فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 

گمانه هايی برای تحولات آينده

    یکی‌ از آينده‌ پژوهان‌ ايراني مقيم خارج از کشور‌ در مقاله‌اي‌ اينترنتي‌ تحت‌ عنوان‌ «ايران‌ به‌كدام‌ سو مي‌رود؟» با روش سناريو پردازی چهار صحنه‌ احتمالي شاملصحنه‌ پيروزي‌ آزادي‌ خواهان‌, صحنه‌ پيروزي‌ محافظه‌ كاران,‌ صحنه‌ كجدار و مريز و صحنه‌ سقوط‌ رژيم‌ را بر شمرده‌ است‌.هر يك‌ از اين‌ سناريوها مبتني‌ بر پيش‌ فرضهايي‌ است‌ كه‌ به‌ صورت‌ قضيه‌ شرطيه‌ مطرح‌مي‌شود. www.iranian.com/Majidtehranian/تهرانيان‌ بدون‌ آنكه‌ قضاوت‌ كند, شرايط‌ وقوع‌ هر يك‌ از سناريوهاي‌ احتمالي‌ را توضيح‌مي‌دهد .برای ما ايرانيان داخل کشور نيز اين سوال به گونه ای بسيار جديتر مطرح است که آينده‌ چه‌ خواهد شد؟ آيا تحولات‌ جاري‌ تغييرات‌بنيادين‌ را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌؟ اين‌ تحولات‌ موجب‌ تثبيت‌ نظام‌ فعلي‌ مي‌شود يا تغييراتي‌ راموجب‌ مي‌شود؟ ما نيزاگر روش‌ بررسي‌ خود را پي‌ بگيريم‌ مي‌توانيم با استنادبه پيش شرطهايي,‌ سه‌ نوع‌ سناريو را براي‌ آينده‌ ميان مدت‌ پيش‌بيني‌ کنيم. اين‌ سه‌ سناريو بر گرفته‌ از تحليل‌ پارسونز از تغييرات‌ اجتماعي‌ است‌ .پارسونز که يکی از مهمترين نظريه پردازان ثبات است, تعادل‌ رانقطه‌ آغاز تحليل‌ مي‌داند و آنرا چنين‌ تعريف‌ مي‌كند: «يك‌ نقطه‌ مرجع‌ اصلي‌ براي‌ تحليل‌فرآيندهايي‌ است‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ آنها يك‌ نظام‌ خود را با پيامدهاي‌ ناشي‌ از تغيير در محيط‌ سازش‌مي‌دهد، بدون‌ آنكه‌ دچار تغييرات‌ مهم‌ ساختي‌ شود و يا اينكه‌ موفق‌ به‌ سازش‌ نشود وفرآيندهايي‌ مثل‌ تغييرات‌ ساخت‌ يا فرو پاشي‌ آن‌ به‌ عنوان‌ يك‌ كليت‌ نظام‌مند يا بروز ويژگيهاي‌ منفي‌ كه‌ رشد ساختهاي‌ ثانوي‌ با خصلت‌ بيمار گونه‌ را موجب‌ شود.» پارسونز دو نوع‌ تغيير درتعادل‌ را شناسايي‌ كرده‌ است‌. در حالت‌ اول‌ تعادل‌ بر هم‌ مي‌خورد ولي‌ جاي‌ خود را بدون‌ تغييرنظام‌ به‌ تعادل‌ جديدي‌ مي‌دهد. نظام‌ به‌ عنوان‌ يك‌ كليت‌ واحد يا مجموعه‌ تغيير نمي‌يابد و به‌دنبال‌ تغييرات‌ در بعضي‌ از بخشها تعادل‌ جديدي‌ به‌ وجود مي‌آيد ولي‌ تغييرات‌ مهمي‌ در كل‌نظام‌ به‌ وجود نمي‌آيند پارسونز اين‌ حالت‌ را «تغيير تعادل‌» مي‌نامد و آنرا براي‌ تداوم‌ طبيعي‌حيات‌ همه‌ نظامهاي‌ اجتماعي‌ ضروري‌ مي‌داند. حالت‌ دوم‌ در صورتي‌ واقع‌ مي‌شود كه‌ نيروهاي‌تغيير بسيار قدرتمند باشند. اگر فشاري‌ كه‌ از خارج‌ يا داخل‌ بر نظام‌ اعمال‌ شود بيشتر از توان‌انعطاف‌ پذيري‌ نظام‌ باشد، نظام‌ را دچار «گسستگي‌ تعادلي‌» مي‌كند. اين‌ وضع‌ تغيير در تعادل‌نيست‌ بلكه‌ تغيير در ساخت‌ است‌ كه‌ كل‌ ماهيت‌ يك‌ نظام‌ را در بر مي‌گيرد. سه‌ تفاوت‌ اساسي‌ميان‌ اين‌ دو نوع‌ تغيير وجود دارد: اول‌ آنكه‌ تغييرات‌ ساختي‌ ناشي‌ از تنش‌ مربوط‌ به‌ عدم‌ تطابق‌روز افزون‌ ميان‌ دو يا چند واحد ساختي‌ يا خرده‌ نظام‌ است‌ و بر عكس‌ تغيير تعادل‌ تنشهاي‌ ناشي‌از ناسازگاري‌ را دائماً تخفيف‌ مي‌دهد دوم‌ آنكه‌ شدت‌ تغييرات‌ تعادل‌ اندك‌ است‌ و فقط‌واحدهاي‌ نظام‌ را تحت‌ تأثير قرار مي‌دهد. ولي‌ در تغييرِ ساخت‌، ماهيت‌ نظام‌ و شيوه‌ سازماندهي‌آن‌ تحت‌ تأثير قرار مي‌گيرد. حالت‌ سوم‌ مقاومت‌ در برابر تغيير بدون‌ آسيب‌ رسيدن‌ به‌ ساخت‌كلي‌ است‌. در اين‌ حالت‌ مقاومت‌ نسبت‌ به‌ تغييرات‌ به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ تمامي‌ تحولات‌ ساختها رادر نظام‌ اجتماعي‌ متوقف‌ مي‌كند. نظام‌ با قدرت‌، منبع‌ اختلال‌ و تغيير را كنار مي‌گذارد يا آن‌ را بي‌اثر مي‌كند. در نتيجه‌ يك‌ خرده‌ فرهنگ‌ موازي‌ و مخالف‌ با فرهنگ‌ حاكم‌ به‌ وجود مي‌آيد كه‌جامعه‌ آنرا «پاتولوژيك‌» تلقي‌ مي‌كند و «پاد فرهنگ‌» تلقي‌ مي‌شود (نك‌: روشه‌، 1375) .

 

سناريوري‌ اول‌: تغيير تعادل‌

سنايوري‌ اول‌ بر مبناي‌ شرايط‌ لازم‌ براي‌ «تغيير تعادل‌» طراحي‌ شده‌ است‌. در صورتي‌ كه‌تماس‌ فرهنگي‌ با غرب‌ بر اساس‌ الگوي‌ تلفيق‌ و گزينش‌ ادامه‌ يابد، جمهوريت‌ حكومت‌ تقويت‌شود و الگوي‌ دين‌ توسعه‌ گرا پذيرفته‌ شود - يعني‌ تعارضات‌ فرهنگ‌ ديني‌ با توسعه‌ درون‌ زا وبومي‌ رفع‌ شده‌ و دين‌ به‌ عنوان‌ محور و غايت‌ توسعه‌ تلقي‌ شود و از طرفي‌ ديگر رسانه‌ها نيز برمبناي‌ الگوي‌ مسؤوليت‌ اجتماعي‌ به‌ تعامل‌ با نهاد دولت‌ و دين‌ ادامه‌ دهند امكان‌ حفظ‌ ساختارنظام‌ با ايجاد تغييراتي‌ در تعادل‌ فعلي‌ ممكن‌ خواهد بود.

 

تحولات‌ تماس

‌فرهنگي‌

منشا

الگو

ميزان‌

سطح‌ تماس‌

حاملان‌

جهت‌

نتايج‌

درون‌ زا

ابداع‌

تفاوت‌

كم‌

عموم‌

روزنامه‌ نگاران‌ و صدا و سيما / نسل‌جديد حوزه‌

دوسويه‌

تلفيق‌

تحولات‌ حكومتي‌

نوع‌ حكومت‌

مشروعيت‌

تعامل‌دولت با دين‌

تعامل‌ دين‌ با دولت‌

جمهوريت‌ قوي‌

قوي‌

استقلال‌ نسبي‌

همكاري‌ انتقادي‌

تحولات‌ ديني‌

گرايش‌ عمومي

گرايش رقيب

تعامل‌ با حكومت‌

 

 

دين‌ توسعه‌ گرا

دين‌ آزادي‌ گرا/ دين‌مدافع‌ سنت‌

نظارت‌ / همراهي‌

تحولات‌ رسانه‌اي‌

تعامل‌ با دولت‌

تعامل‌ با دين‌

آزادی / مسؤوليت‌اجتماعي‌

همراهي‌ / نقد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سناريوي‌ گسست‌ تعادل‌

پيش‌

فرض‌ اين‌ سناريو عدم‌ توان‌ نظام‌ فرهنگي‌ - سياسي‌ - ديني‌ فعلي‌ در مديريت‌تغييرات‌ و هدايت‌ آنها به‌ نفع‌ بقاء نظام‌ است‌. اگر شدت‌ تغييرات‌ برون‌ زا به‌ گونه‌اي‌ باشد كه‌ساختارهاي‌ دروني‌ را دچار بحران‌ كند ممكن‌ است‌ با يك‌ گسستگي‌ تعادلي‌ كه‌ كليت‌ نظام‌ را تغييرمي‌دهد مواجه‌ شويم‌. در اين‌ شرايط‌ حضور نيروي‌ خارجي‌ در مديريت‌ تغيير ساخت‌ محتمل‌است‌ و جمهوريت‌ ضعيف‌ و رسانه‌هاي‌ تابع‌ حكومت‌ مقاومت‌ مذهب‌ و مردم‌ را بر خواهدانگيخت‌. تغيير نظام‌ گسست‌ فرهنگي‌ را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌ و تحولات‌ زنجيره‌اي‌ را در سطح‌خرد و كلان‌ موجب‌ خواهد شد.

 

 

تحولات‌ فرهنگي‌

منشا

الگو

ميزان‌

سطح‌

حاملان‌

جهت‌

نتايج‌

برون‌ زا

اشاعه‌

تفاوت‌

زياد

تماس‌

عموم‌

نخبگان‌ سياسي‌

يكسويه‌

گسست‌

تحولات‌ حكومتي‌

نوع‌ حكومت‌

مشروعيت‌

تعامل‌ با دين‌

جمهوريت‌ ضعيف‌

اندك‌

تضعيف‌

تحولات‌ ديني‌

گرايش‌ عمومي‌

گرايش‌ رقيب‌

تعامل‌ با حكومت‌

دين‌ دولتي‌

دين‌ سياسي‌/ دين‌مدافع‌

تقابل‌ / رقابت‌

تحولات‌ رسانه‌اي‌

تعامل‌ با دولت‌

تعامل‌ با دين‌

توتاليتر

ستيز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سناريوي‌ مقاومت‌ در برابر تغيير

اگر نظام‌ سياسي‌ بدون‌ آنكه‌ تن‌ به‌ تغيير تعادلي‌ يا گسست‌ تعادلي‌ بدهد بتواند با حذف‌ يابي‌ اثر كردن‌ منشأ تغييرات‌ آنرا متوقف‌ كند سناريوي‌ سوم‌ قابل‌ تحقق‌ خواهد بود. دراين‌ صورت‌روشنفكران‌ ديني‌ و اصلاح‌ طلبان‌ سركوب‌ شده‌، جمهوريت‌ و مشروعيت‌ نظام‌ تضعيف‌ مي‌شود وحكومت‌ ديني‌ با غلبه‌ رويكرد دين‌ حكومتي‌، دين‌ آزادي‌ گرا را به‌ حاشيه‌ مي‌برد. رسانه‌ها مقهوردولت‌ شده‌ و هنجارهاي‌ حكومتي‌ را ترويج‌ مي‌كنند تحولات‌ فرهنگي‌ ناشي‌ از اين‌ سناريو به‌زدودن‌ انديشه‌ها و هنجارهاي‌ غربي‌ در سطح‌ حكومت‌ و جامعه‌ مدد خواهند رساند.

 

تحولات‌ فرهنگي‌

منشا

درون‌ زا

الگو

ابداع‌ ثانوي‌

ميزان‌ تفاوت‌

زياد

سطح‌ تماس‌

عموم‌

حاملان‌

نخبگان‌ مذهبي‌

جهت‌

يكسويه‌

نتايج‌

زدودني‌

تحولات‌ حكومتي‌

نوع‌ حكومت‌

جمهوريت‌ ضعيف‌

مشروعيت‌

اندك‌

تعامل‌ با دين‌

عينيت‌

تحولات‌ ديني‌

گرايش‌ عمومي‌

دين‌ حكومتي‌

گرايش‌ رقيب‌

دين‌ آزادي‌ گرا

تعادل‌ با حكومت‌

همكاري‌

تحولات‌

رسانه‌اي‌

تعادل‌ با

دولت‌

توتاليتر/ توسعه‌ بخش‌

تعادل‌ با

دين‌

همكاري‌

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمع‌ بندي‌:

 

اگر چه‌ اين‌ مقاله‌ درآمدي‌ بر جامعه‌شناسي‌ تحولات‌ فرهنگي‌ نام‌ گرفته‌ است‌ و داعيه‌ نسخه‌پيچي‌ ندارد اما به‌ نظر مي‌رسد راهبرد ايجاد و مديريت‌ «تغيير تعادلي‌» كه‌ بطور مداوم‌ «خوداصلاحي‌» را دنبال‌ مي‌كند و با حفظ‌ نظام‌ موجود نظمهاي‌ قابل‌ تغيير را مطرح‌ مي‌سازد كم‌هزينه‌ترين‌ و پر فايده‌ترين‌ رويكرد براي‌ بقاء و شكوفايي‌ نظام‌ است‌؛ اما شرط‌ لازم‌ و نه‌ كافي‌ آن‌سعه‌ صدر و توان‌ِ تحليل‌ و تدبير بحرانهاي‌ دائمي‌ ‌ ولي‌ كوچك است. راهبرد سوم اگر چه در يک دوره کوتاه مدت 4-8 ساله ممکن است برای بخشی از جامعه مذهبی و متدين خوشايند و حتی رافع تکليف باشد اما با توجه به واقعيتهايي همچون گسست نسلها, گسترش کمی و کيفی تماسهای فرهنگی, ادامه توام با فشار اين راهبرد ميتواند به ضد خود تبديل شده و کشتي و کشتی بان را به غرقاب تاريخ رهنمون شود ‌ (مقايسه‌ كنيد با تاجيك‌،1379: 268).

والسلام