مصاحبه اندیشه پویا با حسام الدین آشنا(قسمت دوم)

مصاحبه اندیشه پویا با حسام الدین آشنا(قسمت دوم)
• این راهکارهایی که شما به عنوان راه‌های مواجهه دولت با دلواپسان مطرح کردید این تصور و تلقی را ایجاد می‌کند که دولت هیچ احتیاجی به حمایت اجتماعی و حضور روشنفکران و نخبگان در عرصه عمومی ندارد. خودش در رسانه جواب گروه سوم را می‌دهد. تحریم را هم که برطرف کند، گروه دوم از بین می‌روند.  و پاسخ گروه اول را هم در اندیشکده‌ها و اتاق‌های فکر و ساختار حکومت می‌دهد. یعنی دولت در هر سه زمینۀ خودش این توانایی را دارد که مسئله دلواپسان را حل کند. احتیاجی به حمایت اجتماعی هم ندارد. اینطور است؟
دولت در هر سه عرصه احتیاج دارد که با بدنه اجتماعی حامی و منتقد خودش  و توده مردم درتماس باشد. دولت در بخش رسانه‌ها و فضای عمومی عملا آگاهی‌بخشی و اقناع و شنیدن دیدگاه‌های مخالفین و منتقدین را دنبال می‌کند. در بخش دوم که بحث از مواجهه با کاسبان تحریم است، واقعا اگر حمایت ملی درکار نبود اصلا درحال حاضر رییس جمهوری نداشتیم که خواهان برداشتن لحاف باشد. پس اگر آن حمایت همچنان همراه دولت نباشد همان کفن‌پوشان کاملا فضا را تغییر می‌دهند. در لایه تصمیم‌سازی هم محققین برجسته ورود می‌کنند و حرف‌های جدی و حسابی دانشگاهی و مبتنی بر پژوهش‌های عمیق مقایسه‌ای جهت اقناع و اجماع زده می‌شود.
• اما به نظر می‌رسد که هنوز فضا به گونه‌ای نیست که در عرصه عمومی، مواجهه با دلواپسان را نهادهایی به غیر از دولت نیز بتواند پیش ببرند. شاید هم دولت چنین علاقه‌ای ندارد؟
اینطور نیست که دولت علاقه‌ای نداشته باشد. علت خیلی روشن است. فضا یک طرفه باز است و نه دو طرفه. 
• بعد از بازگشت تیم مذاکره کننده، موج هیجانی ایجاد شده بود اما دولت از این موج هیچ استفاده‌ای در برابر دلواپسان نمی‌کند.  
واقعا هنوز زمان شادی و پایکوبی در موضوع مذاکرات هسته‌ای نیست و برای این کار خیلی زود است. طرف مقابل هرنوع شادی و خوشحالی را به مثابه نیاز ایران به نتیجه‌گیری از مذاکرات به هرقیمت تلقی می‌کند. به همین دلیل نه آقای آقای دکتر روحانی و نه دکتر ظریف تمایل به شادی زودهنگام ندارند. ما به هیچ‌وجه نباید متانت و آرامش در فضای مذاکرات را از دست بدهیم. این اسلوب ما در مذاکرات است. مسئله دوم این است که اگر نقد کردن مذاکره کنندگان و مذاکرات فعلی، توافقات فعلی و نتایج مذاکرات فعلی امری خوب و مورد پسند و حق مردم است، نقد کردن مذاکرات و مذاکره کنندگان قبلی هم باید جزو حقوق مردم تلقی شود. این معیار دوگانه که بگوییم گفتگو درباره مذاکره و مذاکره‌کنندگان قبلی سیاه نمایی است اما نقد مذاکره کنندگان فعلی عین واقع‌نمایی است، بسیار نادرست است. انصاف نیست که استناد به بیانات مقامات رسمی و غیر رسمی امریکایی و اسرائیلی در مذاکرات فعلی واجب باشد اما در مذاکرات قبلی حرام. مقامات امریکایی و اروپایی در مذاکرات قبلی هم اظهارنظرهای خیلی زیادی داشتند، اما نه در تلویزیون و نه در رسانه‌های عمومی دیگر و نه در تبلیغات دولتی به هیچ‌وجه استنادی به گفته‌های دیگران نمی‌شد و اساسا منع جدی هم در این زمینه وجود داشت. وقتی ایران تحریم می‌شد و پشت‌سر هم قطعنامه دریافت می‌کرد، هیچ کسی نمی‌گفت که این قطعنامه‌ها خطر دارد و نباید بگذاریم این قطعنامه‌ها صادر شود. بلکه درمقابل برخی با افتخار اعلام می‌کردند که آنقدر قطعنامه بدهند تا قطعنامه‌دان‌شان پاره شود. هیچ کس امروز آزاد نیست که بگوید قطعنامه‌دان آنها پاره نشد اما در نتیجه آن نگاه، خیلی چیزها اینجا پاره شد. 
• پس دولت می‌توانست فضای نقد گذشتگان را ایجاد کند و نکرد.
بله، همینطور است. دولت پذیرفت که دیگران را مصون از نقد و خودش را در معرض نقد قرار دارد. برای فهم اینکه آیا این استراتژی درست است یا نه باید کمی صبر کنیم. بگذاریم در یک فضای آرام مذاکرات پیش برود و وحدت ملی آسیب نبیند. باید اجماع ملی وجود داشته باشد تا پس از نتایج مذاکرات اگر کسانی که درگذشته مسئولیت‌هایی به عهده داشتند، شروع به تخریب توافق نهایی کردند، آمادگی این را هم داشته باشند که از دوره خودشان دفاع کنند. اما اگر به رای ملت و تدبیر دولت گردن نهادند آن وقت ممکن است که این دولت و ملتِ خطاپوش از قصور و تقصیرهای برخی از آنها چشم‌پوشی کند. 
/ 186 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دهقان

متأسفانه سموم و کودهای مقوی که در محصولات کشاورزی و دامی ایران به شکل گسترده و با حمایت تعجب آور وزارت جهادکشاورزی بکارگرفته میشوند،جزو خطرناکترین مواد جهان هستند.این مواد که بدون هیچگونه نظارتی و چندبرابر استانداردهای جهانی توسط کشاورزان و مرغداریها و صاحبان استخر پرورش ماهی، مخصوصاً در محصولات صیفی مثل خیار و گوجه فرنگی و در محصولات دامی مثل مرغ و ماهی بکار گرفته میشوند،باکمترین نظارت فرمالیته،وارد بازار مصرف شده و به بدن مصرف کنندۀ ایرانی میروند.این مواد خیلی خطرناکند و طبعاً موجب بیماریهای فراوان و خطرناکی هم میشوند.البته در مورد محصولات صنایع غذایی و لبنی هم (مخصوصاً در محصولاتی مثل آبلیو و شیر و سوسیس و مواد کنسروی و ...)،مواد مضر به کرات استفاده میشود.هیچکدام از متصدیان دولتی در اینمورد جدی و کامل نظارت نمیکنند و حتی در صورت کشف و تعقیب،مجازات هایی که بابت چنین جنایاتی اعمال میشود،اصلاً و ابداً بازدارنده نیست.باید نظارت ها دائمی و سیستماتیک و مجازات ها به شدت سنگین باشد.ضمناً آموزش و استانداردهای الزامی سختگیرانه برای متصدیان تولید این محصولات اعمال شود.

سامان

فرهنگ عزیز!متأسفانه تهران به چاه ویلی تبدیل شده است که تمام بودجۀ مملکت را به بهای نابودی بقیۀ کشور می بلعد و باز کشور نمی تواند از دست آن خلاص شود.در تمام کشورهای دولتی جهان وضع به همین گونه است.مثلاً در روسیه شما اگر به مسکو پایتخت آن کشور بروید،شهری خوب و قشنگ می بینید.اما بقیه شهرهای روسیه مخصوصاً در فلات مرکزی و کناره های شرقی،با وجودیکه میلیونها نفر جمعیت دارند،به شیوۀ 50 سال پیش زندگی میکنند.در ایران هم در شرایطی که %70 شهرها و روستاهای کشور راه آهن ندارند و برخی از جاده های مهم ترانزیت کشور(مثل جاده بندعباس-لار؛بندرعباس-سیرجان؛گردنۀ اسد آباد همدان؛خوزستان-ایلام) جزو خطرناکترین جاده های خاورمیانه هستند،8 میلیارد دلار از بودجۀ ملی کشور صرف ساخت یک آزادراه جنوبی دیگر برای تهران،از آبیک تا چرمشهر میشود.این دور باطل ادامه خواهد یافت تا رشد و توسعۀ کشور به شکلی کاملاً نامتوازن رخ دهد و عواقب آن در سالهای آینده اجتناب ناپذیر خواهد بود.

مصدق

سامان عزیز!احتمالاً خبر ندارید که همین چند وقت پیش هم،بزرگترین طرح سالن فرودگاهی ایران برای فرودگاه امام تهران برنامه ریزی شد.در حالیکه عمدۀ توریست های کشور به اصفهان در فلات مرکزی میروند و باید این طرح در فرودگاه اصفهان اجرا میشد.این روزها،به جرأت میتوان گفت %99 پروژه های بزرگ راه و ترابری کشور منحصراً برای تهران طرح ریزی و اجرا میشود و برای ان بهانه می آورند که چون %25 حمل و نقل کشور در تهران هست پس %99 پروژه ها باید در تهران اجرا شود!!

حسن

این هم نمونه های کوچک تبعیض در هزینه های ملی کشور: http://www.tabnak.ir/fa/news/511205/ http://www.entekhab.ir/fa/news/211299/ http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930306000035 http://www.shomalnews.com/view/117695/

سامان

اینکه اعتبارات کل استان خوزستان 800 میلیون دلار باشد و اعتبار فقط یک پروژه جاده ای در تهران(آبیک - چرمشهر) 8 میلیارد دلار،به خوبی گویای تبعیض وحشتناک در تخصیص بودجه ها به مناطق مختلف کشور هست.

حکیم

آنچه که در لینک زیر می بینید،نمونۀ بسیار بسیار کوچکی است از آنچه که در بیمارستانهای دولتی مراکز استانها مخصوصاً در شهرهایی مثل بابل و شیراز و اردبیل و اهواز و زاهدان و برخی از بیمارستانهای تهران رخ میدهد.متأسفانه امروزه در بیمارستانهای دولتی ایران به دلیل اختلاف دستمزدی نجومی بین کادر پرستاری با کادر پزشکی،پرستاران عملاً دست از کار کشیده اند و کار نمیکنند.در واقع آنقدر بی رغبت کار میکنند که منجر به اشتباهات مکرر مرگ آور میشوند.اگر بیمار،آدمی نداشته باشد که تر و خشکش کند و به دادش برسد،عملاً باید او را مرده فرض کرد!: http://www.yjc.ir/fa/news/5241124/

فرهنگ

حتی خبرنگاران کارگری هم ، مظلومترین خبرنگاران ایران هستند.حادثه بی ادبانه ای که در خبرگزاری ایلنا رخ داد ، شبیه همان رفتاری است که در تعطیلی پرمخاطب ترین برنامه شبکه آموزش تلوزیون یعنی برنامۀ "رادیو هفت" رخ داد.عده ای که کوچکترین حرمتی به تقدس کار رسانه و مطبوعات قائل نیستند،سردمدار اکثر رسانه های کشور شده اند و برنامه سازان و خبرنگاران واقعی کشور را از رفتار بی ادبانۀ خود محروم نمی گذارند!!: http://fararu.com/fa/news/237463/

اکبر

نیروهای کرد به آرامی به پایتخت داعش نزدیک میشوند و موجی از نگرانی دامنگیر دولت های متعفن ترکیه و عربستان سعودی شده است.این فرصتی است که ایران هرگز نباید آن را از دست بدهد.کردها از اقوام اصیل آریائی هستند که همواره در فقر و محرومیت با دولتهای محلی خاورمیانه در تنش بوده اند و در این راه گاه اغفال هم شده اند.ولی مثل رودی که به دریا می پیوندد،هرگاه از طرف ایران،لطفی دیده اند به آن با اشتیاق و مهربانی ،پاسخ عمیقاً مثبت داده اند.کردهای آنسوی مرز عواطف مهربانانه ای به مام میهن آریائی دارند و حمایت از آنها قطعاً ایران را در موقعیت بهتری قرار خواهد داد.ترکیه و عربستان سعودی،کاملاً برایشان مسجل شده که با کمک صهیونیست ها میتوانند منطقه را با خاک یکسان کنند.در چنین شرایطی اگر ایران موقعیت حمایت همه جانبه از کردها را از دست بدهد قافیه را خواهد باخت.

سبلان

متأسفانه زمینخواران در زیباترین نقطه ایران یعنی گردنۀ زیبای حیران(حد فاصل اردبیل تا آستارا) جولان میدهند و هیچ فریادرسی نیست.اکثر زمین های شیب دار به طرز خطرناکی مورد هجمه قرار گرفته و با نابودی محیط طبیعی،در آنها ویلاسازی شده است.کاش اینجا کسی بود و کمکی میکرد.

حسن

امارات متحده عربی،ساخت بزرگترین نیروگاه هسته ای جهان را در این کشور چند سال پیش به فرانسویها سپرد و به زودی عملیات ساختمانی سه تای آنها تمام میشود.عربستان هم به کشورهای فرانسه و روسیه پول داد تا جمعاً بیش از 30 نیروگاه هسته ای برایش بسازند.ترکیه هم از مدتها پیش ساخت نیروگاههای بزرگ هسته ای اش را با همکاری فرانسوی ها،بی سروصدا آغاز کرده است.ایران قطعاً و قطعاً در آیندۀ نزدیک عقب مانده ترین کشور خاورمیانه در بخش توسعۀ نیروگاههای هسته ای خواهد شد،ضمن آنکه تمام فعالیتهایش در سیبل توجهات خردکنندۀ فرانسه و آمریکا خواهد بود.ایران شعار استقلال میداد.اما امروز مثل کشور عربستان سعودی،مقصد نهایی مدیران حمل و نقلش، کشور فرانسه است.با این تفاوت که فرانسه پیشرفته ترین جنگنده ها،هلیکوپترها و نیروگاه های هسته ای اش را به عربستان سعودی میفروشد و به ایران هم هواپیماهای مسافربری و خودروهای از رده خارجش را قالب میکند. فرانسه یکی از هوشمندترین و جنایتکارترین کشورهای استکباری جهان هست و جنایات هولناکش در آفریقا و آقیانوسیه فقط نمونه هایی از کارهایش هستند.به همین جهت سازمانهای اطلاعاتی آمریکایی-صهیونیستی در پاریس جولان میدهند....