چین و ایران :الزامات روابط راهبردی

دکتر حسام الدین آشنا در دیدار رئیس آکادمی علوم اجتماعی چین

/ 18 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

سلام استاد ما چه وقت باید بعد از گذشتن بیشتر از سی سال از انقلاب عزیزمان شاهد حضور چادر در صداو سیما باشیم و حذف بی حجابی و مانتو چه وقت باید شاهد ترویج حجاب در صداو سیما باشیم ایا این ارزو را به گور می بریم ایا شهدای ما همه دعوت به حجاب نکردندو بخاطر ان خون ندادند شما بگویید ما چه وقت باید ببینیم در صداو سیما حجاب ترویج می شود چقدر انتظار لطفا بگویید ما همان قدر صبر می کنیم اما ایا این مقدار صبر کافی نیست

رحماني

سلام جناب دكتر اين اولين بار بود كه پيرو نام نيكي كه استاددرس ارتباطات يينالملل از شما برده بود به سايت شما مراجعه كردم از صحبت هايتان استفاده بردم و از اين به بعد بيشتر و بيشتر مراجعه مي كنم انصافا برخي مطالب درسي با مثال هاي شما بهتر درك شد پيروز باشيد

سامان

با هماهنگی مدیران فاسد بانکی می توان میلیاردها تومان از بانکها بیرون کشید و به بازار املاک و مستغلات تزریق کرد.بارار مسکن،بازار تاراج منابع ملی ایرانیها است و چون خیلی از بزرگان آلوده به آن هستند،هیچگونه مالیاتی هم عملاً درآن وجود ندارد.سیستم مالیاتی در ایران در عمل به حساب و کتاب های هیچکس جز کارمندان جزء رسیدگی نمی کند(همان قانون مسخره خود اظهاری).پزشکان متخصص،دلالهای بساز و بنداز مسکن و دائم البرندگان مناقصات شهرداری ها و البته ایضاً بنجل فروش های لوازم خانگی چینی،نه مالیاتی می دهند ،نه کسی می تواند از آنها مالیات بگیرد.این سرو صدایی هم که در مورد مافیای فوتبال تازگی می کنند موقتی است.باز آش همان خواهد شد و کاسه همان.چه مالیاتی چه کشکی؟ مالیات مال کارمندان و بازنشستگان هست که بروند عیدی 500 هزار تومانی شان را بگیرند و عیش دنیا را بکنند.به به !....

احسان

پیوند عربستان سعودی و اسرائیل،عملاً برای نابودی ایران هست. اقدامات پنهانی این دو خون آشام بین المللی در اعماق تاریکی ها و با چراغ سبز آمریکا ادامه می یابد تا در فرصتی مناسب با پشتیبانی عملی دله دزدهای غضنفر داخلی و با جریحه دار کردن احساسات منطقه علیه ایران بتوانند ضربه آخر را بزنند.ایران باید شش دنگ حواسش به این شغالهای خفته در بیشه زار باشد.راهش هم اول با تقویت داخل آغاز میشود.باید با فساد مالی داخلی بسیار سرسختانه و قاطع برخورد شودتا مرحمی باشد بر زخم های دل مردم از دست این دزدان بیت المال.در سطح بین المللی دست ها برای دوستی ها دراز گردد و راه اجماع دشمنان به هر نحو ممکن بسته شود.باز در داخل،خودی ها اجازه دهند برای نفس کشیدن فرهیختگان،فرجی بازشود و اینطور نباشد که هرکس پدرش 100 میلیون تومان پول داشت به بچه های فقیر که رتبه های به مراتب بالاتر از او در کنکور دارند رکب بزند و در دانشگاه بین المللی پزشکی بخواند و فردا بشود قاتل جان مردم.اینطور نباشد هر کس در بانک و شهرداری،پارتی داشت،میلیارد وام بگیرد و به ریش کارگران روز مزد و فوق لیسانس های بیکار بخندد.اینطور نشود که مردم بگویند:عی جان! مولایم!کجائی؟!

کامبیز

احسان جان! در بحث پزشک کردن اجباری(!) کسانیکه پدرشان 100 میلیون تومان پول نقد دارد در واحدهای دانشگاههای بین المللی(!)،به بهانه آنکه این جوون های خوشگل اگر ما به آنها اجازه ندهیم که پزشکی بخوانند به خارج می روند و آنجا می خوانند. پس چه بهتر که آنها را در داخل خودمان تربیت کنیم(!)،آش اینقدر شور شده که صدای بی تفاوت ترین آدم ها را هم در وزارت بهداشت درآورده.جالب آنکه این افراد چون شهریه می دهند،بلافاصله می توانند پس از فراغت از تحصیل در امتحانات تخصص پزشکی شرکت کنند و به طرح پزشکی هم اعزام نمی شوند. امکانی که حتی برای پذیرفته شدگان ممتاز پزشکی دانشگاه تهران هم فراهم نیست(که اگر فراهم بود،اکثریت آنها بلافاصله در تخصص قبول می شدند).این اولین بار نیست که مسؤولان تیشه می زنندبه ریشه آموزش عالی این مملکت؛با این تفاوت که این بار،این دردانه های آقازاده،پس از فارغ التحصیلی به قاتلان سیار طبقات محروم ایران تبدیل خواهند شد که با تشخیص های فاجعه بار خیلی ها را راحت خواهند کرد!

حکیم

سیستم پزشکی آمریکائی که در ایران الگوبرداری شده،زمانیکه در آمریکا اجرا می شد کسی تبدیل شدنش به بزرگترین مافیای ثروت و قدرت در آمریکا را جدی نمی گرفت.اما حالا که آمریکائیها درست در کنار پیشرفته ترین بیمارستانها،نمی توانند به داخل بیمارستان بروند و مثل گله های گوسفند جان می دهند،تازه رئیس جمهور آمریکا می فهمد که برای همگانی کردن بیمه آمریکائیها با چه سناتورهای غولی باید سرشاخ شود.در ایران هم عیناً داریم به آنسو می رویم.باور نمی کنید؟هیچ می دانید زمانیکه بحث زیرمیزی گرفتن جراحان از مردم بینوا مطرح شد چند نفر به طراحان زنگ زدند و مخالفت آشکار خود را با طرح این موضوع بیان کردند؟....حالا کجایش را دیده اید؟ اجازه دهید تا این آقازاده هایی که هرکدام با صدمیلیون تومان بدون هیچگونه لیاقتی وارد دانشکده های پزشکی شده اند فارغ التحصیل شوند...آن وقت به شما خواهم گفت یه مَن ماست چقدر کره خواهد داد....

سعید5

اگر مردم می دانستند که بساز و بندازها موقع مشارکت در ساخت چه بلائی سرشان می آورند،هیچوقت درساخت زمینشان با آنها شریک نمی شدند.یک قلمش همین پنجره های UPVC. هیچ می دانید داخلش اکثراً مفتول نمی گذارند و پیچ های رفته در پلاستیک بعد از مدتی هرز می شوند.هیچ می دانید پروفیل گالوانیزه این پنجره ها را به سفارش بساز و بندازها نصفه کار می گذارند و شما فقط با باز کردن شیشه دوجداره می فهمید سرتان کلاه رفته؟اینها فقط در پنجره ها بود.بقیه اش بماند. در بازار مسکن اکثراً کارگاههای بی در و پیکر و بی نشان فعالند و اگر کارگر فنی کلاهبرداری عمده ای کرد،کسی از نیروهای نظارتی کشور متوجه نمی شود.یک راه حل آن هست که از فعالیت کارگاههای درپیتی جلوگیری شده و ساختمانهایی که با وسایل آنها بنا شده اند تأییدیه نگیرند.با تمرکز دادن و بزرگ کردن این کارگاهها،صنایع ساختمانی بزرگ و مدرن بوجود می آیند که کنترل آنها هم ساده می شود.از رنگ کارها تا گچ برها و سفبدکارها همه باید دوره های فنی حرفه ای را اجباراً گذرانده و در کارگاهها ثبت شده و پاسخگو به فعالیت بپردازند.مالیات بپردازند و ناظر مستقل بر پروژه ها و کارهایشان نظارت کند.

بانکی

http://kayhan.ir/fa/news/4459 خبر را شش باری خواندم.به حال خودم و کشوری که در آن زندگی می کنم،افسوس خوردم.دقیق یادم نیست آیا قطره اشکی هم از چشمانم سرازیر شد یا نه. ولی مهم نیست...تا بوده چنین بوده. مافیای ثروت و قدرت در ایران کم مافیایی نیست.روح و بدن این مافیا در طبقات بانک مرکزی می چرخد.پس انتظاری هم نیست.ولی باید افسوس خورد.شاید این افسوس خوردن آخرین کاری باشد که در حق کشورمان می توانیم بکنیم. کشوری که از بادها گذشت و برباد رفت.

مدیر

بانکی جان! جانا سخن از زبان ما می گوئی. http://alef.ir/vdcb9ab50rhb85p.uiur.html?214296

در مورد داستان مه آفريد هم اسم سه نماينده مجلس بود.اون نماينده ها چي شدند؟ اصلا اونا رو هم بي خيال داستان تخلفات گسترده مالي مرتضوي چي شد؟ داستان كارت هاي هديه نمايندگان چي شد؟ اونا هم هيچ . 173 نفر چي شدند ؟!