جای خالی پروفسور

جناب استاد حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشته اند:
"در حقوق بین‌الملل فصلی با عنوان حق مقابله به‌مثل -RETALIATION- آمده است. این فصل به کشوری که حق قانونی آن از سوی یک یا چند کشور دیگر نقض گردیده اجازه مقابل به مثل داده است. جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در واکنش به قطعنامه اتحادیه اروپا که تعهدآور بین‌المللی نیست، از این حق استفاده کند و تنگه هرمز را به روی نفتکش‌های حامل نفت برای کشورهای اروپایی تحریم کننده ایران ببندد. گفتنی است، کشورهای اروپایی مجاز به خرید یا نخریدن نفت ایران هستند ولی قطعنامه اتحادیه اروپا تصریح دارد که این اقدام برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران نیز با استناد به «کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو» و «کنوانسیون ۱۹۸۲ جامائیکا» که مدلول آن نظام حقوقی آبراهه‌های بین‌المللی و حق عبور کشتی‌هاست، می‌تواند عبور نفتکش‌های حامل نفت برای کشورهای اروپایی تحریم‌کننده ایران و یا کشتی‌های اروپایی حامل کالا برای کشورهای منطقه را ممنوع اعلام کند و... "
می خواستم متواضعانه از ایشان بپرسم پس از اینکه ایران بدستور ایشان تنگه را بست، چه واکنشی را از طرف خریداران اروپایی و صادر کنندگان نفت در خلیج فارس پیش بینی می کنند و در مقابله با آن واکنش ها، از طرف ایران چه عکس العملی را در اولویت تدبیر خود قرار می دهند؟ پس از یک دوره رفت و برگشت از اقدامات مخاصمه آمیز یا تنش زا چه وضعیتی را در میان همسایگان، در منطقه و در سطح بین المللی پیش بینی می کنند؟ در مواجهه با عواقب احتمالی و آن پیش بینی ها ، چه پیش گیری هایی را مد نظر دارند؟ سرمقاله های بعدی می تواند راه گشا باشد.

/ 56 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اکبر

همانطور که انتظار میرفت،ساعتها مذاکره هسته ای،در واقع ایران را[برخلاف بقیه کشورهای خاورمیانه!]،برای همیشه از صحنه رقابتهای هسته ای جهان خارج کرد.آمریکا خودش کوچکترین امتیازی به ایران نداد و اینهمه امتیاز هم از ایران گرفت.یعنی عملاً هیچکدام از تحریم های خود ایالات متحدۀ آمریکا علیه ایران لغو نشد.به همین سادگی!در مورد لغو تحریم اروپائیها هم باید گفت که سیاستمداران آنها سگان دست آموز آمریکا هستند و قطعاً برداشته شدن تحریمهای آنان علیه ایران بدون نظر مساعد آمریکا در عمل به نتایج جالبی نخواهد رسید!میماند روسیه و چین که از همان اوایل،خود را از تحریم ها کنار کشیده بودند و در مذاکرات هم زیاد فعال نبودند.مخصوصاً چینی ها که بعد از نابود کردن صنایع داخلی ایران و بعد از آنکه مطمئن شدند،آخرین رمق های اقتصادی ایران را هم از آن گرفته اند،در سالهای آینده ،وارداتشان از ایران را به شدت کم خواهند کرد.همۀ اینها نشان میدهد که ایران در مسیری گریزناپذیر برای تکیه بر نیروهای داخلی اش قدم نهاده است.اگر جوانان دانشمند و روشنفکرش پاس داشته شوند و جای مافیاها و لابیهای فعلی را بگیرند،بازی را نباخته ایم ولی اگر چنین نشود......بگذریم!

بانکی

اکبر عزیز!وقتی صحبت از بزرگترین تحریمهای اجماعی تاریخ معاصر جهان علیه ایران میشود باید به چیزهای بسیار پیش پاافتاده و بدیهی بیاندیشیم که آنها را از تجار ایرانی دریغ کرده بودند نه به موضوعات پیشرفته تری مثل روند سیاستگزاری های تجاری جهان که شما به آن اشاره کرده اید.تصور کنید که حتی نمیتوانستیم پول نفتی را که فروخته ایم از چین و هند بگیریم!نمی توانستیم به حساب چند بنجل فروش در دبی بابت اجناسی که خریده بودیم پولی واریز کنیم!حتی مبادلات سنتی و قدیمی ما با چند تاجر معمولی در اروپا و آفریقا به هم خورده بود.در شورای امنیت،چین و روسیه،مثل آمریکا و غرب،هوای دوستانشان را ندارند.روابط با غرب را هم در حد اعلا،شکرآب کرده بودیم.پس چطور می توانستیم وارد قفس شیرها شده و بدیهی ترین حقوق متعارفمان را از دهان آنها درآوریم؟این،کاری بود که دکتر ظریف و یارانش کردند.کاری بس بزرگ و عظیم.کاری که به خوبی نشان داد در اقتصاد و بانکداری هم اگر کار را به اهلش بسپاریم و نخبگان بین المللی اقتصادی مان را بکار گیریم،مجبور نیستیم شاهد این همه فساد در سیستم های اقتصادی و بانکی ولنگار کشور باشیم و کشور را بهشت لابیها،دلالهاو پزشکان متخصص کنیم.

مدیر

تجربۀ دکتر ظریف به خوبی نشان داد که نباید هر دولتمردی،که کارش چیز دیگری است،بلا استثناء، به خود اجازه دهد در پیچیده ترین مسائل سیاست خارجی ایران اظهار نظر کند و با سخنان نسجیده،کشوری را دچار بحران سازد.علم سیاست بین الملل مثل سایر علوم،در جای خود یک علم بسیار بسیار پیچیده هست و دانشمندان خاص و معدود خودش را دارد.پیچیدگی آنرا با تمام گوشت و پوست و استخوانمان در روند همین مذاکرات حس کردیم.متأسفانه در کشور ما،به جز علوم پزشکی و تا حدی علوم مذهبی،بقیۀ علوم،علم شمرده نمی شوند و میتوان با هر تخصص با ربط و بی ربطی در آنها وارد شد و اظهار فضل کرد!هزینۀ این اظهار نظرها را هم غالباً مردم با دیدن همین آزمون خطاهای متعدد می پردازند.نشان به آن نشان که در همین مورد هسته ای،قطعاً اگر این کادر مجرب را زودتر بکار میگرفتیم ،هزینه های کمتری متحمل میشدیم. به هر حال اگر در زمان دولت دکتر روحانی فکری برای ساماندهی اتوماتیک و علمی مدیریت دولتی کشور نشود،صرفاً با تکیۀ مقطعی بر افراد نسبتاً صالح،راه به جایی نخواهیم برد.

سعید5

همانطور که انتظار میرفت میلیاردها تومانی که در 6 ماهۀ دوم سال 93 از بانکها تحت عناوین صنعتی و تجاری خارج شد(و طبق اظهارات رؤسای اتاقهای صنعتی و بازرگانی،هرگز وارد صنعت و تجارت نشده است) بعلاوه حجم عظیم درآمدی پزشکان متخصص (که برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران،به این حجم از ثروت دست یافته اند)،همگی تقریباً از اردیبهشت ماه وارد بازار مسکن کشور خواهد شد تا باز شاهد رونق دلالی در مسکن باشیم.با افزایش مجدد و طوفانی قیمت مسکن از اردیبهشت ماه،مجدداً تقریباً تمام سرمایه کشور وارد بازار مسکن خواهد شدو دلالان میتوانند پس از مدتها، شکمی از عزا در آورند و به نان و نوایی برسند.

حسن

نابودی توان بالقوۀ هسته ای ایران،بازای بازگشت امکان یک تجارت کاملاً معمولی و متعارف با کشورهای جهان(به جز آمریکا؛که کماکان تحریم هایش را علیرغم اخذ امتیازات بینهایت هسته ای از ایران به بهانه های مختلف حفظ خواهد کرد)،دستاورد مذاکرات ما بود.از اول هم مشخص بود که دیر یا زود باید به جهت برخی اقدامات در دولت های گذشته که ما را با اکثر کشورهای قدرتمند جهان دچار مشکلات جدی کرد، باید هزینه می دادیم.فقط امیدوارم روندهایی را تصویب کنیم که دیگر شرایطی پیش نیاوریم که بعدها مجبور به پرداخت تاوانی شویم.دستیابی به این روندها نباید کار زیاد سختی باشد!

اکبر

صحبت های دکتر روحانی در مورد توافق هسته ای لوزان،حاوی یک پیام با ارزش بود:«ما خواهان تعامل با جهان نه فقط در مورد هسته ای بلکه در همۀ موضوعات هستیم».گمان نمیکنم که هیچ پیامی،واضح تر از این تا کنون داده شده باشد.این سخن یعنی اینکه دیگر از کسانیکه از دیوار باغ سفارت انگلستان در شمال تهران بالا رفتند و زن و بچه دیپلماتهای انگلیسی را تاحد مرگ ترساندند،حمایت نمی کنیم!اتفاقاً برعکس!ما به خاطر دیپلماتهای دلسوزی دیروز در خیابان کف زدیم که با همان انگلیسی ها شجاعانه پشت میز نشستند و حرف زدند.ما وقتی دیپلماتهایمان با مقامات آمریکا رو در رو بحث میکردند،فریاد وا اسفا سر ندادیم.دلواپس هم نشدیم.ما میدانیم که مثل بقیه مردم خاورمیانه،غرق در احساسات و افراط و تفریطیم.اهل قهرمان سازی و قهرمان پرستی و بیش از حد بزرگ کردن و به عرش رساندن یا بیش از حدکوچک کردن و لجن مال کردن دیگرانیم.به علایق و اعتقادات شخصی مان بیشتر از عقاید دیگران،ارزش قائلیم.احترام به دانشمندان را بلد نیستیم و در هر موردی اظهار فضل میکنیم.ولی باید طرحی نو در اندازیم و به جمع خردمندان جهان بپیوندیم.باید یاد بگیریم با جهان تعامل سازنده کنیم و امت وسط

اکبر

صحبت های دکتر روحانی در مورد توافق هسته ای لوزان،حاوی یک پیام با ارزش بود:«ما خواهان تعامل با جهان نه فقط در مورد هسته ای بلکه در همۀ موضوعات هستیم».گمان نمیکنم که هیچ پیامی،واضح تر از این تا کنون داده شده باشد.این سخن یعنی اینکه دیگر از کسانیکه از دیوار باغ سفارت انگلستان در شمال تهران بالا رفتند و زن و بچه دیپلماتهای انگلیسی را تاحد مرگ ترساندند،حمایت نمی کنیم!اتفاقاً برعکس!ما به خاطر دیپلماتهای دلسوزی دیروز در خیابان کف زدیم که با همان انگلیسی ها شجاعانه پشت میز نشستند و حرف زدند.ما وقتی دیپلماتهایمان با مقامات آمریکا رو در رو بحث میکردند،فریاد وا اسفا سر ندادیم.دلواپس هم نشدیم.ما میدانیم که مثل بقیه مردم خاورمیانه،غرق در احساسات و افراط و تفریطیم.اهل قهرمان سازی و قهرمان پرستی و بیش از حد بزرگ کردن و به عرش رساندن یا بیش از حدکوچک کردن و لجن مال کردن دیگرانیم.به علایق و اعتقادات شخصی مان بیشتر از عقاید دیگران،ارزش قائلیم.احترام به دانشمندان را بلد نیستیم و در هر موردی اظهار فضل میکنیم.ولی باید طرحی نو در اندازیم و به جمع خردمندان جهان بپیوندیم.باید یاد بگیریم با جهان تعامل سازنده کنیم و امت وسط

سهیل-1

مقایسه سطح جامعه مدنی ایران با سطح کشور پیشرفته ای مثل سوئیس،یک قیاس مع الفارق است.ایران دهها سال با چنین کشوری که از لحاظ فوانین مدنی در بالاترین سطح جهانی قرار دارد،فاصله دارد و بعید است حتی در سالهای آینده بتواند به نزدیکیهای چنین سطحی هم برسد.زیرا تغییرات فرهنگی و اقتصادی زیادی لازم است که هر کدام سالها طول میکشند.جهانگردانی که به ایران سفر میکنند دو چیز نظرشان را جلب میکند:اول قیمت فوق العاده بالای هتل ها در ایران هست که حتی از گرانترین هتلهای آمریکا هم گرانترند و از لحاظ کیفیت و خدمات،از بدترین هتل های جهان هستند.دوم فاصلۀ عمیق فقرائی است که در محلات فقیرنشین شهرها و روستاها زندگی میکنند و آن روی سکه زندگی های آنچنانی در ایران را به وضوح نشان میدهند. دولتی که همزمان با افزایش هزینه های زندگی،حواسش به طبقات فرو دست و له شده در دهک های پائین نباشد،جوانان را بیکار نگهدارد و کارگران پیمانی را در نیابد،با تمرکز وامهای کلان بانکی و درآمدهای پزشکی غیر متعارف،در چند محلۀ اعیانی شهر،به اختلافات طبقاتی دامن خواهد زد.در روی دیگر سکه،روستاها و محلات فقیر کهگیلویه و بویر احمد،بلوچستان و بوشهر را شاهد خواهیم بود.

سهیل-2

اما قابلیتهای ایران،خیلی بیشتر از کشورهای فقیری مثل کامبوج است.حتی اشتباهاتی که رهبران تانزانیا کردند و منابع این کشور را به هدر دادند در ایران میتواند رخ ندهد.ایران،حتی میتواند قابلیت هایی در سطح کشورهای نیمه پیشرفته ای مثل مالزی از خود نشان دهد.در نتیجه لازم نیست که ما شاهد این همه اختلاف طبقاتی در ایران باشیم.اگر حقوق ماهانۀ یک کارگر ایرانی در سال 94،حدود یک میلیون تومان تعیین شده است،کاملاً بی معنی است که چنین کارگری یک پنجم حقوقش یعنی حداقل 200 هزار تومان را هر ماه به سازمان تأمین اجتماعی بدهد تا در بازنشستگی و خدمات درمانی ابتدائی،مشکلی نداشته باشد.کاملاً بی معنی است که هزینۀ خدمات عمومی برای چنین کارگری مدام افزایش یابد و او حتی نتواند از بدیهی ترین حقوق انسانی مثل داشتن سرپناه بهره مند شود.بدیهی است در سالهای آینده،توجه به کم کردن فاصله های شدید طبقاتی،باید با دقت و حساسیت بیشتری دنبال شود.

سلام رهبر هم گفتن اگه لازم باشه همین کار رو میکنیم !!!