فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

آيزنهاور و آژانس اطلاعات آمريکا (1953-1961)

 آيزنهاور در دوره جنگ جهاني دوم توجه ويژه‌اي به نقش عمليات رواني در جنگ داشت با همين سابقه بلافاصله پس از آنکه در ژانويه 1953 به رياست جمهوري رسيد، چهار بررسي همزمان از سوي کميته‌هايي در سنا، کنگره و رياست جمهوري در مورد تبليغات آمريکا آغاز شد. اين بررسيها منجر به تشکيل آژانس اطلاعات آمريکا در اول آگوست 1953 و تثبيت نقش تبليغات در سياست خارجي آمريکا گرديد.

يکي از اين کميته‌ها به رياست ويلبر شرام رئيس دانشکده ارتباطات دانشگاه‌ايلينويز انجام شده است و با رويکردي جامعه شناسانه از منظر ارتباطات توده‌اي به سامان دهي يک سازمان بوروکراتيک براي تبليغات بين المللي پرداخته است. اين بررسيها مربوط به سال 1953 است و در سال 1954 به استريبرت-اولين رئيس آژانس اطلاعات آمريکا- تحويل شده ولي به مدت20 سال محرمانه تلقي شده است (Bogart,1976:viii-15 ). يکي ديگر از بررسيها نيز تحت عنوان کميسيون رياست جمهوري در مورد تشکيلات دولت به رياست ديويد راکفلر انجام شد.

 مؤثرترين بررسي توسط کميته هشت نفره رياست جمهوري در مورد فعاليتهاي اطلاع رساني بين المللي به رياست ويليام جکسون تاجر نيويورکي و نزديکترين مشاور تبليغاتي آيزنهاور تشکيل شد. هدف کميته جکسون ارزيابي ‏«‏سياستها و فعاليتهاي اطلاع رساني بين‌المللي از جهت ارتباط آن با روابط بين الملل و امنيت ملي ايالات متحده» بود. بررسيهاي اين کميته کاملا محرمانه بوده و عليرغم ارائه گزارش نهايي آن به رئيس جمهور در اول جون 1953، انتشار آن تا سال 1980 ممنوع بوده است. مقاله مفصل و کاملا مستند پاري گيلز شاون استاد ارتباطات دانشگاه‌اينديانا که با استفاده از اسناد آزاد شده آن دوران وبا عنوان ‏«‏مفهوم سازي آژانس اطلاعات آمريکا در دولت آيزنهاور: طراحي راهبردهاي تبليغاتي آشکار و پنهان» تهيه شده است بخشي از ابعاد و رويکردهاي اين کميته را روشن ساخته وبه خوبي نشان مي‌دهد که چگونه پيشنهادهاي اين کميته به مدت چند دهه سياستهاي اساسي آمريکا را در نبردهاي تبليغاتي جنگ سرد هدايت کرده است.

بررسيهاي اين کميته مهم‌ترين نقاط ضعف تبليغات آمريکا را در دوره جانسون به شرح زير بيان مي‌کرد:

§    فقدان رهبري متمرکز در تبليغات و در نتيجه سردرگمي در رسالتهاي تبليغاتي

§    پراکندگي در رويکردهاي تبليغاتي در نتيجه کاهش اعتبار تبليغات آمريکا

§    کم فايده بودن تبليغات براي مخاطب خارجي

توصيه‌هاي اصلي اين کميته را نيز مي‌توان به شرح زير تلخيص کرد:

§ لزوم تمرکزوهدايت سياست تبليغاتي ازطرف رئيس جمهور با محوريت شوراي امنيت ملي ونه وزارت خارجه باهدف ارتقا و همطرازي جايگاه سياست تبليغاتي با سياستهاي اقتصادي، نظامي و ديپلماتيک در عرصه سياست خارجي.

§ اتخاذ رويکرد تهاجمي به جاي رويکرد تدافعي درتبليغات جهاني به خصوص عليه اتحاد شوروي و کمونيسم.

§ کاهش استفاده از کانالهاي تبليغات رسمي از جمله راديوهاي موج کوتاه، بولتنهاي خبري، جزوه‌ها، مجلات وفيلمهاي دولتي.

§ تغيير در کارکرد آشکار اطلاع رساني رسانه‌هاي دولتي و ارائه اخبارعيني و مستند از وقايع جهان با تکيه بر اصول اطمينان بخش بودن، قانع کننده بودن و صادقانه بودن به گونه‌اي که دولت آمريکا حاضر باشد مسئوليت آنرا بپذيرد.

§ واگذاري مبارزه مقتدرانه با شوروي، حمله مستقيم و صريح به کمونيسم، عمليات رواني سريع، نيرنگ و دروغ به مؤسسات شبه خصوصي وتحت حمايت پنهان سيا مانند راديو آزادي باحمايت مالي مؤسسه‌اي پوششي به نام ‏«‏کميته آمريکايي رهايي از بولشوي و راديو اروپاي آزاد با حمايت مالي مؤسسه‌اي پوششي به نام کميته ملي براي اروپاي آزاد به گونه‌اي که دولت آمريکا بتواند مسئوليت حقوقي محتواي اين رسانه‌ها را نپذيرد.

§ استفاده از لحن مثبت در اطلاع رساني دولتي با تکيه براين اين جهت گيري تبليغاتي کلان که ‏«آمريکا در حال ايجاد شرايط تحقق آزادي و شادي براي همه انسانها است» اين کميته توصيه کرد با تکيه بر جنبه‌هاي مثبت دموکراسي ‏«هدف اصلي تمام برنامه‌هاي اطلاع رساني آمريکا تنها بايد يک چيز باشد و آن کسب بيشترين حمايت بين المللي ازاهداف سياستهاي خارجي آمريکا است». به گونه‌اي که ‏«هرجا ممکن شود منافع فردي و منافع ملي خارجيها با اهداف آمريکا هماهنگ شود» اين بدان معناست که مردمان جهان با شعارهاي آمريکا همراهي کنند و احساس کنند اهداف آمريکا همان حرفهاي دل آنان است.

§ لزوم کسب اطلاعات دقيق و تفصيلي در مورد دريافت کنندگان تبليغات آمريکا در خارج از کشور و در نتيجه تأسيس ‏«‏مرکز مطالعات روانشناسي مردم در کشورهاي تحت سيطره کمونيسم براي کسب اطلاعات در موردعلايق و سلايق مخاطبان و پرهيز از خطابهاي مستقيم، سوء تفاهمهاو پس زدنها. ‏«آمريکا بايد بتواند به منافع و خواسته‌هاي خود برسد در عين اينکه مردان و زنان در همه جاي جهان نيز احساس کنند به آن اهداف رسيده‌اند. »

§ توجه به ضرورت وجود طرح راهبردي وهماهنگي در مورد پيامهايي که براي مردم آمريکا و ديگر کشورهاي جهان آزاد تهيه مي‌شود به گونه‌اي که شائبه تبليغاتي بودن آن از نظر مخاطبان – که دسترسي بيشتري به منابع اطلاعاتي گوناگون دارند – وجود نداشته باشد.

ديدگاهها و توصيه‌هاي اعضاي کميته جکسون، کميته فرعي ويژه سنا در مورد برنامه‌هاي اطلاع رساني ماوراي بحار ( کميته هيکن لوپر) وکميسيون مشورتي اطلاع رساني - که به عنوان نهادي خصوصي و نظارتي بر اساس قانون 1948 اسميث- مانت تشکيل شده بود - در مورد لزوم ارتقاي جايگاه تبليغات در سياست خارجي آمريکا با نظرات آيزنهاور همسو بود (USIA,1999:15). در نهايت بر اساس بند هشتم از طرح سازماندهي مجدد وزارت خارجه، آژانس اطلاعات آمريکا - مستقل از وزارت خارجه - دراول آگوست1953 تأسيس شد تا‏ «‏اطلاعات مربوط به مردم، فرهنگ و سياستهاي ايالات متحده راهمسو با اصلاحيه قانون سال 1948 در مورد تبادل آموزشي و اطلاعاتي، در خارج از کشور منتشر نمايد». در اين طرح انتقال صداي آمريکا از وزارت خارجه به آژانس پيش بيني شد ولي براثر اصرار سناتور فولبرايت برنامه‌هاي مبادلات فرهنگي و آموزشي تا سال 1978 در وزارت خارجه باقي ماند. البته در اين سالها نيزوظايف اجرايي برنامه‌هاي مبادله در خارج توسط آژانس انجام مي‌شد (USIA,1999:6).

در مورد سالهاي اوليه آژانس ديدگاههاي ديگري هم وجود دارد؛ يکي از تأمل برانگيزترين بررسيها توسط خانم لوئيس راس يکي از ديرپا ترين کارشناسان فرهنگي آمريکا در ايران انجام شده است. راس در اين بررسي که تحت عنوان ديپلماسي عمومي و گذشته آن منتشر شد، نشان داده است که عليرغم همه رهنمودها و مباحثات اوليه، در سالهاي اوليه تشکيل آژانس‏ «‏هيچ بينش روشني به عنوان هدف نهايي، نقش ديپلماسي عمومي در سياست خارجي، ساختار سازمان يا سازمانهايي که بايد متولي آن باشندو شيوه‌هاي اجرايي ديپلماسي عمومي وجود نداشته است» (malone,1988:16).

اين آژانس در دوره‌ايزنهاور تمام توصيه‌هاي کميته را اجرا کرد. رؤساي اين سازمان همواره - با مشورت و تاييد مجلس سنا - منصوب رئيس جمهور آمريکا بوده، از نزديکترين اشخاص به وي تلقي مي‌شده و موظف بوده‌اند با تشکيل هيئت هماهنگي عمليات از طريق شوراي امنيت ملي به رئيس جمهور گزارش دهند. طراحي و اجراي دو مبارزه بزرگ تبليغاتي عليه اتحاد شوروي که با دو سخنراني آيزنهاور تحت عناوين ‏«‏فرصتي براي صلح» و ‏«‏اتمها در خدمت صلح وپيشرفت» کليد زده شد و در داخل و خارج آمريکا پي گيري شد از مهم‌ترين دستاوردهاي آژانس در دوره‌ايزنهاور بود ,1994)Shawn J).

تئودور استريبرت –يک تهيه کننده راديويي و بنيانگذار آژانس – که از سال 1953 تا 1956 رياست آژانس را برعهده داشت در اولين سالهاي تأسيس، دچار مشکلي جدي شد؛ اين مشکل ناشي از درگيري دموکراتها و جمهوري خواهان بر سر بودجه ومواجهه باسياست صرفه جويي دولتي بود. اين مشکلات منجر به اقدامات زير شد:

 

§کاهش 25درصد از فعاليتها

§کاهش 36درصد بودجه

§کاهش کتابخانه‌ها از 184 در 65 کشور به 158 در 36 کشور

§کاهش پستهاي سرويس اطلاعات آمريکا از 255 در 85 کشور به 217 در 76 کشور

§کاهش حجم بولتنهاي خبري بي سيم از 8000کلمه در 6 روز به 6000کلمه در 5 روز

§کاهش نيروي انساني از 12877نفر ( شامل2820نفر آمريکايي در ستاد، 1526 نفر آمريکايي در خارج از کشور و8531 نفر کارمند محلي) به 9281 نفر

ويژگيهاي دوره مديريت استريبرت را مي‌توان به شرح زير تلخيص کرد:

-اعمال مديريت بر صداي آمريکا

-ارائه گزارش به شوراي امنيت ملي

-اشاعه سياست امنيت ملي نه مشارکت در تدوين آن

-باقي ماندن برنامه مبادلات فرهنگي زير نظر وزارت خارجه و ادامه دوگانگي مديريت و تزاحم کاري در سفارتخانه‌ها

-افزايش رقابت وچالش کشور به کشور با شوروي (Green,1988:30)

پس از او آرتور لارسن - هنرمند و روشنفکر - مدت اندکي به رياست آژانس برگزيده شد (1956-1957) ولي به علت وابستگي به حزب دموکرات مورد بي مهري اکثريت جمهوري خواه کنگره قرار گرفت و50 ميليون دلار از بودجه درخواستي او رد شد. آيزنهاور در دوره دوم رياست جمهوري خود مجددا از جورج آلن براي رياست آژانس دعوت به همکاري کرد (1957-1960) و اين امر براعتبار آن افزود. آلن بارها گفته بود که سابقه ديپلماتيک به او آموخته است که: ‏«‏90 درصد تأثير گذاري ايالات متحده در خارج از کشور ناشي از اصل سياستي است که اتخاذ مي‌شود وحداکثر 10 درصد مربوط به نحوه بيان آن سياستها است. » در نتيجه تاکيد او برکارکرد اطلاع رساني آژانس نسبت به کارکرد اقناعي يا تبليغاتي آن بيشتر بود. او آژانس را در سه جهت هدايت کرد:

§تقويت نقش صداي آمريکا به عنوان يک خبرگزاري تخصصي

§سرمايه گذاري روي طرحهاي دراز مدت مبادلات فرهنگي و تماسهاي مردمي.

§دور نگاه داشتن فعاليتهاي آژانس از جناح بنديهاي داخلي ( USIA,1999:7)

آيزنهاور درسالهاي پاياني رياست جمهوري خود از مانوئل اسپراگو- يک تاجر نيوورکي – ماموريت داد تا چگونگي بهبود تبليغات رسمي را مورد بررسي قرار دهد. گروه او به‌اين نتيجه رسيدند که هيئت هماهنگي عمليات به عنوان رابط آژانس با رئيس جمهور بايد حفظ شود وتاکيد بيشتري بر آموزش وتبادل افراد و تمرکز بيشتري بر منطقه آمريکاي لاتين و ملتهاي نو ظهور آفريقايي لازم است و مهمتر از همه آنکه هر وزارتخانه‌اي که دست اندر کار اقداماتي در خارج از کشور است بايد تأثيرات بالقوه سياستهاي خود را بر افکار عمومي خارجي مورد ملاحظه قرار دهد (Green,1988:35). به‌اين ترتيب براي اولين بار بر نقش آژانس در شکل دادن به سياست خارجي قبل از اجرا و نه فقط توجيه آن سياستها پس از اجرا تاکيد شد. در سال 1963 هدف اصلي آژانس کمک به موفقيت سياست خارجي آمريکا از طريق تأثير گذاري بر نگرشهاي عمومي در ميان ملتهاي ديگر وارائه مشاوره به رئيس جمهور و تمام نهادهاي دولتي در مورد چگونگي بکارگيري افکار عمومي خارجي براي اجراي طرحهاي جاري و آتي بود (palmer,1969:109-132).