آیا ابا عبدالله با عمر سعد مذاکره می کرد؟

آیا ابا عبدالله با عمر سعد مذاکره می کرد؟
از مقتل ابی مخنف صفحه 73:
ثم ان ابن سعد عبر الفرات و صار یخرج کل لیله و یبسط بساطا و یدعوالحسین (علیه السلام) و یتحدثان حتی یمضی من اللیل شطره و ...

 

/ 21 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سبلان

جوانتر که بودیم گردنه زیبای جنگلی حیران(حد واسط اردبیل-آستارا)، محل تلطیف روح و جانمان بود.گردشگران سوئیس که یکبار آمده بودند،شگفت زده شده بودند و میگفتند شما مثل سوئیس می توانید از توریسم در اینجا درآمد داشته باشید.اما گذر زمان امورات را بدست زمینخواران داد و حالا... بگذریم.

مدیر

در ایران،اساساً نظارت کاملی بر کیفیت اجرای پروژه های دولتی عملاً وجود ندارد.اساساً در سیستم دیوانسالاری ایران از قوه مجریه تا قضائیه و مقننه،بحث نظارت علمی و سیستماتیک،یک بحث حاشیه ای است.مجازات متخلفانِ ناظر،هرگز جدی مطرح نیست، حتی اگر عدم نظارت بر اجرای صحیح طرح ها،منجر به خسارات جانی شود! همه اینها به این بر میگردد به اینکه دانشی بنام مدیریت سازمانی در کشور ایران جزوی از دانشهای بشری محسوب نمی شود!در نتیجه افراد بی دغدغه از سختگیری ناظران،هزینه ها را بالاتر میبرند و هر پرونده و پروژه و کاری را هر طور که دوست داشتند و با هر راستی و ناراستی سلیقه ای که بلدند به سرانجام می رسانند.با پیشرفت شبکه های کامپیوتری و سیستمهای مدیریت IT،امروز با اطمینان میتوان گفت که نظارت ها از طریق این کنسول های شبکه های هوشمند و سازمانهای مدرن،بسادگی آب خوردن است و میتواند با قدرت و دقت میلیمتری نظارت شود.اما آیا کسیکه نه این سیستمها را می شناسد و نه میخواهد بشناسد(!) میتواند به ساماندهی نظارت و بازرسی ها در ایران کمکی بکند؟...

جمعی از فرهنگیان حامی دولت تدبیر و امید

جناب آشنا با سلام؛ در اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران و مناطق تابعه هنوز نسیم دولت تدبیر و امید وزیده نشده است و همچنان سنگ ها بسته و سگ ها رها هستند...جان مولا رسیدگی کنید؛بازار اتهام و انگ و تخریب و سیاسی بازی در این حوزه ها هچنان گرم است،بارها از مدیرکل درخواست اعمال تغییرات نمتناسب با ارزش های دولت تدبیر و امید شده است اما بنده خدا اختیاری ندارد و بسیار ضعیف است در مدیریت.

کامبیز

سرمایه گذاری های فوق العاده سنگینی برای آموزش عالی و آموزش و پرورش در کشورهای مترقی جهان صورت می پذیرد که نشاندهنده اوج دوراندیشی و هوشمندی دولتهای مترقی جهان برای حفظ ملتهایشان در جهان آینده هست. در حالیکه کودکان در خاورمیانه صحنه اعدامهای شهری را نظاره گر هستند،کودکان ژاپنی،با پیشرفته ترین وسایل کمک آموزشی،دسترسی فوری به بانکهای اطلاعاتی جهان دارند.اگربدانیم چه حجمی از سرمایه گزاریهای آموزشی در کشورهای توسعه یافته جهان مانند سوئیس،انگلستان، آمریکا، سنگاپور و چین انجام میشود و مدیریت فرهیخته آنها را با مدیریت های سیاست بازان در این حوزه ها در ایران مقایسه کنیم ، به عقب ماندگی های فاحشی پی خواهیم برد. مدیریت در آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالی ایران، همواره محلی برای جدال های لابی های سیاسی بوده و این موضوع قطعاً باعث عقب ماندگی های فاحش در دهه های آینده خواهد شد.دو وزارتخانه حساسی که اصولاً باید در آنها از هرگونه بحث سیاسی دوری شود اکنون صرفاً آدمها را بر اساس سلیقه های سیاسی شان بکار می گمارند! حتی وزرایشان هم قبل از آنکه تحصیلات اکادمیک در مدیریت و تکنولوژی آموزشی داشته باشند،ایده پردازان سیاسی اند!

علی

در علم حقوق،اصلی به عنوان تناسب جرم و مجازات وجود دارد که از مهمترین مباحث این علم به شمار میرود. وقتی جیب برها در لندن زیاد شدند،انگلیسی ها قانونی برای اعدام دسته جمعی جیب برها وضع کردند؛اما با کمال تعجب متوجه شدند در آن مراسم جیب تعدادی از تماشاگران را زده اند.معلوم شد چنین مجازاتی بی فایده بوده است.امروزه سالها است که مجازات های سنگین،راه حل شمرده نمیشود و کشورهایی مثل چین،ایران،عربستان سعودی و آمریکا که کماکان بر شدت مجازات ها اصرار دارند،نسبت به کشورهایی نظیر سوئیس،اتریش نروژ و ایرلند،نه تنها درصد کمتری از پرونده های جنایی را ندارند،بلکه گاهی حجم مراجعات به دادگاه هایشان بیشتر هم هست.این موضوع به وضوح نشان میدهد که همانطور که در بهداشت و درمان،پیشگیری بهتر از درمان هست،در جرم و مجازات هم ،جرم زدایی اثرات پیشگیری به مراتب عمیق تری از مجازات ها دارد.به عنوان مثال،رفع بیکاری،تسهیل ازدواج،کاهش تورم،کاهش فاصله طبقاطی و ضریب جینی و بالاخره حمایت های مالی،رفاهی و بهزیستی از خانواده های فرودست،اثرات ملموسی بر کاهش جرم میگذارد.همانطور که عدم مجازات سنگین مفسدان اقتصادی،پیام غلطی را به دزدان بیت المال میدهد.

سهیل

عدم تناسب دستمزدها با مخارج،یک بحث جهانی است و کم و بیش در همه کشورها مطرح هست.اما نه به اندازه ایران.در ایران، کارگر زن و مرد فصلی و منشی ها و معدن کاران زغالسنگ، ماهی 100 هزار تومان میگیرند،کارمند جوان مهندس کامپیوتر یک اداره و معلم و بازنشسته عالی رتبه و بادکنک فروش پارک،ماهی یک میلیون تومان،بهترین استاد دانشگاه و فیزیکدان و مدیر عالی برجسته،ماهی 10 میلیون تومان،دندانپزشک درجه 3 (و کم مشتری) و شیرینی پز و کبابی و رستوران دار و لباس فروش معروف و کابینت ساز و نقاش ،ماهی 100 میلیون تومان و دلال بزرگ ساختمان و بساز و بندازی و جراح و رادیولوژیست و قاچاقچی لوازم بنجل چینی و تاجر جواهرات و لابیگر وامهای کلان بانکی،ماهی یک میلیارد تومان!ما با این سیستم حقوق و دستمزدها به جایی نمی رسیم.وزرات کار باید راه حلی بیابد تا با تنظیم مالیات ها و مسائلی از این دست،فاصله طبقاطی تا این حد زیاد نشده و فشار طبقاطی بر اقشار فرودست زیر بار تورم کمرشکن تا حدی غیرقابل تحمل بالا نرود.

کیارش

ظاهراً عربهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به این گفته بسنده نکرده اند که "ایران بخشی از مشکل است نه راه حل" و دارند دوستی هایشان را با جنایتکاران صهیونیست علنی می کنند.جالب تر آنکه در این راه،تعدادی از مقامات فلسطینی هم آنها را همراهی می کنند!: http://irna.ir/fa/News/81361259/ ایران به عنوان کشوری متعهد از کشورهای جهان اسلام،کوشید با ابراز ثابت قدمی با مردم فلسطین،نظر مسلمانان منطقه را در همراهی با آنان در قضیه فلسطین جلب کند.اثباتی که باعث برهم خوردن روابط ایران با دنیای غرب شد و طی 30 سال موقعیت ایران را در کشورهای قدرتمند اروپایی و آمریکا به شدت تضعیف کرد.اما ظاهراً پاداش این همراهی،آن است که خنجرها برای از پشت ضربه زدن به ایران توسط دوستان منطقه تیز شود!پادشاهان ایران که امپراطوری عظیمی را اداره میکردند،ناجی قوم یهود از بندها در ادوار تاریخ بودند و تا عصر حاضر نیز صهیونیست ها بر سرزمین هایی که نام ایران بر آن اطلاق میشده چشم طمع نداشته اند.اگر امروز دشمنی با اسرائیل وجود دارد به خاطر آرمانهای امت اسلام است نه منافع صرف ایرانی.شاید وقت آن رسیده که ایران طرحی نو در اندازد و بیشتر به فکر منافع خودش باشد

مصدق

طبعاً ضربه زدن به دولت دکتر روحانی در دستور کار همان قدرتهایی قرار دارد که ویترینی بنام بابک زنجانی را تزئین کردند و باعث تورم وحشتناک و رشد منفی در اقتصاد کشور شدند.کمتر کسی در کشور هست که موضوعی به این سادگی را متوجه نشود.امروز حتی در دورافتاده ترین نقاط کشور این موضوع تأیید میشود.اما نکته در جای دیگری است:آیا روحانی به قولهایی که به مردم داده وفادار مانده است؟قانع کردن مردمی که همیشه عجول و احساساتی اند،غالباً کار ساده ای نیست.ضمن آنکه چند اشتباه ساده میتواند به اینگونه برداشت های غلط دامن بزند.مثلاً در تعویض مدیران میانی برجای مانده از دولت قبل، هم در تهران و هم در استانها،یعنی آن مدیرانی که دیگر پویایی و کارایی لازم را ندارند،دولت دکتر روحانی به حد لازم قاطع و سریع نیست.در ادارات این افراد کماکان در پست های حساس هستند و کار مردم هم کمافی السابق با کندی راه می اندازند.در میان خیل انبوه جوانان روشنفکر و دانشمند ایران،تکیه بر آدمهای قدیمی که برای اثبات خود به جای کارکرد واقعی ،نیاز به آمار های جورواجور و آشنای قدیمی (و البته بیخودی و بیفایده) دارند، زیبنده یک دولت تازه نفس با اینهمه طرفدار خوشفکر نیست.

در خانه اگر کس است!

"امام حسین(ع) برای چه عمر بن سعد را در شب هشتم دعوت کرد؟ آیا می خواست پروتکل الحاقی به قیامش بدهد؟ آیا می خواست عمر بن سعد را قانع کند تا برود با نمایندگی حاکمیت طاغوت بنی امیه مفری برای برون رفت از این بن بست پیدا کند؟ تمام زوایای تاریخ کربلا را از زبان هر انسان معاندی که کتاب نوشته می بینید که این مسائل نبوده است. حضرت سید الشهدا عمر بن سعد را برای این دعوت نکرد که با وی گفتگو کند و یا این که با وی به تفاهم برسد و یا یک قاعده برد برد را مدیریت کند بلکه حضرت سید الشهدا عمر بن سعد را دعوت کرد تا با او گفتگو کند و تمام پیشینه وی را در پیش رویش قرار دهد و بعد با تمام قلب رحمانی خودش او را به طرف سعادت دعوت کند. آمدن عمر بن سعد هم در سرنوشت اثر نداشت و هیچ اتفاقی نمی افتاد اگر این نشست برگزار نمی شد؛ اما آن چه که ظهور رسید در این گفتگو این بود، که اولاً این گفتگو مذاکره نبود بلکه انزار بود و آن کسی که انزار می کند در موضع قدرت و اقتدار قرار گرفته است. در روز واقعه هم عمرسعد وارد شده و امام حسین(ع) وی را احضار کرده است و وی حجالت می کشید که بیاید و لذا نگفت که شما بیایید به محل ما تا گفتگو کنیم و عمر بن سعد

رب حامل فقه إلى من هو أفقه منه

امام حسین مذاکره کرد؛ اما تفاهم نامه امضا نکرد! و زیر بار ذلت هم نرفت؛