فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

کوششها و چالشهای آمريکا برای کاربرد قدرت نرم در خاورميانه
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

دانشجو : نادر جعفري هفتخواني

 

 مقدمه : نظرسنجي موسسه گالوپ (Gallup) در فاصله زماني دسامبر 2001 تا ژانويه 2002 از 10هزار نفر مردم 9 کشور مسلمان در خاورميانه نشان داده که بطور متوسط، بيش از يک دوم پاسخ‌دهندگان نسبت به آمريکا نظر مخالف داشته‌اند. نظرسنجي مشابه موسسه پيو (Pew) در تابستان 2002، بهار 2003 و حتي مارس 2004 نتايج مشابهي را نشان دادند. (ولف، 1384: 93)  همانطور که شارلوت بيرز، معاون سابق ديپلماسي عمومي وزارت خارجة آمريکا مي‌گويد : "ميان آنچه هستيم، آنگونه که دوست داريم در نظر ديگران جلوه کنيم و آنگونه که در حقيقت ديده مي‌شويم، شکاف بسيار وسيعي وجود دارد". (همان : 94)

1- جوزف ‌ناي (Joseph Nye) در 1990 بيان داشت که امروزه تعريف قدرت، بيشتر بر عوامل رشد اقتصادي، آموزش و فناوري مبتني شده است. (ناي، 1382: 364) همو پيش‌بيني کرده بود که منابع قدرت در قرن 21 احتمالاً تغييرات عمده‌اي را به خود مي‌بيند. زيرا اثبات قدرت حتي ديگر در گروي منابع قدرت هم نيست بلکه در توانايي تغيير رفتار دولتهاي ديگر است. (همان : 366) آنچه مسلم است همزمان با دهه پاياني قرن 20 و به دليل تغيير ماهيت سياستهاي بين‌المللي، اشکال ناملموس قدرت، از اهميت بيشتري برخوردار شده و به گفته ناي، قدرت در حال گذر از غناي ثروت به غناي اطلاعات است (ناي، 1382: 374). آنهم نه فقط اطلاعات، بلکه پاسخگويي بهنگام به اطلاعات جديد، يک منبع مهم قدرت به شمار مي‌آيد.

2- قدرت نرم از نظر ناي، شيوه‌اي جديد از اعمال قدرت در مقايسه با شيوه‌هاي سنتي است که موجب مي‌شود يک کشور کاري کند تا کشورهاي ديگر، همان چيزي را بخواهند که او مي‌خواهد. وي اين را قدرت متقاعدکننده هم مي‌خواند. از ديد وي، منابع قدرت نرم‌ براي آمريکا عبارتند از جذابيت و ايدئولوژيک، شرکت‌هاي چند مليتي و فرهنگ آمريکا (ناي، 82: 8- 377 و ناي، 83: 149).

 البته کوهن و ناي در تعريف جايگاه اين قدرت، اساساً منابع قدرت را محدود به دانش مي‌دانند. از نظر آنان، دانش به عنوان قدرت در دو بعد بروز و ظهور مي‌يابد: قدرت رفتاري و قدرت منابع. آنها قدرت نرم را در کنار قدرت سخت از اقسام قدرت رفتاري مي‌دانند با اين تفاوت که قدرت سخت، کاربرد قدرت براي وادار ساختن ديگران است به آنچه که ما مي‌خواهيم بطوري که چنانچه بکار گرفته نشود ديگران با تهديد يا پاداش، چه با هويج اقتصادي و چه با چماق نظامي آن را انجام نمي‌دهند. در حالي که در قدرت نرم بهيچ‌گونه اجباري ديده نمي‌شود (کوهن و ناي، 1998 : 4).  قدرت نرم به عبارتي ديگر، توانايي شکل/ تغيير دادن ترجيحات و اولويت‌هاي ديگران است. البته ناي، منابع قدرت نرم در سطح بين‌المللي را علاوه بر موارد پيش‌گفته، "ارزشهاي موجود در فرهنگ، عملکرد و سياست‌هاي داخلي کشورها" و نيز "افکار عمومي" و "سازمان ملل" مي‌داند. (ناي، 83: 51-149) گرچه اين موضوع هم واقعيت دارد که افکار عمومي مي‌تواند تغيير يابد اصولاً اهميت سنجش افکار عمومي در بازخوردي است که به چگونگي اجراي سياست‌ها و بازنگري در ماهيت سياستها مي‌دهد. سياستها و ارزشهاي داخلي هر کشور نيز نظير دموکراسي و حقوق بشر که داراي جذابيت‌هاي جهان شمول هستند اهميت مي‌يابند.

3- هانتينگتون نيز معتقد است که زوال مشروعيت نظام‌هاي اقتدارگرا، رشد اقتصادي و افزايش معيارهاي زندگي و رفاه از عوامل ترغيب به دموکراسي‌اند. (هانتينگتون، 1381 : 53) از سويي وي آمريکا را از دهه 1970 به بعد، بهترين مروج و مشوق دموکراسي مي‌داند (همان : 311) لذا پيش فرض مي‌تواند اين باشد که آن دسته از کشورهاي خاورميانه که دو علت ياد‌شده را در نظام و ساختار سياسي و کشوري خود دارند، نگاهي جدي و تمايلي فراوان به حرکت به سوي آمريکا داشته باشند. کوهن و ناي معتقدند هانتينگتون درست مي‌گويد که موفقيت مادي موجب جذابيت يک فرهنگ و ايدئولوژي مي‌شود همانطور که شکست و ناکامي نظامي و اقتصادي هم مي‌تواند منجر به بحران هويت گردد. همانطور که شوروي که پس از جنگ دوم از قدرت نرم قابل ملاحظه‌اي در اروپاي شرقي برخوردار بود اما با مداخلاتش در مجارستان و چکسلواکي آن را از دست داد با اينکه قدرت اقتصادي و نظامي شوروي همچنان در حال رشد بود. اين دو انديشمند معتقدند که فرهنگ مردمي آمريکا با جريانات آزادي و رفاه خود، بر همه گونه ارتباطات حاکم است. (کوهن و ناي، 1998: 5)

4- چنانچه اين پيش‌فرض را بپذيريم که آمريکا در منطقه خاورميانه داراي منافع حياتي و بسيار مهم است مي‌توانيم انتظار داشته باشيم تلاش و برنامه‌ريزي آن کشور براي کسب اهداف خود با کمترين هزينه در قالب يک ديپلماسي مشخص انجام گيرد. براي اثبات وجود و اعلام رسمي اين منافع با رجوع به گزارش منافع ملي آمريکا، منافع ملي آن کشور را در خاورميانه بررسي کنيم : 1- منافع حياتي شامل 1-1) بقاي اسرائيل به عنوان کشور و دولتي آزاد، 1-2) تضمين جريان انرژي به بازار آزاد، 1-3) جلوگيري از دستيابي دولتهاي منطقه به سلاحهاي کشتار جمعي تهديدکننده منافع آمريکا; و 2- منافع بسيار مهم شامل 2-1) ممانعت از ظهور يک کشور هژمون در خاورميانه، 2-2) تداوم و توفيق فرايند صلح اعراب و اسرائيل، 2-3) حفظ روابط حسنه با قدرتهاي منطقه‌اي طرفدار غرب، و 2-4) مقابله با تروريسم در منطقه ; و بالاخره 3- منافع مهم شامل 3-1) رعايت حقوق بشر در منطقه و 3-2) حمايت از دولتهاي معتدل در منطقه (نصري، 1383: 263). تصريح جدي و مکرر لزوم توجه و حمايت از برخي دولتهاي منطقه خاورميانه در منافع يادشده، آمريکا را ناگزير از طراحي و برنامه‌ريزي براي تقويت زمينه‌هاي قدرت نرم خود در منطقه و استفاده از آن مي‌نمايد.

5- با اتکاي به اصول و مفروضاتي که ارائه گرديد حال بايد ديد بر مبناي کارکرد قدرت نرم، کدام يک از دو کشور آمريکا و ايران توانسته‌اند استفاده بيشتري از اين منبع براي قدرت‌نمايي در خاورميانه و کسب محبوبيت نمايند. بررسي را از برنامه‌هاي وزارت خارجه آمريکا آغاز مي‌کنيم:

5-1. کمک‌هاي آمريکا براي بهبود وضع اقتصادي کشورهاي فقيرتر خاورميانه قطعا" مي‌تواند در ارتقاء سطح و ميزان قدرت نرم آمريکا در اين کشورها نقش موثري ايفاد نمايد. گزارش کميسيون مشورتي ايالات متحده در مورد ديپلماسي عمومي که در سال 2004 انتشار يافته کمک‌هاي آژانس توسعه بين‌المللي آمريکا (USAID) را در قالب ارتباطات بلند‌مدت خود به عنوان يکي از فعاليت‌هاي موفق ديپلماسي عمومي مورد تاييد قرار داده است. USAID در سال 2004 مديريت ديپلماسي عمومي خاورميانه‌اي خود را با مرکز امور مشارکت ابتکاري خاورميانه (MEPI) در قالب يک برنامه کاري طراحي و آغاز نمود. (USAC، 2004) از آنجا كه «حفظ روابط حسنه با قدرتهاي منطقه‌اي طرفدار غرب» و «حمايت از دولتهاي معتدل در منطقه» از منافع ملي بسيار مهم و مهم آمريكا در خاورميانه‌اند (نصري, 83: 263) بديهي است ديپلماسي عمومي آمريكا در قالب USAID برنامه‌هاي خاص حمايتي را براي اين گروه از كشورها- كه در حال حاضر تقريباً عمدة كشورهاي خاورميانه را در بر مي‌گيرد - طراحي نمايد. از جمله اينكه در 2003 شوراي جديد سياستگذاري مشترك دولت- آژانس را براي مطابقت و هم جهتي كمكها و مساعدت‌هاي خارجي آن كشور با سياست خارجي را فراهم آورد تا دقيقاً همان كشورهايي, از مساعدتها برخوردار شوند كه «طرفدار آمريكا هستند» يا «حداقل معتدل‌اند. (USAC, 2004) جالب آنكه آژانس با تغيير سياست نشان‌گذاري (Marking policy)، همة برنامه‌ها, پروژه‌ها و فعاليتهاي خود را مشخصاً با عبارت «اهدايي مردم آمريكا» همراه نمود تا همه چيز از تابلوهاي پروژه تا بسته‌هاي غذا و از پرچمها تا انتشارات، اين نشان را با خود داشته باشند.

5-2. كميسيون مشورتي ايالات متحده در مورد ديپلماسي عمومي در گزارش 2004 خود تصريح نموده « انقلاب اطلاعات نشانگر آن است كه قدرت, بيشتر در دستان اشخاص و افراد است: قدرت ارتباط جهاني, قدرت ورود به گفتگوي بين‌المللي و قدرت تاثيرگذاري بر رهبران.»

5-3. از سويي, دولت آمريكا در قالب برخي نهادها و مؤسسات ظاهراً خصوصي خود, بخش‌هاي ديگر از اقدامات ديپلماسي عمومي خود در مورد خاورميانه را به اجراء در مي‌آورد كه البته مخاطبان آن, بيشتر آن دسته از كشورهايي هستند كه از سطح رشد و توسعه اقتصادي يا توان مالي قابل ملاحظه‌تري برخوردارند. برنامه‌هاي مبادله نظير برنامه‌هاي فولبرايت (Fulbright)، توريست بين‌المللي (International Visitor (IV)، بورسيه تحصيلي همفري (Humphrey Fellowship) و تبادل شهروند از اين گونه‌اند.

5-4. يكي ديگر از اين مؤسسات, دفتر امور آموزش و فرهنگي (ECA) است كه برنامه‌هايي را براي تبادل افراد از طريق مشاركت با دولت در مورد تحصيلات عالي, تجارت, سازمانهاي غير دولتي, بنيادها و غيره اجراء مي‌نمايد. بودجه اين دفتر ساليانه بالغ بر 500 ميليون دلار است كه 35 درصد آن از منابع دولتي تامين مي‌شود. (USAC , 2004 و exchangc)

5-5. انجمن BDA يا تجارت براي اقدام ديپلماتيک (Business for Diplomatic Action) انجمني از رهبران تجاري است که تلاش دارند نقش تجارت را در مسائل و مشکلات مربوط به وضعيت ضدامريکايي در سراسر دنيا نشان دهند. 150 عضو اين انجمن از مؤسسات بازاريابي، تبليغات و مؤسسات علمي حوزه‌هاي يادشده هستند. BDA يک شبکه ديپلماسي عمومي ويژة تجارت و يک برنامة تلويزيوني واقعي بنام "تبادل" (Exchange) را در اختيار دارد که با کارشناسان خارجي مقيم آمريکا و کارشناسان آمريکايي مقيم خارج به اجرا درمي‌آيد.

5-6. سازمان AAM يا رسانه خارج از آمريکا (America Abroad Media) که در سال 2001 توسعه يافته يک سازمان خصوصي و غيرانتفاعي است که برنامه‌هايي را براي پخش در آمريکا و ساير کشورها تهيه مي‌کند برنامه‌هاي کنوني اين سازمان عبارت است از : "آمريکا در خارج" (America Abroad) بعنوان يک برنامة عمومي بين‌المللي، "شبکه جوان" (YouthSPAN)، يک پروژة ويدئوکنفرانس جهاني که دانش‌آموزان آمريکايي را با دانش‌آموزاني در افغانستان، پاکستان، کره‌جنوبي و ترکيه مربوط مي‌سازد و تلويزيون "شبکه جوان" (YouthSPAN) که يک  برنامه مباحثه دانش‌آموزي براي مخاطبان داخلي و خارجي است. نخستين برنامة تلويزيوني AAM با سازمانهاي رسانه‌اي به اجرا درآمد و به هيئت پخش مديران شبکه الحورا (Alhurra) اختصاص يافت.

5-7. برنامه جهاني مشاركت براي يادگيري (participation for learning = P4L) ويژه مخاطبان جوان و متنوع كه 10 ميليون نفر را در جهان اسلام بعنوان مخاطب خود هدفگذاري نموده است. چنين برنامه‌اي كه «بر پايه ارزشهاي مشترك آمريكا و جوامع مسلمان بنا شده تلاش دارد صداي مدرنيته را تقويت و موانع يك گفتگوي مثبت و سازنده را رفع نمايد». (بيانيه ماموريت exchangc)

اكثريت فعاليت‌هاي برنامه p4L بر تبادل آموزش و كار در كشورهاي اسلامي و عربي [خاورميانه] متمركز مي‌شود و در طراحي و اجراي آنها با دولتهاي ميزبان هماهنگي شده و با مشاركت هر دو بخش عمومي و خصوصي كشور ميزبان با همتاهاي آمريكايي به اجراء در مي‌آيد.

 

4        منابع

1-   ناي, جوزف (2004)، «قدرت نرم» ( معرفي كتاب)، محمود عسگري, فصلنامه راهبردي دفاعي, سال 2, ش 6 (زمستان 83)، صص 147-163

2-   ناي, جوزف (2004)، «كاربرد قدرت نرم», ترجمه سيد رضا ميرطاهر, فصلنامه راهبرد دفاعي, سال 2 ش 6 (زمستان 83),1- 37. (ترجمه فصل 4 از كتاب Soft power , Newyork: public affairs 2004)

3-   ناي, جوزف (1990), «قدرت نرم», ترجمه محمد حسيني مقدم, فصلنامه راهبرد (مركز تحقيقات استراتژيك), ش 29 (پاييز 82), صص 363- 380، ترجمه مقاله  Soft power, foreign policy , fall 1990

4-   نصري, قدير (1383), «كد استراتژيك ايران و منافع ملي آمريكا», فصلنامه راهبرد (مركز تحقيقات استراتژيك), ش 31 (بهار 83), صص 258- 264

 5) Keohane, r. & Nye, j.(1998), «power and interdependence in the information age» , foreign affairs , 70 77,no s (sep/oci 1998)

6- بيانيه ماموريت موسسه ECA در وزارت خارجه آمريكا به نقل از :

ECA at :

 http:// www. Exchanges.State.gov/eduction/P4L/ mission

 

7- گزارش کميسيون مشورتي وزارت خارجه آمريکا در مورد ديپلماسي عمومي (2004)

 Report of the us Advisory Commission on public Diplomacy, 2004 at:    

 http:// www.State.gov.

 

8- ولف, چارلز؛ روزن, برايان. «ديپلماسي عمومي: بوسه مرگ», ترجمه علي گل محمدي, ماهنامه زمانه, ش 31- 32 (فروردين و ارديبهشت 1384), صص93- 103

9- هانتينگتون , ساموئل. موج سوم دموكراسي. ترجمه احمد شهسا.- تهران, روزنه , 1381( چ3).