فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

پدیده پروفسور حمید مولانا
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: مولانا ،ارتباطات بین فرهنگی ،دیپلماسی عمومی

درآمد:

این متن حاصل بازنگری و تکمیل نوشته های قبلی تحت عنوان مشاور قدیم و حکم جدید است. بر خود لازم می دانم :

1.     از تمامی منتقدان و غیر منتقدانی تشکر کنم که در جریان تهیه این متن نظرات خود را با  خوانندگان محترم در میان گذاشتند.

2.     اعلام نمایم هیچ متنی از این وبلاگ  را برای هیچ سایت یا نشریه ای ارسال نکرده ام و متون منتشر شده در نشریات یا سایتها – بعضا با دخل و تصرف – بدون اجازه من درج شده است.

3.      از مطالب منتشر شده در سایت رجا نیوز در مورد خود تبری می جویم.

۴.از خوانندگان فرهیخته این متن تقاضا کنم مرا از راهنماییهای خود برخوردار فرمایند.

  • ارجاعات غیر اینترنتی این نوشته در نسخه چاپی آن منتشر خواهد شد.

 

 

باسمه تعالی

پدیده پروفسور حمید مولانا

مطالعه ای از منظر  ارتباطات بین فرهنگی

چکیده

دکتر محمود احمدی نژاد در تاریخ 29 مرداد 1387 طی حکمی دکتر حمید مولانا را "با توجه به تعهد، سوابق و تجارب ارزشمند" به سمت مشاور رییس جمهور بر گزید  (پیوند خبری ) این انتخاب در محافل خبری ، سیاسی و دانشگاهی تفاسیری چند گانه را بدنبال داشته و رسانه های منتقد دولت آن را برنتافتند .(تابناک و روز ) در تاریح 28شهریور 1387 شبکه اول مستند موثری را به کارگردانی آقای نادر طالب زاده پخش کرد که شامل روایت دکتر مولانا از سفر رئیس جمهور ایران به آمریکا و سخنرانی در دانشگاه کلمبیا بود و با مصاحبه این دو تن با دکتر احمدی نژاد خاتمه یافت.این مستند یکی از اولین دستاوردهای عملی و علنی آن حکم بود. اگر چه این حکم جدید است ولی سابقه دکتر مولانا در ارائه مشاوره به بخشهای  متفاوت نظام در امور مختلف بسیار طولانی است.

سوال کلیدی من در این نوشته آن است که دکتر مولانا مصداق کدام سویه طیف است ؟ آیا همان گونه که آمریکاییها از بورسیه های تحصیلی خود انتظار دارند توانسته اند به بزرگترین موفقیت خود پس از انقلاب دست یابند و فارغ التحصیل خود را تا مقام مشاوره رئیس جمهور محور شرارت بر کشند یا اینکه بر عکس اصالت و اتکا بر هویت بومی می تواند چنان مقاومتی در بورسیه سابق  بر انگیزد که او را در مقام یک استاد دانشگاه آمریکن- علیرغم تمام تصورات - به آستانه راهبری مهم ترین عملیات ضد دیپلماسی عمومی یا دیپلماسی عمومی معکوس بکشاند و تمام سرمایه گذاری ها را به ضد خود بدل کند. در پاسخ به این سوال سه رویکرد اثباتی / سلبی و بین فرهنگی ارائه شده  و تلاش شده در چهرچوب هر رویکرد معنای حکم رئیس جمهور فهم شود. در پایان به چند محور ضروری برای ادامه تحقیق اشاره شده است.

طرح مسئله

نوشتن در باره پدیده دکتر حمید مولانا برای نویسنده این سطور - که حدود 23 سال است با ایشان آشنایی دارم و شرکت در  درس ارتباطات بین فرهنگی و بهره مندی از چندین ساعت مشاوره در رساله دکتری ( این رساله زیر نظر دو استاد راهنما و دو استاد مشاور انجام شد و دکتر مولانا یکی از دو مشاور رساله بودند)،مشارکت در چند کارگاه و سخنرانی مشترک و همکاری دانشگاهی  را تجربه کرده ام– چندان دشوار نیست چرا که علاوه بر این آشنایی شخصی در مدت 26 ماه کار روی رساله دکتری ام تحت عنوان "فرهنگ ، ارتباطات و سیاست خارجی : دیپلماسی فرهنگی امریکا در ایران 1332-1357" به مباحث نظری رویکرد ارتباطات بین فرهنگی در دیپلماسی عمومی پرداخته و اسناد آمریکایی مربوط به آن دوره را مطالعه کرده  بودم . برای من مطالعه موردی زندگی علمی و حرفه ای دکتر مولانا در دوره های  تحصیل ، تدریس و اشتغال در آمریکا، ارتباط با ایران در قبل و بعد از انقلاب ،بازگشت به کشور و پذیرش / بدست آوردن حکم مشاوره رئیس جمهور  در حکم در آمدی برای یک پژوهش پسا دکتری در آزمون مدل نظری دیپلماسی عمومی و تحول فرهنگی است . این مدل که در رساله و در مقاله کلیدی برگرفته از آن در شماره 23 فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع) ارائه شده در لایه پایینی خود از ارزیابی میزان اثر بخشی دیپلماسی فرهنگی بر اساس فرهنگ فردی / اجتماعی در کشور هدف، سخن به میان آورده است.[3](استناد) در این بخش مدل مسئله اصلی آن است که ممکن است در کشور "هدف" چند پاسخ به مداخلات فرهنگی کشور مبدا پدید آید . این پاسخها از طرد کامل تا جذب کامل نوسان دارد. سوال کلیدی من در این نوشته آن است که دکتر مولانا مصداق کدام سویه طیف است ؟ آیا همان گونه که آمریکاییها از بورسهای تحصیلی خود انتظار دارند توانسته اند به بزرگترین موفقیت خود پس از انقلاب دست یابند و فارغ التحصیل خود را تا مقام مشاوره رئیس جمهور محور شرارت بر کشند یا اینکه بر عکس اصالت و اتکا بر هویت بومی می تواند چنان مقاومتی در بورسیه سابق  بر انگیزد که او را در مقام یک استاد دانشگاه آمریکن- علیرغم تمام تصورات - به آستانه راهبری مهم ترین عملیات ضد دیپلماسی عمومی یا دیپلماسی عمومی معکوس بکشاند و تمام سرمایه گذاری ها را به ضد خود بدل کند.


دکتر مولانا کیست؟

 آشنایی دانشگاهیان با دکتر حمید مولانا از طریق ترجمه کتاب گذر از نوگرایی و جریان بین المللی اطلاعات توسط آقای [دکتر ]یونس شکر خواه و آشنایی روزنامه خوانان از طریق ستون چشم انداز کیهان آغاز شد و با شرکت مستمر ایشان در همایشهای بین المللی رسمی چون کنفرانس اندیشه اسلامی ، وحدت اسلامی ، دفاع از فلسطین ، سالگرد امام (ره) ،سالگرد انقلاب اسلامی، شهید مطهری و ... ادامه یافت اما  در دور دوم انتخابات نهم  عموم مردم با چهره او در برنامه های ارشادی  تلویزیون بیشتر آشنا شدند که  ضمن دعوت به شرکت در انتخابات به گونه ای ضمنی از ویژگی های منتسب به آقای دکتر احمدی نژاد دفاع می کرد.

در سایت ریاست جمهوری اسلامی ایران ذیل حکم انتصاب ، ایشان این گونه معرفی شده اند :

"پروفسور حمید مولانا یکی از پیشکسوتان و چهره های برجسته در رشته های روابط بین الملل و ارتباطات در سطح جهانی است و به مدت پنجاه سال در آمریکا، اروپا و بسیاری از دانشگاه های مهم دنیا به تدریس و تحقیق مشغول بوده است.
پروفسور مولانا که چند سال پیش به عنوان «چهره ماندگار » کشور انتخابات شد، تحصیلات لیسانس، فوق لیسانس و دکترای خود را در رشته های اقتصاد، ارتباطات، علوم سیاسی و روابط بین الملل در دانشگاه نورت وسترن در شیکاگو (آمریکا) به پایان رسانده و بنیان گذار و موسس اولین و قدیمی ترین برنامه آموزشی و پژوهشی ارتباطات جهانی (در سال 1968 میلادی مطابق با 1347 شمسی) در دانشگاه های آمریکا است.
وی بیش از 30 کتاب نوشته که برخی از آنها به زبان های مختلف ترجمه شده که شامل حوزه های آمریکا و غرب شناسی ، اسلام شناسی، دیپلماسی و روابط بین الملل است.
پروفسور مولانا مشاور چندین سازمان بین المللی از جمله سازمان ملل و یونسکو بوده است. چند سال قبل در مراسم تجلیلی که از وی و آثار علمی اش از طرف استادان روابط بین المللی در آمریکا صورت گرفت، به عنوان استاد ممتاز و ارشد انجمن مطالعات بین المللی که سازمان علمی استادان و پژوهشگران این رشته در سطح جهانی می باشد، انتخاب شد. او هم چنین به مدت چندین سال رییس انجمن بین المللی پژوهش در علوم ارتباطات بوده و اکنون نیز سمت افتخاری این آکادمی علمی را که متشکل از استادان و محققین این رشته در سطح بین المللی می باشد، دارا است."

چرا دکتر مولانا؟

بحث در باره دکتر مولانا بسیار مهم و متمایز از دیگر مشاوران رئیس جمهور است چرا که تا به حال در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است کسی را پس از 50 سال اقامت در آمریکا و تنها پس از 2 سال از بازگشت به کشور به چنین مقام دولتی و رسمی منصوب کنند .از این حیث تنها دو مورد قابل مقایسه  وجود دارد :دکتر ابراهیم یزدی (وزیر مشاور در امور انقلاب و وزیر خارجه در دولت موقت )و آقای دکتر مصطفی چمران (وزیر دفاع در دولت شورای انقلاب) . اولی از بنیان گذاران انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در امریکا ، اعضای نهضت آزادی و همراهان امام در پاریس بود[2] و دومی سابقه طولانی مبارزه و جهاد در لبنان و مشارکت در بنیان گذاری امواج المقاومه اللبنانیه (امل) را با خود داشت[3].  از سوی دیگر اینکه استادی بازنشسته حاضر باشد در سن 72 سالگی و بدون هیچ سابقه حکومتی به خدمت دولت درآید جالب توجه تلقی می شود.

 

در این نوشته به سه دیدگاه قابل طرح و موجود در باره ویژگی ها ی آخرین مشاور رئیس جمهور و معنای این حکم اشاره شده و بدون پیش داوری مستندات و مدعیات هر دیدگاه ارائه شده است.

دیدگاه اول: روایت اول شخص

دکتر مولانا ،شاگردان و علاقمندانشان داستان زندگی ایشان را چنین روایت می کنند :

1.     سید حمید مولانا در ششم اسفند ۱۳۱۵ در تبریز و در خانواده‌ای روحانی و علمی متولد شد.

2.     وی ۱۰ سال نخست زندگی را در تبریز سپری کرد که مصادف بود با جنگ جهانی دوم و ورود متفقین و روس‌ها به ایران.

3.     مولانا کلاس چهارم و پنجم ابتدایی را در دبستان تعلیمات اسلامی رضوی که نزدیک خیابان شاپور قدیم بود گذراند. دوره متوسطه را ابتدا در دبیرستان تعلیمات جعفری و از کلاس دهم تا دوازدهم که دیپلم گرفت، در دبیرستان مروی تحصیل کرد.

4.     آغاز فعالیت مطبوعاتی مولانا کار در نشریه دانش‌آموز بوده و پس از پایان تحصیلات متوسطه به دانشگاه تهران برای تحصیل در رشته اقتصاد راه می‌یابد.

5.     در همان ایام از روزنامه کیهان پیشنهاد سردبیری نشریه کیهان‌فرهنگی را که تازه تاسیس شده بود، به وی می‌دهند و یک سال مسئولیت آن را بر عهده داشت و بعد به روزنامه کیهان انتقال می‌یابد و مسئول صفحه اقتصادی آن روزنامه می‌شود.

6.     مولانا در سال ۱۳۳۷ از دانشگاه نورت وسترن شیکاگو بورس تحصیلی دریافت کرد و به آمریکا رفت و تا سال ۱۳۴۲ که در آنجا بود لیسانس(اقتصاد)، فوق‌لیسانس(ارتباطات بین‌الملل) و دکترایش(علوم سیاسی و روابط بین‌الملل) را گرفت و بعد از پایان دوره دکترا بلافاصله به ایران برگشت.

7.     پس از مراجعت به ایران، دکتر مصباح‌زاده که آن زمان مدیر مسؤول کیهان بود، از وی خواست سردبیر کیهان شود. این سردبیری بیش از ۳ تا ۴ ماه طول نکشید. سال ۱۳۴۳ وی دوباره به آمریکا رفت و تا پیروزی انقلاب اسلامی در آنجا ماند.

8.     در مدت 40 سال اقامت در آمریکا با تاسیس و اداره رشته ارتباطات بین المللی در دانشگاه آمریکن واشنگتن سهم مهمی در ارتقای این دانش ایفا کرده است.

9.     او همواره هویت بومی خود را حفظ کرده  و اولین کسی است که وقوع انقلاب اسلامی را در ایرا ن پیش بینی کرده است.

10. با وقوع انقلاب اسلامی در اولین فرصت ممکن(1365) به ایران آمده و از آن پس همواره از خط اصیل انقلاب دفاع کرده است.

11. در دوره اصلاحات و پیش از آن همواره قدر علمی و دیدگاه اسلامی او مورد غفلت و انکار مسئولان  غربزده واقع شده و تنها در دوره دولت نهم است که ارزش خدمات او به نظام به درستی فهم شده است.[4]

بنا بر این رویکرد سفر و اقامت طولانی مدت ایشان در آمریکا از الطاف خفیه الهی بوده و تاییدات امروزین او از جمهوری اسلامی و دولت فعلی دلیلی قطعی و شاهدی غیبی از حقانیت مواضع حکومتی است  .در این رویکرد تمام پیشینه ایشان نه تنها قابل دفاع که تکریم می شود. دو کتاب "سفیر صداقت، زندگی، افکار و اندیشه های پروفسور سید حمید مولانا [5]و "پروفسور  مولانا طنین تعهد"[6] هر دو اثر آقای کریم فیضی تبریزی و ویژه نامه کیهان فرهنگی در باره دکتر مولانا و مستند تلویزیونی زندگی ایشان همگی در چهارچوب این رویکرد جای می گیرد.

معنای حکم مشاوره در دیدگاه اول:

اگر دیدگاه اول در مورد دکتر مولانا را بپذیریم ما با هوشمند ترین رئیس جمهور جهان و فداکارترین دانشمند ایرانی مواجهیم.

چندی پیش وقتی خانم کندولیزا رایس، خانم گلی عامری (آمریکایی ایرانی تبار )  را به عنوان دستیار وزیر خارجه در امور آموزشی و فرهنگی نصب کرد در سخنانی پر شور پس از تاکید بر این نکته که گونه گونگی قومی و فرهنگی آمریکا یکی از اسباب قوت و نیرومندی این کشور است پرسید "چه پیام گزاری برای این داستان بهتر از گلی عامری می توان یافت؟" وی آنگاه با اشاره به محل برگزاری مراسم سوگند، تالاری که به نام بنجامین فرانکلین یکی از پدران بنیانگذار ایالات متحده و از پیشگامان آزادی و دموکراسی در جهان نام گذاری شده، گفت که از خود می پرسد، آیا بن فرانکلین در برابر این صحنه منحصر به فرد که طی آن " این وزیرخارجه آفریقایی-آمریکایی، فرزندی از نسل بردگان در اینجا ایستاده تا گلی عامری، یک آمریکایی ایرانی تبار را که در پورتلند، اورگان بزرگ شده و امروز معرف چهره آمریکا در برابر دنیا است سوگند دهد، چه می اندیشید؟" وزیر امور خارجه سپس با اذعان به این که مدت درازی به طول انجامید تا پدران وی و بسیاری دیگر از افراد در آمریکا از اصولی که پدران بنیانگذار پی افکندند بهره گیرند، اظهار اطمینان کرد که اگر آنها در چنین مراسمی حضور می داشتند "با ملاحظۀ این که امروز آن اصول در اینجا نقش خود را ایفا می کنند احساس غرور می کردند." کاندالیزا رایس صعود شخصی مانند گلی عامری را که تبار ایرانی دارد به مقامی در این حد از اهمیت، نمایانگر مزیت گونه گونگی ترکیب جامعه آمریکا، بر خورداری آن از موهبت آزادی و باز بودن در ها برروی افراد شایسته، صاحب صلاحیت و سخت کوش از هر قوم و تبار دانست. وی خاطرنشان ساخت که انگیزه اصلی مردمی که از چهارگوشه جهان به آمریکا روی می آورند برخورداری از همین موهبت آزادی است. وی در این معنا افزود: " این نشان می دهد که ما کشوری هستیم که گونه گونگی را ارج می نهیم، تنها آن را تحمل نمی کنیم، بلکه براستی برای آن ارزش قائلیم، نشان می دهد ما درک می کنیم سفر دراز دموکراسی سفری است که به بهترین وجهی به وسیله مردم از همه ملیت ها، اقوام، ادیان صورت گرفته است و درک می کنیم که ما، با هم، به عنوان یک دموکراسی ترکیب یافته از عناصر گونه گون، نیرومند تریم از حالتی که اگر یک دست و یکسان می بودیم."  [7] پیوند  به این ترتیب رایس بهره گیری آمریکا از یک ایرانی برای دیپلماسی عمومی را نشانه تنوع فرهنگی و ظرفیت بالای این کشور می داند.

پیام انتصاب خانم عامری برای ایران روشن است ؛ تقویت جدی دیپلماسی عمومی آمریکا در ایران توسط آمریکاییهای ایرانی تبار که به آمریکا وفادارند.

در قبال چنین کاری  دکتر محمود احمدی نژاد  چه کرد؟ در اقدامی که با سکوت و بهت کامل آمریکاییها مواجه شد استادی مسلم در روابط بین المللی(فهرست آثار) را که پنج هفتم عمر خود را در قلب سیاسی آمریکا در دانشگاهی به فاصله 15 دقیقه با کنگره و در رشته ای کاملا منطبق با اهداف و منافع آمریکا  طی کرده از آستین بیرون آورده و به سمت مشاور رئیس جمهور و نه دستیار وزیر خارجه(در حد مدیر کل) نصب کرده است .معنای این کار بسیار فراتر از اقدام رایس است .  این نشان دهنده  ظرفیت بالای جمهوری اسلامی در استفاده از شخصیتهای ایرانی در سطح جهانی است و پیامی مستقیم و مثبت به ایرانیان خارج از کشور دارد .نصب مولانا - که برخی از صاحب منصبان کشوری و لشکری و رسانه ای آمریکا ، اروپا و جهان عرب شاگردان و یا همکاران او هستند- به عنوان مشاور رئیس جمهور ایران ظرفیت دیپلماسی رسمی و عمومی ایران را بسیار بالا می برد  و توان تحرک رسانه ای و فضاسازی جهانی  ایران را دو چندان می سازد.

پیام انتصاب آقای دکتر حمید مولانا برای آمریکا روشن است ؛ تقویت جدی دیپلماسی عمومی ایران درآمریکا توسط آمریکاییهای ایرانی تبار که به ایران وفادارند.

 

 در این تحلیل دکتر مولانا نیز فداکاری بزرگی کرده است .او موسایی است که در دامان فرعون رشد یافته اما علیه او قیام کرده  است. در این نگاه به لطف الهی و به مصداق "ای بسا سرکنجبین صفرا فزود"،حاصل سالها سرمایه گذاری آمریکاییها به بهترین نحوی برعلیه خود آنان بکار گرفته می شود. به این ترتیب تمام نظریه های مربوط به تربیت نخبگان کشور هدف در کشور مبدا نقض می شود.

او اگر نسبت به سرنوشت کشور بی اعتنا بود می توانست در یکی از دهها موسسه راهبردی کوچک و بزرگ آمریکایی و اروپایی به عنوان یکی از بهترین و معتبرترین محققان امور ایران  از حقوق کلان و منحصر به فرد استفاده کند یا حداقل حال که با سمت استاد تمام بازنشسته شده می توانست در خانه خود بنشیند و کتابهایش را بنویسد .

تصمیم به ترک آمریکا ، آمدن به ایران سر و کله زدن با بوروکراسی  و مشکلات زندگی در ایران ، پیوستن به دولت در هفتاد و دو سالگی اقدامی نیست که هر استادی به آن دست بزند. مولانا با این کار در عمل کاملا صف خود را با آمریکاییها روشن کرده و به تمام پیشینه خود پشت پا زده است.در داخل کشور نیز در مقابل همکاران دانشگاهی و ارباب نقد، بار احمدی نژادی بودن را به دوش کشیده و به این عمل هم افتخار می کند.چنین اقدامی به نوعی از جان گذشتگی علمی و عملی است و او را به راستی به طنین تعهد و سفیر واقعی صداقت تبدیل میکند.سفیری سیار که با استفاده از شهرت علمی و گذرنامه دوم خود می تواند آزادانه به همه جهان سفر کند و پیام اسلام و انقلاب را به همگان برساند . احمدی نژاد هم با بصیرت مهدوی  خود چنین ظرفیتی را تشخیص داده و دانسته  که الماس را الماس می برد و کار در محیط جهانی نیاز به طراحانی با ظرفیتهای جهانی دارد.به این ترتیب حکیمی دنیا دیده به مثابه بوذرجمهر به عنوان مشاور در کنار رئیس جمهور قرار گرفته است.

 

دیدگاه دوم: قلم در دست دیگران

دیدگاه دوم شامل منتقدان دکتر مولانا در میان سیاسیون و   دانشگاهیان می شود.

محورهای اصلی انتقاد سیاسیون به دکتر مولانا به شرح زیر است.

1.                  خلق یک زندگینامه انقلابی خالی از استناد و پر از ادعا

اگرچه دکتر مولانا در دو کتاب "سفیر صداقت، زندگی، افکار و اندیشه های پروفسور سید حمید مولانا و "پروفسور  مولانا طنین تعهد" (هر دو اثر طلبه ای به نام آقای کریم فیضی تبریزی) و ویژه نامه کیهان فرهنگی بیست سال اولیه زندگی خود را با جزئیات روایت کرده است اما سخن چندانی در باره پیوستن به انجمن ایران و آمریکا ، علاقمندی به تحصیل در آمریکا ،چگونگی و منشا دریافت بورس وزارت خارجه آمریکا  و کیفیت تحصیل ، اشتغالات ، مفهوم و کاربرد تاسیس رشته ارتباطات بین المللی در دانشکده خدمات بین المللی و دوران بسیار طولانی ریاست خود بر آن نمی گوید .در این زندگی نامه خود نوشته تنها نقطه های اوج روایت می شود و از دیگر فرازها و فرودها سخنی به میان نمی آید.

در زندگی نامه مولانا موارد متعددی وجود دارد که تنها ادعا است و هیچ شاهد خارجی و قابل استنادی برای آن ارائه نمی شود. 30 تیر / خانه کاشانی/ درس مطهری/دیدار جلال آل احمد / دیدار امام خمینی / ترک ایران به خاطر مخالفت با تبعید امام از  این موارد است [8]. البته این امر ویژگی مشترک بسیاری از زندگی نامه های دیگر نیز هست.

2.                    پنهان کاری در مورد بورس تحصیلی

 دکتر مصطفی مصباح زاده (موسس روزنامه کیهان)که اولین کاشف  مولانا است و او را از جوانی شناخته و برکشیده است، در نشریه ایران نامه ویژه تاریخ مطبوعات ایران نقل می کند که "در اواخر دهه هزار و سیصد و سی موسسه کیهان از سفر تحصیلی دو نفر از همکاران خود: آقای کاظم معتمد نژاد به فرانسه و آقای حمید مولانا به آمریکا حمایت کرد. اولی به کشور بازگشت و بنیانگذار رشته روزنامه نگاری و ارتباطات در ایران شد و دومی در آمریکا ماند و بنیانگذار رشته ارتباطات بین المللی در دانشکده خدمات بین المللی دانشگاه آمریکن شد. " [9]. در باره طرف دوم بورس هم گفتنی هایی هست .در  هفته نامه دانشگاه آمریکن این امر با صراحت مورد تاکید قرار گرفت که او در سن بیست سالگی توسط وزارت خارجه برای یک برنامه معتبر  که به او اجازه تحصیل در آمریکا می داد برگزیده شده بود(پیوند استناد):

 The grandson of a well known Iranian philosopher, Mowlana knew from a young age that he wanted to be a scholar. At age 20 he was chosen by the U.S. State Department for a prestigious program that allowed him to study in America

کسانی که در باره بورسهای کمیسیون مشترک فرهنگی ایران و آمریکا کار کرده اند به خوبی می دانند که این بورسها با هماهنگی دو دولت  ایران و آمریکا  و دانشگاه مورد نظر اعطا می شده است. این امر به خودی خود ستایش یا نکوهشی را بر نمی انگیزد. تردید از آنجا آغاز می شود که اولا در نوشته های مولانا از این بحث سخنی به میان نمی آید و ثانیا بازگشت او به ایران پس از فراغت از تحصیل و به عهده گرفتن سردبیری کیهان که به طور طبیعی باید ادامه رابطه اداری با کیهان تلقی شود به گونه ای تفسیر می شود که گویا در طول تحصیل هیچ قرار و مداری در کار نبوده است.

3.                  دو گانگی برخورد درایران و آمریکا در نظر و عمل:

منتقدان در این باره به دو مسئله رفتار فردی و حرفه ای اشاره می کنند

منتقدان می پرسند  آیا استاد در خارج از کشور هم مقید به حفظ احکام شرعی در روابط بین فردی هستند یا آنکه چهره مکتبی ایشان مختص به داخل  ایران است؟کسانی که مولانا را در این سال ها در مجامع بین المللی خارج از ایران دیده اند، او را در  هیئت رفتاری یک غربی با بسیاری از هنجارها و ارزش های مرتبط بیاد می آورند  که برخی از آن برای متدینین غیر دو آتشه نیز حرام تلقی می شود.

در بعد حرفه ای هم منتقدان می گویند مولانا وقتی در /یا برای ایران می نویسد یا سخنرانی می کند یک انقلابی دو آتشه پنجاه و هفتی بوده و آنگاه که بر مسند ریاست برنامه ارتباطات بین الملل دانشگاه آمریکن تکیه زده کاملا در خدمت منافع ایالات متحده آمریکا قرار داشته است. حضور دکتر مولانا در محافل ایرانیان خارج از کشور که معمولا در سالگرد انقلاب اسلامی و به دعوت سفارتخانه ها و موسسات ایرانی انجام گرفته همواره با تمجید از نظام اسلامی همراه بوده است. او در داخل کشور  در فاصله سالهای 1365 – 1375 همواره از امام و کلیت انقلاب اسلامی دفاع کرده و از سال 1376 تا 1383 در ستون چشم انداز کیهان صریحا و یکسره به دولت خاتمی و اصلاح طلبان تاخته و از سال 83 تا کنون به دفاع از مواضع دولت پرداخته است.

دکتر مولانا جز چند مقاله روزنامه ای در سال 1979 هیچ حضور عمومی در دفاع یا تبیین انقلاب اسلامی را در رسانه های آمریکا یا دیگر نقاط دنیا گزارش نکرده است [10]. اگر چه او در معرفی ویژگی ها ، مولفه ها و نهادهای قدرت در ایران پس از انقلاب اسلامی در برخی محافل دولتی آمریکا و در حضور دولتمردان آن کشور نقش ایفا کرده [11]اما مطالعه نوشته ها و سخنرانی های مولانا که در فصلنامه ها ، فصول کتابها و محافل تخصصی ارتباطات بین المللی ایراد شده ، ایشان  را به عنوان یک ایران شناس یا خاور میانه شناس برجسته و حرفه ای معرفی نمی کند بلکه او یکی از کوشش گران طرح و معرفی دیدگاههای متفاوت- از جمله اسلام - در رشته ارتباطات بین المللی است. [12]

از طرف دیگر علیرغم آن که دانشگاه آمریکن در رتبه 83 دانشگاههای آمریکا قرار دارد و چندان محل اعتنا نیست[13] اما مدرسه خدمات بین المللی دانشگاه آمریکن پیشینه و کارکرد خاص خود را به عنوان جایگاهی ویژه در تربیت کادرهای بین المللی به ویژه برای ایالات متحده آمریکا دارد و از جمله موسسات  تخصصی برای تربیت کادرهای سیا ،وزارت خارجه ، کاخ سفید ، وزارت دفاع و رسانه های غالب در سطح داخلی آمریکا و سازمانهای بین المللی و متناظر ان آنها در دیگر کشورها است. این مدرسه محصول ابتکار رئیس جمهور آیزنهاور در سال 1957در جریان جنگ سرد برای ایجاد یک ائتلاف دانشگاهی برای تربیت کارگزاران حرفه ای در عرصه بین المللی و جایگزین دانشکده روابط بین الملل است.[14] دهسال بعد از تاسیس، رشته ارتباطات بین الملل به این مدرسه اضافه شد سال 1981 پس از انقلاب اسلامی کرسی ابن خلدون در مطالعات اسلامی به مدرسه پیوست (لازم به ذکر است که دکتر مولانا بنیانگذار رشته اول ولی فاقد نقش محوری در رشته دوم تلقی می شود) سال 1991 مرکز جنوب جهانی برای مطالعات مناطق فقیر ،سال 1995کرسی  محمد سعید فارسی برای صلح اسلامی ، سال 2000 برنامه مشترک منابع ملی توسعه پایدار راه اندازی شد[15] .(استناد) در حال حاضر 8 رشته طالعات منطقه ای و مقایسه ای ،سیاستهای جهانی زیست بومی ، ارتباطات بین المللی ، توسعه بین المللی ، سیاست بین المللی ، صلح بین المللی و حل تعارض و سیاست خارجی آمریکا در این مدرسه ارائه می شود.[16]

Fields of Study

·         Comparative & Regional Studies

·         Global Environmental Politics

·         International Communication

·         International Development

·         International Economic Relations

·         International Politics

·         International Peace & Conflict Resolution

·         U.S. Foreign Policy

 

 

 

مراجعه به سایت مرکز کاریابی این دانشکده نشان می دهد که اشتغال در سرویس خارجی آمریکا یکی از مهمترین دستاوردهای تربیتی این دانشکده در سالهای مختلف  است.آمارهای ارائه شده در مورد اشتغال نیز موید همین مطلب است.31% فارغ التحصیلان لیسانس این دانشکده – که فرم پر کرده اند- در سال 2007 وارد مشاغل عمومی شده اند و سازمان سیا و بقیه سازمانهای دولتی و نظامی  در میان این مشاغل قرار دارند.[17](استناد و مقایسه سالانه)

May 2006 School of International Service Undergraduate Alumni



Public

 Central Intelligence Agency
City of San Diego Attorney's Office
Collier County Health Department
District of Colombia Public Defender Service
Elm City College Prep Elementary School
French Embassy
JET Program
Peace Corps (3)
Renaissance Advantage Charter School
Smithsonian Institution
US Air Force (2)
US Army (3)
US Army Corps of Engineers

US Department of Justice
US Department of State
US Representative Frank A. LoBiondo
US Senate
US Senator William Frist
US Tax Court
White House Council on Environmental Quality


 

استخدام کنندگان دولتی در مورد دوره های تکمیلی محدودتر و گزیده تر می شوند[18]

May 2006 School of International Service Graduate Alumni

Public

Social Security Administration
US Air Force
US Army
US Department of Defense
US Department of State

این گزارشهای آماری مربوط به دانشکده ا ی است که برنامه ارتباطات بین المللی  یکی از 8 رشته -کاملا مرتبط با هم-  و در واقع قدیمی ترین ، آن است.[19]

اما رشته ارتباطات بین الملل در این مدرسه جایگاه خاصی دارد.همین امروز هم ایرانیانی که توسط وزارت خارجه آمریکا تحت عناوین مختلف از جمله بورسهای روزنامه نگاران ، حل تعارض یا مستند سازی به آمریکا برده می شوند میهمان همین رشته هستند  و برنامه روزنامه نگاری بین المللی و روابط بین المللی تحت قرارداد وزارت خارجه در این رشته اجرا می شود. [20]

The International Communication Program in SIS has been designated by the U.S. Department of State as one of a select group of programs nationally to participate in the distinguished Edward R. Murrow program. (استناد)

 

 برنامه روزنامه نگاری ادوارد مورو از فعالیتهای شناخته شده و پر سابقه وزارت خارجه آمریکا برای تربیت روزنامه نگاران مورد نیاز در کشورهای هدف است[21] . و برنامه ارتباطات بین المللی دانشگاه آمریکن یکی از متولیان اجرای این برنامه است.

برای آگاهی دانشجویان رشته ارتباطات بین المللی از فرصتهای حرفه ای فهرستی از موسساتی که تا کنون از این دانشجویان به عنوان کارورزی استفاده کرده اند در سایت رشته قرار داده شده است.[22]

International Communication

Specific Organizations where SIS students with this concentration have interned and worked:



 

اگر چه باید به موسس این رشته به عنوان یکی از موفق ترین مدیران علمی دانشگاه آمریکن تبریک گفت اما قطعا این دانشجویان برای بر کندن بنیاد این موسسات دولتی و خصوصی ایالات متحده تربیت نمی شوند و جامعه آمریکا به موسس و رهبر برنامه ارتباطات بین المللی دانشگاه آمریکن به خاطر یک عمر تلاش برای تربیت نیروهای برازنده آن نظام مدیون است چرا که او در نقش رهبر دوره و فارغ از دیدگاههای شخصی خود در خدمت نظام سرمایه داری قرار داشته است.

در مورد تحول دیدگاههای سیاسی مولانا نیز سخنانی مطرح می شود. شاید مولانا در سالهای پس از انقلاب اسلامی نوشته ای در زمینه حمایت از آمریکا نداشته باشد اما در سالهای پیش از انقلاب در سال 1971 به همراه سرهنگ دوم راسل ترنر مدیر برنامه های اطلاع رسانی نیروی هوایی و  دانشجوی فوق لیسانس خود در دانشگاه آمریکن  مقاله ای مهم در نشریه نیروی هوایی آمریکا منتشر کرده است .این مقاله سالها بعد (مارس2004) در دسترس عموم قرار گرفت و در فهرست رسمی آثار مولانا به آن اشاره نمی شود .مولانا در این مقاله که عواملی در تصمیم سازی نظامی :تجزیه و تحلیل ارتباطی و بین فرهنگی ( Factors in Military Decision-Making:Communication and Cross-Cultural Analysis)نام دارد بر رابطه میان استراتژی نظامی و ویژگی های ملی در هر کشور پای می فشارد؛ این مقاله با این توصیه های راهبردی به پایان می رسد:

"برای تحقق این امور لازم است که نیروی هوایی (و وزارت دفاع) اداره ای را برای مطالعه شخصیت ملی از لحاظ رابطه آن با ارتباطات میان فرهنگی و اقناعی تاسیس کنند. این اداره باید شامل افسران و غیر نظامیانی باشد که دارای تجربه حرفه ای و تربیت دانشگاهی در رشته های مردم شناسی ، جامعه شناسی ،روان شناسی ، ارتباطات و امور بین المللی باشند.آنان به عنوان ارتباط گران بین المللی و تحلیل گران ارتباطی نقش آفرینی خواهند کرد"[23]

 (استناد)

 همین مدل بنیاد اصلی رشته ارتباطات بین المللی دانشگاه آمریکن را تشکیل می دهد.[24] با توجه به اینکه بنا به نوشته های انتقادی دکتر مولانا ،وزارت دفاع بیشترین هزینه ها را در تاسیس و حمایت از کرسیها و موسسات پژوهشی ارتباطات بین المللی کرده است [25]مشکل بتوان در آن سالها نویسنده چنین توصیه های راهبردی را یک ضد آمریکایی تلقی کرد.

 

ارتباط آقای دکتر مولانا با ایران به سالهای 1365 باز می گردد. از همان دوران ایشان همکاری نزدیکی را با نهادهایی چون دانشگاه امام صادق (ع) ، وزارت خارجه ، مجمع اهل بیت ، روزنامه کیهان ، خبرگزاری جمهوری اسلامی ، وزارت ارشاد ،مرکز پژوهشهای مجلس  و از همه بیشتر صدا و سیما برقرار کردند. ارتباطات شخصی دکتر مولانا نیز به خصوص با گروههای سیاسی و رسانه ای منتسب به جناح راست و اصولگرا بسیار وسیعتر  و عمیقتر از آن است که قابل ذکر باشد.فکر بازگشت به ایران - علیرغم مخالفتهای پیش از آن - از سال83 و پس از بازنشستگی مطرح شد و با حمایت رئیس جمهور ، رئیس مجلس ، وزیر ارشاد و سازمان صدا و سیما و البته پی گیریهای مستمر ایشان  بنیاد فرهنگی مولانا به ثبت رسید[26] ، منزل مسکونی و مکان مناسب برای بنیاد هم فراهم شد . حقوق ثابت و پروژه های پژوهشی دستمایه اولیه اقامت در ایران را فراهم و حکم مشاورت رئیس جمهور آن را مستحکم کرد.

هم اکنون دکتر مولانا را می توان یک سخنران و مشاور حرفه ای بین المللی  تلقی کرد[27].در داخل کشور نیز انتشار مجموعه های مختلفی از کیهان نوشته ها ی ایشان  با استقبال مصرف کنندگان انبوهی چون بسیج دانش آموزی و دانشجویی مواجه شده و تیراژهای قابل توجهی را به ارمغان آورده است.[28] اثر جدیدی از دکتر مولانا در باره سیاست خارجی ایران در راه است که حاصل اقامت چند ساله او در دفتر مطالعات بین المللی وزارت خارجه است. [29]

محورهای اصلی انتقاد دانشگاهیان به دکتر مولانا به شرح زیر است:

1.     خود محور بینی

همه چیز با واژه "پروفسور" مولانا شروع شد ؛واقعیت این است که در فضای دانشگاهی ایران – جز دانشگاه امام صادق (ع)هیچگاه  جایگاه برجسته ای برای ایشان در نظر گرفته نشد.شاید یکی از مهمترین عوامل بایکوت دکتر مولانا در دانشکده های اصلی ارتباطات و روابط بین الملل در ایران ، خود محور بینی و تلاش بی وقفه او در نفی - تقریبا تمامی- استادان ایرانی و پیش کسوت و متهم کردن آنان به بی سوادی یا غرب زدگی یا هر دو  باشد.تحقیر سرمایه های انسانی دانش ارتباطات در ایران بی پاسخ نماند ؛استادانی که خود روزی بانی دعوت او به ایران بودند به تدریج از او فاصله گرفتند و علیرغم استفاده از آثار او - و دیگران - در درسهای ارتباطات بین الملل و ارتباطات و توسعه ، خود او را بایکوت کردند. مولانا معتقد است آن استادان و برخی دولت مردان ابتدا تصور کرده اند  که او به علت اقامت طولانی در آمریکا غرب زده شده و با آنها در ترویج اندیشه های مسلط در  رشته ارتباطات ت طولانی در آمریکا غرب زده شده و با آنها در ترویج اندیشه های مسلط در  رشته ارتباطات همراهی خواهد کرد و پس از آنکه از ماهیت انتقادی رویکردش آگاه شده اند او را طرد کرده اند اما استادانی که خود سالهاست در چهارچوب مکتب انتقادی قلم می زنند و تحقیق و تدریس می کنند انتقادات دیگری را مطرح می کنند. من خود این انتقادات را از زبان بسیاری از همکاران دانشگاهی شنیده ام ولی از بردن نام آنها معذورم.

2.     منفی بافی

دکتر مولانا اساسا متفکری متعلق به دیدگاه انتقادی و مکتب اقتصاد سیاسی در ارتباطات بین المللی بوده است. این مکتب و رویکرد طیفی از متفکران چپ آمریکایی و اروپایی چون جورج گربنر ،هربرت شیلر و آرمان ماتلار ،ادوارد سعید و نوآم چامسکی را در بر می گیرد . [30]مطالعات انتقادی خود با نقدهای بنیان براندازی مواجه است. که مهمترین آن خیال پردازی ، فقدان روایی در تحقیقات رسانه ای و  ناکارامدی در سیاستگذاری است[31]. مشهور است که مکتب انتقادی در نقد پلیدیهای غرب موفق و در ارائه بدیل و ایجاد جنبش اجتماعی ناتوان است . بر همین اساس غرب بیشترین بهره را از مکتب انتقادی برای اصلاح نقائص و پیچیده تر کردن شیوه های حاکمیت خود برده است.[32]

اگر چه اصحاب این مکتب نیز در آنجا که آمریکا را نقد می کنند بسیار ستیزنده می نمایند اما مبانی نقد آنان ارزشهای بنیادین غربی است . آنان با ابزار مفهومی چپ جدید راست قدیم را نقد می کنند.  اما دکتر مولانا در این اواخر نه از موضع مکتب انتقادی بلکه از موضع دعوتگری الهام بخش و ذوب در ولایت چنان خود را طرح می کند که آمریکا ستیزی نیز امری بدیهی جلوه می کند. امروزه باید پذیرفت که شیلر و مولانا دو موجود متفاوت با دو اندیشه متفاوت اند.

  1. سخنران نه متفکر

آنچه در چند سال اخیر از دکتر مولانا بیشتر دیده شده شرکت در بزرگداشتهای خود و انجام سخنر انیهای افتتاحیه و تشریفاتی بوده است [33]. مولانا کمتر در محافل علمی رشته خود به ارائه مقاله علمی پرداخته است . اگر چه گاه در یک روز سه جلسه سخنرانی دارد و در یک هفته به دعوتهای مختلفی در چند شهر پاسخ می دهد اما در سالهای اخیر هرگز حاضر به تدریس در یک برنامه درسی منظم نشده و مباحثات دانشجویان را تاب نمی آورد و برعکس به شدت به القای یک سویه نظرات خود تمایل دارد. [34]

  1. توصیه های بزرگ و توخالی

مشکل اصلی دکتر مولانا در بخش توصیه های او است . مولانا به سبک سید جمال از ضرورت تشکیل امت اسلامی سخن می گوید[35] اما پس از بیست سال از این سخنان هنوز فرصت نکرده راه کاری ولو ناقص برای این آرزوی مقدس طرح کند . او بسیاری از دیدگاههای ناب امام را تکرار و نه تحلیل و تدبیر می کند[36].در این دیدگاه مولانا مفهوم پردازی منتقد است که در میان هم قطاران خود جایگاهی مناسب دارد . اما برای چه باید کردها سخن چندانی برای گفتن ندارد چرا که مانند دیگر همکاران خود هرگز با واقعیت سیاستگذاری های ملی و تبعات آن درگیر نبوده است . کسانی که می خواهند با این توصیه ها به دنبال سیاستگذاری ملی بروند  با مجموعه ای از مفاهیم بدیهی ، شعار گونه و فاقد توان تمایز گذاری مواجه می شوند. شاید در زمینه ایجاد رویکرد بومی به فرهنگ و ارتباطات بتوان این گونه جمع بندی کرد که مولانا بیشتر مفهوم پرداز است تا نظریه پرداز البته مفهوم پردازی مرتبه ای والا دارد و مقدمه ای برای نظریه پردازی و سیاستگذاری تلقی می شود.

بدست آوردن / پذیرش مسئولیتی در حد مشاوره رئیس جمهور آزمون بسیار مهمی برای یک متفکر انتقادی است تا اندیشه های خود را به محک تجربه اثباتی بگذارد اما سوال این است که هزینه آزمونهای نظری ایشان را چه کسی باید بپردازد؟

معنای حکم مشاوره در دیدگاه دوم:

در  این دیدگاه  در بدبینانه ترین حالت-اگرچه معمولا تصریح نمی شود- ایران با یک عنصر نفوذی روبروست که در پوشش  نقد غرب و تظاهر به پایبندی به ارزشهای نظام اسلامی توانسته تا به بالاترین مراتب دسترسی به اطلاعات ،سیاستمداران و سیاستگذاری کشور  راه پیدا کند . او هم می تواند در جمع آوری اطلاعات و ارائه تحلیل های راهبردی به بیگانگان فعال باشد و هم می تواند از طریق ارائه داده های ناقص یا غلط و تحلیلهای گمراه کننده به سیاستمداران ایرانی آنان را به ورطه تصمیمات نادرست و خلاف منافع حیاتی کشور بکشاند.هسته اصلی این روش نفوذ، ارائه برآوردهای  بیشینه از تواناییها و موفقیتهای ایران ،ارائه برآوردهای کمینه از تواناییها و موفقیتهای حریف  و ارائه راهکارهایی است که با بالا بردن هزینه های دیپلماسی ،بیشتر مصرف داخلی دارد تا کاربرد خارجی.

در خوش بینانه ترین حالت با فرد زیرک و فرصت طلبی  روبرو هستیم که می تواند جهت باد را به خوبی تشخیص دهد و دهه های بازنشستگی  را در کانون توجه عمومی در کشور خود به سر ببرد.

 

دیدگاه سوم: مهاجرت معکوس

 این دیدگاه  تلاش می کند با تاکید بر رویکرد تعامل گرا به این سوال پاسخ گوید که چرا دکتر مولانا و دکتر احمدی نژاد حاضر /مایل به همکاری نزدیک با یکدیگر هستند/شده اند؟ دراین دیدگاه از مفهوم شوک فرهنگی ناشی از بازگشت داوطلبانه از مهاجرت استفاده می کنم[37] مهاجری  که در سن جوانی کشور خود را ترک کرده در سنین میان سالی و کهن سالی با خاطرات پیش از مهاجرت زندگی می کند و برای رهایی از مشکلات حاشیه نشینی مضاعف به مهاجرتی معکوس به وطن مألوف دست می زند اما تطبیق مجدد با فرهنگ خودی  برای او که با تصوری کهنه از فرهنگ مبدا از مهاجرت باز می گردد ، دشوار می نماید. او برای این تطبیق ثانویه مجبور به اتخاذ استراتژیهای ارتباطات بین فرهنگی است لذا به راحتی متهم به دو رویی و پنهان کاری می شود. دیدگاه بیان کننده مهاجرت معکوس در باره پدیده پروفسور حمید مولانا را می توان در پنج بند توضیح داد:  

 1.واقعیت آن است که بسیاری از مهاجران خاور میانه ای  که در خارج از کشور زندگی می کنند مبتلا به دو گانگی میان نظر و عمل هستند.مثلا فلسطینیان برجسته ای را بیاد آورید که نه یک لحظه آرمان خود را ترک کردند و نه یک لحظه پست و شئونات دانشگاهی در بهترین دانشگاههای آمریکا را از دست دادند.[38] برخی از استادان ایرانی در آمریکا نیز  اگرچه در مقام عمل حتی مستقیما در خدمت دیگرانند اما به لحاظ عاطفی هم رای با حق گویی های ایران هستند و سیاه نمایی های دیگران را بر نمی تابند. اگرچه  مولانا از الگوهای توسعه غربگرایانه ای چون تجربه دانیل لرنر انتقاد کرده[39] اما او نه مانند هم دوره ای هایش چون دکتر مجید تهرانیان (متولد 1315)[40]و دکتر چنگیز پهلوان(متولد 1317) [41] عنصری دانشگاهی /سیاسی بوده که پس از سالیانی مبارزه با رژیم شاه به کشور بازگشته و سعی در اصلاح سیستم از درون داشته باشند نه یک مجاهد بود که چون چمران (متولد 1311)دل از همه چیز بکند و به میدان  جهاد بیاید [42].او ترجیح داد در درون سیستم دانشگاهی آمریکا رشد کند و به مبارزات خود در سر کلاسهای درس ادامه دهد.مولانا با آغاز انقلاب اسلامی به رهبری روحانی عالیقدری چون امام خمینی دل به آن بست و به هویت پیشا مهاجرت و خاندانی خود رجوع کرد .حالا او در سن چهل و دو سالگی می توانست بیست سال اول زندگی خود را  به گونه ای متفاوت معنا کند و به درکی تفهمی از انقلاب اسلامی نائل شود.مهمترین نوشته های مولانا پس از انقلاب در دهه 80 و 90 میلادی نوشته شده است و در هر اثر  غلظت انتقادی و تلاش برای ارائه دیدگاههای متفاوت و شرقی بیشتر شده است[43].

2. جوهر اندیشه بومی مولانا در مقاله اخلاق وتبلیغ اسلامی(1366)[44] منعکس شده است.  و بیست سال است که مدام آن را در مقالات و سخنرانیهای خود تکرار می کند:مدل آرمانی و جایگزین  او از رویکرد اسلامی به ارتباطات شامل عناصر  توحید ، امت ، تقوی ،امر به معروف و نهی از منکر و امانت است.[45](استناد) او صاحب نظریه همگرا در ارتباطات بین المللی است[46] لذا توحید را به عنوان  یک تئوری وحدت گرایی اطلاعاتی و ارتباطی ارزیابی می کند. او مهمترین مشکل دنیای امروز را سیطره مفهوم دولت – ملت می داند پس طبیعی است که مفهوم امت  - که دارای بعدی فرامرزی و از مفاهیم محوری گفتمان امام و انقلاب است – برای او بسیار جذاب باشد.او همواره از فدا شدن اخلاق در پای منافع انتقاد کرده و سه مفهوم تقوی ، معرو ف و منکر و امانت را برای تقویت بنیه اخلاقی رسانه ها لازم می داند.

او با درک عمیق از کاستی های ارتباطات بین الملل به عنوان یک واقعیت و یک رشته علمی معتقد است "رشته ارتباطات بین الملل و رشته روابط بین الملل زائیده دو جنگ جهانی اول و دوم و چندین جنگ سرد و گرم بعد از آن و فیمابین آن بوده است و محصول ترکیبی است از علوم سیاسی، اقتصادی، روانی، جامعه شناسی، مردم شناسی، فناوری و روزنامه نگاری و غیره، آیا فلسفه، دین، معرفت شناسی و هستی شناسی را در این جایی نیست؟ چرا به هنر، شعر و زیباشناسی و عرفان در روابط و ارتباطات بین الملل به معنی جهانی وانسانی آن توجهی نشده است.  " و برای عبور از این کاستی ها پیشنهاد می کند:"ما به یک کاوش دیرینه شناختی احتیاج داریم که گسست ها و شکاف های موجود در سوابق تاریخی ما، سنت های فلسفی تمدن غرب را به روی گذشته فراموش شده آن می گشاید، روند انتخابی فراموشی که خودش فراموش شده است. ما باید با استفاده از بازخوانی واسازانه افلاطون، هایز، لاک، آدام اسمیت، مارکس و دیگران نگرش ایدئولوژیک و هژمونیک روایت تاریخی را که دیالکتیک منطقی آن را به وحدت و در عین افتراقش پیوند می دهد، شناسائی کنیم. همین طور نیز باید آثار کلاسیک شرق و بویژه دنیای اسلام را با دقت و نگاه بهتری قرائت کرده و آنرا در اختیار علاقمندان قرار دهیم. شکاف و جراحت فعلی ما در بهبود روشنگری علمی و واسازی نوین توسعه اقتصادی و تکنولوژیک و تحول اقتصادی در روشنگری فلسفی، زمینه ای گسترده است. که همراه با آن روشن نگری موضوع جدید، واکنش اخلاقی- سیاسی و انسان مداری کلاسیک، سرباز می کند. "[47]

اگر چه می توان هنوز هم نگاه مولانا به جمهوری اسلامی ایران را به عنوان  دیدگاه یک پژوهشگر انتقادی روابط بین المللی  ارزیابی کرد اما او در کارهای اخیر خود صریحا از دیدگاه انتقادی نیز عبور کرده و از تاثیر انقلاب اسلامی بر تغییر پارادایمهای رشته روابط بین الملل سخن می گوید .:" از دهه 1960 میلادی تاکنون نظریه انتقادی، روابط و ساختارهای قدرت و ایدئولوژی ای را نمایان کرده است که تصور ما را از ارتباطات شکل می دهند. ساختار نظم ما با دیالکتیک های ایدئولوژی جنگ سرد مرزبندی شده و در قالب کمونیسم و سرمایه داری، جریان اطلاعات و ایدئولوژی، امپریالیسم فرهنگی و فرهنگ توده، همکاری های ضدملیتی، ساختار طبقاتی، جامعه مصرفی و مقاومت سیاسی و غیره قرار می گیرد. به این گونه پارادایم ها از زمان طلوع انقلاب اسلامی ایران و احیاء اسلام ناب محمدی و نه «اسلام های معتدل مورد قبول غرب» شوک شدیدی وارد است و دگرگونی های امروزی در اصل نتیجه رنگ خوردگی الگوهای سنتی و معمولی و روابط بین المللی و ناآشنایی و واکنش دنیای اسلام و حتی مناطق دیگر به این امر است. "[48]

مولانا نظریه موعود گرایی را در روابط بین الملل وارد می کند و معتقد است:"با پایان جنگ سرد و فرسایش دولت-ملت، نظریه انتقادی، ملزم به گشودن مرزهای خود به روی حوزه اخلاقی است که تحت هیچ عنوان به منافع و ارزش های «طبقه کارگر» محدود نشده است. فضای نمادین و تصوری آرزو همراه با بعد برتر اصول اخلاقی ارتباطی، به توطئه های اقتصادی-سیاسی طبقه کارگر و ارزشهای کار محدود نیست، بلکه به جرئت می گویم آن، حرکت معادشناسی و موعودگرایی را در برمی گیرد که از طریق آن «موضوع تاریخ» در گرایش دینی اش منعکس شده و محدودیت خود را تشخیص می دهد و خودش را بر روی بعد برترش باز می کند. "[49]

3.     مولانا 23 سال پیش با اولین دعوت از سوی دولت  با این تصور به ایران پا گذاشت که در علوم انسانی کشور نیز تحولات بنیادین بوجود آمده است ولی با مشاهده رخوت علمی در دانشگاهها و روزمرگی در ارگانهای ارتباطی کشور بشدت سرخورده شد . من در اولین سخنرانی تخصصی او در سال 66 در مرکز تحقیقات صدا و سیما حاضر بودم . موضوع سخن تحقیقات جدید در حوزه مخاطب شناسی بود . او بشدت از کمی گرایی در تاثیر سنجی رسانه ها و تجاری شدن نظر سنجی ها انتقاد می کرد و کارشناسان نخبه مرکز سنجش هم از روشهای مرسوم خود دفاع می کردند . کار در پرسش و پاسخ چنان بالا گرفت که موجب تعجب مولانا، حضار و دعوت کنندگان شد.از همان ابتدا مولانا نتوانست میان هم رشته ای های خود هم زبانی پیدا کند مولانا در موضع اولیه خود در باره رشته ایستاد و کسی را به چیزی نگرفت چرا که خود را بیشتر از دیگران صاحب نظر می دانست در نتیجه طرد شد. آنچه در سالهای بعد از مولانا شنیده شده کمتر در حوزه ارتباطات و بیشتر در حوزه روابط بین الملل ، آمریکا شناسی ، غرب شناسی و مفهوم پردازی در چهارچوب برداشت از اسلام بوده است.

۴. اسلام مولانا در آن سالها بیشتر متاثر از آثار ترجمه شده دکتر شریعتی به انگلیسی بود با همان شور و پر از شعار. اما جامعه مذهبی ما هم از شریعتی عبور کرده بود  آشنایی بیشتر با آثار و سخنان امام ، شهید مطهری ، علامه جعفری و مرحوم مرتضی آوینی در حوزه نگرش اسلامی به فرهنگ ، سیاست ، جامعه و ارتباطات سرنوشت آینده او را تعیین کرد. پس از همان دعوتهای اولیه بود که  علما او را پسندیدند چرا که تایید مواضع خود را از او می شنیدند.مولانا سخنان امام و اسلام  و رهبری را به زبانی فنی و با نظمی دانشگاهی مرتب می کرد و به خود علما تحویل می داد. دعوتهای مکرر و اهدای  جوایز بسیار متعدد و متنوع از انواع و اقسام جشنواره ها و همایشها و هم اندیشیها پاداشی بود که روحانیت و دین مداران به این همفکر غیر روحانی و آمریکا نشین خود تقدیم می کردند [50]. او مشروعیت و مشهوریتی را به ارمغان می آورد که بسیاری دیگر یا فاقد آن بودند و یا حاضر نبودند آن را به پای روحانیت بریزند . در این نگاه مولانا حق دارد مدعی باشد که سالیان درازی است خود را خرج نظام کرده است.از طرف دیگر او هم علما را پسندید چرا که با پیوستن به جرگه روحانیت سنتی هم پیشینه خاندانی خود را زنده می کرد و هم از باب الاسلام یجب ما قبله پیشینه حرفه ای اش نادیده گرفته می شد. حوزویان با آغوش باز از او استقبال کردند و او توانست در تهران ، قم و تبریز یاورانی توانمند از میان روحانیون بلند پایه و طلاب جوان بیابد. این استقبال او را به مطالعه بیشتر در باره اسلام ، قرآن و منابع دست اول تشویق کرد تا آنجا که در عمل هم به تدریج آداب اسلامی را فرا گرفت و رعایت کرد.

۵.     او که به بهانه سنت گرایی از سوی روشن فکران طرد شده بود خود آنها را کهنه اندیشانی نا بخرد تلقی می کرد و هم به سبب سوابق مدرن و لواحق سنت گرایانه از سوی اصول گرایان جذب شده بود در طول ده سال بتدریج حضوری بیشتر و بیشتر در ایران پیدا کرد . او به تدریج جریانها و صف بندیهای داخل کشور را درک  و موضعی روشن در دفاع و پیوند با اصول گرایان و مخالفت صریح با اصلاح طلبان اتخاذ کرد. در طول نیمه دهه هفتاد تا اوایل دهه هشتاد او به مرشدی برای مدیران صدا و سیما ، شخصیتها، موسسات آموزشی و پژوهشی و  روزنامه های جناح اصول گرا تبدیل شد و در میان آنان شبکه ای از علاقمندان و باورمندان را به خود جذب کرد .

معنای حکم مشاوره در دیدگاه سوم

     آشنایی با دکتر احمدی نژاد هم در همین دوران اتفاق افتاد . او و دکتر احمدی نژاد عمیقا یکدیگر را باور کردند و به کشف دغدغه های مشترک پرداختند . او در جریان مبارزات انتخاباتی سخنان خود را از زبان احمدی نژاد می شنید و او را تنها امید بازگشت به اصالت انقلاب و جبران کننده کج رویهای دوران اصلاحات تلقی می کرد . ازطرف دیگر دکتر احمدی نژاد هم از جهتی دیگر به دکتر مولانا شباهت دارد . دانشگاهیان چندان او را جدی نگرفته اند و سیاست خارجی او منتقدانی در درون حاکمیت دارد . آنچه رئیس جمهور می خواست یک مشاور و  تاییدکننده قوی و آنچه مولانا می خواست یک مسلمان پاک باخته و اهل عمل بود. مولانا با جدیت و نه از روی ریا کاری معتقد است فهم احمدی نژاد از شرایط ایران و جهان از تمام دانشمندان علوم سیاسی و اجتماعی ایران برتر است چرا که عقاید او با مولانا منطبق است و رفتارش صریح و قاطع است.

     امروزه دکتر مولانا با قدر شناسی دولت به بخشی از خواسته های خود برای اقامت در ایران و خدمت مستقیم به کشور دست یافته است و دکتر احمدی نژاد هم مشاوری یافته است که با احترام و تمجید از او یاد کرده و همه ستایشش را یکجا نصیب او می کند.

 قضاوت در مورد صحت نسبی یا مطلق هر یک از این سه دیدگاه کاری بس دشوار است .کسب اطلاعات بیشتر در مورد سالهای 1343-1357 ، تحلیل کیهان نوشته های دکتر مولانا از منظر منافع ملی و اسلامی به خصوص در شرایط بحرانی و پی گیری فعالیتهای حال و آینده ایشان در خدمت به کشور می تواند برای کار شناسان دیپلماسی عمومی بسیار درس آموز باشد.

والسلام



[1]

[2]

[3]

[4]

[5]

[6]

[7]

[8]

[9]

[37] Reverse Immigration Shock

[45] http://www.khorasanpress.ir/main/modules.php?name=News&file=article&sid=52