فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

کندي و توسعه کيفي‌آژانس (1961-1963)

جان اف کندي در تبليغات انتخاباتي خود برتقويت اطلاع رساني خارجي امريکا تاکيد مي کرد او اين کار را با دعوت از ادوارد مورو[1] (موفقترين برنامه ساز خبري درCBS) براي رياست آژانس اطلاعات آمريکا (1961-1964) انجام داد. شهرت او به گونه‌اي بود که کارمندان آژانس در داخل کشور، از طريق انتساب به مورو کسب وجاهت مي کردند و باکسب تجربه در جريان سقوط هواپيماي جاسوسي U2 برفراز شوروي- که در باره آن به کنايه گفته بود ‏«‏دستگاه تبليغاتي را بايد هنگام برخواستن هواپيما هم خبر ميکردند و نه فقط هنگام سقوط آن!- بر ابعاد تبليغاتي تصميم سازي در سياست خارجي تاکيد کرد. اوبرخلاف جورج آلن، خود را يک تبليغاتچي ناميد و در عمل نيز با توسعه فعاليت در آفريقا و آمريکاي لاتين، تبليغ برنامه ‏«‏اتحاد براي پيشرفت»[2] –برنامه 100 ميليارد دلاري براي توسعه اقتصادي آمريکاي لاتين در دهه شصت ميلادي-، توجيه جريان خليج خوکها و بحران موشکي کوبا، توليد فيلمهاي مؤثر واسطوره سازي جهاني در جريان ترور کندي توانايي اقناعي آژانس را حتي به کنگره نشان داد ولي مرگ زودهنگام او مانع تحقق برنامه‌هايش شد (USIA,1999:30,Green,1988:35-37).

 جانسون و آژانس شخصي (1963-1969)

ليندون جانسون[3] پس از انتخاب، بسيار نسبت به تبليغات شخصي براي رئيس جمهور در خارج از کشور و پوشش خبري داخلي براي سفرهاي خارجي علاقمند بود و اين امر را از وظايف آژانس تلقي مي کرد. انتخاب کارل روان – يک سياهپوست وجانشين سابق معاون امور عمومي وزارت خارجه به سمت رياست آژانس (1964-1965) به معناي توجه جانسون به تنوع فرهنگي آمريکا تلقي شد و مورد استقبال قرار گرفت. جانسون در دوره دوم لئونارد مارکس[4]- وکيل و داراي تجربه در راديو و تلويزيون- را برگزيد (1965-1968) و او بود که تبليغات برون مرزي آمريکا در جنگ ويتنام را مديريت کرد Green,1988:37-38) ,USIA,1999:30-31).

 نيکسون و واتر گيت (1969-1974)

براي ريچارد نيکسون و وزير خارجه مقتدرش هنري کيسينجر جنگ سرد يک مسئله کاملا ژئو پوليتيک بود و ايدئولوژيک کردن منازعه داراي اولويت چنداني نبود لذا ديپلماسي عمومي نيز مورد توجه زيادي قرار نگرفت (,1998 Lord ) نيکسون در سال 1968 فرانک شکسپير[5]- تهيه کننده تلويزيوني و مشاور تبليغات انتخاباتي حود- را به رياست آژانس برگزيد (1969-1973) و رابطه آژانس با رئيس جمهور را شخصي تر کرد. شکسپير با تکيه برحمايت رئيس جمهور و اقتدار شخصي خود به رقابت با وزارت خارجه پرداخت و در اتخاذ تصميم و تعيين خط مشي براي صداي آمريکا و سرويس اطلاعات آمريکا از وزارت خارجه پيشي گرفت.

در دور دوم رياست جمهوري جيمز کئوگ-نويسنده نطقهاي رئيس جمهور ونويسنده مجله تايم - جاي شکسپير را گرفت (1973-1976). مهم‌ترين ابتکار او تبديل افتضاح رئيس جمهور در واترگيت به افتخار ملي براي دموکراسي آمريکايي بود. (Green,1988:38-39). در همين بحران بود که کميسيون استنتون[6] در مارس سال 1975 در کنگره تشکيل شد و در گزارشي 85 صفحه‌اي در باره اطلاع رساني بين المللي سه توصيه اصلي را مطرح کرد؛  يکي از آنها ادغام کليه فعاليتهاي آژانس اطلاعات آمريکا در وزارت خارجه و تبديل صداي آمريکا به يک آژانس مستقل بود (Hanson,1988:xiii).

 



[1]. Edward R. Morrow

[2]. Alliance for Progress

[3]. Lyndon Johnson

[4]. Leonard H. Marks

[5]. Frank Shakespeare

[6]. Stanton Commision