهی مشترک با ترکیه،زمینه ساماندهی حمله نظامی به ایران را فراهم کنند.این نشان میدهد که هر دلاری که آمریکا برای تربیت سیاستمدار و پیشوا در کشورهای ابله خاورمیانه خرج کرده،اصلاً الکی و باری به هرجهت نبوده است.بلکه دهها برابر این سرمایه گزاری جواب داده و نوچه های دیروزی امروز بزرگ شده اند و هدایت خیلی از این کشورها را در دست دارند.ایران،ضمن مراقبت شدید از استقلالش،باید ضمن قدرتمندتر شدن داخلی«با تکیه بر نیروهای داخلی»روابطش با اروپای غربی و حتی آمریکا را کم کم بهتر کند و در لابی خاورمیانه سنی برای حذف ایران،شکافهایی ولو ریز و کوچک ایجاد نماید.

حکیم

موضوعی که در مجمع اخیر رادیولوژیست ها توسط وزیر بهداشت مطرح شد چند نکته داشت:اول آنکه فرمودند شما رادیولوژیست ها دستگاههایتان را در بیمارستانهای غیربرخوردار،به بیمارستان دولتی بیاورید و ما هم حداقل %80 تعرفه هر بیمار را به شما میدهیم!دوم آنکه اگر مصمم شدید دستگاههایتان را به ما بفروشید،ما حداقل %10 بالاتر از قیمت بازار و قیمت خرید از شما آنرا می خریم!!!و نکته سوم آنکه به هیچ پزشک عمومی اجازه سونوگرافی و رادیولوژی نمی دهیم.نکته: غالب بیمارستانها امکان خرید دستگاه سونوگرافی و رادیولوژی را دارند و 600 دستگاه هم اخیراً قرار هست دولت برایشان بخرد.ولی عمداً نمی خرند تا با استفاده از املاک بیمارستانهای دولتی،کار برای همکارانشان ایجاد کرده باشند.نکته دومی که واقعاً خنده دار است و معنی ندارد دولت از متخصص میلیاردر رادیولوژی %10 بالاتر از قیمت بازار دستگاهش رابخرد.ولی نکته سوم و اساسی ایجاد انحصار بیمورد است.در مراکز خصوصی رادیولوژی ما(مثل اروپا)نه پزشک عمومی،بلکه حتی فوق دیپلم رادیولوژی عکس بیمار را میگیرد ولی چون پولش در ایران به جیب متخصص میرود(!!)نه فوق دیپلم،اعتراض نمیکنند.ولی در مطب پزشکان عمومی معترض میشوند!

بانکی

تقریباً از 10 سال پیش که صنایع دولتی و ملی ایران به بهانۀ بالنده شدن توسط بخش خصوصی و رها شدن از چنگال مدیریت فرسوده دولتی،با انواع امتیازات محیرالعقول به دوستان گرمابه و گلستان واگذار شد و رفقا هم نامردی نکردند و بلافاصله کارخانجاتی را که تقریباً مفت صاحب شده بودند به خاک سیاه نشاندند و همراه فرزندان راهی اروپا و آمریکا شدند،کاملاً معلوم بود که چه بلایی قرار است با این خصولتی سازی ها بر سر صنعت ملی کشور بیاید.مهمترین آنها شرکتهای مخابراتی ایران بود که با مدیریتی به مراتب نالایق از دوران دولتی،به شرکتی فشل تبدیل شدند.از نساجی مازندران تا پوره سیب زمینی اردبیل و از دوچرخه سازی قوچان تا کارخانه لوله سازی خوزستان، همگی به خاک سیاه نشستند.دولت روحانی باید با حرکتی انقلابی،این کارخانجات را به کارگران قدیمی آنها بسپارد تا با امداد از شرکت های فنی مهندسی و دانش بنیان،طرحی نو در آنها انداخته شود و به اینهمه سال توهین و تحقیر این صنایع و کارگران زحمتکش آنها خاتمه داده شود تا چرخ آنها دوباره شروع به گردیدن کند.وگرنه: http://irna.ir/fa/News/81601112/

اکبر

آمریکا و اسرائیل بالاخره پس از سالها تلاش و تربیت عوامل،موفق شدند فاشیستی ترین و ضد انسانی ترین هیأت حاکمه را در عربستان سعودی بر سر کار آورند.این هیأت حاکمه در پوست گردو خواهند خوابید تا کثیف ترین اهداف فاشیستی آمریکائی-صهیونیستی را با هدف پر کردن جیب کارخانجات اسلحه سازی آمریکا،به اجرا درآورند.به ذعم آنها باید برای اینکار باید زمانی بگذرد و مراحلی طی شود تا کار ملت های خاورمیانه تقریباً تمام شود.از هم اکنون صف طولانی عربهای احمق برای پر کردن جیب شرکت اسلحه سازی لاکهیدمارتین آمریکا تشکیل شده تا با ریختن خون صدها انسان به شیوه خون آشام های عصر حجر،برای ثروتمندان شرکت های اسلحه سازی آمریکا،رفاه و آرامش در سواحل کالیفرنیا بیافرینند.با مملو شدن کشورهای عرب حاشیه جنوب خلیج فارس از اسلحه های مدرن آمریکائی،نقشه برای کشورهای مستقل جهان وارد فازهای جدی تری خواهد شد.طبعاً آندسته از دولت های جهان که فساد لجام گسیخته اقتصادی و سیاسی در آنها بیشتر از بقیه است،در صف اول سوء استفاده و هدف شرکتهای تروریست پرور آمریکایی خواهند بود تا این فاشیستهای آمریکائی بتوانند بر پیکر لخت آنها شلاق بزنند و آنها را از پای درآورند.

مصدق

فساد اقتصادی و ضعف برخی از سیاستهای مدیریتی در ایران،باعث وجود درزگاههایی برای سوء استفاده و در نتیجه تجمع ثروت در دست عده ای بی استعداد و کم سواد شده است تا آنها بتوانند به قول خبرنگار مجله خبری ساعت 19 فارغ از چارچوب های فرهنگ ایرانی،در طبقات بالایی رستورانهای شمال تهران در نیمه شبها مشروبات الکلی مصرف کنند و پارتی شبانه بگیرند و اتومبیل های چند میلیاردی سوار شوند و با ویراژ دادن در خیابانها به ریش مردم بخندند و در آنتالیا و استرالیا،خانه سازی راه بیاندازند و پول مردم را به خارج از کشور منتقل کنند.یکی از سازمانهایی که بیشترین حجم فساد و سقت ایده های نخبگان در آنها وجود دارد شهرداری ها و در رأس آنها شهرداری تهران هست.فساد در شهرداری تهران حتی گاهی از برخی مدیران دلال پرور و مخالف تولید دانش بنیان ادارات صنعت،معدن و تجارت،بانک های خصولتی،شرکت های بیمه ،شرکت های تولید قیر و نفت و پتروشیمی و شرکت های مخابراتی هم بیشتر میشود!(و صد البته سیستم های نظارتی جامع و علمی و نیز ساختارهای سازمانی محکم و بروزی در آنها وجود ندارد): http://www.tabnak.ir/fa/news/497703/

پرستو مرادی

با عرض سلام و احترام به نظر بنده موضوعات مهمتری نیز در فراموش کردن فرهنگ دفاع مقدس تاثیرگذار بوده و هستند. از جمله مهمترین این عوامل باید به عمل و رفتار مسوولان نظام در طی این سالیان اشاره کرد. زمانی که مسوولان نه تنها مطابق با فرهنگ شهدا و دفاع مقدس عمل نمی کنند بلکه برخلاف آن گام بر می دارند، مردم نسبت به دولت و ... بدبین شده و گاهی از روی لجبازی ، برخلاف فرهنگ دفاع مقدس عمل می نمایند. همچنین از دیگر عواملی که مردم برخلاف فرهنگ جنگ و دفاع مقدس عمل می نمایند، شاید این باشد که ما نتوانستیم ارزش شهداء، جانبازان و رزمندگان را به درستی ارزش گذاری کنیم و خواستیم ارزش کار و عمل و رفتار آنها را با چیزی جبران کنیم که از نظر مردم عادلانه نیست و با اینکار فرهنگ نادرستی را ایجاد نمودیم.