فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:
  • تصوير هويت آمريکايی

همانگونه که پيش از اين آمد فرهنگ تصويري است كه هر كشور از خود مي سازد و براي ديگران نمايش مي دهد.لذا مطالعه فرهنگ آمريکايي، آنگونه که آمريکاييان در تبليغات خود براي دانشجويان خارجي تصوير مي کنند بسيار مهم است.

دکتر توماس گرولينگ[1] معاون مرکز بين المللی دانشگاه دريک[2] در سايت مرتبط بامعرفي دانشگاههاي پزشکي آمريکا ، ارزشهاي اساسي آمريکايي راشامل آزادي فردي ، حق انتخاب آموزشي، خانواده و حريم خصوصی ميداند و نوآوري، خوش بيني نسبت به آينده ،برابري فرصتها، سخت کوشي ،ثروت مادي و رقابت و قهرمانان سينماي هاليوود- از فيلمهاي وسترن تا پيشتازان فضا- رابه عنوان تبلوري از همين ارزشها برآورد مي کند. Grouling,2001 )  )

نويسندگان راهنماي دانشجويان خارجي در دانشگاه آکرون[3]آمريکا از يازده مفهوم اساسي که شيوه زندگي آمريکاييان را شکل مي دهد سخن گفته و آنها را شرح داده اند:

§کنترل محيط

آمريکاييها معمولا طبيعت را به گونه اي تصور مي کنند که بايد بر تسخير و متناسب با نياز هاي انسان ساخته شود. فعاليت خوب است و هر نشانه اي از بي ميلي براي انجام کار به عنوان تنبلي يا بي تفاوتي تفسير مي شود.در مقابل ،بسياري فرهنگهاي غير غربي جهان را همانگونه که هست مي پذيرند و بر اين باورند که انسان در طبيعت زندگي ميکند نه در تلاش براي غلبه بر آن.

§پيشرفت وتغيير

تغيير بخشي اجتناب ناپذير از زندگي است اما ديدگاه جوامع مختلف نسبت به آن متفاوت است.مردم غير غربي از سنت رهنمود مي جويند. آمريکاييها بيشتر مايلند در باره آينده قابل پيش بيني تصميم بگيرند و تغيير و پيشرفت مادي را به عنوان مطلوبي پرسش ناپذير مشاهده کنند. براي آمريکاييها ،موفقيت و پيشرفت نتيجه قطعي تلاش و منوط به خود و طبيعت است.

§مادي گرايي

آمريکاييها نوعا به دنبال نتايج ملموس و قابل اندازه گيري هستند.بسياري مردم غير غربي خوشنودي را در ارزشهاي معنوي يا زيبايي شناختي که مستلزم تجربه دروني انسان است، مي يابند.آمريکاييها بر رفاه مادي وآسودگي تاکيد مي کنند؛بنا بر اين براي آنها عجيب نيست کهدر باره ملتهاي ديگر برمبناي وجود يا کيفيت لوله کشي يا يخچالهاي انها قضاوت کنند.تاکيد آمريکاييها بر کنترل،پيشرفت و مادي گرايي تصادفي نيست ؛اين سه در تعامل با يکديگر الگوي غالب رفتار آمريکايي را تشکيل مي دهند.

§موفقيت شخصي

شان اجتماعي يک بعد کليدي در فهم انگيزه هاي انساني است.اعضاي جوامع سنتي نقش خود را ثابت و ناپرسيدني تلقي مي کنند .در مقابل، لياقت شخصي آمريکاييها کاملا وابسته به موفقيت شخصي و ميل"طبيعي" به برتر شدن در ميان آنان است. رقابت جويي در زندگي آمريکايي يک محصول جانبي است.

§خود اتکايي

در فرهنگ آمريکايي که تاکيد بر مسئوليت فردي است اين مفروض است که مرکز تصميم گيري در خود شخص قرار دارد. در فرهنگهاي غير غربي معمولا جمع يا يک فرد قدرتمند تصميم مي گيرد. يک تفاوت ميان فرهنگ آمريکايي و ديگر فرهنگها در ميزان اختيار شخص برايپيش قدمي در اقدام يا لزوم کسب مشروعيت از ديگران بر مبناي استانداردهاي فرهنگي است.

§پيوريتنيسم

نفوذ با ثبات اخلاق پيوريتني : مسئوليت، خدمت غير شخصي به ديگران در تقابل جدي با آسودگي ، بي اختياري و رفتار شخصي شده غير غربيان است. مردم غير غربي معمولا تفاوت گذاري صريح آمريکاييان ميان کار و تفريح يا- در عرصه اي ديگر-احساس مسئوليت آنان در مورد خدمت به ديگران رادرک کنند.

§جهت گيري اخلاقي

ويژگي رسالت مدار روح آمريکايي که مايل است بر مردمان ديگر از لحاظ روش فکري و ارزشيابي اخلاقي تفوق پيدا کند حاصل وجود يک نگرش اخلاقي قوي است. آمريکاييها بيشتر از اغلب مردم دوست دارند که برشهاي اخلاقي مشخي رسم کنند که موجب تاثيرات برابر و غير شخصي باشد.مردم در کشورهاي غير غربي کمتر اصرار دارند تا ديگران را تغيير دهند يا قضاوتهاي اخلاقي ِغير شخصي بنمايند.

§بشر دوستي

انگيزه خيرخواهي و شفقتدر کنار روحيه اخلاقي و مساوات جويانه آمريکاييها در نگرش و کردار حمايت جويانه آنان نسبت به ضعفاو ستم ديدگان جلوه گر مي شود. اين امر در ملتهاي در حال توسعه نيز مشاهده مي شود اما بيشتر پدرانه وشخصي وکمتر سازمان يافته است.

§زمان مداري

آمريکاييها عموما بسيار نسبت به زمان حساسند و با زمان مانند يک شيئ رفتار مي کنند(وقت طلا است) که بايد فعالانه براي بيشترين منفعت به خدمت گرفته شود.  بيشتر مردم غير غربي با زمان برخورد ي منفعلانه دارند.

§علم مداري

جهان غرب استدلال علمي-تجربي را به عنوان راه بي چون و چراي فهم جهان مادي پذيرفته است.مردمان ديگر آنقدر آمادگي ندارند که تفسير علمي را به عنوان عقلاني ترين راه شناخت بپذيرند و بيشتر ازطريق عرفان،اشخاص معتبر و سنت راه جويي مي کنند.

رفتار ميان فردي

آمريکاييها در رفتار ميان فردي پس از يک آشنايي مختصر معمولاباز،غير رسمي و دوستانه برخورد مي کنند و اين برخلاف برخورد رسمي و تشريفاتي مردمان مشرق زمين است(AFS,1978 ).

اين مفاهيم که با شرح وتفصيلي دقيق براي دانشجويان تدريس مي شود ميتواند تصور رسمي آمريکاييها از خود يا به تعبيري ديگر تصويري که آنان ميخواهند ديگران از ايشان داشته باشند را بيان کند.



[1] ThomasE.Grouling

[2] International Center, Drake University

[3] University of Akron