فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

 
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

*فرهنگ ،ارتباطات و سياست خارجی

سلام بر همنشين زمان كه در پايان زمان مي آيد و با ظهورش زمانه را دگرگون مي نمايد.

اشكالات ظاهري اين روزنما دوستان را رنجانده و مشكلات پنهانش بنده را از كار و زندگي انداخته .راستش پريروز منزل برادرم بودم و وقتي از طريق رايانه ايشان به اين روزنما مراجعه كردم همه معايبش را به عيان ديدم ولي وقتي از خانه خودمان وصل مي شوم مشكلي جز عرض زياد ندارد .بهر حال دنبال دوستي هستم كه به درستي مرا راهنمايي نمايد تا سر پيري از معركه گيري باز نمانم.

پس از تهيه منابع فصل اول مطالعه را آغاز كردم و اول يك فهرست براي اين فصل ساختم .اين فهرست ابتدايي پس از چند بار تغيير و اصلاح به صورت زير در آمد. راستش را بخواهيد فقط رسيدن به آن دو ماه و نيم وقت برد ولي ارزش آنرا داشت چون مرا از پراكنده كاري و نابساماني در نوشتن رها مي كرد؛ شبيه اين بود كه اسكلت را زده ام و بايد آجر چيني را آغاز كنم :

 

فصل اول:

درآمد

1-از فرهنگ تا فرهنگهای ملی

فرهنگها و ملتها

تفاوت گرا ييِ فرهنگي

2-فرهنگ و روابط بين المللی

فرهنگ در حاشيه روابط بين المللی

فرهنگ گرايي در روابط بين المللی

3- هويت و روابط بين المللی

دولت ملی و هويت ملی

هويت گرا يي در روابط بين المللی

4-فرهنگ و ارتباطات در خدمت سياست خارجي

ديپلماسي عمومي

رويکرد ارتباطات ميان فرهنگي

رو يکرد ارتباطات بين المللي

تماس فرهنگي

5- هويت فرهنگي آمريکا

 

در ادامه كار بايد يكبار و براي هميشه شيوه ارجاع را برمي گزيدم . من شيوه ارجاع درون متني را انتخاب كردم چرا كه تقريبا در تمام منابع لاتين مرتبط با كارم از اين روش استفاده شده بود و اجراي آن براي نويسنده_به خصوص وقتي خودش پايان نامه اش را تايپ مي كند _راحتتر و براي خواننده هم خوشخوان تر است. فقط در ارجاعات درون متني به منابع الكترونيكي مشكل داشتم كه راهنمايي اساتيد و دوستان مسئله را حل كرد و در خود متن راه حل را ملاحظه خواهيد كرد.

آخرين مسئله قبل از نگارش تعيين رويكرد و لحن نگارش بود . من زباني را برگزيدم كه قبلا در پايان نامه كارشناسي ارشدم تحت عنوان "فرهنگ و تبليغات حكومتي"با راهنمايي مرحوم استاد دكتر عبدالهادي حائري آنرا تجربه كرده بودم ؛ زباني فارغ از ارزش داوري ، بدون حشو و زوائد ، به شدت استناد محور و با وسواس در تفكيك عقايد خود ازيافته هاي تحليلي و تبييني و در نهايت دقت بسيار روي پاراگراف بندي و برقراري رابطه منطقي ميان جمله آخر يك پاراگراف با جمله اول پاراگراف بعدي . راستي چقدر ما در دانشگاهها به واحدهاي درسي با موضوع شيوه نگارش علمي محتاجيم و در دانشگاههاي معتبر چقدر اين درس جدي گرفته مي شود. بگذريم. نمي دانم در پايبندي به اين اصول چقدر موفق بوده ام ولي از حالا مشاركت شما در پايان نامه آغاز مي شود . لطفا دست به قلم(ببخشيد صفحه كليد) شويد و راهنمايي را آغاز كنيد . اگر متن را با word ذخيره كنيد به راحتي مي توانيد در هر جاي متن كه خواستيد با استفاده از گزينه comment در منويinsert تذكرات و نظرات خود را اضافه كنيد و آنرا در صفحه نظرات كپي كنيد.

 

درآمد

در اين فصل ،سه مساله بنيادين كه براي درك چگونگي تعامل ميان فرهنگ،ارتباطات وسياست خارجي ضروري است مورد بررسي قرار مي گيرد. اين مسائل شامل نقش و تاثير هويت ملي بر سياست خارجی ،ابزارهاي فرهنگي و ارتباطاتي سياست خارجي و چگونگي استفاده از اين ابزارها براي ايجاد تماس فرهنگي ميان کشورهاي قدرتمند و کشورهاي پيراموني است.

اين بررسي عمدتا سياست خارجي و ديپلماسي را مورد بحث قرار مي دهد .در مطالعات بين المللي "سياست خارجي" عبارت ازتحليل اقدامات يك دولت در قبال محيط خارجي و شرايط )معمولا داخلي( موثر در تعيين اقدامات مزبور،" سياست بين الملل" مطالعه آن اقدامات به منزله جنبه اي از الگوي اقدامات يك دولت و واكنشها ي ديگران و "روابط بين الملل" مطالعه همه شكلهاي دولتي و غير دولتي واكنش متقابل اعضاي جوامع مختلف است (هالستي32:1373 و باربر،1372: 47-15 ). به اين ترتيب مطالعه روابط بين الملل در برگيرنده تحليل سياست خارجي و سياست بين الملل نيز هست. ديپلماسي، مديريت روابط كشورها با يكديگر و ميان كشورها با ديگر بازيگران بين المللي است؛ اين بازيگران شامل گروهها، سازمانها و افرادي هستند كه در كنار دولتها ديپلماسي را به عنوان نظامي اطلاعاتي براي بيان و دفاع از منافعو اعلان تهديدها و اولتيماتومها به كار مي گيرند ( (Bartson,1997:1 .ديپلماسي كانال تماسي است براي اعلام مواضع،جمع آوري اطلاعات و راضي كردن يك كشور براي حمايت از مواضع كشور ديگر (Fransworth,1992:179).كساني كه از طرف يك جامعه در حوزه سياست خارجي تصميم ميگيرند، اين عمل را براي حفظ ثبات يا ايجاد تغييردر محيط( داخلي يا خارجي) و يا ساختارهاي خاص روابط بين المللي انجام مي دهند (هالستی212:1373). سياست خارجي در برگيرنده مقاصد و ارزشها است و سياستهای خارجی مختلف می تواند ريشه در مقاصد و ارزشهای متفاوتی داشته باشد.اين تفاوتها در کلی ترين شکل خود به مفاهيم مرتبط با فرهنگ و ملت ارجاع مي شود.