فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

دولت سالاری
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: نقل از دیگران

به نقل از نامه واصله از بیرجند

دولت سالاری

 کسی میداند اداره آموزش و پرورش نیویورک در کدام خیابان است؟  اداره کل آموزش و پرورش ایالت کالیفرنیا کجاست؟  اداره آموزش و پرورش پاریس به چند ناحیه تقسیم می شود؟

 کسی میداند اداره کل کشاورزی استان اترخت هلند کجاست؟  اداره کل دامپزشکی ایالت کِبِک کانادا کجاست؟ اداره کل صنایع و معادن ایالت تکزاس در کجاست؟ اداره صنایع و معادن سیدنی در کدام خیابان است؟ شهرداری ناحیه شش ملبورن کجاست؟اداره فرهنگ و هنر  یا ارشاد مسیحی رمدر کدام محله و کوچه است؟اداره میراث فرهنگی بارسلونا کجاست؟ سازمان گردشگری مادرید در کدام خیابان است؟

کسی میداند وزارت کشاورزی آمریکا چند نفر کارمند دارد؟اداره کل منابع طبییعی ایالت باواریاکجاست؟

پرسشهای خوبی است  گرچه اگر در پی پاسخش باشید شگفتی های بیشتری خواهید دید!

 از یک آموزگار هلندی بپرسید:

آقا اداره کل آموزش استان  نوردهلند( هلند شمالی) کجاست؟ 

یک نگاهی به شما خواهد کرد چپ چپ!

اداره کل آموزش و پرورش دیگر چه اداره ای است؟ حالت خوش است آقا؟

خوب دست کم بگو اداره کل بهداشت محیط کجاست؟

باور کنید کسی نام این اداره ها را هم نشنیده!!

 بیچاره غرب! از این همه سازمان و نهاد که می توانست گام های بلندی !! در راه پیشرفت و توسعه  بر دارد دستش کوتاه است! عقب ماندگی بیشتر از این!

بیهوده نیست که این بیچاره ها  در درس و مشق، در کشاورزی ، در صنعت ، در گردشگری ، در بهداشت این همه بدبختی دارند!!

در هلند اداره ای به نام آموزش و پرورش وجود ندارد در پاریس هم نیست در فرانکفورت وبرلین و رم و میلان و واشنگتن و نیویورک  هم نیست!

شگفت اینکه همین هلند بی اداره! یکی از بالاترین استانداردهای آموزشی کودکان در جهان را داراست!

در هلند سازمانی به نام دامپزشکی وجود ندارد، هلند یکی از بزرگترین صادر کنندگان دام و طیور و فراورده های دامی است! و یکی از سالمترین ها در زمینه فراورده های دامی !!

بارسلونا، مادرید، پاریس و لندن از توریستی ترین شهرهای جهانند. سالانه بیش از هشتاد میلیون نفر از فرانسه دیدار می کنند و همین اندازه یا کمی بیشتر و کمتر از لندن و اسپانیا . هیچ کدام از این شهرها اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و این چیزها  ندارند.

آمریکا در بسیاری از فراورده های کشاورزی در جهان نخستین است  اماکارکنان وزارت کشاورزی آمریکا ازکارکنان اداره کل جهاد کشاورزی استان سبستان و بلوچستان  ما کمتر است!

ما اداره و میز و ساختمان و دفتر و دستک و مدیر کل و معاون مدیر کل و مدیر داخلی و مدیر شهرستان و معاون شهرستان تولید می کنیم ،آلمانی ها گندم و جو ، فرانسوی ها پنیر و آنگور و هلندی ها گل و فلفل سبز و بلژیکی ها شیر و شکلات.

هلند کوچکتر از خراسان جنوبی است اما چهار پنجم فلفل سبز (دلمه ای)دنیا را تولید می کند:

                  چهل و هشت کیلوگرم  فلفل سبزدر هر متر مربع!!  

در وزارت کشاورزی هلند -که خود بخشی از وزارت علوم و فرهنگ و آموزش عالی (به گفته ایرانی)  هست - یک بخش وجود دارد که کار سازمان بزرگ دامپزشکی ایران را انجام می دهد.وزارتی که کار وزارت علوم را انجام میدهد هیچ کاری به کار دانشگاهها ندارد! دانشگاهها نمی گذارند که وزارت به آنان کار داشته باشد.هر دانشگاهی خودش میداند و خودش، ایین نامه ها ، سیستم آموزشی ، استخدام، اخراج، گرفتن دانشجو و صدور مدرک همه در خود دانشگاه انجام می گیرد. مقررات آموزشی گاهی در دو دانشگاه که هر دو در یک شهرند بسیار با هم تفاوت دارد.مدرک فارغ التحصیلی دانشگاه نیاز به تایید هیچ جایی جز خود دانشگاه ندارد.

درون خود دانشگاه  کمتر کارمند و دانشجویی است که بداند چه کسی ریاست دانشکاه  است.

تازه این که چیزی نیست ! کمتر دانشجویی و کارمندی است که بداند رئیس دانشکده شان کیست! کسی کاری ندارد به این کارها

اگر بنا باشد ریس دانشگاه یا دانشکده تغییر کند این نه به حراست مربوط است نه به وزیر نه به اطلاعات نه به استاندار نه به امام جمعه نه به کلیسای کاتولیک نه جامعه روحانیت مبارز! و نه به کارکنان و دانشجویان و بسیج و انجمن اسلامی!

مدیران دپارتمانها و پروفسورهای نامدار می نشینند آگهی میدهند که ما رءیس می خواهیم!

شما  اگر استاد دانشگاهی در ایران، استرالیا، هند، آمریکا، فرانسه و آلمان و عربستان سعودی  و هر جای دیگری  هم باشیدمیتوانید مدارکتان را بفرستید! آنها می نشینند بررسی می کنند چند تا را بر می گزینند و برای مصاحبه دعوت می کنند( هزینه را هم دانشگاه می دهد) اگر خواستنی بودید نمی گویند :

ایرانی هستی، مسلمانی، فرانسوی هستی ،سیاهی،یا هندی یا ... !

 باید گذشته شما نشان دهد که شایسته این کار  هستید. حکمتان را خودشان صادر می کنند تمام! هر وقت نخواستید دوماه زودتر می گویید:می خواهم بروم

خلاص ! بفرما خوش آمدید زحمت کشیدید! به همین سادگی! وزیر موافقت کند ، هیئت  امنا بپذیرد!این داستانها نیست!

برای همه کارمندان همه جا همین است، هر زمان نخواستید می گویید دیگر نخواستم, می خواهم بروم استرالیا بیشتر پول میدهند، حوصله ندارم کار کنم. می گویند بفرما

  سراسر هلند،آلمان، فرانسه، بلژیک و اسپانیا  را بگردید در هیچ خیابانی تابلویی بزرگ را نمی بینید که بر آن نوشته باشد:

 دکتر آلبرت مونسیمار!... جراح، متخصص, فوق تخصص قلب و عروق و روده و کلیه، دارای فلوشیپ از کجا و ام اس از کجا و پی دی اف از کجا.. عضو کالج بین المللی فلان....

  در بسیاری از خیابانهای ما دیگر جایی برای نصب تابلو نیست از بس تابلوی متخصص و آزمایشگاه و فلان داریم. از آن سو:

  • مقام اول دنیا در بسیاری از سرطانها،
  • مقام نخست بیماریهای کلیوی و دیالیزی،
  • دارای رتبه بین المللی ! در دیابت،
  • بالاترین مرگ و میر به نسبت جمعیت در بیماریهای قلبی عروقی،
  • رتبه نخست پراکندگی باکتریهای مقاوم به آنتی بیوتیک
  • و دارای رتبه ارزشمند جهانی  در مصرف دارو!!

اگر بنا بود این دانشگاهها ، این ادارات گوناگون، این بانکها، این پزشکان رنگارنگ متخصص برای ما سودی داشته باشند ما باید با فاصله بسیار زیاد در دانش، تولیدات دامی و کشاورزی، سیستم های مالی و بهداشتی جهان را پشت سر می گذاشتیم. گردشگران ما به تنهایی بیشتر از فرانسه و اسپانیا وترکیه و انگلیس می بود! آموزش پرورش ما باید همه سیستم های دنیا را در جیبش می گذاشت و به گفته آن ریس جمهور پیشین ملتهای دنیا زنبیلشان را می گذاشتند تو صف ما!

نماز صبح, رادیو را باز می کنید, پیام اخلاق می دهد. از خانه خارج می شوید بر دیوار روبرو پیام اخلاقی نوشته است،در ودیوار شهر پر است از تابلو ها و بیلبوردهای اخلاقی، تلفن همراهتان پی درپی پیام های اخلاقی سوپر ناز از دوستانتان، گروه وایبری و فیسبوکی و تلگرامی تان برایتان باز می کند، بالای سر برگ نامه هایتان پیام اخلاقی نوشته است، روحانی اداره تان ظهر کلی برای شمااخلاق می بافد. عصر به پرسه می روید کلی اخلاق می آموزید، از ده شبکه سیما دست کم در هرزمان شش تا مستقیم سخنرانی فلان آقا را پخش می کند که پیام اخلاق میدهد ..آنهایی  هم که فیلم  پخش می کنند همان حرفها را از زبان هنرپیشگانشان دوباره به خوردتان می دهند!

راستی اگر بنا بود این پیام ها کاری بکند ما باید در بهشت اخلاق زندگی می کردیم. نیاز به چک و سفته و ضامن برای پول دادن و گرفتن و کاسبی نداشتیم. کلانتری ها و دادگاههای ما  مانند سویس بیکار بودند!

ای قربان درس اخلاق  دادنتان

 می بینید همه چیز مان به همه چیزمان می آید:

بیشترین متخصصان پزشکی: بیشترین آمار بیماری،

بیشترین معلم اخلاق، بیشترین پرونده دادگستری و کلانتری!

بیشترین بانک و سیستم حسابرسی: بیشترین دزدی و اختلاس!

ما خنده دار ترین مردم جهانیم! و پررو ترین آنها! هیچ جا و هیچ کس را در دنیا آدم حساب نمی کنیم! ما درخت جوزیم ملک سوایی!!


بهشتی یک ضرورت
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: بزرگداشتها

سید محمد حسینی بهشتی را اول بار از روی کتاب دینی شناختم .معلم دینی کلاس دوم و سوم راهنمایی مرحوم دکتر احمد توانا بود .چنان به متن و زمینه کتاب مسلط بود که ما در حاشیه کتاب یک جزوه کامل از تقریرات ایشان داشتیم. اسلام اجتماعی از لابلای کتاب دوم بارور می شد و در کتاب سوم به اسلام سیاسی می رسید. 
سال های 57 تا 60به بهانه مسئولیت سمعی بصری یک مسجد و یک مدرسه یا بدون آن بهانه در بسیاری سخنرانی های ایشان حاضر می شدم از مسجد گرفته تا حزب تا حسینیه ارشاد  . به نوعی شیفته اش بودم . نمادی از ادب و صلابت و عرفان و سیاست بود. همه آنچه از یک روحانی تراز جامعه آن روز توقع داشتم در او جمع بود. سال 59 تا 62 در دبیرستان مدرس به همراه برخی دیگر از دوستان دوره 21 علوی با علیرضا دومین فرزند پسرشان که از نیکان آمده بود همکلاس بودم سال دوم نظری شاگرد کلاس انشا و سال سوم شاگرد کلاس تاریخ پسر اولشان بودم . در همین مدت رفاقت با علیرضا باعث شد که اطلاعم و علاقه ام نسبت به ایشان صد چندان شود. همکاری با آقا محمد رضا در دفتر سیاسی حزب برای مشارکت در فیش برداری دائره المعارف خاورمیانه آشناییم را با ایشان افزایش داد. بعدها شنیدم که یکی از مهمترین الگوها و حامیان مادی و معنوی تحصیل ددکتر روحانی در خارج از کشور شهید بهشتی بوده است. 
اندیشه و عمل شهید بهشتی ، استقامت او بر رعایت عدالت و قانون و ساده زیستی و آداب دانی او ، اعتقاد راسخش به کار تشکیلاتی و سعه صدرش در گستردن چتری از بادامچیان تا موسوی برایم درس زندگی است.


مصاحبه اندیشه پویا با حسام الدین آشنا(قسمت دوم)
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: مصاحبه ها
مصاحبه اندیشه پویا با حسام الدین آشنا(قسمت دوم)
• این راهکارهایی که شما به عنوان راه‌های مواجهه دولت با دلواپسان مطرح کردید این تصور و تلقی را ایجاد می‌کند که دولت هیچ احتیاجی به حمایت اجتماعی و حضور روشنفکران و نخبگان در عرصه عمومی ندارد. خودش در رسانه جواب گروه سوم را می‌دهد. تحریم را هم که برطرف کند، گروه دوم از بین می‌روند.  و پاسخ گروه اول را هم در اندیشکده‌ها و اتاق‌های فکر و ساختار حکومت می‌دهد. یعنی دولت در هر سه زمینۀ خودش این توانایی را دارد که مسئله دلواپسان را حل کند. احتیاجی به حمایت اجتماعی هم ندارد. اینطور است؟
دولت در هر سه عرصه احتیاج دارد که با بدنه اجتماعی حامی و منتقد خودش  و توده مردم درتماس باشد. دولت در بخش رسانه‌ها و فضای عمومی عملا آگاهی‌بخشی و اقناع و شنیدن دیدگاه‌های مخالفین و منتقدین را دنبال می‌کند. در بخش دوم که بحث از مواجهه با کاسبان تحریم است، واقعا اگر حمایت ملی درکار نبود اصلا درحال حاضر رییس جمهوری نداشتیم که خواهان برداشتن لحاف باشد. پس اگر آن حمایت همچنان همراه دولت نباشد همان کفن‌پوشان کاملا فضا را تغییر می‌دهند. در لایه تصمیم‌سازی هم محققین برجسته ورود می‌کنند و حرف‌های جدی و حسابی دانشگاهی و مبتنی بر پژوهش‌های عمیق مقایسه‌ای جهت اقناع و اجماع زده می‌شود.
• اما به نظر می‌رسد که هنوز فضا به گونه‌ای نیست که در عرصه عمومی، مواجهه با دلواپسان را نهادهایی به غیر از دولت نیز بتواند پیش ببرند. شاید هم دولت چنین علاقه‌ای ندارد؟
اینطور نیست که دولت علاقه‌ای نداشته باشد. علت خیلی روشن است. فضا یک طرفه باز است و نه دو طرفه. 
• بعد از بازگشت تیم مذاکره کننده، موج هیجانی ایجاد شده بود اما دولت از این موج هیچ استفاده‌ای در برابر دلواپسان نمی‌کند.  
واقعا هنوز زمان شادی و پایکوبی در موضوع مذاکرات هسته‌ای نیست و برای این کار خیلی زود است. طرف مقابل هرنوع شادی و خوشحالی را به مثابه نیاز ایران به نتیجه‌گیری از مذاکرات به هرقیمت تلقی می‌کند. به همین دلیل نه آقای آقای دکتر روحانی و نه دکتر ظریف تمایل به شادی زودهنگام ندارند. ما به هیچ‌وجه نباید متانت و آرامش در فضای مذاکرات را از دست بدهیم. این اسلوب ما در مذاکرات است. مسئله دوم این است که اگر نقد کردن مذاکره کنندگان و مذاکرات فعلی، توافقات فعلی و نتایج مذاکرات فعلی امری خوب و مورد پسند و حق مردم است، نقد کردن مذاکرات و مذاکره کنندگان قبلی هم باید جزو حقوق مردم تلقی شود. این معیار دوگانه که بگوییم گفتگو درباره مذاکره و مذاکره‌کنندگان قبلی سیاه نمایی است اما نقد مذاکره کنندگان فعلی عین واقع‌نمایی است، بسیار نادرست است. انصاف نیست که استناد به بیانات مقامات رسمی و غیر رسمی امریکایی و اسرائیلی در مذاکرات فعلی واجب باشد اما در مذاکرات قبلی حرام. مقامات امریکایی و اروپایی در مذاکرات قبلی هم اظهارنظرهای خیلی زیادی داشتند، اما نه در تلویزیون و نه در رسانه‌های عمومی دیگر و نه در تبلیغات دولتی به هیچ‌وجه استنادی به گفته‌های دیگران نمی‌شد و اساسا منع جدی هم در این زمینه وجود داشت. وقتی ایران تحریم می‌شد و پشت‌سر هم قطعنامه دریافت می‌کرد، هیچ کسی نمی‌گفت که این قطعنامه‌ها خطر دارد و نباید بگذاریم این قطعنامه‌ها صادر شود. بلکه درمقابل برخی با افتخار اعلام می‌کردند که آنقدر قطعنامه بدهند تا قطعنامه‌دان‌شان پاره شود. هیچ کس امروز آزاد نیست که بگوید قطعنامه‌دان آنها پاره نشد اما در نتیجه آن نگاه، خیلی چیزها اینجا پاره شد. 
• پس دولت می‌توانست فضای نقد گذشتگان را ایجاد کند و نکرد.
بله، همینطور است. دولت پذیرفت که دیگران را مصون از نقد و خودش را در معرض نقد قرار دارد. برای فهم اینکه آیا این استراتژی درست است یا نه باید کمی صبر کنیم. بگذاریم در یک فضای آرام مذاکرات پیش برود و وحدت ملی آسیب نبیند. باید اجماع ملی وجود داشته باشد تا پس از نتایج مذاکرات اگر کسانی که درگذشته مسئولیت‌هایی به عهده داشتند، شروع به تخریب توافق نهایی کردند، آمادگی این را هم داشته باشند که از دوره خودشان دفاع کنند. اما اگر به رای ملت و تدبیر دولت گردن نهادند آن وقت ممکن است که این دولت و ملتِ خطاپوش از قصور و تقصیرهای برخی از آنها چشم‌پوشی کند. 

گفتگوی اندیشه پویا با حسام‌الدین آشنا(بخش اول)
ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: مصاحبه ها

گفتگوی اندیشه پویا با حسام‌الدین آشنا

فروردین1394

  • یکی از وعده‌های مهمی که آقای روحانی از ابتدای ریاست جمهوری‌شان داده بودند حل بحران هسته‌ای، بهبود رابطه ایران با جهان و برداشتن سایه تحریم‌ها و جنگ از سر کشور بود. تلاشهای دکتر ظریف و وزارت خارجه در این دو سال بدانجا رسید که در فروردین امسال اولین قدم‌ها در مسیر توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی برداشته شد. اما در این مدتی که از بیانیه مشترک ایران و غرب می‌گذرد، در مناظره‌ها و بحث‌ها و نوشته‌ها مواجهیم با دلواپسانی که دولت را نقد می‌کنند و منتقد این توافق‌اند. هدف دلواپسان چیست؟  فکر می‌کنید که آنها درنهایت می‌گذارند این مسیر هموار شود و آب خوشی در نتیجه مذاکرات از گلوی دولت و ملت پایین برود؟ دلواپسان به نظر شما چه گروهها و جریانهایی را نمایندگی می‌کنند؟

ما در کشورمان تنها یک گروهِ دلواپس نداریم. حداقل چهار نوع دلواپس داریم. یک گروه کسانی هستند که نگاه‌شان به برنامه هسته‌ای ایران اساسا افزایش توان بازدارندگی است و این بازدارندگی را از مسیر تقابل دنبال می‌کنند . آنها هر کوتاه آمدنی را یک نوع خیانت به مسئله بازدارندگی تلقی می‌کنند. چیزهایی را می‌خواهند که خودشان نمی‌توانند به زبان بیاورند و مجبورند آن چیزها را دراین قالب بیان کنند که چرا دولت از فلان مساله کوتاه آمده است.. اینها اصلا تمایلی هم ندارند که روی صحنه باشند. گروه دوم از دلواپسان در حوزه به اصطلاح دور زدن  تحریم فعال هستند. افرادی که نامشان را کاسبان تحریم گذاشته‌ شده است. ایها کسانی هستند که تحریم برایشان منافع بی حساب و کتاب  ایجاد کرده است. اینها هم روی صحنه نمی‌آیند اما همانطور که در گفت‌وگویی با مجله شما قبلا گفته‌ام اگر خودشان کفن نپوشند می‌توانند هزینه و معونه هزاران کفن‌پوش را تامین بکنند. سومین گروه از دلواپسان کسانی هستند که اتفاقا نسبت به رویکرد هسته‌ای دولت نگرانی ندارند بلکه نگرانی‌ آنها از کلیت دولت است. از نظر آنها دولت هر اقدامی در هر حوزه‌ای که بکند اقدامش نابجا است از جمله در حوزه هسته‌ای. اینها مخالفان و رقبای سیاسی دولت محسوب می‌شوند و بسیار خوب هم  دیده می‌شوند. گروه چهارم کسانی هستند که نسبت به عاقبت اندیشی و تدبیر این دولت تردید دارند چرا که طرف مقابل را بسیار قوی ، زیرک و حیله گر  و طرف خودی را ضعیف و ظریف و ساده تصویر می کنند .آنها جنگ آشکار را راحت تر بر می تابند تا لبخند و قدم زدن را .آنها تجربه نظامی خود را از تجربه دیپلماتیک دیگران بالاتر ارزش گذاری می کنند. من این چهار گروه را به عنوان دلواپسان شناسایی می‌کنم.

  • دولت چه مواجهه‌ای با با هرکدام از این چهار گروه می‌تواند داشته باشد؟

رقیبان سیاسی دولت همان‌هایی هستند که دولت در سطح رسانه‌ها با آنها مواجه است. دولت برای مواجهه با آنها فعالیت رسانه‌ای می‌کند. اگر مناظره‌ای و بحثی است دولت هم نماینده دارد و با آنها حرف می‌زند. مواجهه با گروه دوم مواجهه‌ای ساختاری است؛ مثل مبارزه با فساد و حذف لحاف ملایی به اسم تحریم. لحاف که برداشته ‌شود دیگر موضوعی برای این گروه از دلواپسان نمی‌ماند. جای بحث با گروه اول و  از دلواپسان هم در اندیشکده‌ها، شوراها و محافل سیاستی و مجامع تصمیم‌سازی است. گروه چهارم هم باید توسط فرماندهی عالی خود توجیه شوند. پس حرف من این است که دولت در هر چهار حوزه کار خود را انجام می‌دهد. 


در باره راهیان نور
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: راهیان نور

امسال هم این توفیق و افتخار نصیب بنده شد که مسیر راهیان نور را دنبال کنم ؛ واقعیت این است که هر سال که انسان به مناطق عملیاتی جنوب مشرف می شود یک معرفت جدیدی پیدا می‌کند. کسانی که در دوران دفاع‌ مقدس بوده‌اند و نگران از دست رفتن خاطره و ارزش‌های دفاع مقدس هستند باید برای حفظ ارزش‌ها و آرمان‌ها فداکاری کنند و همانطور که در دفاع مقدس جنگیدند امروز باید انتقال دهنده پیام آن دوران باشد.
جنگ ما غریب بود، شهیدان ما غریب بودند ،مراقب باشیم که یادمان های حماسی ما غریب نباشند.با اینکه زائرین از سراسر کشور از یادمان ها بازدید می‌کنند ولی باز هم یادمان‌ها غریب هستند زمانی این غربت بیشتر می‌شود که ما به مشعل‌های هدایت و چراغ‌های راهنما نگاه نکنیم و نگاه‌مان به این یادمان‌ها، نگاهی محدود باشد. این مسیر دشواری که مردم در این سال ها پیمودند و مسیر دشوارتری که در آینده پیش رو داریم بجز استعانت از روح شهدا نمی توانیم طی کنیم همان گونه که در طول این سال ها خیلی ها از این مسیر عقب ماندند و جدا شدند به نحوی که اسم شهدا را آوردند ولی رسم شهدا را به جا نیاوردند.

سه موضوع در فراموش کردن فرهنگ دفاع مقدس تاثیر می گذارد: گذشت زمان، زیرسوال بردن و کمرنگ کردن و تغییر تحلیل مردم نسبت به این حوزه و افزایش تنوع و تفریحات امروزی از مهمترین عوامل فراموشی این فرهنگ ایثار و شهادت هستند.

 اولین موضوع گذشت زمان است چرا که  اگر زمان بگذرد و کسی برای یاداوری حماسه ها کاری انجام ندهد  خود گذر زمان باعث فراموشی می شود به فضل الهی با وجود گذشت زمان توانسته ایم در مقابل عامل زمان، آن را مدیریت کنیم و این فرهنگ با ارزش را به جامعه القا نماییم به طوری که بعد از گذشت 35 سال از دفاع مقدس دنیا به حقیقت و حقانیت جمهوری اسلامی و دفاع مقدس پی برده است. دومین عامل، دشمنان ملت  هستند که به مردم القا می کردند جنگ از اول بیخود بوده است در حالی که امروز همدلی در مورد دفاع مقدس و راهیان نور وجود دارد که به کسی اجازه تخریب آن را نمی دهد امروز حتی کسانی که جمهوری اسلامی ایران را قبول ندارند نسبت به دفاع مقدس سر تعظیم فرود می آوردند.سومین مسئله تنوع و کثرت سرگرمی ها است؛ افرادی که در این مناطق حضور پیدا می کنند در مقابل دیگر خواسته های خود مقاومت می کنند یعنی اینکه اگر به کشورهای خارجی یا کیش و قشم نمی روند اما در چنین مناطقی حضور می یابند، برای این است که بگویند توانستیم در مقابل وسوسه های رقیب ایستادگی کنیم و پیروز شویم.

مقام معظم رهبری امسال را  سال همدلی و همزبانی دولت و ملت نامگذاری کردند همدلی یعنی همدلی با شهدا؛ پس اگر دولت و ملت با شهدا همدل باشند با یکدیگر همدل هستند و اگر این طور نباشد با یکدیگر همدل نخواهند بود.

با شروع به کار دولت تدبیر و امید برخی می گفتند که این دولت با راهیان نور و جبهه مخالف است و رزمنده ستیز است این فشارها ممکن بود بعضی ها را دلسرد کند اما آن سخنان درست نبود و رئیس جمهور در هیئت دولت به صراحت گفتند که این دولت، دولت جبهه و رزمندگان است. دولت باید در مورد ارزش های دفاع مقدس احساس وظیفه کند و با همراهی و حمایت واقعی از این حرکت این راه را ادامه دهد‌اگر بخواهیم همدلی میان دولت و ملت را حفظ کنیم می‌توانیم همگی حول محور ارزش های دفاع مقدس جمع شویم.

 همه ما وظیفه داریم در دستگاه های مختلف اولویت را به سمت راهیان نور ببریم و از حداکثر ظرفیت ها در این حرکت بزرگ استفاده کنیم. وزارت خانه ها باید این را باور داشته باشند که نسبت به دفاع مقدس مسئولیت ذاتی دارند و نه اینکه لطف می کنند، باید پای کار بیایند و یاری دهنده این کار بزرگ باشنددولت باید وظیفه ذاتی خود را نسبت به راهیان نور انجام دهد بدون اینکه ردیف بوجه مستقلی وجود داشته باشد، یعنی بهداشت و درمان وظیفه دارد سلامت زائرین را با دقت پیگیری کند. وزارت راه و شهرسازی موظف است که مسیرهای ورودی و خروجی این مناطق را تامین کند. وزارت نیرو موظف است که آب و برق و فاضلاب این مناطق را تامین کند، دولت وظیفه دارد و باید وظایفش را نسبت به این قضیه انجام دهد.
 در حوزه زیر ساختی، ما سال به سال با ارتقاء وضعیت یادمان‌ها، جاده ها و امکانات خدماتی مواجه هستیم و در سال‌های اخیر تحولات شگرفی نسبت به جنبه‌های خدماتی و زیر ساختی اتفاق افتاده است البته ما راه طولانی را داریم تا بتوانیم این خدمات را تکمیل بکنیم.

در طول سالیان گذشته نگاه مقام معظم رهبری به راهیان نور نگاه تشویق همراه با حساسیت بوده است که در دیدار مسئولان راهیان نور، ایشان دغدغه‌هایشان را صریح بیان کردند، باید نتیجه  فعالیت های محتوایی راهیان نور تقویت امید و همدلی و اعتماد مردم به مسئولان باشد.

ایده "ما می توانیم" ایده دفاع مقدسی است و این ما می‌توانیم‌ها معطوف به توانستن‌های متعدد خواهد بود و از این مسیر، می‌توانیم یک ایران قدرتمند را بسازیم.راهیان نور را یکی از مصادیق تحقق شعار "ما می‌توانیم" است چرا که راهیان نور با امکانات خیلی کمی شروع کرد ولی امروز تبدیل به بزرگ ترین حرکت فرهنگی کشور شده است


جای خالی پروفسور
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ارتباطات سیاسی ،نقد رسانه ای

جناب استاد حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشته اند:
"در حقوق بین‌الملل فصلی با عنوان حق مقابله به‌مثل -RETALIATION- آمده است. این فصل به کشوری که حق قانونی آن از سوی یک یا چند کشور دیگر نقض گردیده اجازه مقابل به مثل داده است. جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در واکنش به قطعنامه اتحادیه اروپا که تعهدآور بین‌المللی نیست، از این حق استفاده کند و تنگه هرمز را به روی نفتکش‌های حامل نفت برای کشورهای اروپایی تحریم کننده ایران ببندد. گفتنی است، کشورهای اروپایی مجاز به خرید یا نخریدن نفت ایران هستند ولی قطعنامه اتحادیه اروپا تصریح دارد که این اقدام برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران نیز با استناد به «کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو» و «کنوانسیون ۱۹۸۲ جامائیکا» که مدلول آن نظام حقوقی آبراهه‌های بین‌المللی و حق عبور کشتی‌هاست، می‌تواند عبور نفتکش‌های حامل نفت برای کشورهای اروپایی تحریم‌کننده ایران و یا کشتی‌های اروپایی حامل کالا برای کشورهای منطقه را ممنوع اعلام کند و... "
می خواستم متواضعانه از ایشان بپرسم پس از اینکه ایران بدستور ایشان تنگه را بست، چه واکنشی را از طرف خریداران اروپایی و صادر کنندگان نفت در خلیج فارس پیش بینی می کنند و در مقابله با آن واکنش ها، از طرف ایران چه عکس العملی را در اولویت تدبیر خود قرار می دهند؟ پس از یک دوره رفت و برگشت از اقدامات مخاصمه آمیز یا تنش زا چه وضعیتی را در میان همسایگان، در منطقه و در سطح بین المللی پیش بینی می کنند؟ در مواجهه با عواقب احتمالی و آن پیش بینی ها ، چه پیش گیری هایی را مد نظر دارند؟ سرمقاله های بعدی می تواند راه گشا باشد.


چهار اصل تغییر در نظام دانشگاهی
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: اتاق فکر استان ،سیاستگذاری عمومی

مهمترین منابع یک دولت برای اداره کشور مشروعیت و کارامدی است؛ در کشور ما منبع مشروعیت از طریق انتخاب مردم و تنفیذ رهبری تحقق پیدا می کند.

دومین منبع کارآمدی است؛ کارآمدی شاخصی بسیار مهم است و حتی برخی از حکومت‌ها علی‌رغم ماهیت کودتایی خود ، با داشتن این شاخص پایدار ماندند؛ در مقابل آنچه که تحت عنوان بیداری اسلامی و بهار عربی در منطقه شناخته می‌شود، نتیجه ضعف کارآمدی دولت‌ها بوده است.

اگر کارآمدی و مشروعیت مبنای توانایی حکومت باشند، باید نسبت حکومت با جامعه تعریف شود؛ در حقیقت اگر حکومت نتواند نسبت خود را با جامعه مشخص کند و برای تصمیم‌گیری تنها به منابع سخت اکتفا نماید؛ همیشه متهم است که در تصمیم‌گیری‌های خود منافع گروه و جناحی را مد نظر قرار داده است.

هر تصمیمی که در سطح ملی و منطقه‌ای گرفته می‌شود، منجر به جابه‌جایی برخی منافع خواهد شد؛ در جریان بسته تصمیم‌گیری همه تلاش دارند تا منفعت مورد نظر خویش را به دست آورند؛ هر گروهی برای این کار استراتژی خود را دارد , توجیهات و برنامه‌هایی را ارائه می‌کند که ناشی از جهان ذهنی آن‌هاست؛ در حقیقت جهان ذهنی کارگزاران متناسب با منظری است که در آن اشتغال دارند.

برای فهم چگونگی توجیه اولویت‌های تصمیم‌گیری در یک کشور تحلیل ضعف و قدرت دستگاه‌ها ضروری است.  در چارچوب قدرت، دستگاه‌هایی که قدرتمند هستند، روز به روز قوی‌تر و دستگاه‌هایی که ضعیف هستند به مروز ضعیف‌تر خواهند شد؛ باید به دنبال ایجاد شکاف در زنجیره ناکارامد تصمیم‌گیری‌ها بود تا صدای همه شنیده شود.باید توجه داشت که ساز و کارهای قدیمی نتایج جدیدی ندارند و ما مجبوریم که در ساز و کارها تجدید نظر کنیم.

چهار اصل تغییر در دانش، بینش،روش و برش در بازنگری نسبت دانشگاه با تصمیم گیری و سیاست گذاری واقعی مورد توجه قرار می گیرد.

یکی از این اصول بازنگری در نظام تصمیم‌گیری‌ها ، تغییر در رویکرد دانشی دانشگاه هاست ؛ تا امروز ما دانش معطوف به آموزش تولید کرده‌ایم؛ یکی دیگر از تلاش‌های ما دانشگاه پژوهش‌محور بود که نتیجه آن تولید زیاد مقالات ISI بوده است.پس از آن تلاش کردیم دانشگاه کارآفرین داشته باشیم که در آن موفق نشدیم و فارغ‌التحصیلان بیکار روانه جامعه شدند؛ اما تلاشی برای ایجاد دانشگاه سیاست‌گذار و سیاست‌ پژوه آغاز نکرده‌ایم؛ آیا تاکنون از دانشگاه خواسته شده سیاست تولید کند و یا برای سیاست‌گذاری پژوهش کند؟

دانشگاهی که بتواند اولویت‌های منطقه‌ای و ملی را به نقد بکشد و در رابطه با آن طرح ارائه دهد، و عملکرد دولت‌ها را ورای ادعاهای آنان نقد کند، دانشگاهی سیاستی است نه سیاسی.ما همیشه از سیاسی بودن دانشگاه‌ها هراس داشته‌ایم این در حالی است که امام راحل و مقام معظم رهبری بر سیاسی بودن دانشگاه‌ها تاکیدی جدی داشته‌اند.هراس ما به این خاطر است که سیاسی بودن را با جناحی بودن یکی می‌دانیم و تصور می‌کنیم دانشگاه پیاده‌نظام جناح‌های سیاسی است.دانشگاهی که بتواند اولویت‌های منطقه ای و حتی مسائل ملی را مطرح و از طرح‌های خود دفاع کند و همچنین بتواند عملکرد دولت‌ها را بر مبنای سیاست‌پژوهی نقد کند، دانشگاهی سیاستی است نه سیاسی. رساله‌های کارشناسی ارشد و دکتری تحقیقات دانشگاهی و… می‌تواند به مسائل واقعی کشور چه از جهت مسئله‌شناسی و چه راه‌حل‌پژوهی و نقد عملکردها معطوف شود.

دانشگاه توانمند دانشگاهی است که در برابر قدرت حاکم نمی ایستد اما قدرت حاکم به احترام آن دانشگاه می‌ایستد.

ممکن است امروز این سخن من مورد توجه قرار نگیرد، چرا که همین چند روز پیش معاون فرهنگی دانشگاه فردوسی احضار و چند ساعتی در بازداشت بود؛ اما آیا نمی‌توان حتی در مورد دستگیری معاون دانشگاه در دانشکده علوم سیاسی، دانشکده حقوق و… این مسئله را پژوهید.

«چرا  دانشکده حقوق  در خصوص اینکه آیا دادستان می‌تواند راجع به اتفاقات فرهنگی داخل دانشگاه تصمیم‌گیری کندیا نه، طرحی پژوهشی اجرا نمی‌کند.

چند روز پیش امام جمعه محترم مشهد در خطبه های نماز  در خصوص مراسم دانشگاه فردوسی بیاناتی را ایراد فرمودند؛ آیا نمی توان در دانشگاه‌ه فردوسی   صحبت‌های امام جمعه را  از جنبه های سیاسی، حقوقی، فقهی و… مورد بررسی قرار داد؛ یا مثلا نمی توان از امام جمعه دعوت کرد تا در جمع دانشگاهیان و در تریبونی غیر از نماز جمعه  از استدلال‌های خود دفاع کند.

در حقیقت هر اتفاقی که بخشی از آن به قدرت حاکم مربوط باشد، قابلیت بررسی در دانشگاه را دارد؛ ما امروز چه بخواهیم و چه نخواهیم قوای مجریه، مقننه و قضائیه بر دانشگاه تاثیرگذارند، اما باید پرسید تاثیر دانشگاه بر این قوا چیست.آیا امروز مسئولان قوا در دانشگاه مشکل می‌بینند یا راه‌حل؟

دومین مسئله برای تغییر رویکردهای دانشگاه‌ها مسئله بینش است؛ اگر بینش تغییری نکند، هیچ اتفاقی در سطح دانشگاه‌ها رخ نخواهد داد؛ تا زمانی که استاد دانشگاه خود را کارمند حقوق‌بگیر دولت بداند و به وظایف آموزشی خود اکتفا کند و مسئولیت اجتماعی خود را محدود به این مسائل بداند، نمی‌تواند تغییری در جامعه ایجاد کند.تغییر بینش یعنی رابطه دانشگاه با جامعه تغییر یابد؛ انقلاب اسلامی اگر با تحول در  دانشگاه و حوزه همراه  نمی‌شد، به موفقیت نمی‌رسید؛ دانشگاه در آن زمان حاضر شد مسئولیت تغییر را در جامعه بپذیرد. امروز دانشگاهیان جزو دهک‌های برتر فکری در جامعه به شمار می‌روند، اما اگر از بینش راهبردی برخوردار نباشند به حاشیه رانده خواهند شد.

سوم آن که  اگر قرار باشد بینش خودرا تغییر دهیم، باید از روشی درست بهره‌مند باشیم.در سیاست‌گذاری ما نباید به دنبال کشف حقیقت و واقعیت صرف باشیم؛ آنچه که در سیاست‌گذاری مهم است، کشف مصلحت است؛ یعنی درست‌ترین راه‌حل به شرط امکان به دست آید.متاسفانه ما روش مصلحت را نشناخته‌ و نیاموخته‌ایم؛ در سیاست‌گذاری اصل، تکیه بر باب تزاحم  در اصول و رعایت آن است است؛ در حقیقت عاقل کسی است که بتواند از بین بد و بدتر آنچه که بد است را انتخاب کند.

آخرین محور،‌ برش است؛ ممکن است راه‌حل‌هایی که توسط یک گروه یا یک مجموعه دانشگاهی به دست می‌آید، راه‌حل‌هایی مناسب باشد اما اگر برش و ارتباط لازم با بدنه حاکمیت وجود نداشته باشد، این راه‌حل‌ها مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.در نظام مرکز - پیرامون‌، مرکز صدای پیرامون هیچگاه جذب مرکز نخواهد شد اگر توانستیم صدای پیرامون را به همه جا برسانیم، موفق بوده‌ایم.

ایده اتاق فکر در نتیجه پیوند میان معاونت تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری با معاونت فرهنگی وزارت علوم جهت ایجاد برش برای اتاق‌های فکر است.مسیری که اتاق‌های فکر پیش رو دارند راهی سخت و تلخ خواهد بود؛ مطمئنا وقتی قرار است صدای یک استان به تهران برسد، موانعی وجود خواهد داشت که غلبه بر آن بر عهده مدیران اتاق‌های فکر، دانشگاهیان و مدیران عاقل استان‌هاست؛ در این مسیر سخت گاه نه تنها افکار بلکه افراد را دفن می کنند.اتاق فکر به دنبال ایجاد امکانی است که نظرات نخبگان برش‌ کافی برای تاثیر گذاری بر بالاترین سطوح حکومتی را داشته باشد.

اگر در اتاق فکر در امور سیاستی ذی‌نفعان و ذی‌ربطان با متد روش‌مند اقدام به مطالعات سیاست‌گذاری کنند و به اجماع دست یابند؛ بسیاری از مشکلات استان‌ها حل خواهد شد.مطمئنا گفت‌وگوی سامان‌مند ختم به معجزه خواهد شد؛ ما نیز در راه‌اندازی اتاق‌های فکر به گفت‌وگو معتقد و به آن ملتزمیم.


سینمای دینی مجیدی
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سینمای دینی ،ارتباطات دینی

محمد رسول الله (ص) ساخته مجید مجیدی شعر سپیدی است در ستایش پیام آور رحمت و برکت، ولایت نامه ای است در پیرایش حضرت ابوطالب از شرک و ضلالت ، دعوت نامه ای است به بازشناسی نسبت یهودیت و مسیحیت با اسلام و شهادت نامه ای است در بزرگداشت آنچه سینمای دینی اش می خوانیم.
مجیدی راه میان سینمای زمینی و سیمای آسمانی  را هموار و دین خود را در حد توان به محبوب ترین بنده خداوند  ادا کرد. نامه رهبری به جوانان غربی پیوستی رسانه ای می طلبید ؛ چه خوب شد که آن اعلان و این اکران هم زمان شد.


شمس آمد
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاستگذاری عمومی


http://npps.ir 

شمس افتتاح شد.


هیچ‌گاه حکومت‌ها از مشورت با نخبگان و دانشمندان بی‌نیاز نبوده و نیستند، اما متأسفانه جریان سیاست همواره به‌گونه‌ای نبوده که نخبگان قدر شناخته شوند و بر صدر بنشینند.
همواره نقد قدرت و حکومت تبعات تلخی برای نخبگان داشته و از نقد، طرد و زندان و داغ و درفش نصیب‌شان شده است، اگر در یک کشور قرار است اتفاق بزرگی میان دولت و ملت بیفتد، ابتدا دولت باید تکلیف خود را با نخبگان مشخص کند و از جامعه نخبه کشور که نگاه دغدغه‌مند، درون‌گرایانه به مصالح ملی دارند به‌نحو احسن برای پیشرفت و توسعه کشور استفاده کند.
شبکه مطالعات سیاست‌گذاری عمومی (شمس) بر همین اساس در دولت تدبیر و امید برای پیوند زدن میان نخبگان و سطوح مختلف ایجاد شده است.
سال‌های سال در کشورمان سرمایه‌گذاری عظیمی برای تربیت نخبگان شده و دانشگاه‌ها، حوزه‌ها و نهادهای آموزشی و پژوهشی عمدتاً از محل بودجه عمومی سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا صدها دانشمند و دانش‌پژوه در کشور رشد کنند.شبکه‌سازی راه نجات کشور است و نمی‌توان بدون نظر خواستن از متخصصان تصمیمات درست را اجرایی کرد.
اگر متخصصان از تصمیم‌گیری و ذی‌نفعان از نظارت حذف شوند، راه تباهی و فساد هموار می‌شود، اظهار داشت: شمس دعوتی عام از همه کسانی است که تصور می‌کنند سخنی جدی برای گفتن دارند و سخنهای‌شان نه از جنس فریاد و ناله بلکه از جنس گله و پیشنهاد و راه‌هایی برای حل مشکلات واقعی کشور است.
در گام‌های بعدی مدرسه عالی تدبیر با هدف تربیت نیروهای پژوهشگر در عرصه سیاست عمومی راه‌اندازی می‌شود، گفت: با انجام این کار و پیوند آن با اتاق‌فکر استان‌ها و شمس 3 حلقه مکمل برای ایجاد تحول در عرصه سیاست عمومی کشور تشکیل می‌شود و دستاوردهای ارزشمندی را کسب خواهیم کرد. بسیاری از مصائب امروز حاصل تصمیمات غلط دیروز ماست و تشخیص صورت مسئله در کشور ما با دقت اجرا نشده، شمس این امکان را فراهم می‌کند متخصصان در حوزه تخصصی با صراحت با دولت سخن بگویند و نقد کنند و راه نشان دهند. به ما بگویند که آیا مسئله ما کمبود آب است یا تدبیر برای مصرف درست آن، بگویند مشکل ما ستیزندگی یا سیاست خارجی است یا ذلت‌پذیری که این دو مسئله تفاوت بسیار زیاد است و یا اینکه به ما بگویند چرا ما نمی‌توانیم در یک جمع کار مفید کنیم.
امیدوارم شمس بتواند خورشید درخشنده‌ای برای نخبگان کشور و تاثیرگذاری مثبت در تصمیمات دولتی باشد .ما چاره‌ای نداشتیم که از تهرانی‌اندیشیدن و تهرانی‌تصمیم گرفتن عبور کنیم و به سراغ استانها برویم لذا ایده اتاق فکر استانها تشکیل شد که در درون سایت شمس متولی می‌شود.
منتقد باید قدرت نقد و نفوذ در دولت و نهادهای تصمیم‌گیر کشور را داشته باشد و آن تصمیمات را مورد نقد و ارزیابی کارشناسانه قرار دهد که البته این امکان تا به حال به این شکل وجود نداشته و معمولا نقدها از موضع سیاسی و یا از موضع شخصی صورت می‌گرفته است. لذا وقتی نقد مطرح می‌شود چون فرد نقد شده تصور سیاسی از نقد را دارد تاثیرنقد طبیعتا نیز کمتر می‌شود لذا پیشنهاد کردیم نقدها از موضع غیرسیاسی انجام شود و معتقدیم نقد دولت باید از مسیر دولت صورت گیرد یعنی دولت از نقد حمایت کند . یکی از کارهای مرکز بررسی‌های استراتژیک اتمام حجت کردن با مجلس و دولت در این زمینه است به این معنا که نقدها از موضع کارشناسانه بیان می‌شود و در جریان تصمیم‌گیری به قله تصمیم‌گیری می‌رسد که در غیر این صورت آن نقد دچار فرسایش ناشی از بازی های قدرت می‌شود.چانه‌زنی‌های قدرت باعث می‌شود تصمیمات لزوما معرف و تامین کننده منافع عمومی نباشد بلکه بیشتر به سمت گروه های با منافع خاص سوگیری پیدا کند . اگر نقد از ناحیه تخصص و ناشی از منافع حزبی و گروهی نباشد باعث می‌شود که فرآیند اتمام حجت در کنار فرآیند تصمیم‌گیری قرار بگیرد که در این صورت مسئولین هم نخواهند توانست بگویند که یک یا چند انتخاب محدود پیش رویمان داریم. با توجه به این امر رقبای سیاسی نیز باید به مستندات سیاستی خود مراجعه کنند و نخواهند توانست به صورت گتره ای صرفا با استناد به منافع جناحی یکدیگر را مورد هدف قرار دهند.
هدف شمس تنها خدمت به دولت تدبیر و امید نیست بلکه تولید متونی است برای تصمیم‌گیری در نهادهای تصمیم‌گیر کشور چه در مجلس، چه دولت و چه در قوه قضائیه و حتی در بخش‌های خارج از حاکمیت که قدرت تصمیم‌گیری دارند.
متاسفانه در فضای عمومی آگاهی نسبت به مسائل سیاست‌گذاری عمومی اندک است، اگر شمس مورد استقبال رسانه‌ها قرار گیرد و به عنوان یک خبرگزاری سیاستگذاری و تولید محتوای رایگان برای سایر رسانه‌ها و یک مرجع قابل اعتماد که منافع هیچ گروه خاصی را نمایندگی نمی‌کند مورد اعتماد قرار گیرد قطعا سطح آگاهی و توقع و انتظار عمومی و یا حتی سلیقه عمومی در موضوعات سیاسی بالا می‌رود و هر کسی به راحتی نخواهد توانست سر ملت را کلاه بگذارد و با شعارهای بی محتوا جلب محبوبیت کند .
گفتمان اعتدال یعنی هم موافق و هم مخالف را مورد توجه قرار دهد، ایده گفتمان اعتدال بیشتر شنیدن و همچنین اجازه دادن به منتقدان مستقل و تلاش برای اتمام حجت با اهالی دولت و مجلس است. موفقیت در گفتمان اعتدال این است که به سیاست اعتدالی عمل شود یعنی دولت به اعتدال ملتزم باشد که در این صورت مورد حمایت مردم هم قرار خواهد گرفت. و اعتدال نه تنها شعار دولت بلکه عمل دولت در عرصه سیاستگذاری است.


سیاستگذاری از راه دور
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاستگذاری فرهنگی ،سیاستگذااری ارتباطی
شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی  رسما کار خود را آغاز کرد ؛آن  را بخوانیم و در آن بنویسیم.

http://npps.ir


← صفحه بعد