فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

ترومن و مديريت اطلاع رساني بين المللي (1945-1953)

هاري ترومن در سال1946 به قدرت رسيد و در همان سال بودجه اداره اطلاعات جنگي را قطع کرد. تعداد نفرات در گير در بخش تبليغات ازيازده هزار نفر در زمان جنگ به سه هزار نفر تقليل يافت و ازبرنامه‌هاي صداي آمريکا نيز بشدت کاسته شد اما تحولات جهاني پس از جنگ يعني دو قطبي شدن جهان، ماهيت ايدئولوژيک قطب بندي، بروز جنگ سرد و اقدامات شوروي براي اقناع و نفوذ جهاني که با گماشتن140000 نفر در بخشهاي مختلف تبليغات و آژيتاسيون و اعلام شعار: صلح جهاني، برنامه‌هاي وسيعي در زمينه کمکهاي اقتصادي/ فرهنگي به کشورهاي اروپاي شرقي، آسيا و آفريقا به اجرا در آمده بود باعث اتخاذ دکترين ترومن و ‏«‏سياست مهار»در سال1948 توسط آمريکا شد. اين سياست در پي مبارزه با توسعه طلبي سياسي شوروي بود و در نتيجه تبليغات خارجي را کاملا راهبردي و با اهميت تلقي مي‌كرد.

 در فاصله سالهاي 1946 تا 1953 تلاش در جهت ايجاد هويت مستقل براي ‏«‏تبليغات آمريکايي» و پرهيز از الگوهاي تبليغاتي کمونيستي، فاشيستي و نازيستي، در سطح سازماني موجب ايجاد تشکيلات متنوع و تغيير نامهاي مکرر شد. ترومن بدنبال راه‌اندازي يک آژانس دائمي براي اطلاع رساني آمريکا در زمان صلح بود و اينکار را در پايان سال 1946 از طريق تأسيس‏«دفتراطلاع رساني بين المللي و امور فرهنگي در وزارت خارجه با 76 شعبه در سراسر جهان، 40 مرکز دريافت اخبار تله تايپ و ارسال روزانه ده هزار کلمه خبر، تجهيز67 کتابخانه و مرکز اطلاعات باامکانات نمايش فيلم، توليد سالانه 50 فيلم 20 دقيقه‌اي و پخش روزانه 36 ساعت اخبار و موسيقي آمريکايي به 25 زبان از صداي آمريکا انجام داد. پيام اصلي دفتر اطلاع رساني بين المللي و امور فرهنگي براي جهانيان اين بود که آمريکا و نهادهاي آن دوستانه و قابل احترام هستند.

در سال 1946 قانون موسوم به فولبرايت براي برنامه تبادل استاد و دانشجو در کنگره تصويب و در سال 1947‏«‏دفتر اطلاع رساني بين المللي و مبادلات آموزشي»تشکيل شد. اين دفتر نمودي غير سياسي داشت وفارغ از جنبه‌هاي ايدئولوژيک، معلمان و دانش آموزان را در کشورهاي ديگر هدف قرار مي‌داد. اين آژانس در ابتدا به رياست ويليام بنتون- ناشر تشکيل شد و با جايگاه سازماني معاون وزير خارجه در امور عمومي در وزارت خارجه تداوم يافت بنتون به علت کاهش بودجه از طرف کنگره کناره گيري کرد وجورج آلن– ديپلمات حرفه‌اي و روزنامه دار – جاي او را گرفت (Ninkovich,1981:119-122). همزماني اين انتصاب با اعلام طرح مارشال براي بازسازي اروپا پس از جنگ، موضع گيري شوروي عليه‌اين طرح و تأسيس کمينفورم به جاي کمينترن براي تبليغات خارجي شوروي باعث شد رقابت تبليغاتي دو قدرت بزرگ براي کسب حمايت عمومي در اروپا کاملا علني شود. انتخابات ِايتاليا در سال 1948 نقطه عطف اين رقابتها بود. نگراني از پيروزي کمونيستها باعث اقدامات تبليغاتي سفيد، صريح و همه جانبه با شعار‏ «دمکراسي به نفع شماست»، بزرگ نمايي در مورد کمکهاي اقتصادي آمريکا به‌ايتاليا و مشروط شدن آن به پيروزي يک جناح سياسي شد.

کنگره آمريکا بتدريج صعوبت جنگ سرد را حس کرد. دو نماينده به نامهاي کارل مانت و آلکساندر اسميث با انجام تحقيقات ميداني و بررسي مقايسه‌اي تبليغات آمريکا و شوروي در اروپا به فرودستي تبليغاتي نسبت به شوروي پي بردند و براي تقويت ديپلماسي عمومي آمريکا قانوني را پيشنهاد کردند. با تصويب قانون اسميث/مانت در سال1948 مبلغ 24 ميليون دلار براي ‏«‏بهبود برداشت ديگران از آمريکا و افزايش درک متقابل» اختصاص يافت و تشکيل يک آژانس با دو اداره شامل اداره اطلاع رساني بين المللي واداره مبادلات آموزشي در وزارت خارجه تحت رياست جورج آلن پيش بيني شد. اما عليرغم افزايش بودجه ونيروي انساني، محتواي تبليغاتي در اين دوره ضعيف بود و بيشتر بر رفاه مادي آمريکاييها در مقابل زندگي کسالت آور شورويها تاکيد مي‌كرد و اين امر اتفاقا باعث رنجش و سرخوردگي ملل فقير از آمريکا مي‌شد. ترومن از يک طرف با اعلام برنامه اصل چهار و کمک فني به کشورهاي نو پا، قصد داشت از غلتيدن آنها به دامن کمونيسم جلوگيري کند واز طرف ديگر پس از انتخاب مجدد در سال 1948 با درخواست کمک از کنگره به تقويت بنيه تبليغاتي کشور پرداخت؛ او با افزايش توان مالي و انساني آژانس در اوايل دهه پنجاه به 4370 نفر و 24 ميليون دلار و نصب روزنامه نگاري به نام ادوارد بارِت به رياست آژانس برنامه خود را تحت عنوان واصطلاح‏«‏مبارزه حقيقت اعلام کرد. هدف اين مبارزه القاي وجود رفاه در سايه دموکراسي و سرمايه داري و فقر پشت پرده‌هاي آهنين بود. درگيري تبليغاتي آمريکا در جنگ کره باعث افزايش نفرات و بودجه آژانس تا 131ميليون دلار شد. در سال 1952 دو اداره اطلاع رساني بين المللي و مبادلات آموزشي ادغام و مديريت اطلاع رساني بين المللي تشکيل شدو دکتر ويلسون کامپتون – يک لابيست کهنه کار- به عنوان اولين رئيس آن انتخاب شد. اما ظهور دوران مک کارتيسم باعث شد بسياري از کادرهاي اين آژانس با تهمت گرايشهاي کمونيستي مواجه شده و عليرغم وجود امکانات، کارايي آژانس بسيار کاهش پيدا کند. در اواخر دهه 40 توجه به ضرورت تشکيل يک آژانس مستقل از وزارت خارجه براي اداره امور تبليغات خارجي در سطح کنگره طرح شد و درسال 1949 کميسيون هوور در ضمن گزارش خود در باره امور خارجي توصيه کرد که برنامه اطلاع رساني خارجي از وزارت خارجه تفکيک شود (USIA,1999:15).

آيزنهاور و آژانس اطلاعات آمريکا (1953-1961)

 آيزنهاور در دوره جنگ جهاني دوم توجه ويژه‌اي به نقش عمليات رواني در جنگ داشت با همين سابقه بلافاصله پس از آنکه در ژانويه 1953 به رياست جمهوري رسيد، چهار بررسي همزمان از سوي کميته‌هايي در سنا، کنگره و رياست جمهوري در مورد تبليغات آمريکا آغاز شد. اين بررسيها منجر به تشکيل آژانس اطلاعات آمريکا در اول آگوست 1953 و تثبيت نقش تبليغات در سياست خارجي آمريکا گرديد.

يکي از اين کميته‌ها به رياست ويلبر شرام رئيس دانشکده ارتباطات دانشگاه‌ايلينويز انجام شده است و با رويکردي جامعه شناسانه از منظر ارتباطات توده‌اي به سامان دهي يک سازمان بوروکراتيک براي تبليغات بين المللي پرداخته است. اين بررسيها مربوط به سال 1953 است و در سال 1954 به استريبرت-اولين رئيس آژانس اطلاعات آمريکا- تحويل شده ولي به مدت20 سال محرمانه تلقي شده است (Bogart,1976:viii-15 ). يکي ديگر از بررسيها نيز تحت عنوان کميسيون رياست جمهوري در مورد تشکيلات دولت به رياست ديويد راکفلر انجام شد.

 مؤثرترين بررسي توسط کميته هشت نفره رياست جمهوري در مورد فعاليتهاي اطلاع رساني بين المللي به رياست ويليام جکسون تاجر نيويورکي و نزديکترين مشاور تبليغاتي آيزنهاور تشکيل شد. هدف کميته جکسون ارزيابي ‏«‏سياستها و فعاليتهاي اطلاع رساني بين‌المللي از جهت ارتباط آن با روابط بين الملل و امنيت ملي ايالات متحده» بود. بررسيهاي اين کميته کاملا محرمانه بوده و عليرغم ارائه گزارش نهايي آن به رئيس جمهور در اول جون 1953، انتشار آن تا سال 1980 ممنوع بوده است. مقاله مفصل و کاملا مستند پاري گيلز شاون استاد ارتباطات دانشگاه‌اينديانا که با استفاده از اسناد آزاد شده آن دوران وبا عنوان ‏«‏مفهوم سازي آژانس اطلاعات آمريکا در دولت آيزنهاور: طراحي راهبردهاي تبليغاتي آشکار و پنهان» تهيه شده است بخشي از ابعاد و رويکردهاي اين کميته را روشن ساخته وبه خوبي نشان مي‌دهد که چگونه پيشنهادهاي اين کميته به مدت چند دهه سياستهاي اساسي آمريکا را در نبردهاي تبليغاتي جنگ سرد هدايت کرده است.

بررسيهاي اين کميته مهم‌ترين نقاط ضعف تبليغات آمريکا را در دوره جانسون به شرح زير بيان مي‌کرد:

§    فقدان رهبري متمرکز در تبليغات و در نتيجه سردرگمي در رسالتهاي تبليغاتي

§    پراکندگي در رويکردهاي تبليغاتي در نتيجه کاهش اعتبار تبليغات آمريکا

§    کم فايده بودن تبليغات براي مخاطب خارجي

توصيه‌هاي اصلي اين کميته را نيز مي‌توان به شرح زير تلخيص کرد:

§ لزوم تمرکزوهدايت سياست تبليغاتي ازطرف رئيس جمهور با محوريت شوراي امنيت ملي ونه وزارت خارجه باهدف ارتقا و همطرازي جايگاه سياست تبليغاتي با سياستهاي اقتصادي، نظامي و ديپلماتيک در عرصه سياست خارجي.

§ اتخاذ رويکرد تهاجمي به جاي رويکرد تدافعي درتبليغات جهاني به خصوص عليه اتحاد شوروي و کمونيسم.

§ کاهش استفاده از کانالهاي تبليغات رسمي از جمله راديوهاي موج کوتاه، بولتنهاي خبري، جزوه‌ها، مجلات وفيلمهاي دولتي.

§ تغيير در کارکرد آشکار اطلاع رساني رسانه‌هاي دولتي و ارائه اخبارعيني و مستند از وقايع جهان با تکيه بر اصول اطمينان بخش بودن، قانع کننده بودن و صادقانه بودن به گونه‌اي که دولت آمريکا حاضر باشد مسئوليت آنرا بپذيرد.

§ واگذاري مبارزه مقتدرانه با شوروي، حمله مستقيم و صريح به کمونيسم، عمليات رواني سريع، نيرنگ و دروغ به مؤسسات شبه خصوصي وتحت حمايت پنهان سيا مانند راديو آزادي باحمايت مالي مؤسسه‌اي پوششي به نام ‏«‏کميته آمريکايي رهايي از بولشوي و راديو اروپاي آزاد با حمايت مالي مؤسسه‌اي پوششي به نام کميته ملي براي اروپاي آزاد به گونه‌اي که دولت آمريکا بتواند مسئوليت حقوقي محتواي اين رسانه‌ها را نپذيرد.

§ استفاده از لحن مثبت در اطلاع رساني دولتي با تکيه براين اين جهت گيري تبليغاتي کلان که ‏«آمريکا در حال ايجاد شرايط تحقق آزادي و شادي براي همه انسانها است» اين کميته توصيه کرد با تکيه بر جنبه‌هاي مثبت دموکراسي ‏«هدف اصلي تمام برنامه‌هاي اطلاع رساني آمريکا تنها بايد يک چيز باشد و آن کسب بيشترين حمايت بين المللي ازاهداف سياستهاي خارجي آمريکا است». به گونه‌اي که ‏«هرجا ممکن شود منافع فردي و منافع ملي خارجيها با اهداف آمريکا هماهنگ شود» اين بدان معناست که مردمان جهان با شعارهاي آمريکا همراهي کنند و احساس کنند اهداف آمريکا همان حرفهاي دل آنان است.

§ لزوم کسب اطلاعات دقيق و تفصيلي در مورد دريافت کنندگان تبليغات آمريکا در خارج از کشور و در نتيجه تأسيس ‏«‏مرکز مطالعات روانشناسي مردم در کشورهاي تحت سيطره کمونيسم براي کسب اطلاعات در موردعلايق و سلايق مخاطبان و پرهيز از خطابهاي مستقيم، سوء تفاهمهاو پس زدنها. ‏«آمريکا بايد بتواند به منافع و خواسته‌هاي خود برسد در عين اينکه مردان و زنان در همه جاي جهان نيز احساس کنند به آن اهداف رسيده‌اند. »

§ توجه به ضرورت وجود طرح راهبردي وهماهنگي در مورد پيامهايي که براي مردم آمريکا و ديگر کشورهاي جهان آزاد تهيه مي‌شود به گونه‌اي که شائبه تبليغاتي بودن آن از نظر مخاطبان – که دسترسي بيشتري به منابع اطلاعاتي گوناگون دارند – وجود نداشته باشد.

ديدگاهها و توصيه‌هاي اعضاي کميته جکسون، کميته فرعي ويژه سنا در مورد برنامه‌هاي اطلاع رساني ماوراي بحار ( کميته هيکن لوپر) وکميسيون مشورتي اطلاع رساني - که به عنوان نهادي خصوصي و نظارتي بر اساس قانون 1948 اسميث- مانت تشکيل شده بود - در مورد لزوم ارتقاي جايگاه تبليغات در سياست خارجي آمريکا با نظرات آيزنهاور همسو بود (USIA,1999:15). در نهايت بر اساس بند هشتم از طرح سازماندهي مجدد وزارت خارجه، آژانس اطلاعات آمريکا - مستقل از وزارت خارجه - دراول آگوست1953 تأسيس شد تا‏ «‏اطلاعات مربوط به مردم، فرهنگ و سياستهاي ايالات متحده راهمسو با اصلاحيه قانون سال 1948 در مورد تبادل آموزشي و اطلاعاتي، در خارج از کشور منتشر نمايد». در اين طرح انتقال صداي آمريکا از وزارت خارجه به آژانس پيش بيني شد ولي براثر اصرار سناتور فولبرايت برنامه‌هاي مبادلات فرهنگي و آموزشي تا سال 1978 در وزارت خارجه باقي ماند. البته در اين سالها نيزوظايف اجرايي برنامه‌هاي مبادله در خارج توسط آژانس انجام مي‌شد (USIA,1999:6).

در مورد سالهاي اوليه آژانس ديدگاههاي ديگري هم وجود دارد؛ يکي از تأمل برانگيزترين بررسيها توسط خانم لوئيس راس يکي از ديرپا ترين کارشناسان فرهنگي آمريکا در ايران انجام شده است. راس در اين بررسي که تحت عنوان ديپلماسي عمومي و گذشته آن منتشر شد، نشان داده است که عليرغم همه رهنمودها و مباحثات اوليه، در سالهاي اوليه تشکيل آژانس‏ «‏هيچ بينش روشني به عنوان هدف نهايي، نقش ديپلماسي عمومي در سياست خارجي، ساختار سازمان يا سازمانهايي که بايد متولي آن باشندو شيوه‌هاي اجرايي ديپلماسي عمومي وجود نداشته است» (malone,1988:16).