فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 

 

مواجهه راهبردي با تصوير سازي منفي

از جمهوري اسلامي ايران در جهان

مقدمه

وجهه سازي ملي شامل كوشش حساب شده در جهت «خوب جلوه کردن» در چشم مخاطب بين المللي است.دولتها نسبت به وجهه(حيثيت) ملي خود حساس اند و مي كوشند وجهه خود را در منظر بين المللي حفظ كنند، انقلاب ارتباطات و اطلاعات باعث توسعه جريان اطلاعات و توجه بيشتر دولت ها به وجهه ملي شان شد.

نظريه هاي متعارف

چرا دولت ها به وجهه ملي خود اهميت مي دهند؟ در نظر واقع گرايان كلاسيك چند دليل هست: كسب افتخار و جايگاه ملي در روابط بين المللي فی نفسه مهم است. از نظرگاه واقع گرايان كلاسيك اغراض افتخار و پرستيژ در روابط بين افراد و ملت ها، ذاتي و غريزي است. از نظر مورگنتا وجهه سازي عبارت از قدرتمند جلوه كردن است. نظريه بازيها در پاسخ به علت اهميت تصوير سازي از قدرت توسط افراد و ملل، ماهيت ابزاري (و نه ماهوي- ذاتي) وجهه سازي بين المللي را برجسته مي سازد. باوراين است كه هر كس شخصيتی پايدار و مداوم دارد و براساس آن مي توان رفتار آينده شخص را پيش بيني كرد. دولت ها به حيثيت شان (Reputation)اهميت مي دهند چون بر اين باورند كه ساير دولت ها در رفتار آينده شان بر آن حيثيت تكيه مي كنند.

دولت ها بر چه مبنايي، وجهه خود را مي سازند؟ واقع گرايان كلاسيك دولت ها را مثل افراد در جستجوي تصوير قدرت مي داند و نظريه بازي ها تصوير سازي دولتها را وابسته به موضوع مورد نظرشان در بازي مي داند.

آيا توجه به ارايه وجهه ملي مناسب بر رفتارهاي سياست خارجي موثر است؟ پاسخ واقع گرايان كلاسيك اين است که وجهه ملي از يك سو بخاطر علاقه دولتها به منافع مادي مثل امنيت، قدرت ملي و از سوي ديگر بخاطر علاقه به كسب افتخار و پرستيژ، بر رفتار دولت ها تاثير دارد. از سوي ديگر پژوهش هاي آنها توجه اندکي به نقش افتخار و پرستيژ در سياست خارجي دارد و در عوض تمركزشان بر نقش امنيت و قدرت ملي در سياست خارجي است . بازی پردازان، ‌تحت شرايطي اثر و نقش وجهه سازي ملي را بر رفتارهاي دولت مي پذيرند. گاه دستيابي به يك حيثيت قابل قبول نزد رقبا و دوستان مستلزم رفتارهايي است كه مورد علاقه مستقيم يك دولت نيست. اگر سياستگذاران به وجهه اهميت كافي بدهند به چنين رفتارهايي دست مي زنند.

متخصصان روابط بين المللي به ندرت تاثير مجازاتها و پاداشهاي اجتماعي بر رفتار دولتها را به حساب مي آورند. آيا مكانيسم هاي روانشناختي كه بر افراد تاثير گذارند بر دولت ها نيز تاثير دارند ؟ پاداش ها و مجازاتهاي اجتماعي- صرف نظر از تاثير روانشناختي بر رهبران سياسي و سياستگذاران- مي توانند از مجراي تاثيرشان بر مشروعيت داخلي دولتها ، بر رفتار آنان تاثير گذار باشند. علماي سياست دريافته اند كه واكنش هاي خارجي نسبت به يك كشور بر مشروعيت رهبران آن كشور اثر دارد. وقتي كشوري به احترام و جايگاه بين المللي دست مي يابد، رهبرانش امكان بيشتري براي تثبيت مشروعيت خويش مي يابند. وقتي كشوري در جامعه بين المللي منزوي و سرخورده شود، رهبرانش در داخل با مشکل مشروعيت مواجه مي شوند.به اين ترتيب رهبران كشورها در همان حالكه در جستجوي مشروعيت داخلي اند، انگيزه مي يابند كه در سطح بين المللي وجهه مثبتي از خويش بسازند.

با مروري تلفيقي بر نظريات واقع گرايان كلاسيك ، رويكرد نظريه بازي ها و بررسي تجربيات کشوري مانند چين در تغيير تدريجي وجهه ملي خود در طول سه دهه، امکان ارائهچشم اندازي جديد در مورد وجهه سازي ملي فراهم مي شود:

دولت ها نه فقط بدلايل مادي كه بدليل پاداش ها و مجازات هاي اجتماعي به ارايه تصوير و وجهه ملي شان مبادرت مي كنند؛ آنها به احترام و پذيرش بين المللي بخاطر تقويت مشروعيت داخلي شان علاقمندند.

محتواي تصاوير تهيه شده نه ثابت و نه به اقتضاي اوضاع کاملا متغير اند ؛ آنها نسبتا ً‌ثابت اند و با هنجارهاي غالب بين المللي و ايدئولوژي حاكم ملي شكل مي پذيرند. تكامل و تحول در تصاوير ملي معمولاً در نقاط عطف تاريخي انعكاس مي يابد.

تصاوير ارايه شده فراتر از آثار مستقيم مثل پرستيژ و حيثيت، پيامدهاي رفتاري دارند. برخي تصاوير طراحي شده، ممكن است به تصاويري دروني تبديل شده و تاثيري ساختاري بر سياست حارجي داشته باشند.

مروري بر تجربه وجهه سازي چيني

ارايه تصوير ملي قابل توجه از ديرباز در چين مهم بوده است و حاکمان چين تلاشی زيركانه براي حفظ وجهه گزينشي خود از چين در سراسر امپراطوري داشته اند. تصوير چيزي به نام ملت چين تا نيمه قرن 19 در ذهن چينيها وجود نداشته است . پادشاهان چين با شور و شوق، تصوير چيني مسلط كه قدرتش متكي بر مزاياي اخلاقي است- تا نيروهاي مادي - را به عنوان يك پادشاهي در مركز جهان نقش زدند. دولت مدرن چين نيز در نقش زدن وجهه مطلوبي از چين در نظام بين المللي توفيق داشته است.

دولت چين برچه مبنايي وجهه چين را مي سازد ؟ پژوهش جامعه شناسان و اخيرا ً‌علماي سياستدر باب همسان شدن نهادها تاثير شگرف هنجارهاي جهاني را بر انتخاب هاي ملي نشان مي دهد. شمار فزاينده اي از پژوهشگران روابط بين المللي در حال بررسي تاثير هنجارهاي جهاني بر فعاليتهاي ملي اند.از آنجا كه وجهه سازي ملي شامل كوشش حساب شده در جهت «خوب جلوه کردن» در چشم مخاطب بين المللي است، به نظر بديهي مي رسد كه توجه بهارزش ها و هنجارهاي مخاطب در نقش زدن وجهه اي كه ملت ها از خود نشان مي دهند، حياتي باشد. تاثير هنجارهاي بين المللي بر وجهه سازي ملي چين پديده اي نوظهور است. از قرن 19 چين از بقيه جهان غير از آسياي شرقي منزوي بوده است. چين به عنوان يك تمدن مسلط در آسياي شرقي، ‌مقررات و هنچارهاي خويش و همسايگانش را سامان مي داده است بنا بر اين چيزي به نام هنجارهاي بين المللي براي چين وجود نداشته است. از نيمه قرن 19 كه چين مجبور به پيوستن به سيستم جهاني شد اوضاع به كلي فرق كرد. چين در معرض هنجارهاي كشورهايي ديگر قرار گرفت كه به كلي با سنت او متفاوت بودند. از آن پس هنجارهاي بين المللي درجات متفاوتي از تاثير را بر سياست سازي داخلي و خارجي چين و از جمله وجهه سازي داشته اند. تاثير هنجارهاي بين المللي را مي توان در ظهور و زوال هنجارهاي ويژه كه در تصاوير ارايه شده توسط PRC بازتاب يافته،‌مشاهده كرد:

از دهه 1950 تا 1960 : در شرايط حاکم برنظام جهاني، سياست وجهه سازي چين ارائه چهره اين کشور به عنوان قرباني امپرياليسم بود و ازدهه 1980: درجريان جهاني سازي سياست وجهه سازي چين ارائه چهره اين کشور به عنوانيک همكارقابل اعتماد بين المللي است.

با اين وجود هنجارهاي بين المللي طرز ساخت وجهه ملي كشور توسط دولت را ديكته نمي كنند. محتواي وجهه سازي، بيشتر وابسته به توسعه سياست هاي داخلي است. نوشته هاي مرتبط با منابع داخليِ سياست خارجي، نشانگر عوامل متعدد داخلي سياسي اند كه تاثير مهمي بر سياست خارجي دارند. نزاع قدرت ميان نخبگان، سياست هاي اداري، ‌افكار عمومي و نوع نظام سياسي برخي از اين عواملند. درمورد PRC مهمترين عامل تغيير ايدئولوژيك بوده است.ميان كنگره خلق چهارم و پنجم، نقطه عطفي در وجهه سازي ملي چين مشاهده مي شود:" به حاشيه رانده شدن وجهه راديكال و باز شدن راه براي وجهه محافظه كار"؛ و اين همزمان است با بازنگري ايدئولوژيك در چين. آرمان اتوپايايي مائويی تا ميانه دهه 70 زوال يافت. پس از درگذشت مائو و مريدانش، گروهي از رهبران سياسي که در اواخر دهه 70 و اوايل 80 ظهور كردند به اين باور رسيدند که: ‌شور انقلابي نمي تواند چين را مدرن كند. درعوض رويكردي عملگرايانه براي اصلاح سيستم اقتصادي سياسي كشور در پيش گرفتند. اين تحول در سياست خارجي چين نيز (از جمله وجهه سازي) بازتاب يافت و جاي تعجب نيست كه چهره سوسياليستي و انقلابي جايش را به تصويري مستقل و عملگرا داد.

طرح مساله

در دوره دوم رياست جمهوری بوش شرايط جهاني به صورت نگران کننده ای عليه ايران در حال حرکت است. ايران در طول 26 سال اخير با بحرانها و تنشهايبين المللی متعددي مواجه بوده، ولی شايد هيچ گاه  شرايط ،اين چنين بغرنج، غير قابل پيش بينی و سرنوشت ساز نبوده است. نکات مورد توجهدر اين نوشته تنها در جهت شفافتر شدن و عملياتی شدن راه کاري اجراييبراي مواجهه با شرايط جديد و خالي از هرگونه حاشيه پردازي است.

نگاه و توجه اغلب رسانه ها ، مراکز سياسي،اطلاعاتي ،پژوهشي و حتی آموزشي  دنيا به جنبه های منفی ايران است. اين سياست و نگرش تغيير نخواهد کرد مگر آن که حرکتی فکورانه،  صبورانه و درازمدت، با استفاده از ابزارها و روشهای مرسوم در ميان نخبگان جهاني و روشهاي ابداعي متناسب با توانمنديهاي بومي طراحي شود .در اين راه نبايد به فکر تاثيرات کپسولی و آنی بود. بلکه بايد آگاهانه و با دقت برای تاثيرگذاری دراز مدت برنامه ريزی کرد.

مخاطب چنين فعاليتي، نخبگان سياسی، آکادميک و رسانه ايخارجي هستند و هدف آن آگاهی بخشيدن عميقتر به نخبگان رسانه اي و دانشگاهي جهاني در مورد ايران با هدف تغيير نگرش نسبت به ايران و به خصوص نشان دادن رويکردها و جنبه های مثبت ايران کنوني نه به قصد توجيه و ماله کشی بلکه به جهت جلوگيری از تحريف و سياه نمايي است.

با اين کار البته نمی توان همه چيز را يک شبه دگرگون ساخت، ولی به قدر امکان و با توجه به شرايط کنونی می توان و بايد تلاش کرد.

مفروضات

  • ج.ا.ا با سه مشکل اصلی در عرصه تصوير ملی خود در جهان مواجه می باشد:
  • سکوت جهانی نسبت به جنبه های مثبت ملت و دولت ايران
  • تلاش جهانی برای تشديد شکاف دولت و ملت در ايران
  • ارائه تصوير غالبا منفی از دولت ايران
  • ج.ا.ا با چهار مشکل اصلی در زمينه مديريت تصوير ملی خود در جهان مواجه می باشد:
  • کمبود دانش تحليلی نسبت به محيط رقابتی در بازار تصاوير ملی
  • کمبود دانش حرفه ای برای ورود به بازار تصاوير ملی
  • فقدان نهاد ملی مختار و مسئول در عرصه تصوير سازی ملی
  • واکنشي و انفعالي بودن تلاشهای ايران در چهره پردازيهای جهانی

پيشنهاد تشکيل بنياد ملی ارتباطات جهاني با هدف :

  • سياستگذاري و برنامه ريزي متمرکز و ملي براي طراحي و هماهنگی اجرايي در امور مرتبط با اطلاع رسانی و تصوير سازي جهانی ج.ا.ا در موضوعات راهبردی
  • برقراری ارتباطات فعال ميان بنياد ملي با عناصر موثر دولتی،حزبی ،دانشگاهی،رسانه ای و اطلاع رسانی خارجي
  • جمع آوری اطلاعات تخصصی آشکار در زمينه تصوير ايران در رسانه ها و محافل نخبگان در کشورهای هدف
  • مديريت اقتضايی تصوير ملی با امکانات موجود در کشورهای هدف

دلايل توجيهي:

در حال حاضر نهادهاي متعددي با تداخل کاري و همپوشاني گزنده دست انر کار وجهه سازي از جمهوري اسلامي هستند.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي امور سياسي و راهبردي را خخارج از حيه وظايف خود تلقي مي کند.

صدا وسيما در معاونت برون مرزي خود فاقد دورنما،مهارت حرفه اي و همکاري و هماهنگي راهبردي با ديگر ارگانهاي درگير در وجهه سازي ملي است .

دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي انباني از طرحهاي پر هزينه و شکست خورده يا فاقد اثر بخشي است.

دواير رسمی و دولت ايرانی در خارج از کشور در بسياری موارد  داراي درايت ،تجربه، دانش،  مهارت، کفايتو مجوز اداري لازم برای انجام چنين کاری نيستند.

اگر هم فرضا دارای چنين کارآيی باشند به دليل غرق شدن در امور روزمره و تلاش برای رسيدن به برنامه های جاری اداری و ارايه بيلان به مقامات و مسئولان ادارات خود امکان انجام امور دراز مدت و صرف وقت و انرژی برای مسايل راهبردی و پايه ای را ندارند.

به فرض دارا بودن چنين شرايطی هيچ فرد تاثيرگذار محلی و بين المللی حرف آنها را نشانه ديدگاهی مستقل ومستدل نمی داند و صرفا به آنها به عنوان نظر يک مامور رسمی نظام توجه می کند.

راهبردهای اجرايی تشکيل بنياد ملی ارتباطات جهاني :

  • جهت دهي به مرکز گفتگوی تمدنها يا بنياد ايران شناسی يا برنامه ملي مطالعات جهانی شدن يا تاسيس يک بنياد مستقل
  • تشکيل مراکز اقماري مرتبط با هويت غير دولتي به عنوان مراکزی دو مليتی ثبت شده در کشورهای هدف
  • تعريف نوعی ارتباط نقطه چين ميان اين مراکز و نهادهای ايرانی در کشورهای هدف
  • جلب همکاری چهره های رسانه ای و دانشگاهی ايرانیو غير ايراني موجه و حرفه ای مقيم کشورهای هدف
  • بهره گيري وسيع از سمينارهاي بسته با شرکت طرفهاي موثر ايراني و خارجي
  • تامين بسته هاي خبري ،اطلاعاتي و مستندهاي تصويري مورد نياز گروههاي خبري
  • تسهيل و هدايت گروههاي خبري ،دانشگاهي و پژوهشي در سفر به ايران و خارج
  • حمايت از تهيه گزارشهاي ويژه راهبردي براي پخش از شبکه هاي جهاني و ملي
  • مشارکت فعال و تهيه گزارشهاي راهبردي از مهمترين وقايع رسانه اي و سمينارهاي پژوهشي در مورد ايران

مهمترين اولويتهاي موضوعي در تصوير سازي راهبردي:


 

  • اپوزيسيون
  • آزادي هاي سياسي
  • اقليتهاي قومي ومذهبي
  • بحران اقتصادي
  • بحران هويت
  • پناه جويان
  • تروريسم
  • جامعه مدني
  • جنبشهاي اجتماعي
  • جنگ قدرت
  • دانش هسته اي
  • دين و دولت
  • رسانه هاي جديد
  • روابطايران ومنطقه
  • روابط ايران و اروپا
  • روابط ايران و اعراب
  • روابط ايران و آمريکا
  • روند صلح/سازش
  • زنان وخانواده
  • سياستهاي انتظامي وامنيتي
  • شکاف تکنولوژيک
  • شکاف دولت و ملت
  • شکاف طبقاتي
  • شکاف نخبگان و توده
  • شکاف هاي اجتماعي
  • شکافهاي نسلي
  • کنترل اطلاعات
  • مهاجرت
  • مواد مخدر
  • نظام حقوقي و قضايي
  • نظام دفاعي
  • نظام قدرت