در باره شکایت از صدا و سیما

در جلسه1388/11/23 مجمع تشخیص مصلحت نظام  طرح الحاق یک ماده و پنج تبصره به قانون اساسنامه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران مصوبه مجلس شورای اسلامی که مورد ایراد شورای نگهبان قرار گرفته بود مطرح و پس از بحث و بررسی‌های مبسوط در مورد پیشنهاد کمیسیون علمی،‌ فرهنگی و اجتماعی مجمع تشخیص مصلحت نظام، یک ماده و دو تبصره به شرح ذیل به قانون اساسنامه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان ماده (30) افزوده شد و شماره ماده (30) به ماده (31) اصلاح می‌شود.

ماده30 – چنانچه در برنامه‌های پخش شده سازمان (اعم از خبری، گزارشی، تولیدی در قالب‌های مختلف بیانی – تصویری و نمایشی) از شبکه‌های محلی، سراسری و بین‌المللی و یا در اطلاعیه‌های صادره از سوی آن سازمان، مطالبی مشتمل بر توهین، افترا یا خلاف واقع نسبت به هر شخص (اعم از حقیقی یا حقوقی) باشد و یا به هر نحوی اظهارات اشخاص تحریف گردد مراحل ذیل برای احقاق حق طی خواهد شد.

- مدعی می‌تواند اعتراض خود را کتبا به سازمان صداوسیما منعکس نماید. سازمان صداوسیما در صورت قبول اعتراض ظرف 24 ساعت پاسخ را به صورت عادلانه و حداقل دو برابر زمان اصل مطلب که از پنج دقیقه کمتر نباشد در همان برنامه و ساعت و در همان شبکه به صورت رایگان پخش نماید.

- چنانچه سازمان صداوسیما از اجرای مصوبه شورای نظارت خودداری نماید و یا شاکی نسبت به نظر شورای نظرات معترض باشد بنا بر شکایت شاکی، شعبه خاصی که به این منظور تشکیل می‌شود، نسبت به موضوع خارج از نوبت (حداکثر یک هفته) رسیدگی و حکم مقتضی را بر اساس این قانون صادر خواهد نمود، صداوسیما مکلف است نظر دادگاه را ظرف 24 ساعت اجرا کند و در صورت عدم اجرای حکم، متخلف به مجازات مستنکف از اجرای حکم دادگاه محکوم خواهد شد. شورای نظارت موظف است برای تحقق وظایف مندرج در این قانون سازوکار لازم را فراهم سازد.

تبصره 1- اگر سازمان علاوه بر پخش پاسخ مذکور، مطالب یا توضیحات مجددی را که متضمن توهین، افتراء یا تحریف باشد، پخش نماید، ذینفع حق پاسخگویی مجدد دارد. پخش قسمتی از پاسخ یا افزودن مطالبی به آن در حکم عدم پخش است.

تبصره 2- مصوبه مذکور مانع از پیگیری مستقیم شاکی نسبت به سایر جمات کیفیت از طریق دادگاه نخواهد بود.

آیا تا به حال یک بار سراغ دارید که به این مصوبه عمل شده باشد یا بر اساس آن صدا و سیما اصلاحیه ای را پخش کرده باشد؟

/ 248 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهنگ-1

برنامه دیروز،امروز،فردا را دیدم.واقعیت این هست که وقتی فیلم تایتانیک و ارباب حلقه ها با سرمایه چند میلیارد دلاری ساخته می شوند تا در بازارهای تهران و کابل تقریباً رایگان به دست جوانها برسد،دیگر صحبت از فرهنگ در برابر این سیل عظیم بحث بیخودی است.اتاقهای فکر در آمریکا با صدها کانال ماهواره ای و میلیونها سایت اینترنتی و تولید دهها فیلم و کتاب و اسباب بازی و عکس روی پیراهن،افکار جوانان جهان را هدایت می کنند.در چین و ژاپن کافی است بگوئید فلان هنرپیشه هالیوودی به شهرتان می آید تا تعطیلی موقت شهر را در استقبال وی شاهد باشید.در کشورهایی مثل ایران که شکاف اجتماعی وجود داشته و نسل جدید، نسل قدیم را قبول ندارد و شیکه های جهت دار ماهواره ای،با برنامه نابودی جلو می روند،کار غضنفرهای داخلی این روند را به نفع آمریکا کامل می کند. جائیکه این برادران موی دخترکان را در وسط میدانهای شهر می کشند و کشان کشان با سیلی امر به معروفشان می کنند تا آخرین تمهیدات فرهنگی هم شکست بخورد.راه حل چیست؟قطعاً راه حل ،ابتدا با تعریف درست مسأله آغاز میشود.اینکه دغدغه و برنامه فرهنگی ما چادر و مقنعه دخترکان باشد،یعنی با غفلت،اصل را نفهمیده ایم.

فرهنگ-2

مگر زنان خیابانی در تهران در خیابان بی حجاب ظاهر میشوند؟مگر با دستگیری دختران و چشم پوشی از پوشش و رفتار پسران می شود افکار دختران را تغییر داد؟مگر در اروپا،خانمهایی که موی سرشان دیده میشود(مثلاً خانم مرکل صدراعظم آلمان) ناآرام هستند یا چشم بد پسران آلمانی دنبالشان است؟! مگر آمریکائیهایی که سربازانشان،به کتب آسمانی در افغانستان توهین می کنند، عاشق چشم و ابروی ما هستند که شبکه ماهواره ای"من و تو" برای ما راه می اندازند و کارتون یوگی و فیلم تایتانیک مفتکی در اختیارمان میگذارند؟صبح ها آن ایرانیهایی که جلوی در سفارتخانه های آلمان و استرالیا یه لنگه پا برای مهاجرت صف می ایستند آیا می دانند چند تا از آلمانیهای اصیل جلوی در سفارتخانه ایران در آلمان برای مهاجرت به ایران صف کشیده اند؟!چند استرالیائی حاضرند به خاطر مهاجرت به ایران جان خودشان را در قایقی کوچک در دریای خروشان به خطر بیاندازند؟!و برعکس ...! ماجرا پیچیده تر از دیده شدن چند تار موی هنرپیشه زن ایرانی کتار همسرش در یک سالن کنسرت در تهران هست.برخی حضرات که مدعی حل مسأله اند،حتی صورت مسأله را هم نفهمیده اند.با حرکت صلبی بازی را باخته ایم.بدجور هم باخت

فرهنگ -3

اما راه حل:در برنامه دیروز،امروز فردا صحبت آقای دکتر در مورد نقش دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی،خیلی جالب بود.ایران با اینهمه تنوع قومی و فرهنگی،ذخایر عظیمی از پشتوانه های فرهنگی را دارد که طبیعی است چند جوان تهرانی که در دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی نشسته اند،نه از آنها شناختی دارند نه می توانند در مورد آن تصمیمی بگیرند.وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با برگزاری کنسرت های موسیقی فولکلور،برگزاری مکرر جشن ها و بازی های بومی محلی و سراسری کردن تلوزیون های محلی برای تمام کشور می تواند از تهرانیزه کردن فرهنگ کشور که زوم تمام اروپائیها روی آن هست جلوگیری کرده و فرهنگ غنی اقوام را برای جوانان ایران جذاب کند.در کتار آن ،باید با یادآوری عظمت تاریخی ایران به چشم آنها نور امید آورد. ار تاریخ باستانی ایران تا عظمت حماسه جبهه های بی بدیل رزمندگان شجاع ایران در پاسداشت مرزهایمان در 8 سال نبرد با متجاوز خارجی.تولید فیلم هایی به سبک "لیلی با من است" و "اخراجی ها"،تولید فیلم هایی به سبک سربداران و امیرکبیر.تولید عروسک هایی به سبک دارا و سارا.تولید بازیهای رایانه ای و کارتون از ضرب المثل ها و داستانهای شا

سهیل

فرهنگ جبهه اگر در قالب برنامه راهیان نور به فرزندان ایران منتقل شود شاید بتوان گفت که گامهای اولیه تا حدودی برداشته شده است. اما متأسفانه در بخش فیلم و سریالهای جنگ و جبهه هنوز مشکل داریم. فیلم های سینمائی دفاع مقدس به تعداد کافی و با کیفیت تولید نمی شوند. هنوز در مورد اسباب بازیها هم مشکلات جدی داریم و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کاملاً در بحث اسباب بازی ها ناموفق عمل کرده و حتی در سطح راهبردی هم این کانون شکست خورده است.تولید عروسک های دارا و سارا متوقف شده و عروسک ها و اسباب بازی های جدید اصلاً طراحی و تولید نشده اند که واقعاً باعث شرمندگی است.در بحث برنامه های تحت اندروید در تبلت ها ،هنوز نتوانسته ایم بازیهای مهیجی که فرهنگ جبهه و صفای رزمندگان باشکوه ایرانی را در قالب بازی یا کارتون یا فیلم به تصویر بکشد موفق باشیم.با کمک کانون بازیهای رایانه ای باید بازیهای تحت اندروید در اینمورد ها را توسعه دهیم. تولید مستنداز حیات وحش و طبیعت و توریسم ایران هم باید با جدیت و هزینه های زیاد دنبال شود. جدی گرفتن شوهای لباس مردانه و زنانه،همت بلندطراحان هنرمند لباس در ایران را میطلبد که راهی طولانی باید بپیمایند.

اکبر

یاد دلاوریهای رزمندگانمان را گرامی بداریم.تاریخ پرشکوهمان را پاس بداریم. یاد بزرگانمان مثل علامه دهخدا و علامه طباطبائی ،یاد سعدی و فردوسی ، یاد عطار و مولانا را گرامی بداریم. یاد کنیم از همت بلندی که تخت جمشید را بنا کردو کاشیهای اصفهان را نگین انگشتری جهان نمود. به نوجوانانمان داستانهای شاهنامه را بخوانیم و از دلاوریها در فتح خرمشهر صحبت کنیم.متأسفانه کارمان شده حرکت های سخت و تنش زا که جواب هم نمی دهد.کار را بهتر که نمی کند،هیچ،بدتر هم می کند.

مخابراتی

http://www.tabnak.ir/fa/print/395988 بچه های شرکت مخابرات در تهران و بویژه در استانها این روزها حال خوشی ندارند.مدیریت این شرکت به نظر می رسد که حتی از مرز فاجعه هم گذشته و کمر به قتل و نابودی کامل مخابرات بسته اند.میلیاردها تومان از دارائی های ملت ایران که به ثمن بخس به ظاهر خصوصی سازی ولی ذر باطن رها سازی گردید.مدیران استانی شرکت مخابرات که هر کدام بیش از 15 سال مدیرکل استانهای کشور بوده اند،الحق والانصاف در 90درصد موارد جزو کم لیاقت ترین مدیران کشورند و هرکدام دم عیدی پاداشهای میلیونی خود را گرفته اند هیچگونه برنامه ای هم برای اهمیت دادن به نیروهای فنی و کارگران بومی ندارند.فقط خدا به داد مخابرات برسد...

مدیر

ما در کشور جوانان تحصیلکرده ای داریم که می توانند در سطوح عالی مدیریتی قرار گرفته و منشأ خیر و برکت باشند. همین جوانها بودند که در 8 سال دفاع مقدس سینه های خود را آماج گلوله های دشمنانشان کردند و از مرزهای این سرزمین پاسداری نمودند.امروز هم با میدان دادن به این جوانها در تمام عرصه های علمی،فرهنگی و مدیریت دولتی می توان خون تازه ای را در رگ های سازمان کشور دواند و موجب خیر و برکت شد.

بانکی

اگر جدیت در وصول معوقات بانکی دیده نشود،حجم عظیم پولی که هر لحظه آماده هست تا وارد بازارهای ایران شود، برنامه های کنترل بازار را به هم خواهد ریخت.باید با کسانیکه حاضر نیستند معوقات بانکی خود را بپردازند به شکلی منطقی برخورد کرد و آنها را به حال خود رها ننمود. متأسفانه عدم اعمال نظام مالیاتی برای صاحبان مشاغل پزشکی، کسبه و تجار محلی و نظایر آنها، باعث فشار زیادی به کارمندان و اقشار پائین دست شده است.در صورتیکه با اخذ مالیات درست از این افراد و نیز تأدیۀ معوقات بانکی می توان بخش زیادی از کسری دولت را جبران کرد.

سامان

بیکاری جوانها در شهرستانها و مناطق محروم کشور ، باید زنگ خطر را به صدا درآورد. در برخی از مناطق محروم و شهرستانها، سیل جوانانی که در رشته های مختلف فارغ التحصیل شده و بیش از 10 سال است که دنبال کار می گردند ، زندگی را برای آنها و خانواده هایشان سخت کرده و امکان آسیب های اجتماعی را به شدت بالا برده است.باید از دعوت بکار مجدد افراد بازنشسته جلوگیری کرده، امکان جذب قراردادی نیروها را در شرکت ها ولو برای مدت محدود فراهم آورد.

کامبیز

مشکل اصلی در وزارت نیرو،عدم توجه کافی به مسائل فاضلاب در ایران هست.شما اگر به سیستم فاضلاب شهرهای ایران نگاهی بیاندازید(از شهر پارس آباد در شمالغربی تا واوان در نزدیکی پایتخت تا اصفهان و اهواز به عنوان دو شهر بزرگ فلات مرکزی و تا آبادان و شوشتر در جنوب) متوجه می شوید که مسؤولان وزارت نیرو تمایلی به تحت فشار قراردادن شرکت های آب و فاضلاب نداشته اند و تلف شدن ماهیها و مریض شدن آدمها به طرز خطرناکی بالا رفته است . متأسفانه وزیر فعلی نیرو این نکته کلیدی را که اهمیت فاضلاب حتی به مراتب بیشتر از اهمیت آب است را کمافی السابق نادیده می گیرد و شرکت های پولدار غربی را به مشارکت فرا نمی خواند. شاید از نظر او پروژه های نیروگاهی مهمتر باشند ولی واقعیت های ملموس،اهمیت مسأله فاضلاب ها در ایران را نه تنها کمتر نشان نمی دهد حتی بیشتر هم می نمایاند.