فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

 

  • ديپلماسي عمومي

حضور فرهنگ در سياست خارجی تنها از طريق تأثير گذاری غير مستقيم بر تعيين هويت ملی و فهم جايگاه خود نسبت به ديگران در جهان رخ نمي دهدبلكه تأثير گذاری مستقيم فرهنگ و هويت ملي در سياستهای فرهنگی بين المللی يک کشور ، کاملامشهود است. رويکردهای فرهنگیِ سياست خارجی - ديپلماسی فرهنگی- در ميان بقيه ابزارهای سياست خارجی بيشترين تأثير پذيري را از مولفه هويتی دارد. در ميان اصطلاحات مختلف، اصطلاح ديپلماسي عمومي[1](ديپلماسي مردم محور) به گونه اي فراگيرشامل هر دو گونه ديپلماسي فرهنگي و ارتباطي بوده و به کاربرد ابزارهاي ميان فرهنگي و ارتباطات بين المللي در سياست خارجي معطوف مي شود.

كتاب فرهنگ اصطلاحات روابط بين المللي كه بوسيله وزارت امور خارجه آمريكا منتشر شده است ديپلماسي عمومي را برنامه هاي مورد حمايت دولت تعريف كرده است كه با هدف اطلاع رساني يا تاثير گذاري بر افكار عمومي در كشورهاي ديگر انجام و شامل انتشارات،تصاوير متحرك،مبادلات فرهنگي، راديو وتلويزيون مي شود ((US.Dep,1987:85. مارتين منينگ[2] کتابدار ارشد اسناد ديپلماسي عمومي وزارت امور خارجه آمريکا تصريح مي کند که از نظر سازماني ديپلماسي عمومي شامل برنامه هاي مرتبط با انتشار کتاب و تشکيل کتابخانه ها، پخش راديو و تلويزيوني بين المللي،برنامه هاي مبادلات آموزشي و فرهنگي، آموزش زبان ،نمايشگاهها و جشنواره هاي هنري و اعزام هنرمندان نمايشي و اجرايي به خارج از کشور است( ( Manning, 29 Aug 2001. بنابر مطالعات كتابخانه كنگره در مورد برنامه ها و فعاليتهاي فرهنگي بين المللي كه براي ارائه به كميته روابط خارجي سناي آمريكا تهيه شده است اصطلاح ديپلماسي عمومي اولين بار در آمريكا و در سال 1965 توسط ادموند گوليون[3] رئيس مدرسه حقوق و ديپلماسي فلچر[4] در دانشگاه تافت[5] و همراه با تاسيس مركز ادوارد مورو براي ديپلماسي عمومي[6] به كار گرفته شد.اين مركز در يكي از اولين بروشورهاي خود ديپلماسي عمومي را تاثير گذاري بر نگرشهاي عمومي براي شكل دهي و اجراي سياستهاي خارجي وشامل ابعادي از روابط بين الملليمي داندكه فراتر از ديپلماسي سنتي است. ايجاد افكار عمومي بوسيله دولتها در كشورهاي ديگر ،تعامل گروههاي خصوصي و منفعتي يك كشور با نظايرشان در كشور ديگر ،گزارش مسائل خارجي و تاثير آن بر سياست،ارتباط ميان ارتباط گران حرفه اي مانند ديپلماتهاو خبرنگاران خارجي و فرايند ارتباطات ميان فرهنگي از جمله اين ابعاد است. برمبناي اين ديدگاه در ديپلماسي عمومي محوريت با جريان فراملي اطلاعات و عقايد است[7].

كيگلی ابزارهاي نفوذ يك كشور بر كشور ديگر را به دو دسته رسمي و غير رسمي تقسيم كرده است او دخالت آشكار[8] نظامي را زير بخش نفوذ رسمي و كمك اقتصادي ،كمك نظامي ، دخالت پنهان[9]اطلاعاتي و در نهايت نفوذ آشكار[10]ياديپلماسي عمومي رازير بخش نفوذ غير رسمي برشمرده است .كيگلي ديپلماسي عمومي را معادلي مودبانه تر براي واژه تبليغات و به معناي گسترش نظام مند اطلاعات به منظور تاثير گذاري بر افكار عمومي تعريف مي كند(Kegley,1991:120 -123). دلاني ،ديپلماسي عمومي را از ديدگاه روابط عمومي بين المللي[11] "روش تاثير گذاري مستقيم يا غير مستقيم دولت ،افراد و گروههاي خصوصي بر نگرشها وافكار عمومي موثر بر تصميم سازي در سياست خارجي كشور ديگر"تعريف كرده است(Delaney,1968,p.3).سرانجام مي توان به تعريف آژانس اطلاعات آمريكا اشاره كرد كه ديپلماسي عمومي را به معناي تقويت منافع ملي از طريق شناخت،اطلاع رساني و تاثير گذاري بر مردم كشورهاي ديگر و گسترش گفتگو ميان شهروندان و نهادهاي يك كشور و همتايان خارجي آنان تعريف مي كند[12].



[1]PublicDiplomacy

[2] Martin Manning

[3]Edmund Gull ion

[4]Fletcher School of Law and Diplomacy

[5]Tufts University

[6]Edward R Murrow Center for Public Diplomacy

[8]Overt Intervention

[9]Covert Intervention

[10]Overt Penetration

[11] International Public Relations