فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ آبان ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

 

  • دیپلماسی عمومی از ديدگاه دانش ارتباطات

 

اگر بخواهيم به اصطلاحات رشته ارتباطات وفادار بمانيم نبايد فراموش کنيم که شايد براي نخستين بار لئونارد دوب بود که در سال 1948 براي بيان شکل ويژه اي از ارتباطات که هدف آن آماده سازي ذهن مخاطب براي پذيرش منويات آينده تبليغاتگر است از اصطلاح "شبه تبليغات[1]" استفاده کرد((Doob,1966:346-351. جان مارتين مدير تحقيقات آژانس اطلاعات آمريکا شبه تبليغات را " ارتباطات تسهيلگر[2]" مي نامد و آنرا فعاليتي تعريف مي کند که براي باز نگاه داشتن خطوط ارتباطي و حفظ تماس به هنگام نياز در جريان تبليغات مورد بهره برداري قرار مي گيرد.ارتباطات تسهيلگر معمولا با شيوه هايي نظير پخش اخبار راديويي، فعاليتهاي مطبوعاتي،کتابها،جزوات ،پيايندها،برنامه هاي فرهنگي، نمايشگاهها فيلمها ، سمينارها، کلاسهاي آموزش زبانخدمات مرجع و تماسهاي فردي و اجتماعي انجام مي شود و هدفهاي آن بيشتر پيام آفرينان رسانه اي و رهبران فکري و فرهنگي بالفعل يا بالقوه جوامع ديگر هستند.اگر چه ارتباطات تسهيلگر ممکن است جلوه تبليغاتي نداشته باشد ولي در راه ايجاد نگرش مثبت نسبت به يک تبليغاتگر خاص در ميان مدت بسيار کارآمد تلقي مي شود و کاملا با مفهوم ديپلماسي عمومي همسويي دارد Jowett & O'Donnell, 1986:20)).

امروزه ديپلماسي عمومي رسما به آموزش عالي راه پيدا کرده است در آمريکا يک مرکز اختصاصي به نام "مرکز مورو براي مطالعات اطلاع رساني و ارتباطات بين المللي"براي آموزش و پژوهش در باره ديپلماسي عمومي در دانشگاه تافت تاسيس شده است[3] و دانشکده هايي مانند مدرسه خدمات بين المللي در دانشگاه آمريکن و مدرسه ارتباطات آننبرگ در دانشگاهکاليفورنياي جنوبي[4]دروسي را در اين زمينه ارائه مي کنند[5]. در انگلستان نيز در انستيتوي مطالعات ارتباطي وابسته به دانشگاه ليدز در سطح کارشناسي ارشد درسي به نام "ديپلماسي عمومي،تبليغات و عمليات رواني تدريس مي شود[6].

فرهنگ و ارتباطات در عرصه سياست خارجي، دو مفهوم مستقل ولي به شدت مرتبط با هم هستند . در متون مربوط به سياست بين المللی معمولا وقتی سخن از اِعمال سياست خارجی به ميان مي آيد ، در کنار ابزارهای نظامی،اقتصادی وديپلماتيک، فصلی نيزبه ابزارهاي فرهنگی و ارتباطاتی اختصاص داده مي شود (palmer,1969:132-109قوام،1370: 196-194).اهميت اين ابزارها در حدی است که کتابهای متعددی صرفا در همين زمينه منتشر شده است(Roach,1993,Jacquin-berdal1998,Chay,1990, Arbatov,1973 ). يکي از صريحترين اسناد در مورد شکل گيري اقدامات فرهنگي و ارتباطي در خدمت سياست خارجي مربوط به کميته مرکزي اطلاعات بريتانيا در اوايل دهه 1950 است در اين سند آمده است:

"فراهم کردن اطلاعات در باره کشور به گونه اي که در خارج ، سياستهاي آن درک و پذيرفته شود همواره بخشي از وظايف هيئتهاي ديپلماتيک ما بوده است. به اين ترتيب کار اطلاع رساني سابقه اي به درازاي خود ديپلماسي دارد. پيش از اين کافي بود ديپلماتها خود را با دنياي رسمي کوچک و کساني که با آنها تماس شخصي داشتند مرتبط کنند اما مسئله جديد ، تبليغات و ضد تبليغات در شکلها و اندازه هايي است که اکنون شاهد آن هستيم .توسعه شيوه هاي توده اي ارتباطات با گسترش تبليغات توأم شده و دولتها توانسته اند از اين شيوه ها و ابزارها براي تأثير گذاري بر افکار عمومي در کشورهاي ديگر به منظور کسب پشتيباني از سياست خارجي خود بهره گيري کنند(Alleyne,1995:98)."

اگر چه در ديدگاهي عمومي كليه فعاليتهاي بين المللي كه خارج از حوزه هاي سياست ، اقتصاد و نظامي گري انجام مي شود در مقوله تبليغات بين المللي[7] جايمي گيرد[8] . اما از جنگ جهاني اول تا کنون- براي بيان چگونگي گسترش نفوذ يک کشور در ميان مردم کشورهاي ديگر- دو رويکرد ارتباطات بين فرهنگي و ارتباطات بين المللي مورد توجه قرار گرفته است. اصطلاحات جنگ رواني[9]، نبرد افكار[10]، عمليات رواني[11]، نبرد اطلاعاتي[12] ، اطلاعات بين المللي[13] ، اطلاعات استراتژيك[14] ، ديپلماسي رسانه اي[15] و روابط عمومي بين المللي[16]در زمره مفاهيم مرتبط با رويکرد ارتباطات بين المللي و اصطلاحات روابط فرهنگي[17]، ديپلماسي فرهنگي[18] ،ارتباطات فرهنگي بين المللي[19]، برنامه هاي فرهنگي بين المللي[20]، همكاريهاي فرهنگي بين المللي[21] ، تبادل شهروندان[22] ، تبادلات فرهنگي،علمي و آموزشي[23] در زمره مفاهيم مرتبط با رويکرد ارتباطات ميان فرهنگي تلقي مي شوند. اگر چه هر دو رويکرد در خدمت پشتيباني اهداف سياست خارجي قرار دارند ولي هر يک داراي کار ويژه هاي خاص خود بوده و در شرايط مختلف به عنوان مکمل يا جايگزين ديگري به کار گرفته مي شوند. به اين ترتيب دو گونه ديپلماسي قابل بازشناسي استاول ديپلماسي فرهنگي که مبتني بر رويکرد ارتباطات ميان فرهنگي است و دوم ديپلماسي ارتباطي که مبتني بر رويکرد ارتباطات بين المللي است.

مهمترين تفاوت ارتباطات بين فرهنگي با ارتباطات بين المللي آن است كه اولي مبتني بر ارتباط بي واسطه، حضوري و رودر روي يك فرد يا گروهبا فرهنگ ديگر و داراي فرآيندي كندوآثاري پايدار است و در مقابل ارتباطات بين المللي مبتني بر ارائه تصويري از يك فرهنگ از طريق وسائل ارتباط جمعي براي مخاطبان فراگيراز فرهنگهاي ديگر است و داراي بردي وسيع ، فرآيندي سريع و آثاري گذراست. به همين دليل در بسياري از کشورها از جمله انگلستانوآمريكا جايگاه سازماني اقدامات و برنامه هاي موسوم به روابط فرهنگي بين المللي_ که مبتني بر رويکرد ارتباطات بين فرهنگي است _ از برنامه ها ي اطلاع رساني _كه مبتني بر رويكرد ارتباطات بين المللي است _تفکيک شده است( Sablosky,1999:60 ).



[1] Sub Propaganda

[2] Facilitative Communication

[3] http://murrow.org

[4] Annenberg School for Communication, University of Southern California

[5]http://ascweb.asc.edu

[6] http://www.leeds.ac.uk/ics/5500.htm

[7]International Propaganda

[8] www.publicdiplomacy.org/1.htm

[9]Psychological warfare

[10]The war of Ideas

[11]Psychological Operations

[12] Information warfare

[13]International Information

[14]Strategic Information

[15]Media Diplomacy

[16]International Public Relations

[17]Cultural Relations

[18]Cultural Diplomacy

[19]International Cultural Communication

[20]International CulturalPrograms

[21]International cultural co operations

[22] Citizen Exchanges

[23] Cultural, Academic and Educational Exchanges