فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

قدرت نرم در امتحان سخت
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

اين سوالات امتحانی  نيمسال گذشته است به همراه گزيده پاسخهای دانشجويان

 

باسمه تعالي

دانشکده معارف اسلامي،فرهنگ و ارتباطات

دوره دکتري

درس ارتباطات بين المللي و روابط بين المللي

 

  • به هر سؤال در قالب يک مقاله کوتاه تايپ شده 600 تا 800 کلمه اي پاسخ دهيد.
  • در هر پاسخ بايد علاوه  بر ارجاع به حداقل 4 منبع مرتبط و معتبر ،نظرات و استدلالهاي دانشجو به گونه اي دانشورانه منعکس شود.
  • استفاده از کليه مقالات و فصول ارائه شده توصيه مي شود.
  • حداکثر زمان تحويل پاسخها 10/6/1384 است.يک نسخه کتبي به دفتر دانشکده و نسخه الکترونيک به آدرس ashna@isu.ac.ir ارسال مي شود.

 

  1. چندي پيش وزير خارجه ايران ، ايالات متحده امريکا را به دوئل در زمينه محبوبيت در خاورميانه دعوت کرد . با بررسي ديدگاههاي جوزف ناي و ساموئل هانتينگتون در باره قدرت نرم و سخت و رابطه موفقيت و محبوبيت؛ ظرفيتها و محدوديتهاي  جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريکا را براي بهره گيري از قدرت نرم در خاورميانه مورد بحث قرار دهيد.
  2. ديپلماسي فرهنگي امريکا و فرانسه را در مورد گسترش زبان انگليسي و فرانسه مقايسه کنيد.
  3. بحرانهاي جهاني چه نسبتي با رسانه هاي جهاني دارند ؟ بحران عراق را به عنوان يک مورد بررسي نماييد.
  4. مباحث جامعه اطلاعاتي جهاني چه نسبتي با زير ساخت اطلاعات جهاني الگور دارد؟ ديدگاههاي خوش بينانه و بدبينانه را مورد بحث قرار دهيد.

 

 

 

 

بسم الله الرحمن ارحيم

مقايسه قدرت نرم آمريکا و ايران

 سيد حسين شرف الدين

مقدمه                                                                                                          

قدرت نرم ، امپرياليسم فرهنگي و به تعبير گرامشي «هژموني فرهنگي» سه مفهوم قريب و داراي  حوزه معنايي كم و بيش مشتركي هستند. آنچه از فحواي كلمات انديشمندان در توضيح واژه نسبتاجديد « قدرت نرم » برمي آيد اين كه قدرت نرم محصول و برآيند تصوير سازي مثبت ، ارايه چهره موجه از خود ، كسب اعتبار در افكار عمومي داخلي و خارجي ، قدرت تاثير گذاريغير مستقيم توام با رضا برديگران ، اراده ديگران را تابع اراده خويش ساختن و مولفه هايي از اين سنخ است . اين قدرت معمولا در مقابل قدرت نظامي و تسليحاتي  و به عبارتي قدرت سخت وخشن به كار مي رود. بارزترين نمونه قدرت نرم در سطح خرد و شخصي تصويري است كه ماكس وبر، جامعه شناس شهير آلماني از نفوذ و اقتدار بلامنازع شخصيت هاي بزرگ و چهره هاي متنفذ و كريزما بدست داده است . « كيفيت استثنائي شخصي كه به نظر مي رسدواجد يك قدرت فوق طبيعي . فوق بشري  يا دست كم غير عادي است كه از گذر آن چونان مرد مقدر و سرنوشت ساز جلوه مي كند و بدين دليل ، مريدان يا هواداراني گرد او جمع مي شوند . رفتار كريزمايي ويژه فعاليت سياسي نيست ، زيرا مي توان آن را در زمينه هاي ديگري چون دين ، هنر ، اخلاق و حتي اقتصاد ملاحظه كرد ... مبناي اين سلطه عاطفي است نه عقلاني ، چراكه تمام نيروي يك چنين سلطه اي بر اعتماد ، آن هم غالبا بر اعتمادي بي چون و چرا متكي است .» ( فروند : 1368، 244)

 از جمله مظاهر قدرت نرم توام ساختن ديپلماسي بااخلاق است كه در دوران پس از استعمار كهن مورد توجه سياست مداران قرار گرفته است :« در ديپلماسي كنوني ، اخلاق براي خود جايگاهي هر چند صوري يافته است و تقريبا همه كشورها سعي مي كنند ديپلماسي خود را متصف به آن نشان دهند.» (البرزي :1368،17)

توام ساختن ديپلماسي معمول با روابط فرهنگي گسترده نيز از جمله عوامل مولد قدرت نرم است :«‌روابط فرهنگي زمينه ساز و حامي روابط رسمي ميان دولت ها هستند . زبان فرهنگ زبان ملايمي است كه مي تواند روابط رسمي را همراه با تفاهم همچنان زنده نگه دارد. روابط ميان كشورها چنانچه به عرصه هاي فرهنگي كشيده شود نه تنها در سطح رسمي باقي مي ماند بلكه پيوندهاي گسترده تري را ميان ملتها ايجاد مي كند.» (سليمي : 1379، 69)

 

 

عوامل ايجاد كننده يا تقويت كننده اين نوع قدرت برحسب تعاريف ارايه شده عبارتند از :

موقعيت ايدئولوژيك ، ارتباطات ديپلماتيك مطبوع  و گسترده ، مناسبات و مبادلات فرهنگي  ، ترويج زبان و ادبيات ، تبليغ آرمانها ، ارزش ها و اهداف متعالي ،  ارايه  تصويرمثبت و مطلوب از خود ،‌ فروش آرام موفقيت ، ايجاد و ابراز صميميت . بهره گيري مناسب از اطلاعات و فرهنگ در راستاي مقاصد ديپلماتيك ،طراحي و اتخاذ سياست هاي استراتژيك مقبول ، زدودن ذهنيت هاي تاريخي منفي ، مبادلات دانشگاهي و آكادميك و سرمايه گذاري در تربيت نخبگان ساير كشورها  ، فعاليت هاي آموزشي و آگاهي بخشي ، برخورداري از اطلاعات زياد و كارآمد، كسب جايگاه و موقعيت علمي پيشرفته و فناوريهاي تكنولوژيكي، توانمندي  اقتصادي بالا ، مبادلات تجاري و اقتصادي گسترده در بخش هاي سخت افزاري و نرم افزاري  ، قدرت نظامي و تسليحاتي ( به عنوان هاله اي از توانمندي  و اقتدار بالقوه براي رويارويي با بحرانهاي محتمل) ، قدرت شكل دهي و كنترل افكار عمومي ،قدرت نفوذ در باورها و نگرش ها ، ظرفيت پذيرش توريسم و جذب مهاجرخارجي ، برخورداري ازشبكه هاي خبري جهان گسترو قدرت توليد و توزيع محصولات رسانه اي متنوع به كشورها و به زبانهاي  مختلف  ، نفوذ در رسانه ها ي بين المللي ،   التزام به رعايت معاهدات و قراردادهاي بين المللي ، ايفاي رسالت تاريخي متناسب با موقعيت جهاني و سطح انتظاردرشرايط مختلف،  برخورد مناسب و اتخاذ مواضع مقبول در برخورد با بحرانهاي بين المللي ،  ارايه خدمات بشر دوستانه ،  القاي توهم بي طرفي در بحرانهاي بين المللي  ، بهره گيري از سازمانهاو موسسات  غير دولتي ، بين الدولي و بين المللي، نفوذ در سازمانهاو مجامع بين المللي ، بهره گيري مناسب از نيروها وشبكه گسترده بازار جهاني و تبليغ خود از طريق صدور اقلام  ، رعايت استاندارهاي حقوق بشر ، توان رويارويي سريع و درخور در برخورد با توطئه ها و تهديدات تضعيف كننده داخلي و خارجي ، قدرت خنثي سازي تبليغات مسموم ، كاهش دشمني ها ومخالفت هاي موجود و محتمل داخلي و خارجي ، حمايت از جنبش هاي سبز ، مشاركت در جنبش هاي صلح طلب  ونيروهاي حافظ صلح، تشكيل انجمن هاي دوستي با  كشورهاي مختلف ،  اعطاي كمك هاي خارجي به كشورهاي نيازمند ، تاسيس موسسات غير انتفاعي ،  ميزباني كنفرانس هاي بين المللي ، برگزاري و مشاركت در نمايشگاههاي بين المللي ،‌ توان استفاده از عمليات رواني مناسب در جنگ ها و بحرانها و...( ر.ك:جوزف ناي :‌1383)

برخي از انديشمندان سياسي ،  عوامل و عناصرديگري رانيزدر عداد عوامل تشكيل دهنده و موثردر قدرت اعم از نرم و سخت برشمرده اندكه اهم آنها عبارتند از : وضعيت جغرافيايي( شامل : آب وهوا، نوع زمين ، وسعت خاك ، موقعيت سرزمين از نظر دسترسي به دريا يا مجاورت با ساير كشورها)؛ جمعيت و نيروي انساني ؛ ظرفيت صنعتي  ؛ ترابري و ارتباطات ؛ استعدادهاي علمي و اختراعات و ابتكارات ؛ سيستم اقتصادي ؛ سازمان اداري و دولتي ؛ موقعيت استراتژيك ؛ ايدئولوژي و اخلاق اجتماعي ؛ اطلاعات و آگاهي ؛ تاسيسات نظامي و انتظامي ؛ خرد رهبري و روحيه ملي.(كاظمي : 1369،‌ 138)

 

 يكي از انديشمندان در توصيف قدرت نرم با محوريت كشور امريكا مي نويسد:« قدرت نرم يك نيروي فرهنگي – اقتصادي است و از همتاي نظامي خود كاملا متفاوت است .آمريكا پيشرفته ترين ـ نه بزرگترين ـ نيروي جهان را در اختيار دارد و پيشرفت آن باگامهاي سريع و بلند ادامه دارد و اين را در جنگ افغانستان شاهد بوديم.اما از لحاظ « قدرت نرم » نيز كلاس خاصي دارد. در اين زمينه هيچ كشوري داراي امكانات امريكا نيست ، مك دانلد ، مايكروسافت ، هاليوود و هاروارد نمونه هايي از اين دست مي باشند.اين نوع قدرت يعني فرهنگي كه از خود شعاع نور را به اطراف مي پراكند و بازاري كه مغزها را جذب مي كند بر جذابيت و جاذبه خود تكيه مي كند ، نه هل دادن و دافعه . اتكاء آن به پذيرش است نه به تحميل .در اينجا هم كميت زياد كاري انجام نمي دهد. در اين زمينه ، اروپا ، ژاپن ، چين و روسيه نمي توانند مانند اتحادهاي گذشته ، عليه آمريكا به پا خيزند. كل استوديوهاي فيلم سازي آنان هم نمي تواند با هاليوود مقابله كند ، زيرا اگر حجم توليد مهم باشد ، هندوستان كه بيشترين توليدات سينمايي در جهان را دارد بايد تاكنون از آن پيشي گرفته باشد . همچنين كليه دانشگاهها روي  هم رفته نمي توانند هاروارد يا استنفورد را شكست دهند. زيرا تعداد زياد نمي تواند كيفيت را مغلوب سازد و همواره بهترين و درخشان ترين مغزهاي خارجي در رقابت براي ورود به بهترين دانشگاههاي آمريكا مي باشند.»(جوزف 1382، 255)

سي رايت ميلز جامعه شناس منتقد امريكايي نيز در قالب نقد موقعيت جهاني امريكا به بيان اين نوع قدرت پرداخته و مي نويسد:« ايالات متحده امريكا در حال حاضر،‌با ديگر ملل ، مخصوصا با شوروي ، درگير يك رقابت تمام عيار به خاطر پرستيژ فرهنگي مبتني بر ملي گرايي خود است . در اين رقابت موضوعات موسيقي ، ادبيات و هنر امريكا، و در بعد وسيع تري شيوه زندگي آمريكايي وجود دارند. قدرت اقتصادي ، نظامي و سياسي آمريكا به طور چشم گيري از قدرت فرهنگي آن پيشي گرفته است. آنچه آمريكا در خارج از مرزها دارد ، قدرت است ؛ و آنچه در داخل و خارج ندارد وجهه فرهنگي است . اين واقعيت بسياري از ليبرال ها را به سوي باز تكريم آمريكا سوق داده است ، تكريمي كه نه تنها مبتني بر احساس نياز چپ براي دفاع ناسيوناليستي از خود در مقابل راست بلكه مبتني بر الزام فوري حفظ وجهه فرهنگي امريكا در خارج مي باشد.» (رايت ميلز: 1383، 435) 

برخورداري امريكا از امكانات عظيم رسانه اي با توجه كارويژه متنوع آنها در ديپلماسي فرهنگي،  نقش بسيار مهمي در تامين قدرت نرم براي اين كشوربه دنبال  داشته است: « اثرات نقش برتر امريكا در آموزش جهاني ، با سلطه رسانه هاي جمعي آمريكايي تقويت و تشديد مي گردد.هرچند سايه گسترده فرهنگ امريكا گاهي موجب واكنش هاي تهاجمي مي شود، اما اين عنصر « قدرت نرم » ايالات متحده و يك سلاح توانا و غير تهديد آميز در كوشش براي تسلط بر قلوب و اذهان نخبگان خارجي است. بيشتر قدرت نرم آمريكا بر اساس امكانات و ابزارهايي است كه تحت كنترل سياسي نيستند (و نبايد باشند). ديپلماسي فرهنگي زماني موثر است كه بخشي از يك برنامه تبليغاتي صريح نبوده و اگر قرار بود دولت آمريكا اثرات اجتماعي آموزش خارجيان در اين كشور را به منظور تطابق پذيري آنان به شكل صريح سازماندهي مي كرد ، اين اثرات نابود و محو مي شد.»(والت :1382، 219)

چند فرهنگي بودن هويت سياسي آمريكا نيز به  تقويت مباني  سياست خارجي بين المللي و چند جانبه گرايي اين كشوروبالطبع به ارتقاي موقعيت آن كمك كرده است . « جامعه آمريكايي به طور فزاينده اي از نظر نژادي ، قومي و مذهبي چندگانگي دارد. اين مي تواند به جهت گيري فعاليت گرا و كلي در سياست خارجي و طرف داري از روش هاي چند سويه و قانونمند در سازماندهي قدرت هژمونيك كمك كند.بالاخره ، هويت ملي آمريكايي توانسته به آمريكا توانايي غير عادي در جذب و يكپارچه سازي مهاجران در يك سيستم سياسي با ثبات ولي چند سويه بدهد. اين ظرفيت يكپارچه سازي اهميت بيشتري پيدا خواهد كرد.» ( ايكنبري :‌1382، 422)

-         قدرت برقراري ارتباطات گسترده و عميق  و همكاري متقابل و تاثير گذاري بر اراده ديگران  از جمله وجوه برتري موقعيت امريكا قلمداد شده است : «بنابر اين به نظر ناي ، قدرت نرم  زماني اعمال مي شود كه يك كشور ساير كشورها را وادارد چيزي را بخواهند كه خود مي خواهد...توانايي تاثير گذاري بر آنچه ديگر كشورها مي خواهند با منابع نامحسوسي مثل فرهنگ ، ايدئولوژي و نهادها ارتباط دارد...ايالات متحده بيشتر از ساير كشورها قدرت همكاري دارد ، اين قدرت سلطه امريكايي در زمينه ارتباط با عامه عمومي است و به بخش عمده منابع اطلاعات جهان نظارت مي كند كه ناي آن را به عنوان عامل عمده تشكيل دهنده هاي قدرت در دهه 1990 و بعد از آن مورد توجه قرار مي دهد.»( شيلر : 1377، 100)

-         قدرت اقتصادي و كنترلي عظيم :« ايالات متحده يك اقتصاد تقريبا 6 تريليوني را ، اگر چه به شكل نامتعادل ، سامان مي دهد و يك دستگاه الكترونيكي جهانگير را اداره مي كند كه نظارت و استراق سمع يا شنود اني و مداوم جهاني را بر عهده دارد . قدرت نرم اين كشور ترس آور است ، اگر چه به شكل فزاينده اي در دسترس رقيبان اصلي آن هم قرار مي گيرد.» ( شيلر : 1377، 101) 

ترديدي نيست كه امريكا تقريبا  از همه اركان فوق براي اعمال « قدرت نرم» برخوردار است وپيروزي در جنگ سرد، فروپاشي روسيه شوروي و تك قطبي شدن جهان نيز بر اين اعتبار افزوده است . حضور بلند مدت در منطقه ، نياز شديد كشورهاي عربي به حمايت مستمر امريكا ، وابستگي شديد كشورهاي منطفه به آن  ، تامين امنيت صوري منطقه ، انعقاد پيمانهاي مختلف با كشورهاي منطقه ، پايان دادن به اشغال كويت ، ، نجات عراق و سركوب صدام ،حضور نظامي جدي در منطقه ، نقش تعادل بخشي در منطقه ، نفوذ بلا منازع در سازمانهاي بين المللي ، روابط گسترده سياسي ، اقتصادي ، نظامي و فرهنگي با بيشتر كشورهاي منطقه ، تلقي اين كشور به عنوان مامن و تكيه گاه نظام هاي استبدادي وغير دموكراتيك حاكم بر بيشتركشورهاي منطقه و... به اعتبار و نفوذ بيش از پيش اين ابر قدرت در منطقه افزوده است. لازم به ذكر نيست كه  در يكي دو دهه اخير به دليل اعمال آشكاربرخي سياست هاي خشن توجيه ناپذير همچون حمايت صريع وقاطع از اسرائيل ، يك جانبه گرايي ، توسعه طلبي ، اشغال عراق و افغانستان ، مخالفت با سوريه و لبنان ، حمايت از برخي گروههاي تروريستي همچون القاعده و...  اعتبار و وجاهت آن افول يافته و قدرت نرم آن تا حد زياد تحليل رفته است.. اين معادله احتمالا  در خصوص ايران سيري معكوس طي كرده است. در هر حال ، هر چند پاسخ قطعي به اين سوال در قالب برآورد موقعيت اين دو كشور از حيث برخورداري از قدرت  نرم و سخت و جايگاه استراتژيك  آنها در منطقه بسيار مشكل است اما ظواهر امر چنين نشان مي دهد كه امريكا از حيث قدرت نرم و سخت هنوز هم نه تنها در خاورميانه كه در كل جهان موقعيتي نسبتا ممتاز و برجسته دارد. جمهوري اسلامي ايران نيز هر چند از حيث قدرت سخت موقعيتي نازل دارد اما شواهد عيني چنين نشان مي دهد كه موقعيت معنوي و فرهنگي و به اصطلاح قدرت نرم اين كشور تدريجا  رو به فزوني نهاده و مي رود تا به يك قطب فرهنگي موثر در منطقه و جهان تبديل شود. 

 

نويسنده بر اين باور است كه جمهوري اسلامي به دلايل عديده اي كه به برخي از آنها در زير اشاره خواهد شد، زمينه ها و شرايط لازم رابراي كسب قدرت معنوي و ارتقاي نصاب محبوبيت خود درميان كشورهاي  منطقه فراهم ساخته است و به برخي از سياست ها و خط مشي هاي ساده انگارنه و ناسنجيده اي كه به ويژه در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب  به سردي روابط و كاهش اعتبار بين المللي اوبه ويژه در منطقه منجر شده بود ؛‌ تدريجا پايان داده است .ديپلماسي فعال كشور در چند سال اخير به اتخاذ ، احيا و تثبيت سياست ها ي خاصي دامن زده  است كه مجموعا به خروج كشور از انزوا و تصوير سازي مثبت از آن درافكار عمومي بين المللي و زدودن برخي ابهامات و در يك كلام كسب هژموني فرهنگي  كمك شايان كرده است . برخي ازاين سياست ها عبارتنداز:

 تلاش در جهت :

-         كسب موقعيت برتر به عنوان بزرگترين كشور منطقه  ، با پيشينه وغناي تاريخي كهن  و موقعيت استراتژيك

-         اتحاد سياسي ، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام

-         تشنج زدايي و پيشبرد صلح و امنيت در سطح منطقه و جهان

-         ايجاد درهم آميختگي هاي فرهنگي ، اقتصادي و ديني وسيع با بسياري از كشورهاي منطقه

-         حسن همجواري با همسايگان و ارتقاي اعتماد فيمابين از طريق اجراي اقدامات اعتماد ساز

-         اعلام خاورميانه به عنوان منطقه اي عاري از سلاحهاي كشتارجمعي

-         تحرك ديپلماتيك  و حضور موفق در مجامع بين المللي

-         التزام عملي به رعايت معاهدات و پيمان هاي  بين المللي

-         طرح و ترويج ايده گفتگوي مذاهب ، فرهنگ ها و تمدنها

-          حل و فصل مسالمت آميز بحرانهاي منطقه اي و بين المللي

-         محكوميت مستمر اسرائيل به عنوان كانون شرارت در منطقه 

-         احقاق حقوق ملت مظلوم فلسطين

-         طرح و ترويج ايده گفتگوي مذاهب ، فرهنگ ها و تمدنها

-         نفي جهاني ذهنيت جنگ سرد و دشمن سازي توهمي

-         مشاركت فعال در اعطاي كمك هاي بشر دوستانه به جامعه بين الملل

-         فعاليت ديپلماتيك گسترده درجهان اسلام در دوره رياست كنفرانس اسلامي ( اجلاس هشتنم)

-         شكل گيري و فعاليت سازمان همكاري اقتصادي ( اكو)

-         مبارزه با كشت ، توليد ، توزيع و ترانزيت مواد مخدر

-         تامين ملاحظات زيست محيطي

-         پذيرش بيش از دو ميليون آواره افغاني و عراقي  در بيش از دو دهه

-         مبارزه جدي با تروريسم

-         قطع رابطه با رژيم آپارتايد ( افريقاي جنوبي ) به عنوان يك افتخار تاريخي درسالهاي اوليه بعد از پيروزي انقلاب

-         مخلفت صريع با حضور نيروهاي خارجي در منطقه

-         زمينه سازي براي اجراي اعلاميه جهاني حقوق بشر اسلامي

-         اتخاذ تدابير عيني در جهت رفع تنش ها و بحران ها همچون بحران بوسني ،  آسياي مركزي، قفقاز ، افغانستان ، عراق

-         مخالفت با جريانات افراطي و بنيادگرايانه در جهان اسلام

-         صدور فيلم هاي داراي محتواي غني فرهنگي  و تلاش در جهت گسترش زبان فارسي

-         تحرك جدي دربرخورد با اهانت هاي دشمنان به اسلام همچون قضيه سلمان رشدي  

لازم به ذكر است كه جمهوري اسلامي به دليل طرح برخي اتهامات بويژه از سوي امريكا همچون     تلاش براي صدور انقلاب اسلامي خود به ساير كشورهاي اسلامي ، حمايت از جريانات افراطي و تندروانه ، حمايت از تروريسم ،  دشمني قاطع با اسرائيل ، نقض حقوق بشر ، حمايت جدي از حزب الله و انتفاضه ملت فلسطين ، برخورداري از سلاح هاي اتمي ، دامن زدن به برخي اختلافات تاريخي ميان مسلمين ، انتقام گيري به خاطر جنگ هشت ساله  با عراق بويژه ازكشورهاي كمك كننده به عراق  ، مالكيت عدواني بر جزاير سه گانه مورد ادعاي امارت ، تلاش در جهت  احراز ، رهبري جهان اسلام ، نامشروع نماياندن حاكميت هاي موجود در جهان اسلام،  تلاش در جهت تضعيف موقعيت امريكا در منطقه و مسايلي از اين دست ؛ همواره در تحقق اين هدف  يعني كسب و ارتقاي  قدرت  و اعتبار معنوي با مشكلات و موانع جدي مواجه بوده است و در اين راه  هزينه هاي  سنگيني متحمل شده است. اما روند موفقيت كشور در كسب اين مهم  همواره  صعودي بوده است.

 

 

منابع و ماخذ

 

-         استيون لوكس ، قدرت ، فر انساني يا شر شيطاني ، ترجمه : فرهنگ رجايي ، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي ، 1370.

-         استفان ام .والت ؛ جوزف جوزف؛ جي. جان ايكنبري ؛ ‌تنها ابرقدرت ، تدوين : جي . جان ايكنبري ، ترجمه: عظيم فضلي پور ، انتشارات موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران ، 1382.

-         جوزف ناي ،‌كاربرد قدرت نرم ، ترجمه: سيد رضا مير طاهر ،‌1383.

-         حسين سليمي ، فرهنگ گرايي ، جهاني شدن و حقوق بشر، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي ، 1379.

-         ژولين فروند ، جامعه شناسي ماكس وبر ، ترجمه : عبدالحسين نيك گهر ، انتشارات رايزن ، 1368.

-         سي رايت ميلز ، نخبگان قدرت ، ترجمه: بنياد فرهنگي پژوهشي غرب شناسي ،‌انتشارات فرهنگ مكتوب ،‌1383.23

-         سيد كمال خرازي ، سياست خارجي ما ، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي ، مجموعه سخنراني هاي سيد كمال خرازي ، وزير امور خارجه ، 1380.

-         علي اصغركاظمي ، نقش قدرت در جامعه و روابط بين المللي ،‌نشر قومس ، 1369.

-         محمد رضا البرزي ، ارزيابي تحول ديپلماسي در قرن بيستم ، نشر سفير ، 1368

-         هربرت شيلر ، وسايل ارتباط جمعي و امپراتوري امريكا ، ترجمه : احمد مير عابديني ، سروش ، 1377.