فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

مباحثه ای در باره انحصار زدایی از تصدی گری در صدا و سیما(1)
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: نقد تلویزیون

درآمد:

پیش از انتشار عمومی مصاحبه با نشریه مدیریت ارتباطات آن را برای برخی دانشوران فرهنگی ، ارتباطی ، اجتماعی و حقوقی ارسال کردم ؛ برخی از آنان نیز با مهر و لطف ، ملاحظات و دغدغه های خود را ارسال کردند . اینک با حذف نام کسانی که مایل به درج نامشان نیستند این مباحثات را به تدریج منتشر می کنم. از همه عزیزانی که برای این موضوع ارزش قائل هستند تقاضا می کنم به این حلقه مباحثه بپیوندند.

ن - ی:

از اینکه متن مصاحبه خود را برای بنده ارسال کردید بسیار ممنونم. از خواندن مطالب موشکافانه شما لذت بردم و خوشحال شدم که این نکات به شکلی در ایران مطرح میشود. من سه نکته کلی دارم که ذیلا عرض میکنم.

یکم – در خصوص غیر قانونی بودن تلویزیون ماهواره ای در امریکا که در آخر مصاحبه قید کرده اید بنظرم اشتباهی رخ داده است چون برنامه های تلویزیونی که از طریق دیش ماهواره و دستگاه ریسیور دریافت میشود نه تنها غیر قانونی نیستند بلکه دو شرکت بزرگ که در این زمینه فعالند بخش مهمی از بازار که برای چندید دهه در اختیار شرکتهای تلویزیون کابلی بود را به خود اختصاص داده اند. به نظر میرسد که این فرایند همچنان ادامه پیدا کند چون هزینه تلویزیون ماهواره ای بسیار کمتر و تعداد کانالهای دریافتی بسیار بیشتر است چون هزینه تمام شده از طریق این تکنولوزی بسیار کمتر از تلویزیون کابلی است.

دوم – در این مصاحبه شما تاکید زیادی بر روی انحصار طلبی صدا و سیما کرده اید. گسترش و تقویت انحصار همیشه معطوف به تامین منافعی است که متولیان یک نهاد دنبال میکنند. این تصور که انحصار فقط برای تامین منافع یک نهاد بما هو نهاد است باور نادرستی است چون همانطور که شما تاکید کرده اید انحصار صدا و سیما به نفع این نهاد نیست و عملا به ضعف تولید و جذب مخاطب انجامیده است. مهم تر اینکه نهادها هویتی مستقل از گردانندگان خود ندارند. با این تفصیل پرسش این است که انحصار صدا و سیما منافع چه افراد و گروههایی را تامین میکند که حاضر نیستند به هیچ وجه آن را از دست بدهند؟ این پرسش مهمی است که بسادگی نمیتوان از کنار آن گذشت هر چند که شاید این مصاحبه جای مناسبی برای طرح این پرسش نباشد.

سوم – استدلال شما برای غیر قانونی کردن استفاده از تجهیزات دریافت امواج ماهواره ای با این توجیه که دریافت کننده هزینه آن را پرداخت نکرده است برای من چندان قابل قبول نیست. اگر تولید کننده به شکلی امواج را میفرستد که برای بسیاری از مردم قابل دریافت است ما چطور میتوانیم سخنگوی او بشویم و طلبکار باشیم که اول باید پول بدهید تا بتوانید استفاده کنید؟ شاه میبخشد شیخ علی خان نمیبخشد؟ اگر کسی بگوید من حاضرم پول بدهم چه؟ از آنجا که سیاستگذاری نیازمند انسجام حقوقی و قانونی است باید بتوان استدلال شما را به زمینه های دیگر هم تعمیم داد. فرض بفرمایید چاپ و ترجمه کتابهای خارجی در حالی که هیچ پرداختی به نویسنده یا ناشر صورت نمیگیرد یعنی اینکه ما از خدمات آنها استفاده میکنیم بی آنکه پولی برای آن پرداخت کرده باشیم.


ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


از این سه نکته کلی که بگذریم نوبت یک پرسش اخلاقی مهم فرا میرسد. اگرچه ایران منکر پخش پارازیت بر روی امواج ماهواره ای میشود ولی شواهد بیش از آن است که قابل انکار باشد. من با مصالح سیاسی کاری ندارم. کمترین نگرانی هم ندارم که مردم نتوانند یک برنامه ماهواره ای را بدون پارازیت و با خیال راحت ببینند اگرچه این را حق آنها میدانم. مراد من مشکلات فراوانی است که این امواج برای سلامتی مردم ایجاد میکند. حاکمیت میتواند هر توجیهی برای این کار بتراشد ولی به خطر انداختن سلامتی مردم توجیه پذیر نیست.

آشنا:

واقعا از ارسال ملاحظات دقیقتان ممنونم.
1. تا ان جا که من می دانم در ایالات متحده شما با یک شرکت قرارداد می بندید .آن شرکت با یک یا چند پروایدر خدمات ماهواره ای قرارداد دارد در نتیجه شما با دیش و رسیور  و جهت یابی مشخصی می توانید کانالهای مشخصی _ که عمدتا شامل کانالهای به اصطلاح کارتی و تعدادی کانال مجانی است_  را تا زمان مشخص مورد استفاده قرار دهید . این رویه بسیار متفاوت است از شیوه مرسوم  در ایران که کافی است چند ده هزار تومان هزینه کنید و بدون هیچ محدودیتی به هرچه می خواهید دسترسی پیدا کنید. لطفا در مورد این ملاحظه اگر اشتباه نوشته ام راهنمایی کنید.
2. انحصار صدا و سیما به نفع هیچ کس نیست جز 1500 مدیر که بسیاری از انان در هیچ کجای دیگر نمی توانند به مدیریت برسند. حرف من این است که این مجموعه ترس از هر رسانه دیگر را در میان سیاسیون تزریق می کنند و سیاسیون هراسان به حمایت کورکورانه از انان وادار می شوند این را قیاس کنید با استراتژی تداوم جنگ برخی فرماندهان سپاه در اواخر آن دوران شاید نه برای پیروزی بلکه برای کسب اقتدار سیاسی. عجیب است ولی بی سابقه نیست!
3. اتفاقا من هم به جنبه های حقوقی توجه دارم. جز شبکه های فارسی زبانی که صرفا جامعه داخل ایران را هدف قرار می دهند توجیه اقتصادی برای فراهم کردن امکان تماشای مجانی در مورد محتوای پولی وجود ندارد. مثلا سی ان ان پولی است و بسیاری از شبکه های تفریحی نیز پولی هستند . حرف من این است که دول پیشرفته تر نیازهای جامعه خود را با روشهای قابل مدیریت برطرف می کنند و دسترسی ماهواره ای بیشتر مخصوص اقلیتهای قومی و مذهبی و مهاجران است نه عموم مردم .در کشورهای دارای فرهنگ مشترک - مانند کشورهای عربی - تلویزیون های ماهواره ای موجب هم افزایی فرهنگی می شوند. در کشورهای فقیر - مانند بسیاری کشورهای آفریقایی - تلویزیون های ماهواره ای چاره فقر فرهنگی و ضعف تلویزیونهای ملی است.اما در ایران ما هیچکدام از آن ویژگی ها را نداریم.

ن - ی:

1. در مورد سازوکار تولید و پخش برنامه های ماهواره ای کاملا حق با شماست. نگرانی بنده از این بود که فرمایش شما در صفحه آخر مصاحبه این تصور را در خواننده ایجاد کند که در امریکا اساسا اجازه نصب و استفاده از دیش ماهواره در منازل را نمیدهند چون میخواهند که تلویزیون کابلی را تقویت کنند. عرض بنده این است که صرفنظر از هماهنگی هایی که بین تولید کننده و مصرف کننده صورت میگیرد استفاده از این تکنولوزی غیر قانونی نمیباشد هرچند که استفاده محدود و مشخص از آن قطعا متفاوت از شیوه مرسوم در ایران (یعنی استفاده نامحدود) میباشد.

2.  پاسخ شما بسیار قابل تامل است و پرده از عمق فاجعه برمیدارد. انباشت اقتدار سیاسی همچون هر پس انداز یا سرمایه گذاری دیگری باید جایی خرج شود. آیا انحصار صدا و سیما و اقتدار سیاسی که از آن ناشی میشود فقط برای تحکیم موقعیت شغلی 1500 مدیر آن سازمان است؟ مثال بسیار خوب شما در همین مصاحبه در مورد برخورد صدا و سیما با احمدی نزاد دوره اول ریاست جمهوری در مقایسه با دوره دوم این ظن را تقویت میکند که این اقتدار به شبکه ای بسیار پیچیده تر متصل میشود و محدود به منافع ظاهرا پیش پا افتاده چند مدیر نمیباشد.

3. چهار سال پیش که برای آخرین بار در ایران بودم بسیاری از دوستان توصیه میکردند که حتما سی دی کینگ که حدود 200 نرم افزار را به قیمت 5000 تومان در اختیار مصرف کننده قرار میداد را خریداری کنم. البته من زیر بار نرفتم و پشیمان هم نیستم. ولی نظام حقوقی ایران اجازه میدهد که این دزدی براحتی و بصورت قانونی صورت بگیرد چون تمام تولید کنندگان این نرم افزارها در اروپا یا امریکا هستند و ایران هم تعهدی به کپی رایت ندارد. با این وضعیت چطور میتوان به استفاده رایگان از برنامه های تلویزیونی انتقاد کرد؟ من با نکته شما در مورد عدم توجیه اقتصادی استفاده مجانی موافقم. ولی روی دیگر سکه هم این است که سی ان ان پول خود را از مخاطبان امریکا و اروپا و زاپن و استرالیا و هند و ... در میاورد و احتمالا خیلی نگران استفاده ایرانیان و غیره نیست خصوصا که عمق نفوذ یک شبکه رسانه ای فی حد ذاته ارزش اقتصادی دارد. فقط به مورد تبلیغات توجه کنید که سی ان ان میتواند مبلغ بیشتری برای تبلیغ کالا یا خدمات دریافت کند چون بیننده بیشتری دارد. شما متخصص این فن هستید و من هر چه بگویم غیر دقیق است. این تنها حدس من است چون تصور میکنم که بسیاری از شبکه ها یا شرکتهایی که خدمات ماهواره ای ارائه میکنند از استفاده چند صد ملیون ایرانی و افغانی و عراقی نگرانی چندانی ندارند. اگر اشتباه میگویم و شما از شکایت و نارضایتی این شبکه ها مطلعید حتما راهنمایی بفرمایید تا من حدس نادرستم را جای دیگری تکرار نکنم (تابستان سال گذشته که یک ماهی برای تدریس یک دوره تابستانی در استانبول بودم دیدم که سیستم تلویزیون ماهواره ای مانند امریکا و با حساب و کتاب عرضه میشود).