فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ آبان ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

در روزگاري که هنجارهاي کهن به چالش گرفته شده ، مرزهاي مرسوم ناپديد مي‌‌شود و بسياري ازمفاهيم و موضوعات قطعي جاي خود را به ابهام وعدم قطعيت سپرده است ، هويت به مسئله‌اي محوري براي افراد و گروههاي اجتماعي بدل شده و روز به روز برجسته تر مي‌‌شود؛ صاحبنظران در انتخاب يکي از دو مفهوم هويت يا منفعت به عنوان محور اساسي اقدامات دولت در سياست خارجي اختلاف نظر دارند. مورگنتا و پيروان او معتقدند مفهوم منافع ملي يا قدرت به خوبي ميتواند علل پيروي دولتها از سياستهاي خاص را توضيح دهد . آنها با جديت براي تثبيت کارايي اين مفهوم تلاش کرده‌اند نئورئاليستها هم معتقدند رفتار دولتها در پاسخ به محرکها و موانع محيطي براي تداوم بقا در عرصه بين المللي يکسان است. مشکل اصلي مفهوم منافع ملي در ماهيت دوري يا حلقوي آن است. براي اينکه منفعت ملي معناي محصلي داشته باشد بايد بتوان برايش وجودي مستقل از نتايج به کارگيري آن فرض کرد اما رئاليستها با بررسي سياستهاي قبلي دولتها، ادعا مي‌‌کنند که‌اين سياستها از آنجا که به وسيله دولتها اتخاذ شده است پس حتما بايد مبتني بر درک آنان از منافع ملي باشد.

راه گريز از اين بن بست، پذيرش اين امر است که دو مفهوم (هويت و منفعت) ملي در هم آميخته‌اند.اگر منافع ملي صرفاً بر اساس مولفه‌هاي مادي تعريف شود نمي‌توان تفاوت رفتار دولتها ي مختلف را در شرايط متفاوت تبيين کرد اما با اضافه کردن مفهوم هويت بهتر مي‌توان کليه رفتارهاي دولتها را در صحنه بين المللي درک کرد؛ اگر ندانيم کيستيم نمي‌توانيم به درستي بدانيم چه ميخواهيم. اين بينش همانگونه که براي ترجيحات شخصي به کار مي‌‌آيد براي «سياست خارجي» نيز مناسب است. هويتها، نشان ميدهند که چگونه دولتها با پيشينه‌هاي مشخص تاريخي و فرهنگي در سياست خارجي خود به هنجارهاي برآمده از آن هويت پايبند مي‌‌شوند.