از ‌ غرب گرايي‌ِاقتدار  محور تا ‌ِ  اسلام‌ گرايی توسعه‌ محور<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

درآمدي‌ بر جامعه‌شناسي‌ تحولات‌ فرهنگي‌ ايران‌

قسمت سوم

 

سالهاي‌ ميان‌ 1350 تا 1357 دوران‌ سياسي‌ شدن‌ دين‌ در ايران‌ است‌ در اين‌ دوره‌ دين‌ علناًبه‌ دنبال‌ غلبه‌ بر حاكميت‌ و به‌ دست‌ گرفتن‌ اقتدار سياسي‌ بود. به‌ عبارت‌ ديگر به‌ دنبال‌ اجراي‌ راه‌حلهايي‌ بود كه‌ در مرحله‌ ايدئولوژيك‌ شدن‌ خود ارائه‌ مي‌كرد. در اين‌ دوره‌ سخنرانان‌ و علماي‌مذهبي‌ صريحاً به‌ دولت‌ مي‌تاختند و از حكومت‌ اسلامي‌ سخن‌ مي‌گفتند و مزاياي‌ آنرا بر هرحكومت‌ ديگري‌ بر مي‌شمردند. تقابل‌ روحانيت‌ و رژيم‌ شاه‌ موجب‌ بيشترين‌ اعمال‌ فشار برروحانيت‌ مبارز شد و زندان‌ و تبعيد را براي‌ شماري‌ از روحانيون‌ طرفدار امام‌ خميني‌(1) به‌ارمغان‌ آورد (مركز اسناد تاريخي‌، 1378)

در اين‌ مرحله‌ ماركسيسم‌ و لاييسم‌ كه‌ هر دو ايدئولوژيهاي‌ غرب‌ گرا و مد روز بودند درتقابل‌ با اسلام‌ سياسي‌ قرار گرفتند. ماركسيستها به‌ خصوص‌ پس‌ از تغيير ايدئولوژي‌ سازمان‌مجاهدين‌ خلق‌، خود را تنها عناصر شايسته‌ براي‌ مبارزه‌ تلقي‌ مي‌كردند و لاييكها با ابراز نگراني‌ ازاحتمال‌ تسلط‌ فناتيسم‌ مذهبي‌ خواستار نقش‌ معادل‌ پاپ‌ در واتيكان‌ براي‌ روحانيون‌ در قم‌مي‌شدند. از طرف‌ ديگر روحانيوني‌ كه‌ خطر ماركسيسم‌ يا بهاييت‌ را محور مبارزه‌ قرار داده‌ بودندو داعيه‌اي‌ براي‌ تشكيل‌ حكومت‌ ديني‌ نداشتند، اسلام‌ سياسي‌ را متهم‌ به‌ تند روي‌ كرده‌ و درقبال‌ سياسي‌ شدن‌ دين‌ مقاومت‌ مي‌كردند (نك‌: روحاني‌، 1361 - مدني‌، 1361: 274). باپيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و استقرار جمهوري‌ اسلامي‌ دين‌ سياسي‌ مورد چالش‌ جدي‌ قرار گرفت‌ ودر مقابل‌ روشنفكران‌ لاييك‌ (طرفدار جمهوري‌ دمكراتيك‌) ماركسيسم‌ سياسي‌ (طرفدارجمهوري‌ سوسياليستي‌) اسلام‌ گرايان‌ التقاطي‌ (طرفدار جمهوري‌ دمكراتيك‌ اسلامي‌) و حتي‌اسلام‌ سنتي‌ (طرفدار حكومت‌ اسلامي‌) مجبور به‌ موضع‌گيري‌ شد. چهره‌ بر جسته‌ اسلام‌ايدئولوژيك‌ در اين‌ دوره‌ شهيد بهشتي‌ بود كه‌ با تأسيس‌ حزب‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و محوريت‌ درتدوين‌ قانون‌ اساسي‌ دين‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ ايدئولوژي‌ حكومتي‌ تثبيت‌ كرد. مشروح‌ مذاكرات‌مجلس‌ خبرگان‌ قانون‌ اساسي‌ و قانون‌ اساسي‌ بر آمده‌ از آن‌ مجلس‌ سند گويايي‌ براي‌ محتوا وشيوه‌هاي‌ مبارزه‌ اين‌ پنج‌ گرايش‌ و ميزان‌ غلبه‌ اسلام‌ ايدئولوژيك‌ در عرصه‌ تدوين‌ مباني‌ حقوقي‌نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ است‌ (بهشتي‌، 1378) دهه‌ شصت‌ با پيروزي‌ اسلام‌ گرايان‌ ولي‌ به‌بهاي‌ شهادت‌ پرچمدار فكري‌ و سياسي‌ و تعداد زيادي‌ از كادرهاي‌ انقلابي‌ آغاز شد. در اين‌ دوره‌دين‌ به‌ حكومت‌ دست‌ يافت‌ و آنرا بر اساس‌ ارزشها، نگرشها و رفتار ديني‌ شكل‌ داد، تصويب‌قوانين‌ اسلامي‌، اجراي‌ قانون‌ گزينش‌، تداوم‌ فضاي‌ جنگي‌ و حذف‌ مخالفان‌ عمده‌ سياسي‌ وحضور معنوي‌ و روحاني‌ امام‌ خميني‌(1) در آن‌ سالها موجب‌ شد كه‌ ديانت‌ ارزش‌ اصلي‌ حاكم‌بر كشور باشد در مقابل‌ گرايش‌ ديني‌ حاكم‌ كه‌ حفظ‌ جمهوري‌ اسلامي‌ را اوجب‌ واجبات‌مي‌دانست‌ گرايش‌ ديگري‌ هم‌ وجود داشت‌ كه‌ مي‌توان‌ آنرا دين‌ آزادي‌ گرا يا ليبراليسم‌ ديني‌ ناميداين‌ گرايش‌ مرتباً به‌ حاشيه‌ رانده‌ شد ولي‌ به‌ تدريج‌ در سالهاي‌ پايان‌ جنگ‌ و به‌ دنبال‌ ظهور علائم‌ضعف‌ در توان‌ نظامي‌ كشور و بروز برخي‌ نارضايتي‌هاي‌ اجتماعي‌ و كنار رفتن‌ پر قدرت‌ترين‌ رهبرمذهبي‌ پس‌ از امام‌ خميني‌(ره)، جذابيت‌ دين‌ آزادي‌ گرا بيشتر شده‌ اين‌ گرايش‌ رو به‌ رشد با به‌رسميت‌ شناختن‌ قرائتهاي‌ مختلف‌ از دين‌ و حاكميت‌ ديني‌، تأكيد بيشتر بر گفتگو و تفاهم‌ ميان‌قرائتهاي‌ مختلف‌ ديني‌، كاستن‌ از سنتهاي‌ غلظت‌ يافتة‌ ديني‌ و ظواهر ديندارانه‌ و در نهايت‌گسترش‌ دين‌ شخصي‌ و غير سياسي‌ شده‌، فاصله‌ گذاري‌ ميان‌ شرع‌ و قانون‌ و حاكميت‌ قانون‌ برشرع‌، همگان‌ را به‌ بردباري‌ ديني‌ فرا مي‌خواند.

سالهاي‌ 1368 تا 1376 را بايد دوره‌ دين‌ مصلحت‌ گرا ناميد. در اين‌ دوره‌ دين‌ براي‌ توجيه‌انطباق‌ با تغييرات‌ محيطي‌ بكار گرفته‌ شد. بنا بر نظر برخي‌ صاحبنظران‌ دين‌ مصلحت‌ گرا با تكيه‌بر شوراي‌ تشخيص‌ مصلحت‌ به‌ فرآيند عرفي‌ شدن‌ فقه‌ شيعه‌ شتاب‌ بخشيد و حتي‌ تئوري‌ ولايت‌مطلقه‌ فقيه‌ در عمل‌ منجر به‌ افتراق‌ ساختاري‌ ميان‌ دو نهاد دين‌ و دولت‌ شده‌ است‌ (صالح‌ پور)گرايش‌ رقيب‌ در اين‌ دوره‌ دين‌ آزادي‌ گراست‌ كه‌ در قالب‌ روشنفكري‌ ديني‌ پس‌ از ترك‌ موقت‌صحنه‌ سياست‌ حركت‌ خود را در نشريات‌ كيان‌، سلام‌ و... و رشته‌هاي‌ علوم‌ اجتماعي‌ و انساني‌دانشگاهها در داخل‌ و خارج‌ كشور دنبال‌ كرد. چهره‌ بر جسته‌ اين‌ گرايش‌ دكتر عبدالكريم‌ سروش‌است‌ كه‌ با انتشار تعداد معتنابهي‌ كتاب‌ و مقاله‌ و تربيت‌ تعداد زيادي‌ دانشجو توانست‌ حركت‌روشنفكري‌ ديني‌ را جهت‌ دهد و چالشهاي‌ فكري‌ زيادي‌ را براي‌ دين‌ سنتي‌، دين‌ ايدئولوژيك‌،دين‌ سياسي‌، دين‌ حكومتي‌ و دين‌ مصلحت‌ گرا فراهم‌ كند. سروش‌ همفكراني‌ از ميان‌ روحانيت‌نيز بدست‌ آورد. محمد مجتهد شبستري‌، فاضل‌ ميبدي‌ و محسن‌ كديور نماينده‌ سه‌ نسل‌ ازروحانيت‌ هستند كه‌ به‌ بخشي‌ از افكار سروش‌ دلبستگي‌ و همبستگي‌ نشان‌ داده‌اند. (زكريايي‌،1378).

با پيروزي‌ خاتمي‌ در سال‌ 1376 قرائتي‌ رقيق‌تر از دين‌ آزادي‌ گرا به‌ امكانات‌ دولتي‌ و اقبال‌عمومي‌ دست‌ يافت‌. خاتمي‌ با تأكيد بر جامعه‌ مدني‌، قرائت‌ مردم‌ گرا از دين‌ و لزوم‌ مبارزه‌ باتقابل‌ دين‌ و آزادي‌ به‌ صحنه‌ آمد و فضاي‌ تقابل‌ روشنفكران‌ ديني‌ و حكومت‌ را تلطيف‌ كرد در اين‌دوره‌ بخشي‌ از روحانيت‌ انقلابي‌ دهه‌ اول‌ انقلاب‌ به‌ پشتيباني‌ از قرائت‌ آزادي‌ گراي‌ خاتمي‌ ازقانون‌ اساسي‌ بر خاست‌ و مباحث‌ روشنفكران‌ ديني‌ از زبان‌ رئيس‌ و وزراي‌ دولت‌ شنيده‌ شد(نوري‌، 1378 - آرمين‌ و... 1378) در اين‌ دوره‌ دو گرايش‌ در مقام‌ رقابت‌ با گرايش‌ حاكم‌ به‌ انتقاداز خاتمي‌ مي‌پردازند اول‌ لاييك‌ها هستند كه‌ اقدامات‌ و نظرات‌ خاتمي‌ را محافظه‌ كارانه‌ و ناكافي‌ارزيابي‌ مي‌كنند و خواستار اتمام‌ حكومت‌ ديني‌ - با هر نوع‌ قرائت‌ - هستند و گروه‌ ديگرروحانيون‌ بلند پايه‌ و نخبگان‌ سياسي‌ گذشته‌ هستند كه‌ حركت‌ خاتمي‌ را نه‌ در جهت‌ تقويت‌ديانت‌ بلكه‌ به‌ مثابه‌ درآمدي‌ بر فرو پاشي‌ حاكميت‌ ديني‌ ارزيابي‌ مي‌كنند نگراني‌ تكرارمشروطيت‌ و گورباچف‌ ايران‌ كه‌ همواره‌ در زبان‌ اين‌ قشر تكرار شده‌ است‌ در ميان‌ محافل‌ مذهبي‌و متدينين‌ بازتابي‌ جدي‌ داشته‌ است‌؛ اين‌ نگرانيها تا بدانجا تغليظ‌ شد كه‌ توجيه‌ ديني‌ ترور سياسی را به‌ دنبال‌ داشت‌.

 

جهت‌گيريهاي‌ تماس‌ فرهنگي‌

جدول‌ شماره‌ 6 جهت‌ گيريهاي‌ تماس‌ فرهنگي‌ را در تاريخ‌ هشتاد سالة‌ اخير نشان‌ مي‌دهد.با توجه‌ به‌ توضيحات‌ مربوط‌ به‌ مدل‌ تماس‌ فرهنگي‌ و جداول‌ قبلي‌ به‌ نظر مي‌رسد جهت‌گيريهاي‌ تماس‌ فرهنگي‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ روشن‌ باشد.

 

 

منشأ تحول‌

الگو

ميزان‌ تفاوت‌

سطح‌ تماس‌

حاملان‌

جهت‌

روندها

1300

1320

1340

1350

1357

1360

1368

1376

برون‌ زا

برون‌ زا

برون‌ زا

درون‌ زا

درون‌ زا

درون‌ زا

برون‌ زا

درون‌ زا

اشاعه‌

اشاعه‌

اشاعه‌

ابداع‌

ابداع‌

ابداع‌

اشاعه‌

ابداع‌

زياد/تكنولوژي‌

متوسط‌/ايدئولوژي‌

زياد/هنجار

زياد/ايدئولوژي‌

متوسط‌/هنجارها

اندك‌/هنجارها

زياد/ارزشها

متوسط‌/ارزشها

نخبگان‌

عموم‌

عموم‌

نخبگان‌

عموم‌

عموم‌

نخبگان‌

عموم‌

نخبگان‌ حكومتي‌

نخبگان‌ حكومتي‌

نخبگان‌ حكومتي‌

نخبگان‌ مذهبي‌

نخبگان‌ مذهبي‌

نخبگان‌ مذهبي‌

نخبگان‌فرهنگي‌/رسانه‌اي

نخبگان سياسی/رسانه ای

يكسويه‌

يكسويه‌

دوسويه‌

دوسويه‌

دوسويه‌

دوسويه‌

دوسويه‌

دوسويه‌

دفعي‌

افزوني‌

زدودني‌

زدودني‌

آميختني‌

ابداعي‌

جانشيني‌

آميختني‌

جدول‌ شماره‌ 6 :جهت‌ گيريهاي‌ تماس‌ فرهنگي‌

 

 

جهت‌گيري‌ رسانه‌ها در تعامل‌ دولت‌ و دين‌

رسانه‌ها به‌ عنوان‌ مهم‌ترين‌ عوامل‌ انتقال‌ عمودي‌ و افقي‌ اطلاعات‌ در جامعه‌ نقش‌ به‌سزايي‌ در تحولات‌ فرهنگي‌ ايفاء كرده‌اند اگر ملاكها و چارچوب‌ تئوريك‌ نظريه‌هاي‌ شش‌ گانه‌هنجاري‌ رسانه‌ها - كه‌ توسط‌ مك‌ كويل‌ توسعه‌ دار شده‌ است‌ - را بپذيريم‌ (نك‌: آشنا، 1376)مي‌توان‌ تعامل‌ دولت‌ و رسانه‌ها را در هشتاد سال‌ گذشته‌ روشن‌ كرد. تعريف‌ دقيق‌ هر يك‌ از اين‌تئوريها در مقالات‌ متعدد درج‌ شده‌ است‌ (آشنا، 1376).

 

 

تعامل‌ دولت‌

تعامل‌ با دين‌

/ 6 نظر / 7 بازدید
اشكان

سلام مطالبتان جالب است ولي منابعتان را ذكر نكرده ايد. سري هم به وبلاگ من بزنيد. به اندازه وبلاگ شما علمي نيست. من سعي مي كنم مخاطبان عامتري را جلب كنم. موفق باشيد. در ضمن به وبلاگ شما در لينک خواهم داد.

نسيم مهرباني

سلام . مطالب جالب و مفيدی بيان کرديد و پیگر مطالب خوب شما خواهم بود ..... از آشنايی با وبلاگ شما خرسندم . موفق و شاد باشيد

ضد منافق

به نام خدا.دوست عزيز با سلام.براي دفاع از شرف و حيثيت مسلمانی خود و برای دفاع از دين مبين اسلام و مقابله با هرزه نويسان اينترنتی که بر عليه اسلام انقلاب و ... قلم ميزنند به وبلاگ ضد منافق بياييد و نامه تهيه شده را امضاء کنيد.درصورت تمایل لوگوی امضاء نامه را هم در وبلاگ خود قرار دهید.به اميد قدرت جهانی اسلام.

صادق

سلام عليکم. زبانم مثل هميشه قاصر است از اينکه درباره آنچه شما نوشته ايد سخنی بگويم. فقط می توانم بگويم بسيار زيبا بود.

نيما

سلام... زياد بود وقت نکردم بخونم...

ريگو

سلام و خسته نباشيد.مطالب علمی و مفيديه. لازم دونستم تشکر کنم فقط نبود لينک تو يه وبلاگ ارتباطی کمی نا اميدکننده است. اگر لطف کنيد و به من هم سر بزنيد و نظرتونو بهم بگيد خوشحال می شم. يا حق