به بهانه طلا و مس

طلا و مس را دیدم.دنیای ذهنی زهرا سادات در خدمت به شوهر سید خود ، خدمت به دختر و پسر کوچک خود و خیر خواهی برای دیگران خلاصه شده بود او در ارتباطات انسانی محدود خود خاطره ای خوش بر جای می گذاشت . او زیاد سخن نمی گفت ، نمی خواست دنیا را تغییر دهد ولی آرامش را به همگان هدیه می کرد.

سید طلبه ما که به جای مسیر مشهد - قم سر از تهران دراورده بود برای پخته شدن نیاز به درس اخلاق نداشت همان همسر داری و قالی بافی و همسایه داری برایش کافی بود تا راز توحید افعالی را کشف کند.

داستان طلا و مس برای من کشف دوباره ارزش وفاداری و زندگی سنتی است.ساختن افسانه آبادی به نام زندگی سنتی در سینما ممکن است اما گزارش یک زندگی معمولی به گونه ای که بتوان سنت را زندگی کرد دشوار است. 

اگر طلا و مس مورد استقبال تماشاگران قرار گیرد حماسه ای در عرصه سینمای دین مدار روی داده است.

/ 22 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زينب فروزنده

بسم الله الرحمن الرحيم با سلام خدمت شما نياز به راهنماييتون دارم كانون انديشه جوان حلقه هاي مطالعاتي براي دوره تابستان طراحي كرده است كه يكي از اين حلقه ها حلقه مطالعات رسانه و حلقه ديگر جنگ نرم است. در اين حلقه هاي مطالعاتي دوستان با مطالعه كتب به بحث پيرامون محتواي موضوع حلقه ميپردازند. از شما خواهشمندم كه در جهت معرفي كتاب براي مطالعه در اين دو حلقه درحد دروس عمومي دوره كارشناسي لطف كرده و مساعدت فرماييد. از لطفتان پيشاپيش متشكرم التماس دعا

خسروی

با سلام من نیز این فیلم را دیدم شما، از سکانسی که سیدرضا به دخترش گفت: "پس پاشو پرده ها رو بکش" چه برداشتی می کنید؟ آیا این فیلم به نوعی به روحانیت نمی گوید که شما نیز در جامعه امروزی، خیلی سخت نگیرید؛ زیرا کسانی که به موسیقی گوش می دهند یا طفل معصوم اند یا افسرده و یا بلاتکلیف! لطفا نظر خویش را مرقوم فرمایید. با تشکر 

مظاهري

سلام آقاي دكتر مشتاق ديدار خوشحال مي‌شوم اگر فرصت كرديد اين مطلب را بخوانيد ونظرتان را بفرماييد: مارماهی تأملي در پديده‌ي رو به رشد «حجت‌الاسلام دكتر» http://mohsenhesam.blogfa.com/post-122.aspx ارادتمند مظاهري

حسین

سلام مستند تقاطع و امر روزمره بخوانید

جواد نظري مقدم

با سلام از ديدن اين فيلم که روايت ساده و عاشقانه اي بود از زندگي واقعي يک طلبه سنتي که به دنبال طلا کردن مس وجود خود بود بسيار بسيار بسيارلذت بردم.طلبه اي که از مشهد وارد تهران- نماد مدرنيسم-مي شود و کوشش مي کند حتي در آلوده ترين فضاي فرهنگي و فکري اخلاق بياموزد و اخلاقي زندگي کندو مدارج علمي رو طي نمايد. او در جدال ميان درس و زندگي ناگزير از انتخاب راهي است براي تأمين آرامش و معاش خانواده . سيددر مدرسه خانواده درس وفاداري و محبت را مي آموزد وبه اين آموختن و زانوي ادب زدن درمقابل زن و فرزند افتخار مي کند.البته کارگردان به خوبي به اين نکته واقف است که اهميت علم وآگاهي و کسب فيض از اساتيد و اربابان طريقت قابل انکار نيست و سيد باز به استاد حاج آقا رحيم سر ميزند.او خوب شاگردي است ،چرا که همه آنچه را که استاد اخلاق در کلاس روايت مي کند از بر است و جام جانش لبريز از درياي معارفي است که که در آموزه هاي اسلامي يافت مي شود.استاد اخلاق همان چيزي را مي گويد که سيد ميبيندو يقين دارد. کارگردان به غايت خويش رسيد و آن اينکه نشان داد سيد نمونه روشن ، ساده و بي پيرايه همان چيزي است که حقيقت دين خواسته و تعريف مي کند.

حجرات

با سلام فیلم بسیار خوبی بود .می توان ساده زندگی کرد .ان الله مع الصابرین.

باشگاه تشکیلات

سلام ما فقط نمیخوانیم! خوشحال میشویم که از اولین وبلاگ تخصصی تشکیلات بازدید فرمایید و نظر بدهید. تشکیلات ما چیزی جدای از فرهنگ و ارتباطات نیست.

ارادتمند

ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی/ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست

سینا

واقعا فیلم های با محتوا از این دست کم شده همش هزل ومسخره بازی...