فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

همسويي با مردم عادي يا عوام:

تکنيک ” مردم عادي“ يا” عوام“ تلاش مي كند مخاطب را متقاعد كند كه مواضع مبلغ , عقل سليم مردم را بازتاب مي دهد. اين ويژگي براي جلب اعتماد مخاطب از طريق برقراري ارتباط در حالت و ويژگي مشترك مخاطبان, ترسيم شده است.

مبلغان در تلاش براي يكسان كردن ديدگاه خود با ديدگاه افراد عادي, از زبان و عادات و خلق و خوي افراد عادي استفاده مي كنند. مبلغ با استفاده از تکنيک مردم عادي, مي تواند اعتماد افرادي را جلب كند كه به اجنبي ( يا غير خودي), سخنراني, واژگان يا عادات و خلق و خوي روشنفكرانه اعتمادي ندارند.

مخاطب مي تواند به روشهاي زير متقاعد شود كه علائق او با علائق مبلغ يكسان است:

1)معرفي كردن خود به عنوان يکي از مردم عادي: مثلا مبلغ در نطر دارد اين احساس را در دشمن ايجاد كند كه او عليه سربازاني مي جنگد كه مانند خود او نجيب و شريف و افراد عادي هستند. اين امر كمك مي كند با مضاميني مقابله شود كه مخالف يا دشمن را به منزلة قاتل” تشنه خون“ ترسيم مي كند.

2)معرفي افراد غيرنظامي به عنوان افراد عادي: آزار مردم عادي يا عوام همچنين مي تواند دشمن را متقاعد كند كه ملت مقابل و مخالف او متكبر, بدسرشت و دور از اصول اخلاقي, مهاجم و جنگ افروزي نيستند بلكه افرادي مانند خود او (دشمن) هستند كه آرزو دارند در سايه صلح زندگي كنند.

3)معرفي رهبران به عنوان انسانهاي عادي: اين تكنيك تصوير انساني تري ازرهبران و ارتش به نمايش مي گذارد. اين تكنيك تا حدي آنها را انسان نشان مي دهد كه مخاطب آنها را به ديده انسان هاي مشابه خود يا ترجيحاً چهره هايي مهربان, عاقل يا مهربان و پدرانه مي نگرد.

مقوله هاي تکنيک افراد عادي:

1)زبان بومي: اين زبان معاصر منطقه يا افراد خاص است بگونه اي كه بطور مشترك در ميان آن افراد يا آن منطقه تكلم يا نوشته مي شود و شامل آوازها, اصطلاح ها و بذله گويي هاست. در هر دوره تبليغاتي بايد زبان بومي كنوني مخاطب مورد نظر مورد استفاده قرار گيرد.

2)گويش: گويش, گوناگوني در تلفظ, دستور زبان و واژگان جزئي از هنجارهاي يك منطقه يا يك ملت است. زماني كه گويش به وسيلة مبلغ مورد استفاده قرار مي گيرد, بايد بي عيب و نقص باشد. بهتر است اين تكنيك به افرادي واگذار شود كه گويش مورد نظر براي آنها بومي است زيرا متكلمان بومي معمولاً بهترين استفاده كنندگان گويش در موارد تبليغاتي هستند.

3)خطاها: تلفظ, شمرده گويي و ارائه كتابي و رسمي, اثر تصنعي به جاي مي گذارد. براي از بين بردن اين اثر تصنعي و ايجاد تأثيري خود بخود و طبيعي, بايد بطور تعمدي ميان عبارات و واژگاني كه نادرست و يا با لكنت زبان تلفظ مي شوند, مكث كرد. اگر در انجام اين كار زياده روي نشود, تأثير آن صادقانه و عميق خواهد بود. خطاها در حالت مكتوب تنها زماني بوجود مي آيند كه اعضايي كه آن را مي خوانند بطور مشترك اين خطاها را ايجاد كنند . خطاها بطور كلي بايد به كاربرد عاميانه محدود شود.

4)واژگان خودماني و ساده و بي تكف: اين واژگان اشكالي از واژگان معنوي- ارزشي هشتند كه در زندگي روزانة افراد عادي بكار مي روند. اين واژگان, واژگاني آشنا هستند مانند: خانه, خانواده, بچه ها, كشاورز, همسايگان يا معادل هاي فرهنگي. اين واژگان يك واكنش احساسي مطلوب را برمي انگيزند و به انتقال همدلي هاي مخاطب كمك مي كنند. بايد اطمينان حاصل كرد اينگونه واژگان كه نيروهاي دشمن را مخاطب قرار داده اند همان تأثير را روي نيروهاي دوست ندارند.

اگر تبليغ يا مبلغ اعتدال را رعايت نكند, ممکن است واكنش نامساعدي ايجاد شود. مخاطب ممكن است از تلاش هايي كه آنها را استهزاء خود, زبان خود يا روش هاي تكلم خود مي داند آزرده خاطر شود.