فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ آبان ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:
  • شالوده گرايی در روابط بين المللی

در ميان نظريات روابط بين المللی،نظريه شالوده گرايي[1] توجه ويژه ای به نقش "هويت دولت"[2] در سياست خارجي دارد. اين نظريه در اساس به نقش ابعاد آگاهانه و تعاملی رفتار انسانی يعنی:"قابليت و علاقه انسانها به داشتن نگرشی سنجيده در باره جهان و با اهميت تلقی کردن آن" در حيات بين المللی می پردازد. اين توانايي، واقعيتهای اجتماعی[3] را بر مي سازد که وجود شان مبتنی بر توافق انسانها بر وجود آنها، وبقايشان نيازمند تشکيل نهادهای انسانی است(مثل: پول،حق مالکيت،حاکميت،ازدواج واعياد).شالوده گرايان معتقدند که بازيگران،دارای هويتها و منافعی هستند که مبتني بر ساختي اجتماعی است. آنها همچنين در تمام عوامل ذهنی که از مردمان ديگر_ به عنوان موجوداتی فرهنگی_ ريشه گرفته است شريک مي باشند( Ruggie,1998 ) .اين نظريه در سالهای اخير رواج فراوانی يافته است و به عنوان جايگزينی برای نظريه های مارکسيستی در توجيه تغيير و ثبات در رفتار بين المللی مطرح شده است[4].

رئاليسم و ليبراليسم بر عوامل مادی نظير قدرت و ثروت تاکيد مي کنند در مقابل شالوده گرايی بر نقش ايده ها و هويتها متمرکز مي شود .به جای آنکه دولت و تلاش آن برای بقاءمفروض گرفته شود ، منافع و هويتِ دولتها به عنوان محصول قابل انعطافی از روندهای تاريخیِ خاص، در نظر گرفته مي شود.اين در مقابل نظريه سنتی ايده آليسم است که هويتها را ثابـتو دائمی فرض مي کند.شالوده گرايان به گفتمانهای غالب در جامعه توجه مي کنند زيرا گفتمانها ،باورها و منافع را منعکس کرده، به آنها شکل بخشيده و هنجارهای مطلوب رفتار را ايجاد مي کنند. بنا بر اين ديدگاه سرچشمه های تغيير در روابط بين الملل نيز درتغيير باورها و هويتها است.



[1] Constructivist theory

[2] State Identity

[3] Social Facts

[4] http://pi.be/~lazone.home