فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

حجت مسلمانی ما : به یاد حاج آقا مجتبی تهرانی
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: بزرگداشتها ،آیت الله مجتبی تهرانی

بسم الله الرحمن الرحیم

امیرالمومنین علیه السلام: الفقیه کل الفقیه من لم یقنط الناس من رحمه الله و لم یویسهم من روح الله و لم یومنهم من مکر الله.

امسال بیست و سوم رمضان91 در مسجد بازار غوغایی از شور و شعور روحانی بر پا بود .  آن گاه که مرشدی سپید مو و خسته جان  از فراز منبر ضجه می زد که" هیچ نمی خواهم ؛فقه و اصول و عرفان و اخلاق به کنار ،من نوحه گر و  روضه خوانم. مرجعیت به کنار  من به هیچ کدام از این عناوین امید ندارم جز نو کریِ سرای این خاندان.همگان باید می فهمیدند که امسال ، سال آخر است . خداوند او را با اولیایش محشور فرماید که عاشقانه  ولایت را دریافته بود.

شیوه اختصاصی ایشان در تربیت نفوس دارای  مزایای مهم زیر بود:

اخلاق مداری: مکتب اخلاقی آیت الله مجتبی تهرانی نه از جنس معراج السعاده و جامع السعادات بود و نه از جنس نصیحت های معمول . در هنگام طرح مباحث اخلاقی مبانی عقلانی و کاربردی بودن را مد نظر داشت . از این رو بود که تقدم اخلاق بر همه امور در صدر آموزه های او قرار گرفت. جوانانی که در درس او حضور مستمر داشتند می دانستند که او اخلاق مضاف را هرگز باور نکرد و از اصطلاحاتی چون تقوای سیاسی و ... متنفر بود او یکپارچه بودن روح و رفتار  انسان را باور داشت و معتقد بود تعدد چهره های بیرونی ریشه در سرگشتگی درونی دارد.

امید آفرینی:او همواره از رحمت خداوند و آمرزش پذیری او سخن می گفت . هر سال در شب های احیا سوگند می خورد که یقین دارد توبه گزاران آمرزیدگانند و راه آمرزش را قدم به قدم آموزش می داد .چنان محکم سخن می گفت که حاجت خواهان در اجابت تردید نداشتند.

مردم داری :در میان علما کمتر کسی با عوام سخن می گوید و در میان عوام کمتر کسی به سراغ علمای اعلام می رود. در میان علمای تهرانی کمتر کسی مانند آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی (شهید کلهری) تلاش کرد تا در نسل های  دهه 30 تا 60  جنبشی اخلاقی - اسلامی خلق نماید. هر روز صبح زود دو درس کوتاه و پر مایه در مدرسه مروی ، هر روز ظهر و عصر نماز جماعت در مسجد جامع بازار ، هر چهار شنبه یک درس اخلاق ، هر ماه رمضان سی شب منبر، هر ماه محرم یک دهه منبر. او در میان مردم زیست ، رنج مردم را چشید و بربلندای دست تهرانی ها به بهشت برین خواهد شتافت .

 درس محوری : نمی توان از ایشان به عنوان یک منبری واعظ یاد کرد . سبک دائمی ایشان القای درس بود نه خطابه . از این رو شنوندگان / شاگردانِ بسیاری همواره دست به قلم ،خوشه چین معارف بلند الهی از زبان ایشان بودند.

 زمانه شناسی : آیت الله بسیار زمانه شناس بود . نزدیکان می دانند تا چه حد جریانات سیاسی روز را رصد می کرد و از خاتمی تا احمدی چه هشدارها که نداده بود . چه نهیب ها که نزده بود و در حسرت فهم درست، چه جفاها ها که نکشیده بود.در زمان خاتمی نگران غیرت دینی بود و در دوره بعد معرفت دینی را در خطر می دید . به دیداری و درودی  دریافت که صداقت در جبین برخی نو رسیدگان  یافت می نشود و بسیار زود هنگام هشدار داد که نو ظهوریان با نائب کاری ندارند و خود را متصل به مناب می پندارند.

 گفتار درمانی :زبان آیت الله آمیزه ای از زبان کاسب و کارگر تا دانشجو و ملا بود. کلمات را به خوبی می شناخت و از کاربرد اصطلاحات روز - با رعایت  ظرافت - ابایی نداشت. چه بسیار می گفت که بیشترین تلاش را برای ساده کردن و همه فهم کردن مفاهیم بلند عرفانی کرده است . در میان همگنان از همه منظم تر سخن می گفت . بسیار دقیق از جریان اصلی گفتار به حاشیه ای مناسب می رفت و با ظرافت تمام حاشیه و متن سخن را دوباره پیوند می زد . در یکی از عالی ترین فراز های رمضانی از آداب میهمان نوازی شروع کرد و بعد امیدوارانه از خدای کریم خواست که با همین آداب از میهمانان خود پذیرایی کند.

متن سالاری: اخلاق را چون فقه براساس متون روایی درس می گفت و باور داشت که معضلات روایات معرفتی از احادیث فقهی کمتر نیست . همین متن محوری عامل مهمی در اعتدال معارف بیان شده توسط استاد بود. دیدن مجموعه روایات یک باب اخلاقی / روشن کردن  نسبت آن با آیات الهی و  معرفی غرر آیات و روایات هر باب در پیوند با یکدیگر از شگردهای معنا شناختی استاد بود که گاه انسان را تا بدانجا به شعف وا می داشت که ندای درونی یافتم ، یافتم از نهاد بر می خاست.

رسانه آگاهی: از همان سال 59 که برادر عزیز سید محمد جعفری هر هفته با دوربین سپاه و جهاد از جلسات ایشان تصویر برداری می کرد تا کنون اغلب دروس ضبط شده است اما جز مقطع کوتاهی اجازه پخش آن ها داده نشد . آیت الله معتقد بود و تا پایان نیز بر همین اعتقاد ماند که برنامه قبلی و بعدی است که جایگاه یک برنامه را در کل برنامه ها مشخص می کند و نمی توان از برنامه ای مذهبی سخن گفت که قبل و بعدش برنامه های نا مرتبط دیگر پخش می شود.او ناگفته خصلت موزاییکی فرهنگ تلویزیونی را شناخته بود و تفاوت میان درک محضر و حظ بصر را بیاد می آورد.

حداقل حقی که مردم ایران بر بیت آن عالم وارسته دارند این است که اجازه دهند 30 سال درسهای اخلاق ایشان - که همگی ضبط ویدئویی شده است - آزاد شود و از طریق صدا و سیما در ساعات و قالب های مناسبی در اختیار شیفتگان معارف عرفانی و اخلاقی قرار گیرد تا نصاب دانش دینی قدر شناخته شود و  هر کم توانی نتواند  به نمایندگی از دین به گزافه سخن گوید.