فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:
  • دموكراسي گرايي و هويت مداري در سياست خارجي آمريكا پس از 11 سپتامبر2001

رشته مطالعات فرهنگي هم در دهه های اخير مفهوم هويت را پرورانده،به آن عمق بخشيده و نقش محوري اين مفهوم را در مباحث فرهنگي فروملي،ملي و فراملي تثبيت كرده است.بحران نظريه پردازي در مطالعات روابط بين المللي نيز تبديل اين مفهوم به هسته اصلي مطالعه سياست خارجي در سطح جهاني را تسهيل نموده است. اتكينسون و رابوي با توجه به رابطه تنگاتنگ فرهنگ ، هويت و ارتباطات ،مناسبترين ديدگاه را در مورد هويت فرهنگيٍ ملي براي مطالعات بين المللي، ارائه كرده اند .آنان معتقدند: فرهنگ تصويري است كه هر كشور از خود مي سازد و براي ديگران نمايش مي دهد. شيوه نمايش بنا به فناوريها و رسانه هاي در دسترس متفاوت است و مي تواند شامل تئاتر،سينما،تلويزيون،رمان،موسيقي،نقاشي

،معماري،باله و...باشد . مهم آن است كه يك ملت چگونه آرزوها،آرمانها و اميدهاي خود را بيان مي كند يا از گذشته و آينده خود سخن مي گويد (اتكينسون،1381: 33-34). به اين ترتيب هويت هر كشور نيز در شيوه و دستاورد مردم آن متجلي مي شود نه در تعريف هايي كه سوي حكومتها يا آوازه گران بين المللي ارائه مي شود. هويت فرآورده فرايندهاست نه تعريفها . براساس اين ديدگاه است كه هويت فرهنگي به هر ملت امكان مي دهد كه خود را با ملتهاي ديگر – نه ازلحاظ ثروت بلكه- از نظر شان و منزلت ،برابر يا حداقل قابل مقايسه احساس كند.

به نظر مي رسد عقلانيت ، ارزشها و هنجارها به عنوان يک کل فرهنگی مبنای شکل گيری بنيادهای سياست خارجي کليه کشورها است. در هر کشور پرسشِ هويت در چارچوب فرهنگ ، تاريخ و تمدن خاص آن ملت پاسخ داده مي شود. اگر بخواهيم مضمون اصلی سياست خارجی يک کشور را درک کنيم مي توانيم اضافه بر فرمول بندي های مبتنی بر مفهوم منافع ملی، از طريق شناخت هويت ملی و با رجوع به ارزشها وهنجارهای فرهنگی آن کشور  شناخت خود را کامل کنيم. اگر سوال شود که چرا کشور هايی با منافع مشابه و مستمردر صحنه بين المللي ، رفتارهايی متفاوت از خود بروز مي دهند.پاسخ اين است که شکل گيری سياست خارجی ، گاه متأثر از نقش توأمان هويت و منافع ملی و گاه برآيندی از تعارض اين دو مولفه اساسی است.

از شواهد ديگر، سخنان ريچارد هاس[1] مدير گروه طراحي سياستگذاري وزارت خارجه آمريكا است كه در 4 دسامبر2002در شوراي روابط خارجي از جايگاه محوري دموكراسي گرايي در سياست خارجي آمريكا سخن گفت و تصريح كرد كه اين راهبرد نه فقط در جهت هويت ملي كه دقيقا در راستاي منافع ملي آمريكا ارزيابي ميشود.هاس مباني زير را براي اين راهبرد بر شمرد:

1.كشور آمريكا در جهان دموكراسيها بيشتر از جهان ديكتاتوريها يا بحران زده ها امكان شكوفايي دارد.

2.جهان دموكراتيك ،جهاني صلح آميزتر است زيرا اين قاعده كه كشورهاي داراي دموكراسي استقرار يافته به جنگ يكديگر نمي روند واضح ترين يافته در مطالعات روابط بين المللي است.

3.دموكراسي و رونق اقتصادي كاملا به هم وابسته اند.

او با نگاهي انتقادي به عملكرد پيشين آمريكا در کشورهای مسلمان به صراحت اعتراف كرد:

" در واقع در بسياري از قسمتهاي جهان مسلمان به خصوص در جهان عرب ، دولتهاي پيشين آمريكا – دموكراتها و جمهوري خواهان – به اندازه كافي به دموكراتيزه كردن اولويت ندادند. در آن زمان آمريكا از بررسي موشكافانه عملكرد دروني حكومتها در مورد مسئله دموكراسي پرهيز كرد و آنرا در قبال اموري چون تضمين تداوم جريان نفت، مهار توسعه طلبي شوروي،عراق،ايران ،همكاري در بحران اعراب و اسرائيل،مقاومت در برابر كمونيسم در شرق آسيا يا تضمين حق تاسيس پايگاه ناديده گرفت".

ريچارد هاس در اين گفتار مهم از ضرورت پايان يافتن" استثناي دموكراتيك"[2] در سياست آمريكا در جهان مسلمان سخن گفت و ادعاي كساني را كه مي گويند دموكراسي براي بخشهايي از جهان نامناسب است و به ثبات سياسي آنها لطمه مي زندبا مثال صريحي در مورد چند كشور از جمله ايران رد كرد و گفت:

" ثباتي كه صرفا بر استبداد استوار باشد امكان بقا ندارد. ما در ايران ، روماني و ليبريا ديديم كه وقتي ديگ بخار منفجر مي شود چه چيز رخ مي دهد. رژيمهاي استبدادي نمي توانند در برابر شوكهاي ناشي از تغييرات اجتماعي، سياسي و اقتصادي دوام بياورند به خصوص از آن نوع كه ويژه دوران مدرن است".

او حمايت آمريكا از رژيمهاي استبدادي را از جهت افزايش نفرت مردم و گسترش افراطي گري نيز زيانبار دانسته و توانايي واقعي اين رژيمها را براي همكاري با آمريكا به علت ضعف مشروعيت و حمايت داخلي ،اندك ارزيابي كرد[3]؛سخنان هاس كه به سرعت انعكاس جهاني پيدا كرد از نشانه هاي كاملا مشخص تاثير جدي فرهنگ و هويت ملي بر راهبردهاي اساسي سياست خارجي است



[1]RichardHaas

[2]Democratic Exception

[3] www.cfr.org/publication.php?id=2583