در بزرگداشت دکتر کاظم معتمد نژاد آن نوآور کهنه کار

 باسمه تعالی

چه زود دیر شد ؛ چه خوب یاد بود می گیریم و چه بد و چقدر کم یاد می گیریم.این مجلس به منظور بزرگداشت مقام شامخ علمی استاد وارسته و فرزانه آن راهنمای راهبر جناب آقای دکتر کاظم معتمد نژاد برگزار می شود ؛اقتضای چنین محفلی ، پس از مراسم مرسوم  یادبود ، هم پیمانی برای رفع نگرانی هایی است که آن همیشه استاد را واداشت تا واپسین ساعت هایی که توان داشت بر سر آن ها جنگید.راستی استاد چنان عیار معلم عادی بودن را بالا برده که حالا حتی نمی توانیم خود را معلم بنامیم.سخنان امروز این شاگرد کمترین ،معطوف به موقعیت کنونی دانش ارتباطات و تلاش برای ارائه تصویری  از چالشهای جاری این رشته علمی در ایران است.

                                         

دانش ارتباطات از ابتدای شکل گیری تا کنون در جهان و ایران با چالش های جدی در زمینه نظر و عمل روبرو است. توسعه حوزه های مختلف و مرتبط ، امکان حفظ هسته بنیادین و نخ پیوند رشته را هر روز دشوارتر می نماید. یافتن آنچه به دانشجویان رشته های روزنامه نگاری، روابط عمومی،  تبلیغات، ارتباطات،  تحقیق در ارتباطات،ژورنالیسم رادیو و تلویزیونی ،ژورنالیسم سایبر،مدیریت فناوری اطلاعات، مدیریت رسانه ها، فرهنگ و ارتباطات، هویت مشترک می بخشد کار ساده ای نیست. 

تعارض میان نوآوری و سنت گرایی در آموزش ارتباطات یکی دیگر از وجوه چالش برانگیز است.برنامه ها یی که با هدف تربیت روزنامه نگار طراحی شده با برنامه هایی که با هدف بستر سازی و کادرسازی برای تحقق جامعه اطلاعاتی طراحی می شود کاملا متفاوت است. از یک طرف تا مدت ها با موانع اداری و علمی ناشی از فقدان متخصصان تحصیلکرده و دانشگاهی مواجه بوده ایم و حالا با گذشت یک دهه از سیاست تولید انبوه ،با خیل فارغ التحصیلان روزانه و شبانه و آزاد و پردیسی جویای کار و اغلب سرگشته و سرخورده روبرو شده ایم.

 

                                     همکاریها و رقابتها

رشته ارتباطات در ایران مانند هر رشته دانشگاهی دیگر عرصه  همکاریها و رقابتها است.هر چه همکاری است بر محور حضور و نفوذ دکتر کاظم معتمد نژاد شکل گرفته است .پیوند میان فارغ التحصیلان و حلقه های علمی ارتباطات بی شک ریشه در اندیشه و رفتار اجماع آفرین و بومی ساز  استاد دارد.اما بررسی زمینه ها و آثار رقابتهای غیر سازنده ای که به نابسامانی رشته دامن زده و در قالب بازنگری های دستوری و فرمایشی  اعمال شده است موقعیتی ورای از این مجلس می طلبد.قدر ناشناسی ها و جفاهایی که در همین دانشگاه در حق این نگین علمی ،گل سرسبد و اسوه استادی روا داشته شد فقط یکی از جلوه های این رقابت خام اندیشانه است. به جای تکریم صاحب خانه اتاقکش را هم از او دریغ کردند . او بخشید ولی ما فراموش نمی کنیم.

                                 چالشهای سیاسی

رشته ارتباطات خواسته یا ناخواسته تعاملی روزانه با عرصه سیاست دارد . هرچه عرصه عمومی برای کسب و تبادل اطلاعات و رقابتهای سیاسی فراختر می شود  تاب و توان حرفه ای و علمی و حرمت اجتماعی دانش آموختگان ارتباطات نیز بیشتر می شود. فشار سیاسی و دادگاهی بر رسانه گران و مجرم انگاری تعداد انبوهی از آنان به شدت رشته را محافظه کار می کند و هر پدر و مادری را وادار می سازد در هنگام انتخاب رشته به فرزند هوشمند و نیک بخت خود توصیه کند به راهی نرود که در آن بر سرها و چشمها ،با یا بدون درد دستمال می بنددند .حماسه سیاسی اخیر برای رشته ما باید آزادی مسئولانه بیشتری را به همراه آورد ؛ حال که دولت سیاست فشار بر مطبوعات و رسانه ملی را کنار گذاشته است باید منتظر پاسخ مناسب رسانه ها بود.همین جا از تغییر رویکرد معاونت رسانه ای وزارت ارشاد قدردانی می کنم.

 

تجلیل از پدر علم ارتباطات ایران تلاش برای تحقق خواسته های اوست نه در چهل سال آینده بلکه در چهار ماه آینده

  • قانون نظام جامع رسانه ها و تشکیل شورای عالی رسانه ها
  • تشکیل مرکز ملی مطالعات ارتباطات با مشارکت تمامی نهادهای آموزشی و ارتباطی
  • تشکیل انجمنهای علمی برای راهبری فرادانشگاهی و آینده نگرانه رشته های ارتباطات
  • پی گیری انتشار آثار بر جای مانده
  • ساماندهی کتابخانه و مجموعه اسناد استاد
  • همایش بررسی میراث علمی استاد
  • جایزه ملی و منطقه ای دکتر معتمد نژاد برای ارتباطات ، روزنامه نگاری و جامعه اطلاعاتی
/ 204 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حکیم

اگر شما به پدر یک خانواده هرماه یک میلیون تومان حقوق بدهید و او 999هزارتومان آنرا برای خوشگذارنی های شخصی خودش بردارد و فقط یک هزار تومان آن را صرف بقیه اعضای خانواده اش کند،آیا این خانواده را می توان جزو خانواده های فقیر و مفلوک به حساب آورد یا مشکل از پدر خانواده هست؟بله درست حدس زدید.این اتفاق مسخره ای است که به همراه چند جنایت دیگر هر روز در بیمارستانها اتفاق می افتد.پس از آنکه 99 درصد درآمد بیمارستان به حساب اطبا(اعم از سهامدار در آن بیمارستان یا غیر سهامدار واریز شد)امور مالی بیمارستان اعلام عدم همخوانی دخل و خرج می کند تا اجازه یابد با مبالغ سرسام آورتری بیماران را تلکه کند!تازه کجایش را دیده اید!تقریباً در هیچیک از بیمارستانهای دولتی،متخصصی جراح،اصلاً در اتاق عمل حتی حاضر هم نبوده و شاگردش،بنام او عمل می کند.به طوریکه متخصص مزبور بیش از 200 میلون هرروز بابت عملهایی می گیرد که هرگز آنها را انجام نداده است!حتی نظارت هم نکرده!!در صورت خرابی کار و نفله شدن بیمار،پزشکی قانونی مستقر در بیمارستان و بازرسی(خودی های بیمارستان)قضیه را،عالی(!!)،فیصله می دهند!رادیولوژی ها،تقریباً همگی خصوصی اند!با درآمد میلیاردی.

حکیم-1

طبق آنچه که گفتم،با دستگاههایی مثل ورود و خروج با تشخیص چهره،جلوی ورود شاگردان جراحان به اتاق عمل و جراحی آنها با مهر جراح اصلی باید سریعاً گرفته شود تا بیماران در بیمارستانهای دولتی نفله نشوند. هزینه و درآمد بیمارستان،به هیچ وجه نباید پس از برداشتن سهم اطباء متخصص و سهامدار محاسبه شود.بلکه در این خان نعمت،کادرهای مفلوک بیمارستان هم باید حساب شوند.یک نفر کاربلد مستقل در داخل اتاق عمل(خارج از افراد کادر خودی)باید به تخلفات فراوان و بیش از اندازه در اتاقهای عمل نظارت کند و درصورت تخلف متخصص بیهوشی و جراح،باید اول به مرجعی خارج از خودی های بیمارستان ارجاع دهد.وگرنه هر روز هزاران نفر با اشتباه های شاگردان جراحها(البته با مهر آن ها)نفله خواهند شد.رادیولوژی ها هم باید از انحصار متخصص رادیولوژی(که عملاً هیچ کاری و حتی در حد یک تحلیل ساده هم انجام نمی دهند)خارج شده و فوق دیپلم های رادیولوژی و پزشکان عمومی هم مثل سایر نقاط دنیا باید بتوانند این عکسبرداری های خیلی خیلی ساده را انجام دهند.رادیولوژیست ها کاملاً در مورد طاقچه بالا گذاشتن برای رشته خود، بزرگنمائی می کنند.به آن نشان که هرگز در محل عکسبرداری حاضر نمیشوند.

سعید5

دلالها به اوراق وام جدید مسکن حمله کرده و آنها را سریع از بورس گرفتند تا قیمت آنها افزایش یابد.وزرات مسکن از روی ناشی گری هول شده بود و یادش رفته بود تعداد اوراق را زیاد کند بعد افزایش وام جدید را رسانه ای کند تا قیمت آن به 3.5 میلیون نرسد.

هنرمند

3 بار با دقت خیلی زیاد خواندم.دمش گرم!نظر واقعیش رو گفته: http://www.tabnak.ir/fa/mobile/372242

میثم

آقای دکتر سلام خدا رو شکر معنای حقوقدان بودن رو فهمیدیم... حقوقدان یعنی له کردن عزت ملت، یعنی شکلات بگیر، انرژی هسته ای بده، پفک بگیر، عزت بفروش... توافقنامتون کاملا حقوقی بود منتها بر اساس کدوم حقوق خدا عالمه به آقای دکتر از قول ما بفرمایید که سرهنگ لااقل از هویت و عزت ملتش دفاع می کنه نه این که همه رو بزاره به باد حراج...

شاگرد آشنا

سلام آقای دکتر. قابل توجه شما و رفقا در دولت بی تدبیر و امید: تو رو خدا بخونید و جواب منو بدید. منتظریم http://www.mashreghnews.ir/fa/news/279032/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D8%B6%D8%B1-%D9%85%D9%84%D8%AA

حکیم

متأسفانه معاون درمان وزارت بهداشت در حالی از افزایش تعرفه ها در بیمارستان های دولتی (واقعی کردن تعرفه خدمات!!!!)دفاع کرد که کاملاً معلوم هست که به محض افزایش تعرفه در بیمارستان های دولتی ،پزشکان متخصص در بیمارستان های خصوصی (که برخلاف بیمارستان های دولتی در آنجاها اغلب خود عمل می کنند-همان خدمت بهتر) به محض دریافت این خبر، حق العمل جراحی خود را چندبرابر خواهند کرد و باز همان آش خواهد شد و همان کاسه با این تفاوت که خدمات بیمارستان های خصوصی یک بار و برای همیشه از دسترس عامه مردم خارج خواهد گردید و فقط خدا به داد بیماران برسد.واقعیت این هست که هیچکدام از پزشکان متخصص حتی در ورشکسته ترین بیمارستان های خصوصی تا حق خود را تمام و کمال نگیرند، دست از سر بیمارستان ها بر نمی دارند و بیماران میمانند و دهها پرستار و خدمه که به بردگی کشانده می شوند.درآمد متخصص از بابت عمل های جراحی که رزیدنت هایشان می کنند از میلیاردها تومان در ماه فراتر می رود چه برسد به مطب ها و بیمارستان های خصوصی.اینها در حالی اتفاق می افتد که دستمزد برجسته ترین دانشمندان هسته ای و فیزیک و شیمی ما حتی یک صدهزارم درآمد این آقایان هم نیست.

محمدرضا احدی

زندگی هیچ گاه به بن بست نمی رسد؛ کافیست چشم باز کنیم و راه های گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم؛ خدا که باشد، هر معجزه ای ممکن می گردد... روزگاری شاد برایت آرزومندم[گل]

بانکی

مدیران اقتصادی کشور،به همان فرانسوی ها و عرب هایی امتیاز فروشگاههای هایپر مارکت را دادند که آنها و دولتهایشان از پشت به ما خنجر زدند و بدیهی ترین امکانات تجاری و اقتصادی جهان را در مورد ما نادیده گرفتند و به هیچوجه و تحت هیچ شرایطی حاضر نشدند تا در فناوری های پیشرفته در ایران کوچکترین سرمایه گزاری را بکنند. به همان ها اجازه دادند تا بزرگترین فروشگاه های مواد غذایی در کشور(معروف به فروشگاههای هایپر مارکت) را راه اندازی کنند و با فروش سیل آسای محصولات ایرانی به خودمان، جیب خود و خانواده هایشان در پاریس و دبی را پر کنند.روزی یک میلیارد و سیصد میلیون تومان فروش برای همه وسوسه انگیز است.دولت در چنین مواقعی باید هدایت سرمایه گزاری خارجی ها را بر عهده گیرد و آن را مشروط به سرمایه گزاری در تکنولوژی های پیشرفته نماید.

حکیم

خوب شد بالاخره یکی فهمید که پزشکان متخصص حد خوب دستمزدشان چقدر هست!ماهی یک میلیارد تومان ! شما کف این دستمزد را هم می توانید حدس بزنید:حداقل ماهی 250 میلیون تومان.به عبارت بهتر 100 برابر دانشمندان فیزیک هسته ای و هزار برابر کارگران روز مزد دکل های فشار قوی برق!عین عدالت و انصاف! http://www.tasnimnews.com/Home/Single/208943 حالا وقتی نظام پزشکی غوغا بپا می کند که بیمارستان های خصوصی ما ورشکسته اند شاید بتوانید پیدا کنید پرتقال فروش های مستقر در این بیمارستان ها را...‍!