فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

نگاه دینی - فلسفی آیت الله جوادی به بازیگری
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ارتباطات دینی ،نظریه های فرهنگی

عصر پنج شنبه همایش «هنر ولایی» برگزار شد. در این همایش که هنرمندان متعهد کشورمان نیز حضور داشتند در ابتدا پیام تصویری آیت‌ا... جوادی آملی درباره هنر و بازیگری پخش شد و در ادامه حجت‌الاسلام سید محمد قائم مقامی به سخنرانی پرداخت. بیانات آیت‌ا... جوادی آملی از این حیث اهمیت دارد که برای اولین بار است ایشان در این باب، دیدگاه خود را به جامعه فکری کشور ارائه می‌کند. نگاه دینی، فلسفی آقای جوادی آملی به‌عنوان یکی از علمای بزرگ تشیع، چراغ راهی است برای فعالان عرصه هنر و بازیگری.

متن کامل پیام وی را که «آوینی فیلم» منتشر کرده، در ادامه می‌خوانیم:

اعوذ با... من الشیطان رجیم

بسم ا... الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی ا... علی جمیع الانبیاء و المرسلین

مرتبه حضار گرامی، فرهیختگان، صاحب نظران و علاقه‌مندان به هنر ولایی را ارج می‌نمایم.

از همه کسانی که در برگزاری این محفل وزین سعی و کوشش کردند حق شناسی می‌کنیم و توفیق همگان را در احیای معارف الهی از ذات اقدس اله مسألت می‌کنیم. آنچه که می‌تواند هنر ولایی را برای ما معنا دار کند بررسی معنای هنر از یکسو، به ولایت از سوی دیگر و ترکیب معقول و مقبول این دو واژه پر برکت از سوی سوم است.

هنر وقتی می‌تواند معقول و مقبول باشد که ریشه عقلانی داشته باشد از یکسو، در کارگاه خیال دقیقا مهندسی شده باشد از سوی دوم، و خروجی آن هم یک جمال محسوس باشد از سوی سوم، اگر ریشه عقلانی نداشته باشد یک هنر خیالی است نه هنر انسانی و معقول اگر ریشه عقلانی داشته باشد و در کارگاه خیال مهندسی روی آن اعمال نشده باشد آن یک مطلب علمی است که در کتاب‌ها هست ولی این توان آثار هنری را ندارد و اگر در کارگاه خیال خوب هندسی شد لکن در اثر ضعف رابطه حس و خیال خروجی آن جمال محسوس نبود بازده خوبی هم نخواهد داشت.

بنابراین این اضلاع سه گانه را هنر باید داشته باشد: ریشه عقلانی داشته باشد، در کارگاه خیال به‌طور دقیق مهندسی شده باشد و خروجی او هم جمال محسوس باشد، یعنی به‌وسیله هنرمندانی که هم عقلانیت را خوب تحمل کردند و درک کردند هم در کارگاه خیال خوب مهندسی کردند و هم سبک رفتار و گفتار و نوشتار آن‌ها دلپذیر است. هنر با بازی فرق می‌کند، با لهو و لعب فرق می‌کند، هنرمند هرگز بازیگر نیست آن‌که بازیگر است نمی‌تواند هنرمند باشد.

بخش دیگر مسأله ولایی است. اول کسی که ولی جهان و انسان است خداست که ا... ولله هو الولی الحمید آن‌که والی ماست ولی ماست، سرپرست جهان امکان است، کسی است که جهان آفرین است. جهان آفرین ما را به سه اصل عمیق دعوت کرده است که اگر آن سه اصل عمیق را درست بررسی کردیم و در کارگاه هنر حضور عالمانه پیدا کردیم، هنر ما هنر ولایی خواهد شد. آن اصول سه گانه عبارت است از جهان دانی، جهان داری و جهان آرایی.

آن‌که جهان را نمی‌شناسد از آغاز و انجام جهان بی‌خبر است. این علمش ابتر است، هم منقطع الاول است هم منقطع الآخر؛ نه مبدأ پیدایش جهان را می‌داند و نه از بعد از مرگ خبری دارد. او خیال می‌کند انسان که می‌میرد می‌پوسد و بعد از مرگ خبری نیست. چنین فردی بازیگر است نه هنرمند. جهان دانستن جهان دانی، این عنصر اول است.

جهانداری، عنصر دوم است که به مدیریت بر می‌گردد، به تدبیر برمی گردد، به هنر سیاست و جامعه شناسی برمی گردد که انسان بتواند آثار صنع الهی را به‌خوبی حفظ کند. دانستن جهان یک عنصر است، داشتن امکانات جهانی عنصر دوم است ولی بخش اساسی را هنر به عهده دارد و آن جهان آرایی است، این آرایش جهان برای این است که انسان از دو منظر نیازمند است؛ یکی نیازمند به مسائل اندیشه است و یکی نیازمند مسائل انگیزه.

اندیشه انسان را آن جهان دانی و جهان داری اداره می‌کند اما انگیزه انسان را جهان آرایی اداره می‌کند. هنر، این بخش را به عهده دارد که می‌تواند جهان را خوب بیاراید، صحنه را خوب بیاراید، آن مطالب معقول را به‌خوبی ارائه دهد، بعد از آرایش و پروایش قابل پذیرش کند. هنرمند این مثلث پر برکت را در خود هضم می‌کند، یک جهاندان خوبی است، یک جهاندار خوبی است، یک جهان آرای خوبی است که فقدان هر کدام از این سه عنصر محوری باعث می‌شود انسان هنر ولایی را از دست بدهد، گاهی اصل هنر را از دست می‌دهد، گاهی ولایی بودن هنر را از دست می‌دهد.

خدای سبحان خود را به‌عنوان ولی معرفی کرد «وا... هو الولی» این اسم پربرکت که از اسماء حسنای خداوند سبحان است آن را به خلفا و انبیا و اولیای خود ادا کرد. فرمود این‌ها اولیای شمایند. انما ولیکم ا... و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون و در بخش وسیع‌تر فرمود المؤمنین و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض.

این ولایت متقابل هنر متقابل را دارد، ولایت یکسویه هنر یکسویه دارد، هنر ولایی اگر درباره والیان نسبت به امت باشد هنر یکسویه که تدبیر خوب سیاست خوب مدیریت خوب رحمت و رفعت خوب دارد.

و اگر این هنر ولایی در بین توده مسلمان‌ها باشد، امت اسلامی باشد، یک هنر ولایی متقابل است که بعضهم اولیاءَ بعض. بنابراین اگر سخن از تدبیر دینی باشد هنر ولایی خواهد بود. هنر این قدرت را دارد که ابعاد قضیه را از سه منظر به بیننده یا شنونده منتقل کند.

اگر شما مسأله هندسه فضایی را خوب بررسی می‌کردید می‌دیدید پی بردن به مسائل هندسه فضایی خیلی آسان‌تر از گذشته است. در گذشته راهی برای تجسیم و تصویر سه بعد نبود، فقط مسطحات را ارائه می‌کردند وقتی استاد هندسه فضایی تدریس می‌کرد از کره سخن می‌گفت، مستمع دایره تحویل می‌گرفت اگر از مکعب سخن می‌گفت او مربع تحویل می‌گرفت، آن‌چه را که در کاغذ می‌دید طول و عرض بود دیگر عمق و ارتفاع در منظر او نبود اما با تجسیم هنرمندانه هنرمندان هندسه فضایی وضع خاصی پیدا کرده است.

مسایل هنری دیگر هم همین طور است.

مطلب بعدی آن است که افرادی نظیر شهید آوینی رضوان ا... تعالی علیه و دیگر شهدایی که شربت شهادت نوشیده‌اند این‌ها سعی کرده‌اند آثار قرآن و عترت را در صورت و کسوت و جامه هنر به جامعه منتقل کند این‌ها گوشه‌ای از آثار هنر ولایی است اگر ولایت به این معناست که ذات اقدس اله مدبر و مدیر است و اگر به این معناست که انبیا و اولیای الهی تدبیر جامعه را به عهده دارد و اگر به این معناست که امت اسلامی ولایت متقابل را دارد این گسترش هنر دینی را به همراه خواهد داشت.

مردم هنرمند با جهان آرایی دارند زندگی می‌کنند یک انسان هنرمند رفتار و گفتار و نوشتارش هم دلپذیر است. به‌عنوان نمونه شما می‌بینید عباس عموی پیامبر(ص) سنّش از حضرت رسول بیش‌تر است، وقتی از او سؤال می‌کنند انت اکبر عن رسول‌ا...(ص)؟ تو بزرگ‌تری یا پیغمبر؟ او نمی‌گوید من بزرگ‌ترم می‌گوید هو اکبر و انا اسد؛ او بزرگ‌تر است ولی سن من بیش‌تر است. این ادب درگفتار باعث لذت شنونده خواهد بود. در رفتار هم به شرح ایضا در نوشتار هم به شرح ایضا اگر جامعه ما از برکات هنر ولایی طرفی بسته باشد نوشته‌های آن‌ها، گفته‌های آن‌ها، رفتار آن‌ها در رسانه‌ها و غیررسانه چشمگیر خواهد بود.

بنابراین هنر ولایی می‌تواند یک روحی در کالبد جامعه ایجاد کند که افراد جامعه هنرمندانه زندگی کنند، اگرچه هنر حقیقی را باید در مسائل توحید و وحی و نبوت و سایر علوم وحیانی جستجو کرد و به تعبیر برخی از بزرگان ادب عرفانی می‌گوید: خود هنردان دیدن آتش عیان نی گپ دل علی النار الدخان، کلام مولوی این است، هنر در این است که انسان برابر خطبه نورانی علی بن ابی طالب حرکت کند.

حضرت وقتی پرهیزکاران کامل را معرفی می‌کند می‌فرماید آن‌ها گویا بهشت را می‌بینند گویا جهنم را می‌بینند گویا خود در بهشت متنعمند گویا خود در جهنم متاثرند. اگر این بزرگوار می‌گوید: خود هنردان دیدن آتش عیان یعنی هنرمند واقعی کسی است که شهود عرفانی دارد تنها برهان اقامه نمی‌کند که بهشت حق است جهنم حق است وگرنه اون گپ زدن است عیان نی گپ دلا علی النار الدخان حقیقتا بهشت رو می‌بیند و حقیقتا جهنم را مشاهده می‌کند آن هنر والا مقدور همگان نیست و از محور بحث هم بیرون است اما این هنر میانی می‌تواند جامعه را در سایه لطف اولیای الهی منسجم بکند.

از بیانات نورانی امام رضا سلام ا... علیه نیز همین است که فرمودند: شما به دیدار یکدیگر بروید، شما پیروان مکتب ولایت به قرآن و عترت وقتی کنار هم جمع شدید برکات نورانی ما احادیث ما اقوال ما سیره و سنت و سریرت ما در محافل خصوصی شما مطرح خواهد بود.

خاصیت احادیث اهل بیت این است که در مردم عاطفه ایجاد می‌کند این عاطفه یعنی پیوند گرایش با اندیشه انگیزه و اندیشه کار هنرمندانه هنرمندان ولایی است. فرمود به این‌که احادیث ما عاطفه ایجاد می‌کند این که شما می‌بینید می‌گوید سنگ روی سنگ بند نمی‌شود از همین قبیل است این برج‌های بلندی که می‌سازند آهن روی آهن یا سنگ روی سنگ اگر بخواهد بند شود به برکت آن ملات نرم است این ملات نرم است که سنگ‌ها را روی هم جمع می‌کند. عاطفه و انگیزه و محبت متقابل به منزله یک ملات نرمی است که افراد جامعه را کنار هم جمع می‌کند و این‌ها را به صورت یک برج در می‌آورد.

غرض آن است که ولای متقابل به منزله همان ملات نرم است ولای یک جانبه به منزله همان بنای استوار و مستحکم آمیخته با این ملات نرم است که هم جامعه به مقصد خود می‌رسد و هم فرهیختگان جامعه در اثر اضلاع سه گانه این مثلث خدمات هنرمندانه‌ای را به جامعه عرضه می‌کند که امیدواریم این توفیق نصیب همه شما بشود و همه هنرمندانی که در این راه شربت شهادت نوشیده‌اند نظیر شهید آوینی رضوان ا... تعالی علیه و سایر شهدا مشمول عنایت خاص ولی عصر اروحنا فداه بشوند.

من مجددا مقدم شما مهمانان بزرگوار را گرامی می‌دارم و از دست اندرکاران این همایش وزین هنر ولایی حق شناسی می‌کنیم، امیدواریم خدای سبحان نظام ما را تا ظهور صاحب اصلیش از هر گزندی محافظت بفرماید، امام و شهدا و مخصوصا شهدای هنرمند را مشمول عنایت خاصه خود قرار بدهد پایان عقوب همه را به خیر و سعادت ختم بفرماید. وغفرا... لنا و لکم والسلام علیکم و رحمة ا... و برکاته


ازمون روان شناسی اجتماعی میان نیمسال
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ازمونها ،روان شناسی اجتماعی
  1. Social Psychology seeks to understand _______________ in social situations.
  • individual behavior
  • individual thought
  • group behavior
  • both a and b

2. Which of the following represents the strongest correlation?

  • .51
  • .02
  • -.91
  • .00

3. Suppose a researcher had an idea that when an individual smells a pleasant smell he or she would be more likely to help another individual in need. This idea or premise is also referred to as

  • a hypothesis
  • a prediction
  • intuition
  • co-innovation

4. According to the text, social cognition involves all of the following except?

  • interpreting information
  • remembering information
  • analyzing information
  • predicting information

5. Which of the following denotes the correct order for how a schema influences our social thought?

  • encoding of information, retrieval of information, and attention to information
  • retrieval of information, attention to information and encoding of information
  • attention to information, retrieval of information, and encoding of information
  • attention to information, encoding of information and retrieval of information

 

6. The tendency for beliefs and schemas to remain unchanged, even in the face of contradictory information is referred to as

  • self-fulfilling prophecies
  • strong belief systems
  • the perseverance effect
  • the persistence tendency

7. Suppose you looked in a jewelry store window and saw a bracelet that was marked to sell at $10,000. At this point you concluded that the bracelet must be real gold and a very good quality bracelet. Which psychological principle did you just utilize?

  • information overload
  • a heuristic
  • priming
  • anchoring

8. A strategy for making judgments based on the extent to which current stimuli or events resemble other stimuli or categories is referred to as

  • anchoring
  • priming
  • the representativeness heuristic
  • the matching effect

9. When a serious car accident occurs because a driver is talking on her cell phone and driving a car, researchers attribute this accident to

  • anchoring
  • priming
  • the perseverance effect
  • information overload

10. The automatic processing of information primarily involves the use of

  • conscious processes
  • nonscious processes
  • affective processes
  • adjustment processes

 

11. Suppose you enter the voting booth and all that you can remember about a particular candidate were the television commercials that were sponsored by his opponent that featured the candidate in a poor light-you are being influenced by the

  • contrast effect
  • negativity bias
  • planning fallacy
  • priming effect

12. The tendency to make optimistic predictions concerning how long a given task will

  • take for completion is termed
  • the optimistic bias
  • the planning fallacy
  • the overconfidence barrier
  • the completion fallacy

 

13. The statement “I wish I had studied harder in college because things would be different now,” reflects which of the following concepts?

  • counterfactual thinking
  • the planning fallacy
  • the negativity bias
  • automatic processing

 

14. Suppose you were feeling down and decided to eat some chocolate or pizza. This conscious choice is an example of

  • how we regulate our affective states
  • the mood congruence effect
  • mood-dependent memory
  • the two-factor theory of emotion

فیلم زندگی خصوصی : ارزیابی دینی
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تحلیل فیلم

ارزیابی دینی فیلم زندگی خصوصی                            سید محمد علی شکیب
فیلم در ابتدای نمایش به بیان بخش­هایی از حکمت 150 کتاب شریف نهج البلاغه به نقل از امیرالمؤمنین علیه­السلام  به این مضمون می­پردازد:
«از کسانى مباش که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخیر مى‏اندازد، در دنیا چونان زاهدان، سخن مى‏گوید، اما در رفتار همانند دنیا پرستان است، اگر  نعمت‏ها به او برسد سیر نمى‏شود، و در محرومیّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسید شکر گزار نیست، و از آنچه مانده زیاده طلب است.
دیگران را پرهیز میدهد اما خود پروا ندارد؛ به فرمانبردارى امر مى‏کند اما خود فرمان نمى‏برد، نیکوکاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد؛ گناهکاران را دشمن دارد اما خود یکى از گناهکاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمى‏دارد، اما در آنچه که مرگ را ناخوشایند ساخت پافشارى دارد، اگر بیمار شود پشیمان مى‏شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانى‏هاست؛ در سلامت مغرور و در گرفتارى نا امید است؛ اگر مصیبتى به او رسد به زارى خدا را مى‏خواند. اگر به گشایش دست یافت مغرورانه از خدا روى بر مى‏گرداند، نفس به نیروى گمان ناروا، بر او چیرگى دارد، و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمى‏گردد..........»
در واقع پیام اصلی دینی فیلم و آنچه را که کارگردان قصد نمایش آن را داشته­ در این حکمت مشاهده می­کنیم یعنی همان نفی ریا و نفاق و دورویی و ... اما اینکه چقدر فیلم به بیان این نکات ارزشمند پرداخته است بحث دیگری است.
نکته دیگری که در فیلم می­بینیم و در سکانس­هایی صراحتاً عنوان میکند بیان عدم تفکیک اخلاق و احکام است. اینکه ما صرفاً یک سری احکام را گرفتیم و بدون رعایت­های اخلاقی به اجرای این احکام می­پردازیم و این خود موجب بی اخلاقی فرد مجری احکام و زیر پا گذاشتن همین احکام در نهایت می­شویم.
  پیامهای فرعی دینی

- رعایت حد افراط و تفریط در امر به معروف و نهی از منکر( سکانس­های اولیه فیلم که فرهاد اصلانی شخصیت اصلی فیلم برای تذکر به زنان بدحجاب در پیشانی آنان پونز فرو کرد)

- لزوم اهمیت به خانواده و همسر و فرزندان(سکانس­هایی که فرهاد اصلانی با همسرش(لعیا زنگنه) بسیار عاشقانه صحبت می­کند و رفتار محبت آمیز با فرزنش دارد.( حال اینکه او خیانت به همسرش می­کندو فیلم قبح این خیانت را نشان می­دهد بحث دیگری است.

- نفی سوءاستفاده از مسئولیت و رانت­خواری ( سکانسی که فرهاد اصلانی با سعید نیکپور درباره انقلاب و ... صحبت می­کند)

- بیان قبح و عاقبت ریا و زیاده روی که به دنبال هر افراطی حتماً یک تفریطی است( اینکه فرهاد اصلانی در جوانی شخصیتی افراطی بوده است و در زمان حال به ورطه­ی فساد و صیغه کشیده شد است.

- سوءاستفاده از قواعد اسلامی مانند صیغه و توجیه شرعی برای ارضای خواسته­های نفسانی و رانت خواری ها( سکانس صحبت­های فرهاد اصلانی با خانم زندی (هانیه توسلی) در فیلم  وقتی فرهاد اصلانی به خانه­ی خانم زندی می­رود و او را صیغه می­کند و ...)

- سوءاستفاده از موقعیت­های سیاسی و رسانه­ای برای رسیدن به هدف و بیان توجیه انقلابی گری و ولایت مداری(سکانس­هایی که فرهاد اصلانی که مدیر مسئول یک جریان رسانه­ای و روزنامه­ای به نام مردم امروز است به دنبال تیتر زدن­های سیاسی و رانت بازی و .... است.)

- قبح خیانت به همسر و خانواده در عین علاقه به خانواده و دیالوگ­های عاشقانه با همسر اصلی

- بیان مشکلات صیغه مانند بچه دار شد زن و عدم مسئولیت پذیری فرهاد اصلانی نسبت به بچه او که در نهایت به قتل زن توسط فرهاد اصلانی منجر می­گردد.

- توجه به این نکته در سکانس تقابل فرهاد اصلانی با رفیقش که اکنون رئیس پلیس نیروی انتظامی است و در گذشته مخالف افراط گری­های او بوده است : اینکه او به فرهاد اصلانی این می گوید که «بچَه مسلمونای متدیَن باید بیشتر مراقب خود باشند».- اینکه دوره عوض شده ایا من و تو هم باید عوضی باشیم!!؟

   2.  موضوعات و مولفه های دینی مورد تاکید

از حیث مطرح شدن مباحث عقیدتی در فیلم ما به نوعی شاهد بیان شدن مباحث زیاد دینی و عقیدتی در فیلم مانند نتیجه افراط و تفریط و ...در امور دینی و .. هستیم و به نوعی در مسلسل وار مباحث متعدد دینی به مخاطب شلیک می شود اما به طور صریح صحبتی از مباحث توحیدی و عقیدتی نمی کند. البته در سکانسی که فرهاد اصلانی در خانه­ی خانم زندی(هانیه توسلی) به عنوان نماد قشر مذهبی در مورد مذهب و تعصب بحث می­کند خانم زندی به او می­گوید که «به نظر من مذهب و ازدواج آدم را محدود می­کند».

از حیث احکام و اخلاق بیان­های متعدَدی از لزوم همراهی اخلاق و احکام با یکدیگر و بیان غلط بودن تفکیک میان جزئیات این ها را می­توان دید. به نوعی علت اصلی انحراف کاراکتر فرهاد اصلانی در فیلم را این نکته می­بینیم که به احکام نگاهی تک بعدی و ظاهری داشه است و همین نگاه موجبات انحراف او را پدید آورده است. احکامی که در فیلم به صراحت ازآنان تحت عنوان حکم شرعی نام برده می­شوند مانند امر به معروف و نهی از منکر و صیغه و ارتباط زن و مرد نامحرم با یکدیگر است .

 از حیث اخلاق در واقع پیام اصلی فیلم لزوم پایبندی به اصولی اخلاقی و انسانی در زندگی دینی و شرعی است. سکانس­هایی که در سؤالات پیش گفته شد(صحبت فرهاد اصلانی با سعید نیکپور به عنوان یک جانباز و شخصی که منتقد وضع موجود است و سکانس صحبت فرهاد اصلانی با رفیق سابقش که اکنون فرمانده نیروی انتظامی است) .

 

3. تهدیدها ی دینی

- شکسته شدن قبح رابطه با نامحرم توسط اقشار مذهبی

- شکسته شدن قبح  مسائل جنسی و بیان صریح روابط جنسی فرهاد اصلانی با خانم زندی به عنوان زن صیغه­ ای

- توهین و تحقیر شخصیت زن( سکانس­هایی که خانم زندی با اینه زنی مدرن و از خارج آمده است التماس گونه به مرد می­گوید که بیا به خانه من)

- سکانس­هایی که همسر اصلی فرهاد اصلانی( لعیا زنگنه) با اینکه برای مثال در مراسم رسمی چادری است در مثلاً پلان شهربازی یا .. بی چادر و با یک روسری قرمز رنگ است.( اینجا بحث مشکلات خانواده های مسئولین سابق و فعلی جمهوری اسلامی را بیان می کند)

- عقده­ای و به عبارتی چشم ناپاک بودن عده ای در میان قشر مسئولین نظام و رسانه ها که برای رسیدن به قدرت و شهرت و هوس های نفسانی خود دست به هر کار و توجیهی می زنند.

- سوءاستفاده از آیات قرآن (سکانس اولیه فیلم که به دلیل امر به معرو ف و نه از منکر آیه اشدَاء علی الکفار و .. را می­گوید و در صحنه اولیه فیلم که حکمت 150 نهج البلاغه شریف را آورده است و ... در همه اینها ما به نوعی سوءاستفاده از اینها برای بیان پیام فیلم را داریم زیرا فیلم سرشار از صحنه های جنسی، بسیار زننده و عاشقانه و .... است که هیچ تناسبی با این پیام ها و شعار های انقلابی در فیلم ندارد. به نوعی فیلم به دنبال راه فراری برای بیان حرکات و سکنات زشت و عاشقانه و روابط زناشویی کاراکتر فرهاد اصلانی است که با لفافه ای از دین و انقلاب و نظام پوشانده شده است.

- سوءاستفاده از شعارهای انقلابی و مذهبی برای بیان نفاق مسئولین نظام

- سست نشان دادن روابط خانوادگی

- به راحتی دروغ گفتن بازیگر اصلی فیلم (فرهاد اصلانی) در عین تقیدات ظاهری به احکام و شکسسته شدن قبح دروغ و ...

- نمایش یک مقام سابق مسئول سابق در جمهوری اسلامی به عنوان فردی هوس باز ، دروغ گو ، قاتل و بیرحم که برای دست یابی به اهداف وخواسته هایش هر کاری را انجام می دهد.

واکنش اقشار متدین

به دلیل اینکه فیلم مملو از شعار زدگی دینی و پیام­های صریح جنسی است پیش بینی می­گردد نه تنها توسط اقشار مذهبی و متدین مورد استقبال قرار نگیرد بلکه با اعتراض جدی انان نیز مواجه شود.

- سکانس های حاوی دیالوگ های کاراکتر فرهاد اصلانی هم به همسر اصلی اش مبنی بر دیالوگ ها و نگاه های جنسی ( صحنه روی تخت نشستن فرهاد اصلانی در اتاق خواب و آرایش لعیا زنگنه) و از آن بدتر  سکانس های حاوی مطالب و دیالوگ های جنسی به همسر صیغه ای اش( خاموش کردن چراغ اتاق خواب و ...)

- سکانس های حاوی آرایش غلیظ و زننده هانیه توسلی

- سکانس های حاوی صحبت فرهاد اصلانی درباره صیغه و حکام و ....

- به طور کلی این فیلم یک ناسزای کادو پیچ در لفاف احکام و قرآن و شعار های کلیشه ای سیاسی است برای بیان و نمایش صحنه هایی بسیار زشت و ضد دیتی

از قضا فیلم خود را نقض کرده است. . با شکستن قبح نمایش یک سری مسائل بسیار خصوصی مانند صحنه اتاق خواب و صحبت های بسیار زننده جنسی و نگاه­های شهوت آمیز قبح مسائل اخلاقی را در نزد مخاطب می­ریزد و موجب وهن مسئولین حمهوری اسلامی نیز می­گردد و نمی­توان با دادن یک سری شعار در جای جای فیلم که بسیار نچسب است و مخاطب را دلزده میکند به نمایش هر تصویری و هر دیالوگی پرداخت.

اینکه در فیلم نمایش داده شود که فردی مذهبی که سابقاً در جمهوری اسلامی مسئول نیز بوده در غیاب همسر و فرزند خردسالش که به سفر رفته اند با زنی دیگر ارتباط برقرار کند و ما جزئیات این ارتباط را نیز باید شاهد باشیم( از زمانی که خانم زندی با این فرد رستوران می­رود تا زمانی که بدون هیچتوجیه شرعی و دینی کاراکتر فرهاد اصلانی برای صرف چای به خانه مجردی زنی میرود تا زمانی که در همین پلان خانه مجردی بحث صیغه را مطرح میکند و او نیز بدون هیچ تأملی می­پذیرد و نمایش خاموش شدن چراغ ... بسیار صحنه های زننده و ضد دینی و اخلاقی است . در واقع کارگردان با نمایش این گونه صحنه ها که غیر ضروری و غیر لازم است حرف خود را در فیلم که لزوم پایبندی به اخلاق در عین متشرع بودن است را رد می­کند و اخلاقیات و عرف جامعه را زیر پا می­گذارد.

 

 

 

 


فیلم زندگی خصوصی :ارزیابی اجتماعی
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تحلیل فیلم

حسین لطفعلی زاده

مسائل اجتماعی محوری

مهمترین مساله اجتماعی که فیلم به آن توجه دارد نوعی افراط و تفریط در رفتارهای افرادی است که خود را منتسب به نظام می دانند و همچنین سیر افرادی است که زمانی انقلابی بوده اند ولی حالا به نوعی از ارزش های نظام فاصله گرفته اند.ابراهیم کیانی(فرهاد اصلانی) فردی است که منتسب به نظام است.او روزنامه ای با نام مردم امروز را در کشور منتشر می کند.شخصیتی است که زمان اول انقلاب در رفتار او نوعی افراط به چشم می خورد.در تیتراژ فیلم او در صحنه ای نمایش داده می شود که او در قالب فرماندهی و رهبری گروهی  در حال پایین کشیدن سر درسینماست،دختری که بد حجاب است را دنبال می کند و پونز در سر او فرو می کند.به زمان حال که می رسیم او در حال مصاحبه خبری است.پستی در نظام داشته که حالا از او گرفته اند، ومی گوید من سرباز کوچک نظام  هستم و به فرموده آقا فعلا باید سکوت کنیم برای حفظ وحدت.اما آنچه در واقع او در روزنامه اش انجام می دهد به ادعای  سردبیر روزنامه جناح رقیب آب ریختن به آسیاب دشمن است.پس این گروه همیشه به خاطر افراط ها و تفریط های خود با عث انحراف نظام شده اند و این گروه یکی از گروه های آسیب زا در جمهوری اسلامی هستند.

قشر بندی اجتماعی

موضوع این فیلم بیشتر مرتبط با اشخاص متدین سیاسی است.کسانی که به نوعی مرتبط با نظام هستند.ابراهیم کیانی فردی است که مرتبط با نظام است او زمانی سپاهی بوده و بعد از آنکه از آنجا بیرون آمده یک مسئول مملکتی شده و حالا سردبیر یک روزنامه دولتی به نام مردم امروز است.

مخاطب

از آنجا که فیلم سیاسی است و علاقه مردم کشور ما به سیاست و مسائل سیاسی بسیار زیاد است ،این فیلم می تواند برای تمامی اقشار جامعه جذابیت داشته باشد.

تاکید جغرافیایی

تاکید جغرافیایی فیلم بیشتر بر شهر و خصوصا مکان هایی در شمال شهر است که ابراهیم با آن ها در ارتباط است.مانند خانه خود ابراهیم،خانه خانم زندی(هانیه توسلی)،دفتر کار ابراهیم و....

پیامهای اجتماعی

پیام اجتماعی اصلی فیلم درباره خطر انحراف در انقلاب اسلامی است.در یکی از سکانس های اصلی این فیلم حاج داوود(که به گفته ابراهیم سردار خیبر و پدر شهید و جانباز است)درباره  انحراف در آرمان های انقلاب صحبت می کند.او می گوید« انحراف در انقلاب از جایی شروع شد که در اجتماع تنها به احکام دین توجه شد و اخلاقیات کنار گذاشته شد و از احکام هم همین رو فهمیدیم که بریزیم تو خیابون و تن و بدن جوون هامو بلرزونیم،ماهواره جمع کنیم،پونز در سر دخترای بدحجاب  فروکنیم. انحراف در انقلاب با امثال شما(ابراهیم)شروع شد.»به عقیده حاج داوود حق شهدا را در جامعه ادا نکرده ایم و همین باعث انحراف ماشد.او میگوید:«دین یعنی امانت داری و وفای به عهد،ما چقدر از امانتی که شهدا به مادادند حفاظت کردیم؟»جالب اینجاست که شخصیت حاج داوود یک شخصیت بریده از نظام جمهوری اسلامی است که در کارگاه تراشکاری خود کار می کند.

پیام اجتماعی فرعی این فیلم در واقع نوعی تفاوت وتعارض میان زندگی اجتماعی و زندگی خصوصی افراد است.هر فردی که در جامعه می بینیم ظاهری درست و عملکردی درست دارد(خصوصا متدینین)  حتما به این معنا نیست که او در زندگی خصوصی اش هم همین درستی وپاکی رادارد بلکه گاهی تعارض وجود دارد.نمونه ای که در این فیلم آورده شده شخصیت ابراهیم است که با اینکه فردی متدین و انقلابی است اما هر غلطی را در زندگی خصوصی اش انجام می دهد(از جمله قتل،تهمت،خیانت به همسر و...).

پیام دیگر فیلم لزوم آگاهی مردم از مسائل سیاسی است تا همیشه مردم بتوانند از مسئولین کشور مطالبه داشته باشند.در سکانسی از فیلم می بینیم که ابراهیم به خانم زندی می گوید مطلبی که شما نوشته اید،یک داستان جنسی است و جزء خطوط قرمز ماست و ما نمی توانیم آن را منتشر کنیم.واوجواب می دهد که شما هرمطلب سیاسی را در روزنامه تان منتشر می کنید وابراهیم در پاسخ می گوید  آگاهی سیاسی جزء مطالبات مردم است وتنها مطالبی که خطوط قرمز برای ماندارد مطالب سیاسی است چراکه معتقدم باید به مردم آگاهی داد ومطالبات آنان را به گوش مسئولین رساند.

 

در این فیلم متاسفانه افراد منتسب به نظام جمهوری اسلامی افرادی مطرح شده اند که زندگی خصوصیشان با زندگی اجتماعیشان متفاوت است و افرادی منافق صفتند که زندگی خصوصیشان به لجن کشیده شده ولی در ظاهر افرادی مذهبی و متدینند.در حالی که این طور نیست.از طرف دیگر این فیلم سکانس هایی را نشان می  دهد که موجب ترویج ابتذال در جامعه می شود.سکانس هایی چون نشان دادن آرایش زنان در مقابل آینه،عقد موقت پریسا و ابراهیم در شب  وبعد از آن خاموش شدن چراغ،سوالات فرزند ابراهیم از پدرش که "اگر من باید تنها بخوابم پس خودت چرا تنها نمی خوابی؟،حرف های عاشقانه ای که بین ابراهیم و زنانش ردو بدل می شود:مثلا در سکانسی ابراهیم به پریسا می گوید تو پیشی منی.یا درسکانسی به فروغ می گوید امشب در جشن از همه سر تر بودی.نشان دادن این سکانس ها با عث ترویج ابتذال در بین مردم میشود.

پیا مد های مثبت اجتماعی

نفی ادعای افرادی که دم از نظام و انقلاب می زنند اما زمانش که میرسد به دلیل بد عمل کردن باعث شاد کردن دشمن می شوند.ابراهیم با اینکه خود راسرباز کوچک نظام می داند اما با مطالبی که در روزنامه اش می نویسد و افراطی گری هایی که در اول انقلاب به تشخیص خودش در امربه معروف و نهی ازمنکر کرده موجبات انحراف در نظام و شادی دشمن را در هر دوره ای فراهم آورده است.در سکانسی از فیلم که با حاج داوود در حال صحبت است به حاج داوود می گوید:حاجی این انقلاب روی شونه های ما اومد بالا.حاج داوود به او می گوید:شونه هات اینقدر قوی نیست.

نکته مثبت دیگری که وجود دارد به نوعی تقبیح خیانت به همسر و عدم مسئولیت پذیری در مقابل کاری است که انسان انجام می دهد.

نکته دیگر در واقع در سکانسی  است که ابراهیم برای حل مشکلش با یک سردار نیروی انتظامی صحبت می کند.ابراهیم می گوید که رفیقش به چنین مشکلی برخورد کرده(صیغه و بچه دارشدن) وچون شما دوست من هستید توقع داره که  گوش زن صیغه ای اورا به خاطر تهدیدی که کرده بپیچانید.که سردار در مقابل این پیشنهاد ابراهیم حاضر به واکنش نمی شود و می گوید که بچه مسلمونای متدین بیشتر باید مراقب ایمانشان باشند،دوره عوض شده من و تو هم باید عوضی بشیم.که البته نکته اینجاست که این سردار نیروی انتظامی تنها شخصیتی است که منتسب به نظام است و سالم نشان داده شده است.

پیامدهای اجتماعی منفی

به نقد وچالش کشیدن تمام افراد منتسب به نظام:در این فیلم با دو جریان منتسب به نظام روبرو هستیم که هردو به نوعی تقبیح می شوند و تنها کسی که شخصیت مثبت فیلم است حاج داوود(سعید نیکپور است) که یک کارگاه تراشکاری دارد و هیچ منصب دولتی ندارد.خود شخصیت ابراهیم که به قول کارگردان نماینده جناح اصلاح طلب است فردی غیر معتدل و خائن و بی اخلاق است.جناح دیگری که در فیلم نمایش داده می شود سردبیر روزنامه ای است که ادعای سربازی ولایت دارند اما  به قول ابراهیم از بیت المال برای منافع شخصی خودش بهره برداری می کند و روزنامه اش نردبانی شده برای وزیر فرهنگ شدن یکی از مقاله نویس های روزنامه.شاید مقصود کارگردان این باشد که هرکه وارد سیاست می شود شخصیتش لجن مال می شود.

بد جلوه دادن شخصیت زن:در این فیلم دو زن نقش اصلی وجود دارند یکی فروغ(لعیا زنگنه) همسر رسمی ابراهیم و دیگری پریسا زندی همسر صیغه ای ابراهیم.شخصیت این دوزن بسیار بد جلوه داده شده و زن تنها ابزار غرض ها و تمایلات مرد نمایش داده شده است و به خودی خود هیچ شخصیتی برای او در فیلم تعریف نمی شود.ابراهیم به راحتی با زندی ازدواج می کند و هنگامی که می بیند آبروی او در خطر است  و او حاضر به سقط جنین نیست او را می کشد و جنازه اش را آتش می زند.همچنین به راحتی همسر رسمی اش فروغ را می فریبد و هنگامیکه او در سفر به سر میبرد با زندی ازدواج موقت می کند.فروغ هم با آنکه زنی مذهبی است اما بسیار ساده لوح و خوش خیال  و باور است که حتی به شوهرش مشکوک هم نمی شود و ابراهیم به راحتی می تواند او را بفریبد.حتی در سکانس های دیگر نشان داده می شود که زندی به ابراهیم می گوید:اون شیر برنج رو تو به من ترجیح میدی.که از این برداشت می شود که زن ها حتی برای یکدیگر هم شخصیتی قائل نیستند.

نکته منفی دیگر توهین به اشخاص است که در این فیلم به چشم می خورد در سکانسی از فیلم ابراهیم با مدیر مسئول یکی از روزنامه هایی که علیه روزنامه اش مطلب می نویسد در حضور فرد دیگری  چند دقیقه ای هم صحبت می شود و او را «حاج حسین» می خواند.مردی که به گفته او در سرمقاله هایش دیگران از جمله ابراهیم را باج بگیر اجنبی خوانده است . این بازیگر متلک های زیادی از جمله استفاده از بیت المال برای منافع شخصی به حاج حسین می گوید و هنگام خداحافظی به او می گوید: اون همکار شما که روزنامتون نردبان شد برای وزیر شدنش چه بلایی سر فرهنگ این مملکت اورد که دوست دارین همه مثل شما فکر کنن؟ از این دیالوگ ها همه تماشاگران می فهمند که مقصود از مدیر مسئول روزنامه حاج حسین شریعتمداری و مقصود از وزیر مذکور آقای صفار هزندی است.جالب این است که این توهین ها و تهمت ها در فیلم پاسخ داده نمی شود.

میزان واقع نمایی

بسیاری از موضوعاتی که در فیلم مطرح شده غیر واقعی و تصنعی است.افراد مطرح شده در فیلم کسانی هستند که چون وارد فضای سیاسی شده اند نتوانسته اند جلوی تمایلات غیر شرعی خود را بگیرندو انقلابی واقعی کسی است که در کنج عزلت به سر میبرد.در حالیکه تنها درصد کمی از مسئولین سیاسی نظام و فعالین سیاسی آلوده به این تمایلات شده اند.البته آنها هم که از مواضع انقلاب منحرف شده اند  برخلاف آنچه که در فیلم مطرح می شود دچار فساد جنسی نیستند  بلکه غالبا دچار فسادهای مالی شده اند.پس فیلم در تصویری که از افراد سیاسی نظام نشان داده دچار نوعی کجروی  واشتباه است.

همچنین شخصیتی که از ابراهیم نشان داده شده بسیار تصنعی است چرا که ابراهیم فردی مذهبی است ولی با یک رستوران رفتن و چایی خوردن وارد خانه زندی می شود وبه راحتی با او ارتباط می گیرد و با هم عقد موقت می کنند.واینکه زنی مانند پریسا که اعتقاد دارد متأهل بودن یعنی آزاد نبودن و بالغ نبودن واینکه مذهب و ازدواج جلوی پیشرفت آدم ها را می گیرد حاضر میشود با ابراهیم که به عقیده او یک فرد مذهبی صفت و سخت است ازدواج کند.

علاوه بر این ها فیلم در نشان داده صحنه هایی از اول انقلاب دچار افراط شده و صحنه هایی غیر واقعی را نشان می دهد.پاره کردن پرده های سینما،پونز فروکردن در سر دختران بدحجاب و...به نوعی سیاه نمایی از ماه های اولیه پس از پیروزی انقلاب است.

توانمند سازی خانواده ها

تاحدودی این فیلم می تواند به آگاه سازی خانواده ها کمک کند.از این جهت که زنان را به رفتارهای شوهرشان توجه دهد و اینکه در مورد شوهر خود خوش خیال و ساده لوح نباشند.فروغ در این فیلم به دلیل خوش خیالی که دارد وبه دلیل بی توجهی به همسرش به نوعی  باعث می شود که ابراهیم با پریسا ازدواج کند. البته باید توجه داشت که این فیلم از این جهت که باعث ترویج مسائل جنسی است بیشتر از آموزش برای افراد خود باعث آسیب زایی در جامعه است.

پیشنهاد برای اصلاح بخشهایی  از فیلم

در سکانس های بسیاری از فیلم شاهد دیالوگ ها و رفتارهای زشت جنسی بین افراد هستیم.جالب اینجاست که نویسنده فیلم نامه گفته بسیاری از این ها به خاطر اصرار کارگردان حذف شده است.مثلا در صحنه ای میبینیم که ابراهیم که فردی مذهبی است به راحتی با پریسا زندی آشنا می شود و با او همان شب آشنایی صیغه می کند،پس از صیغه چراغ های خانه زندی  خاموش میشود و سکانس بعدی که نمایش  داده می شود سکانسی است که ابراهیم در حال رفع خستگی و کش وقوس است.این چراغ خاموش کردن در شب بعد هم نشان داده می شود که دوباره برای بیننده صحنه تداعی میشود.مورد بعد نشان دادن آرایش فروغ و پریسا در مقابل آینه اتاق خواب است.همچنین برخی دیالوگ هایی که در فیلم مطرح می شود دیالوگ های کاملا جنسی است.به عنوان مثال در سکانسی ابراهیم به پریسا می گوید که تو پیشی منی، منم خر توام. یا در سکانس  دیگری که  به راحتی در مورد بچه دارشدن پریسا صحبت می شود.ابراهیم به پریسا می گوید که ما که کاری نکردیم که بچه دار شدیم.وبه پریسا می گوید که باید بچه ات را سقط کنی.این دیالوگ های و رفتارهای کمتر در فیلمی سابق بر این فیلم مشاهده می شده اما حالا شاهدیم که در این فیلم بسیاری از حریم ها شکسته می شود که در آینده فیلمسازی کشور تاثیر بدی دارد چرا که راه برای فیلم هایی که می خواهد به این فضاها دامن بزنند باز می شود و همچنین تاثیرات بسیار بدی بر بینندگان دارد چرا که این فیلم به عنوان فیلمی مشاهد ه می شود که مجوز وزارت ارشاد جمهوری اسلامی رادارد.


کاربرد روان شناسی فرهنگی در تحلیل فیلم
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: روان شناسی فرهنگی ،تحلیل فیلم ،نقل از دیگران

جدایی نادر از سیمین: رابطه انسان های تنها

"جدایی نادر از سیمین" فیلمی است در باره ی اخلاق. با این حال در سرتاسر فیلم اثری از قضاوت اخلاقی نمی توان یافت. منطق گفت و شنودی (دیالوژیک) حاکم بر فیلم که خلق واقعیت داستانی را نه بر اساس شخصیت قهرمانان بلکه بر بستر نظام تعاملی و روابط میان آنها استوار ساخته است، به هر کدام از قهرمانان امکاناتی برای دفاع اخلاقی از خویش اعطا کرده است. در فیلم شخصیت خوب یا بد وجود ندارد و تمام آدم ها بنا به موقعیت شان میان این دو امکان در نوسان هستند.
 

در این فیلم نیز، مانند دو فیلم قبلی فرهادی ("چهارشنبه سوری" و "در باره ی الی")، واقعیت روایی بر شخصیت قهرمانان و رابطه میان گذشته با زمان حال استوار نگشته است، بلکه مطابق روال معمول در فیلم های قبلی، حکایت فیلم در مدت زمانی کوتاه روی می دهد و تماشاگر در انتها چیز مهمی از سرگذشت افراد یا روابط شان در گذشته دستگیرش نمی شود.

نپرداختن شخصیت ها از یک سو و ندادن اطلاعات از گذشته و سرگذشت شان از سوی دیگر موجب می شود تا بیننده برای فهم داستان و علت یابی رویدادها، چاره ای جز دقیق شدن بر رابطه ی میان آنها نداشته باشد.

از این منظر "جدایی نادر از سیمین" نه فیلمی روانشناسانه به معنای کلاسیک آن است (یعنی فیلمی که برای توضیح رویدادها به شخصیت قهرمانها ارجاع میدهد) و نه از منطق روایی خطی که در آن رویدادهای پیشین علت و توضیح اتفاقات امروز می باشند تبعیت می کند.

"جدایی نادر از سیمین" را در درجه ی نخست می بایست بر اساس روابط میان آدم ها و همچنین قواعدی که چنین روابطی را تنظیم می کنند فهمید. بدین ترتیب روایت داستانی فیلم نیز بر مبنای نظام تعاملی حاکم بر روابط و تاثیراتی که بر سرنوشت قهرمانان می گذارد شکل گرفته است.

از این بابت برقراری آنالوژی میان فیلم فرهادی با بازی شطرنج شاید ما را در درک ساختار و زاویه ی دید دوربین یاری رساند. در شطرنج هر کدام از مهره ها بنا به آن که از چه قماشی باشند (وزیر، شاه، اسب یا غیره)، از توانمندی و امکانات مشخصی برخوردار هستند؛ با این حال آنچه در بازی بیش از هر عامل دیگری ارزش واقعی هر کدام از مهره ها را تعیین میکند، "پوزیسیونی" است که مهره در آن قرار می‌گیرد.

در زبان علم شطرنج منظور از پوزیسون، نحوه ی آرایش مهره ها و نتیجه ی تاثیر متقابل آنها ست بر همدیگر.

در حقیقت آنچه در شطرنج تعیین کننده و برای بازیگرانش معنا آفرین است، رابطه ی میان مهره هاست نه ارزش انتزاعی تک تک هر کدام از آنها. در فیلم فرهادی نیز هر چند افرادی با علائق، اهداف و خصوصیات کاملا گوناگون وجود دارند با این حال از قواعد و نظام تعاملی مشترکی تبعیت می کنند که تنها درک درست آن می تواند ما را با یکی از مهم ترین "معنا"های فیلم آشنا سازد.

در این مقاله ما تنها به بررسی برخی از این قواعد مشترک خواهیم پرداخت و توجه به جنبه های مهم دیگر (مانند ورشکستگی هویت مردانه، نقش والدانه ی کودکان و غیره) را به فرصتی دیگر واگذار می کنیم.    
 

تنهایی انسان های فردیت نیافته

قهرمانان فیلم با این که برای یافتن راه حل مشکلات شان، دائم در حال گفتگو با یکدیگر می باشند نه موفق می شوند به دنیای دیگری راه بیابند و نه این دیگری می تواند به دنیای آنها راه پیدا کند.

اینان انسان های منفرد و در عین حال فردیت نیافته ای به نظر می رسند که برای تعامل با همدیگر، نه دیگر قادرند از قواعد سنتی بی اثر و عقیم شده ی گذشته استفاده کنند و نه از امکاناتی که نظام های اجتماعی مدرن در اختیار روان های فردیت یافته قرار می‌دهد. چنین وضعیت بینابینی از این انسان های منفرد و در عین حال فردیت نیافته، موجوداتی می سازد به غایت ناتوان در بکارگیری ارتباط برای حل مشکلات کوچک و کلان زندگی. تنهایی ناشی از حبس درونی قهرمانان در فیلم، نتیجه ی ناگزیر چنین ناتوانی ای می باشد.

بدین ترتیب تنها پدر پیر نادر نیست که بر اثر بیماری آلزایمر از برقراری ارتباط سالم با محیط بیرون (یعنی ارتباطی که همزمان موثر و بهنجار باشد) محروم گشته است؛ بلکه سایر قهرمانان داستان نیز با این که سخت برای یافتن راه حل با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند، نمی توانند حتی در میان نزدیک ترین کسانشان برای خود همدستانی پایدار و قابل اعتماد بیابند.

 نادر بدنبال راهی است تا برای نگهداری پدر پیرش فردی مطمئن پیدا کند، سیمین به هر قیمت می خواهد ایران را ترک کند، ترمه تلاش می کند تا مادر را به خانه بازگرداند، راضیه عزم جزم کرده تا نیازهای مالی خانواده اش را برآورده سازد، همسر وی حجت بدنبال راهی است تا از دست طلبکارانش خلاص شود.

این هدف های گوناگون با وجود ناهمگونی‌شان به خودی خود با یکدیگر در تضاد قرار ندارند و در بعضی موارد حتی می توانند هم جهت یا مکمل همدیگر تلقی شوند؛ با این وجود هیچ کدام از آنها قادر نمی شوند حتی از افرادی که با ایشان زندگی می کنند، "شریکان واقعی زندگی" بسازند.

ظاهرا شخصیت های اصلی فیلم، تنهایی را به مثابه اصلی خدشه ناپذیر در رابطه پذیرفته اند و دیگر هیچکدام برای همیاری حتی تلاش هم نمی کنند. در حقیقت هر کس استراتژی خاص خود را برای حل مشکلات بکار می بندد و کاری به کار بقیه ندارد.

مشکل اما از آنجایی آغاز می گردد که در نظام تعاملی زندگی شهری، مهمترین عامل برای نزدیکی دنیاها و همینطور برون رفت از تنش های موجود در ارتباط، گفتگو است؛ گفتگویی که به دلایل ناروشن در فیلم، یا از همان ابتدا هیچوقت به شیوه ای صحیح میان قهرمانان داستان جریان نیافته و یا اگر هم یافته امروز دیگر کارآمد نمی باشد.

از این زاویه معضل اصلی شخصیت های فیلم را می شود چنین تعریف کرد: تلاش فردی برای خروج از موقعیت های بغرنجی که دقیقا به دلیل طبیعت شان نمی شود به تنهایی و بدون گفتگو و مذاکره با دیگران، برای آنها راه حلی مطمئن و موثر یافت. خود این نکته که بدون استثنا همه ی قهرمانان فیلم در یافتن راه حل پی در پی با شکست مواجه می شوند، باید نگاه ما را از شخصیت یا گذشته ی متفاوت هر یک از آنها برگرفته متوجه ی امری سازد که میان همه ی ایشان مشترک است.

مهمترین امر مشترک میان قهرمانان متفاوت فیلم، قوانین و فرهنگی می باشند که روابط ‌شان را به شکلی یکسان سازمان داده است. تاثیر این قواعد نانوشته بر روابط آنچنان قوی است که جایی برای بروز و حضور شخصیت (و در نتیجه فردیت) باقی نمی گذارد. رشد و سپس بروز فردیت، تنها به نظام تربیتی و نحوه ی شکل گیری شخصیت بستگی ندارد بلکه به عوامل و قواعدی که امکان بروز فردیت را در روابط (در هر دو پهنه ی خصوصی و عمومی) فراهم می سازند نیز وابسته است.

به عنوان نمونه نادر و مرضیه علی رغم شخصیت متفاوت‌و جایگاه و موقعیت اجتماعی کاملا مختلف‌شان، از قواعدی مشترک در ارتباط تبعیت می کنند. قواعدی که با وجود تفاوت هایشان، هر دو را به طور یکسان در یافتن راه حل ناتوان کرده است.

یکی از مهمترین و در عین حال بدیع ترین ویژگی های نگاه فرهادی در این است که برای بازنمایی واقعیت اجتماعی، بیش از پرداخت موقعیت اجتماعی، امکانات شخصی و شخصیت فردی هر کدام از قهرمان ها، به روابط و فرهنگ حاکم بر آن روابط نظر دارد.

روایت فیلم را نه سرگذشت انسان ها بلکه تعامل و روابط میان آنهاست که می سازد.
 

پنهان کاری: ابزاری برای کنترل ارتباط

مهم ترین برخوردی که داستان فیلم بر حول آن شکل گرفته آشنایی و سپس رابطه ی میان نادر و راضیه است. در حقیقت در فیلم ما با سه بحران مهم روبرو هستیم: دو بحران خانوادگی (نادر-سیمین و راضیه-حجت) و یک بحران در ابتدا میان فردی (نادر-راضیه) که خیلی سریع به بحران میان دو خانواده (نادر-سیمین با راضیه-حجت) تبدیل می شود. از این میان، دو بحران نخست قبل از شروع روایت آغاز گشته و پس از پایان آن همچنان ادامه می یابند.

تنها بحرانی که تماشاگر از ابتدا با شرایط پیدایش، رشد و دست آخر فرجامش از نزدیک آشنا می شود بحران سوم است. این بحران جدید در طی فیلم به مرور آنچنان ابعاد مهمی به خود می گیرد که زندگی هر دو خانواده را تحت تاثیر قرار داده بحران درونی آنها را به شدت افزایش می دهد. از این منظر حتی می توان موضوع اصلی فیلم را ظهور این بحران سوم و تاثیراتش بر دو بحران قدیمی تر دانست. با مطالعه ی این بحران جدید است که ما می توانیم با بعضی از قواعد حاکم بر شکل گیری روابط آشنا شویم. 

 تنها دلیلی که موجبات آشنایی نادر و راضیه را فراهم می آورد نیاز متقابل و مبرم این دو به یکدیگر است: نادر به خدمتکاری احتیاج دارد تا از پدرش نگهداری کند و راضیه به پول نادر نیاز دارد تا کمی ازمشکلات مالی شوهر و خانواده اش بکاهد. ظاهرا هیچ نکته ی مشترک دیگری میان این دو وجود ندارد و اگر درگیری و مراجعه به مراجع قضایی روی نمی داد، احتمالا هیچ وقت اطلاع بیشتری نیز از زندگی یکدیگر نمی یافتند.

نادر به طبقه ی متوسط و راضیه به طبقه پایین و تهیدست جامعه تعلق دارند. نادر آدمی است با گرایشهای مدرنیستی طبقه متوسط و شهرنشین پایتخت که شاید اگر بیماری پدرش مانع نمی گشت چه بسا با همسرش برای زندگی به خارج می رفت. ظاهرا اختلاف نادر با سیمین بر سر ارزشها و یا نوع نگاه شان به زندگی نیست بلکه تنها شرایط خاص نادر است که پروژه ی رفتن را معلق کرده است.

راضیه اما زنی شدیدا مذهبی و در عین حال سنتی است. سنتی است چرا که "تقوایش" بر ترس بنیاد گرفته است، ترس از عواقبی که اعمالش می توانند برای وی یا خانواده اش داشته باشند. نادر و راضیه زمانی با یکدیگر روبرو می شوند که علی رغم مشکلات مهم خانوادگی که دارند، دایره ی انتخاب هایشان در زندگی بسیار محدود شده است.

دادن حداقل اطلاعات، اصلی ترین قاعده ای است که رابطه ی میان نادر و راضیه را تنظیم میکند. نه راضیه به نادر در مورد شرایطش توضیح می دهد و نه نادر از او چنین انتظاری دارد.

هر دو طوری رفتاد می کنند که گویی هر چه کمتر از یکدیگر بدانند برای هر دویشان بهتر است. راضیه از نادر می خواهد تا به شوهرش دروغ بگوید و نادر نیز از آنجایی که به او احتیاج دارد، بدون کنجکاوی بیشتر، می پذیرد. راضیه موضوع حاملگی خود را به نادر نمی گوید و نادر نیز وقتی به طور اتفاقی از آن مطلع می شود به روی راضیه نمی آورد.

تلاش برای پنهان نگاه داشتن اطلاعات، فقط به رابطه ی راضیه و نادر ختم نمی شود: راضیه بسیاری از مسائل را از شوهرش نیز مخفی میکند؛ حتی دختر کوچکش نیز می داند که چه بخش از مشاهداتش را پدر نباید بفهمد. از سوی دیگر دختر نادر با این که شاهد شدت گرفتن دعوای پدرش با راضیه است، از گفتن این که پول را نه راضیه بلکه مادرش برداشته خود داری می کند. در این مورد حتی درک علت رفتار ترمه برای تماشاگر چندان ساده نمی باشد. شاید دلیل آن برای خود ترمه نیز کاملا روشن نیست و فقط بر حسب الگوهای آموزشی که از کودکی داشته چنین عکس العملی از خود نشان می دهد.

در دنیای قهرمانان تنهای فیلم، نگهداری اطلاعات به یکی از مهم ترین ابزارها برای کنترل رابطه تبدیل گشته است: هر چه دیگران از تو کمتر بدانند، کمتر می توانند بر ارده و زندگی ات تاثیر بگذارند و یا برعکس: هر چه تو از زندگی دیگران بیشتر بدانی (بخصوص وقتی ندانند که تو می دانی!) توانایی ات در کنترل آنها افزایش می یابد. در "جدایی نادر از سیمین"، تبدیل اطلاعات به ابزاری برای کسب قدرت در رابطه باعث می شود تا در بسیاری از موقعیت ها، افراد از اطلاعات یکسان، چه در مورد دیگران و چه حتی در مورد رویدادهایی که پیرامونشان رخ می دهد، برخوردار نباشند.

وقتی حفظ اطلاعات با تبدیل مدام آن به راز، به قاعده ای مهم در ارتباط تبدیل شود، دیگر هدف از گفتگو تبادل اطلاعات نیست. تبادل نکردن اطلاعات نیز موجب میشود تا افراد از اطلاعات برابر برخوردار نباشند و در نتیجه با ارزیابی های کاملا متضاد از واقعیت، موجب پدیداری انواع و اقسام سوتفاهم ها، اختلافات و تنش ها گردند.

کنترل اطلاعات به جای تبادل آن، چند نتیجه بسیار مهم در رابطه دارد که در اینجا به هر کدام اشاره ای کوتاه می کنیم. اول این که تبدیل اطلاعات به اسرار باعث می شود تا افراد به ارتباط به مثابه امری خطرناک که می تواند موجب آشکار گشتن رازها گردد نگاه کنند. در چنین شرایطی طبیعی است که افراد یا از برقراری رابطه طفره روند و یا اگر به آن مجبور شوند، به راحتی به یکدیگر دروغ بگویند.

در این حالت انسان ها بجای تکیه بر سخنان دیگری، با توسل به قدرت تخیل خویش، به تعبیر ناگفته ها و زبان غیر کلامی وی می پردازند. بدین ترتیب اعتماد از روابط رخت برمی بندد و افراد پیشاپیش به یکدیگر مظنون می شوند. در فیلم فرهادی تضاد میان "ظاهر و باطن" که در فرهنگ ایرانی، عرفان و دینش، سابقه ای طولانی و ماندگار دارد، به شکل امروزی و مدرنش نمایانده شده است. در تضاد قرار دادن ظاهر و باطن، به دروغ نقشی مهم و بنیادی در ارتباط اعطا می کند که در زیر جنبه های مهم آن را بررسی می کنیم.
 

دروغ: قاعده ی اصلی رابطه

از آنجایی که اعتماد متقابل در چنین شرایطی اساسا امری نامعقول به نظر می رسد، حقیقت به پدیده ای تبدیل می شود که تنها می بایست به جست و جویش پرداخت. در این فرآیند گفتگو با دیگری نه تنها کمکی نمی باشد بلکه حتی می تواند موجب انحراف فکر و اشتباه در تشخیص گردد. بدین ترتیب حقیقت انسان ها نه با مشارکت دیگران بلکه علی رغم آنها ساخته می شود.

از این زاویه نکته ی جالب در فیلم فرهادی تضادی است که میان ساخت فیلم با منطق حاکم بر روابط میان قهرمانانش وجود دارد: اگر "واقعیت روایی" فیلم بر اساس شبکه ی بسیار پیچیده ی روابط میان قهرمانان شکل گرفته است، "واقعیت هر یک از شخصیت ها" در تنهایی و حتی در تقابل و تضاد با دیگران ساخته شده است. یکی از تلاش های بی وقفه و مشترک میان قهرمانان فیلم، بنیان نهادن واقعیت بر امری خارج از دایره ی روابط شان است.

در چنین وضعیتی دروغ به طور همزمان دو نقش متفاوت در رابطه برعهده می گیرد: از یک سو به وسیله ای تبدیل می شود برای پنهان کردن اطلاعات و از سوی دیگر و در مرتبه ای متفاوت، دروغ گویی فرد مقابل به یکی از فرض های اساسی در رابطه مبدل می شود.

در فیلم فرهادی دروغ گویی تنها به معنای دادن اطلاعات غلط به دیگری نیست بلکه همزمان به معنای سکوت کردن و ندادن اطلاعات صحیح نیز می باشد. در زیر به اختصار نمونه های مهم و نقش های گوناگون دروغ را در ارتباط، از نظر می گذرانیم.

ابزاری برای فشار بر دیگری: اولین دروغ در اولین صحنه ی فیلم، به انگیزه های پنهان سیمین برای طلاق مربوط می شود. در صحبت های بعدی سیمین با دخترش متوجه می شویم که در حقیقت او هیچوقت قصد جدایی از همسرش را نداشته و تنها می خواهد از درخواست طلاق به مثابه ابزاری برای وادار کردن نادر به قبول خواسته اش (ترک ایران) استفاده کند.

مسلما در این حالت ابزار فشار (اقدام به طلاق) تنها زمانی می تواند موثر باشد که سیمین در مورد انگیزه ی اصلی اقدامش به نادر دروغ بگوید.
ابزاری برای حمایت از دیگری: یکی دیگر از کارکردهای مهم دروغ در فیلم، حمایت از دیگری است.

دختر راضیه حتی قبل از آن که مادرش حرفی به او بزند می گوید که به پدرش در مورد اتفاقاتی که در خانه ی نادر می افتد چیزی نخواهد گفت. از سوی دیگر ترمه نیز برای حمایت از پدرش، وقتی در برابر بازپرس قرار می گیرد مجبور به گفتن دروغ می شود. هر دو (یکی با نگفتن واقعیت و دیگری با تحریف آن) سعی می کنند تا از والدینشان حمایت کنند. نکته جالب در اینست که با عوض گشتن نقش ها، این بچه ها هستند که از والدین شان حمایت می کنند.


احتیاج به دیگری: نادر به حجت دروغ می گوید چرا که به همسرش راضیه برای نگهداری از پدرش نیاز دارد. راضیه در مورد بیرون رفتن پدر از خانه و تصادف خودش با ماشین به نادر دروغ میگوید چون به کار در خانه ی نادر نیاز دارد. در هر دو مورد افراد به قصد مراقبت از منافع شخصی شان دروغ می گویند. 

احتراز از تنش و درگیری در رابطه: راضیه و دخترش هر دو خوب می دانند که اگر حجت در جریان کار کردن راضیه در خانه ی نادر قرار بگیرد شر به پا خواهد کرد.

در نتیجه در باره ی آن حرفی به او نمی زنند. از طرف دیگر راضیه موضوع خروج پدر از خانه را از نادر پنهان می کند.

در هر دو مورد ظاهرا یکی از مهم ترین دلایل دروغگویی، احتراز از تنش در رابطه و عواقبش می باشد. شاید بتوان همین ترس را یکی از دلایل سکوت ترمه و نگفتن این که پول را از کشو نه راضیه بلکه مادرش برداشته، عنوان کرد: ترس از تولید تنش در رابطه ی پدر و مادرش. در همه ی این موارد، افراد برای حفظ آرامش و احتراز از عواقبی که تنش در رابطه می تواند برای آنها و یا دیگران در برداشته باشد، به یکدیگر دروغ می گویند.

برعهده نگرفتن مسئولیت: هم انکار نادر در برابر بازپرس وقتی از حاملگی راضیه اظهار بی اطلاعی می کند و هم پنهان کاری راضیه در مورد تصادفش با ماشین، به خاطر فرار از مسئولیت هایشان است. در این حالت آدم ها برای فرار از مسئولیت کرده هایشان به دروغ و پنهان کاری متوسل می شوند.

در هیچکدام از موارد بالا، دروغ گویی تنها به یک دلیل صورت نمی گیرد و محصول چند عامل مختلف است که ما به قصد برشمردن شان، در هر مورد فقط بر مهم ترین شان انگشت گذاشته ایم.

با این که در فیلم هیچکدام از استراتژی های نام برده به نتیجه ی مطلوب خود دست نمی یابند، آدم ها با اصراری وسواس گونه به تکرارشان ادامه می دهند.

ارتباط و گفتگو در فیلم "جدایی نادر از سیمین"، دو نقش مهم و در عین حال متضاد برعهده دارد: از یک سو شخصیت های فیلم برای حل مشکلات شان راهی جز توسل به ارتباط نمی یابند و از سوی دیگر نحوه ای که برای برقراری ارتباط برمی گزینند خود به مهمترین معضل بر سر راه رسیدن به راه حل تبدیل می گردد.

بدین ترتیب شرح معضل اصلی در نظام تعاملی حاکم بر روابط قهرمانان فیلم را می توان در یک جمله این چنین خلاصه کرد: چگونه ارتباط  که هدفش با تبادل اطلاعات، ایجاد هماهنگی و در نهایت نزدیکی میان دنیای انسان های متفاوت به یکدیگر است، به مرور به مهمترین مانع بر سر راه برقراری تفاهم و یافتن راه خروج از گرفتاری های زندگی تبدیل می شود.
 

ایجاد نوآوری در حوزه تماس فرهنگی و خَلق حوزه امنیت فرهنگ
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سیاستگذاری فرهنگی ،امنیت فرهنگی ،سخنرانی ها

ایجاد نوآوری در حوزه تماس فرهنگی و خَلق حوزه امنیت فرهنگ

به نقل از خبرگزاری رسا

 عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق‌(ع) تماس فرهنگی را از مهم‌ترین عوامل تحول فرهنگی برشمرد و با بیان این‌که امنیت فرهنگی موضوعی بین ثبات فرهنگی و تغییر فرهنگی است بر ایجاد نوآوری در حوزه تماس فرهنگی تأکید کرد.

 


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام حسام‌الدین آشنا، یکی از بنیانگذاران رشته ارتباطات و سیاست‌گذاری فرهنگی در دانشگاه امام صادق‌(ع)، امروز 29 دی‌ماه در نشست تخصصی فرهنگ و امنیت ملی از سلسله نشست‌های تخصصی فقه امنیت که از سوی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، بر ایجاد نوآوری در حوزه تماس فرهنگی تأکید کرد.

وی که به بررسی نسبت فرهنگ و امنیت ملی برگرفته از پژوهش «بازنگری شاخص‌های فرهنگی ایران»، می‌پرداخت، با بیان این‌که بازنگری شاخص‌های فرهنگی کشور بخشی از یک پروژه اجرا شده به سفارش پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال 88 تا 90 است، نتایج پژوهش را در سه حوزه اصلی سیاست‌گذاری فرهنگی تبیین کرد.

حوزه‌های اصلی سیاست‌گذاری فرهنگی کشور

عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق‌(ع)، هویت فرهنگی، مردم‌سالاری دینی و امنیت فرهنگی را از حوزه‌های اصلی سیاست‌گذاری فرهنگی کشور برشمرد و افزود: مفاهیم و روش‌شناسی، بررسی و نقد شاخص‌های فرهنگی، بومی‌سازی شاخص‌های فرهنگی سه بخش طرح پژوهشی بازنگری شاخص‌های فرهنگی ایران است.

وی همچنین اضافه کرد: هویت فرهنگی با دو مفهوم همبستگی فرهنگی و تنوع فرهنگی، مردم‌سالاری دینی با دو مفهوم عدالت فرهنگی و رونق فرهنگی و امنیت فرهنگی به عنوان سیاست کلان این بحث در دو طیف ثبات فرهنگی و تحول فرهنگی در این پژوهش بررسی شده است.
 
وی با بیان این‌که دویست شاخص برای وضعیت فرهنگی کشور طراحی شده است به تعریف مسأله عدالت فرهنگی پرداخت و اظهار داشت: عدالت فرهنگی دسترسی متناسب همگان به امکانات تولید و امکانات مصرف فرهنگ از یک طرف و از طرف دیگر رونق فرهنگی است که این رونق در زمان سیاستگذاری اشتباه از دست می‌رود.
 
عضو هیأت علمی دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق‌(ع) با اشاره به این‌که دو بحث همبستگی و تنوع در بحث هویت فرهنگی وجود دارد، تصریح کرد: اگر همبستگی فرهنگی در هویت فرهنگی وجود نداشته باشد، تنوع از دست می‌رود؛ نباید تأکید بر ثبات سبب نادیده گرفتن تحولات و تکیه بر تحولات، سبب از دست رفتن ثابتات شود.
 
تماس فرهنگی از مهم‌ترین عوامل تحول فرهنگی

وی تماس فرهنگی را از مهم‌ترین عوامل تحول فرهنگی برشمرد و ابراز داشت: وقتی فرهنگ‌ها در تماس فرهنگی قرار می‌گیرند بر روی یکدیگر تأثیر می‌گذارند که این امر سبب واکنش هر فرهنگ می‌شود و برای این‌که بخواهد وضعیت خود را در شرایط جدید به ثبات برساند به تغییر در روابط میان اجزای خود اقدام می‌کند.
 
این محقق حوزه و دانشگاه یادآور شد: امنیت فرهنگی موضوعی بین ثبات فرهنگی و تغییر فرهنگی است و باید به گونه‌ای سیاست‌گذاری شود که اصالت هویتی تغییر نکند و همچنین در ظواهر فرهنگی و بخش‌هایی که می‌تواند با تغییر مواجه شود آنقدر مقاومت نکنیم که ثابتات بشکند.
 
وی حوزه‌های مفهومی، مؤلفه‌های اصلی و سطح عملکرد امنیت فرهنگی را مورد بررسی قرار داد و گفت: تغییرات فرهنگی حاصل از فرهنگ‌پذیری یا تماس جوامع با فرهنگ‌های گوناگون، نتایجی را به دنبال دارد که همگون‌سازی فرهنگی و امتزاج یا همجوشی فرهنگی، از آن جمله است.

این استاد دانشگاه مطرح شدن امنیت انسانی را در فرهنگ غرب مورد نظر قرار داد و بیان داشت: آزادی وجدان، آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی روابط جنسی در فرهنگ غرب، ذیل امنیت انسانی مطرح می‌شود که براساس آن، انسان‌ها می‌توانند برخلاف خواسته دولت‌ها و جمعیت‌های بزرگ‌تر، امنیت داشته و به حفظ فرهنگ خودساخته خود، اصالت ‌دهند.

فرهنگ ملی به عنوان یکی از مؤلفه‌های امنیت ملی

وی با بیان این‌که فرقه‌های شیطانی، عرفان‌های نوظهور و جنبش‌های جدید در ذیل امنیت انسانی به وجود می‌آیند و امنیت انسانی در دوران جهانی شدن اتفاق می‌افتد که براساس آن سلطه مرکزی از بین می‌رود و آزادسازی در همه زمینه‌ها به وجود می‌آید، تصریح کرد: وقتی فرهنگ ملی به عنوان یکی از مؤلفه‌های امنیت ملی تلقی شود بسیار آسیب‌پذیر است.

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به گسترش‌های سایت‌های اینترنتی اشاره کرد و با بیان این‌که از گسترش این سایت‌ها به لوازم امنیت اجتماعی و انسانی یاد می‌شود، اظهار داشت: فضای سایبر یعنی تداوم حیات در فضای مجازی که این حیات با گفت‌وگوی هویت مجازی و هویت واقعی در این فضا شکل می‌گیرد و سبب دو پاره شدن آن می‌شود.

عضو هیأت علمی دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق‌(ع) ادامه داد: مسأله امنیت انسانی در محیط مجازی پررنگ‌تر شده و هر چقدر دسترسی‌ها برای فضای سایبر بیشتر می‌شود، درخواست امنیت انسانی نیز بیشتر می‌شود؛ در حالی که فرد در محیط مجازی به هیچ عنوان امنیت ندارد، چراکه همواره فعالیت‌هایش در حال رصد شدن است.

حوزه امنیت انسانی حوزه سیاست‌زدایی نه سیاست‌گذاری

وی با بررسی روش‌های خَلق حوزه امنیت فرهنگی، حوزه امنیت انسانی را حوزه سیاست‌زدایی دانست نه حوزه سیاست‌گذاری و گفت:‌ وقتی در حوزه امنیت انسانی سیاست گذاشته می‌شود برای کاهش کنترل است و از آنجا که وظیفه دولت و حاکمیت حفظ حریم خصوصی است، بیشتر سیاست‌ها هم به آزادسازی فرهنگی در حوزه امنیت انسانی توجه دارد.

حسام‌الدین آشنا امنیت فرهنگی را در دو سطح داخلی و خارجی مورد بررسی قرار داد و با بیان این‌که کسی امنیت دارد که کمترین تغییر ناخواسته را در فرهنگ خودی متحمل شود و بیشترین تغییر خواسته را در حوزه طرف انجام دهد، یعنی بیشترین تغییر مطلق در فرهنگ‌های در تماس حاصل و کمترین فرهنگ نامطلوب پذیرفته شود، حوزه تماس فرهنگی را نیازمند نوآوری دانست. /920/پ201/ع


یک هشدار امنیتی
ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سیاستگذاری فرهنگی ،خانه سینما ،کانون نویسندگان

نگذارید خانه سینما تبدیل به کانون نویسندگان شود.

خانه سینما با همه افت و خیزها و کاستیها و ناراستی هایش نمودی واقعی از درون مایه های جریانها و صنوف سینمایی ایران است.در جریان جشنواره فیلم فجر  و فیلم 100 شاهد گلایه های سخت و صریح قله های سینمای ایران از انحلال رسمی این خانه بودم.

اختلاف سلایق و منافع میان کارگزاران دولتی و کنشگران مدنی نه جدید است و نه پایان پذیر. اما تبدیل اختلاف به جنگ و بر هم زدن قاعده بازی آن هم از سوی دولتی که در قوس نزول  است تبعات و عواقب دراز مدتی برای روابط فرهنگ آفرینان و حکومت گران دارد.

خانه سینما میتواند به سرعت از نهادی مسئول و موجه و قابل تعامل تبدیل به جریانی ناپیدا ولی قدرتمند و مخالف خوان شود و افراد با هویت پذیری از این مخالف خوانی کسب شهرت و آوازه کنند.

تجربه نحوه تعامل با کانون نویسندگان که ننوشتن و منتشر نکردن را در میان قشری از نویسندگان به افتخاری سیاسی - فرهنگی تبدیل کرد و نحوه تعامل با انجمن صنفی مطبوعات - که هنوز هم گره با انگشت بازنشده آن کور مانده است - می تواند چراغ راهی باشد تا به جای زدن زیر میز ،بازی کردن روی میز را بیاموزیم.

دولتمردان امروز می روند اما خاطره نحوه تعامل دولت و اهالی فرهنگ ماندگار است.


100 ثانیه برای اختتامیه
ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

شرکت در جریان داوری هشتمین دوره جشنواره فیلم 100 تجربه ای دوگانه را رقم زد. اولا آشکار شدن تفاوت منظر فیلمساز و تحلیل گر فیلم در داوری ثانیا کشف پیچیدگی های عملی وفاق آفرینی در گروهی نا همسان و ناهمسنگ از لحاظ سن ، سابقه ، سلیقه و دیدگاه.

در مراسم اختتامیه هر داور می توانست 100 ثانیه سخن بگوید ؛ این جملات حاصل تلاش من برای مواجهه با این زمان کوتاه است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ده سال پیش در جریان یک همایش ملی در زمینه رقابت سیاسی و مصلحت ملی ، رئیس جمهور همایش را افتتاح و حدود صد دقیقه سخنرانی کرد . پس از او روسا و دبیران کل بیش از صد حزب و تشکل سیاسی آن روزگاران هر یک بنا به وزن سیاسی خود از یک تا پنج دقیقه سخن گفتند و در نهایت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز حدود 45 دقیقه در اختتامیه سخنرانی کرد . آن روز بود که فهمیدم در گفتمان رسمی "سهم هرکس از زمان به اندازه سهم او از قدرت است."

اما در گفتمان فرهنگی " زمان به تسخیر بیان در می آید؛ از همان لحظه که دیگران به روایت ما از خود یا دیگری چشم می دوزند و آن را می پسندند قدرت ورزی آغاز شده است. به این ترتیب صد ثانیه هم کافی است تا باطلی افشا ، دروغی آشکار ، نهیبی فریاد یا حتی درمان دردی نمایانده شود.

جشنواره 100

ستایش از سخنگویان جوانی است که آفرینش گری و سهم آفرینی در عرصه های قدرت فرهنگی را آغاز کرده اند.

فرصتی است برای هنروران جوان تر که با خود و به زبان خود سخن بگویند.

فیلم 100

کوتاه است اما کوتاهی را بر نمی تابد.

یک تذکر تصویری است.

پیامکی سینمایی است.

سریع است اما عجول نیست.

ساده نما است اما سهل انگار نیست.

به سرعت ما را به تامل وا می دارد.

از جنس سیلی سخت و سریع روزگار است بر خواب آلودگان روزمرگی ها.

 

 


داوری جشنواره فیلم 100
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: داوری ،جشنواره ،فیلم 100

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به  گزارش سوره سینما به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم 100،

 کیانوش عیاری، رسول صدر عاملی، نورالدین زرین کلک، حسام الدین آشنا و فرهاد ورهرام، کار داوری بر روی 133 اثر در بخش رقابتی جشنواره فیلم 100 را آغاز کردند.
مرجان  اشرفی زاده دبیر کمیته انتخاب و داوری در گفت و گو با روابط عمومی جشنواره  با بیان این مطلب گفت:« 1351اثر در بخش اصلی کمتر از 35 سال به دبیرخانه  جشنواره رسیده بود که پس از پنج روز بررسی توسط هیات انتخاب، در نهایت 133
اثر به بخش رقابتی راه یافتند.»
 "اشرفی زاده" یادآور شد:تمام تلاشمان  را کرده ایم که با دعوت و انتخاب داوران حرفه‌ای با تخصص‌ها، نگاه ها و سلایق متنوع و متفاوت، امکان قضاوتی نزدیک به عدالت را فراهم کنیم. و در داوری این جشنواره تمام آثار با حوصله و دقت مورد بازبینی و قضاوت قرار  می گیرد.»
دبیر کمیته انتخاب و داوری، جشنواره فیلم 100 را جشنواره ای  دوست داشتنی دانست و گفت:«جشنواره فیلم 100 ضیافت باشکوهی است که فرصت حضور
نزدیک به 2 هزار جوان هنرجو و هنرمند را در کنار یکدیگر فراهم می کند.»
گفتنی  است، هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های 100 ثانیه‌ای، با شعار سینمای
اخلاق، به همت حوزه هنری استان تهران و با مشارکت اتاق بازرگانی و صنایع و
معادن ایران، جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، رادیو اینترنتی
ایران‌صدا، شبکه سه سیما، شهرداری تهران، معاونت اجتماعی نیروی انتظامی،
شبکه ifilm ، شبکه جهانی جام جم و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در 4 و 5
اسفند ماه سال جاری در تهران برگزار خواهد شد.


شناسایی سیاستهای مستمر انگلستان در باره ایران
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ ،روابط بین الملل ،مجید تفرشی ،اسناد

آخرین گزارش اجمالی آقای دکتر مجید تفرشی در مورد اسناد آزاد شده آرشیوملی بریتانیا در باره ایران حاوی اندوخته های تاریخی بسیار بسیار مهمی است که میتواند دارای بار حقوقی و عبرت تاریخی بصورت توامان باشد. این اسناد انکار ناپذیر است و خوی مستمر سیاست خارجی انگلستان در مورد ایران را نشان می دهد. برای مطالعه این گزارش بی نظیر به لینک زیر مراجعه فرمایید. 

http://mtafreshi.persianblog.ir/

 


← صفحه بعد