فرهنگ و ارتباطات

برای آنان که خواندن را تا حد ممکن و نوشتن را در حد ضرورت می پسندند.

مزاحمت های شهوانی - اشاعه فحشا - عِرض و آبروی افراد
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ آبان ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: نقد فرهنگی
مزاحمت های شهوانی - اشاعه فحشا - عِرض و آبروی افراد
از جمله آسیب های رایج در فضای رسانه ای و افکار عمومی جامعه، در هنگام بروز رخداد های تلخ و منزجر کننده و مورد توجه عموم ، غفلت از اصل و ریشه حوادث، ابعاد واقعی و چاره جویی برای درمان مؤثر آن است. در مقابل آن چه در کانون توجهات قرار می گیرد، موضوعات فرعی و گمراه کننده ای است که نه تنها راهگشا نیستند بلکه خود زمینه ساز مشکلات جدید دیگری هستند و برای جامعه جز وزر و وبال وغصه و نگرانی ثمر دیگری ندارند. 
" مزاحمت های شهوانی " مشکل امروز و دیروز جامعه ما و یا دیگر جوامع نیست بلکه این یک مشکل بشری است و همواره اجتماع انسانی با آن دست به گریبان بوده و در جوامع مختلف حسب نوع فرهنگ و عمق اعتقادات دینی و اخلاقی شدت و ضعف داشته است.
شناخت مزاحمت های شهوانی و راه های جلوگیری و برخورد با آن فرع بر آشنایی با چنین موضوعاتی است. در جامعه ما متأسفانه در مورد این مسائل آگاهی های لازم وجود ندارد و چه بسا بسیاری پیر شوند و یک عمر زندگی زناشویی داشته باشند ولی هنوز در مورد این موضوع اطلاعاتشان سطحی و محدود باشد، چه رسد به نوجوانان وجوانانی که هنوز ازدواج نکرده اند اما احساس و رفتار شهوانی دارند و ممکن است در معرض احساسات ورفتارهای شهوانی دیگران نیز قرار گیرند.
مزاحمت های شهوانی موضوعی دامنه دار است که ممکن است برای مردان یا زنان در سنین مختلف؛ از سوی جنس موافق یا مخالف و در محیط های گوناگون؛ از منزل تا خیابان، از فضاهای تحصیلی تا مذهبی و از پادگان تا اداره و کارخانه و از مزاحمت چشمی گرفته تا مزاحمت های کلامی و بدنی و . . . اتفاق بیافتد.
وظیفه ما در قبال این واقعیت مهم چند چیز است: 
- از کودکانمان و کلیه کسانی که به علت کمی سن و سال، عدم آشنایی با موضوع یا هر گونه ضعف و ناتوانی دیگر قدرت دفاع از خود ندارند، مراقبت کنیم و آن ها را در محیط های نا امن و خطرآلود قرار ندهیم. البته در این مسأله نه باید دچار وسواس شد و به همه کس و همه جا شک کرد و نه این که بی مبالات بود و با خوش خیالی از کنار قرائن هشدار دهنده گذشت.
- آموزش مراقبت از خود و حقوق جنسی را از همان زمان که فرد به بلوغ و فهم جنسی رسید به تدریج متناسب با تغییرات طبیعی و واقعیت های مسلّم و شایع اجتماعی به او آموزش داد و ضمن شناساندن انواع مزاحمت ها و تعرّضات شهوانی، راه های مراقبت از خویش را به او یاد داد؛ مدارس و دانشگاه ها محل اصلی چنین آموزشی هستند.
- در نظام حقوقی و انتظامی مجاری امنی ایجاد نمود تا به مزاحمت های ادعایی رسیدگی شود و ضمن رعایت عِرض و حرمت افراد و پرهیز از اشاعه فحشا شرایطی ایجاد شود که هیچ فرد مزاحمی احساس امنیت نکند.
این ها مسائلی است که باید در رسانه ها و مراکز آموزشی و تحقیقاتی در مورد آن بسیار بیشتر از آن چه تا کنون بوده صحبت کرد .
در کنار این مسأله باید به دو نکته فرهنگی نیز توجه داشت:
اول این که صحبت در مورد مصادیق این امور که فلان آقا یا خانم چنین و چنان کردند، اشاعه فحشا است و باعث ریختن قبح گناه و جرم در جامعه می شود در حالی که آموزش و بالا بردن سطح اطلاعات و فرهنگ جامعه به نحوی که عرض شد درست عکس این است و مانع از افزایش تخلف می شود.
دوم این که اگر به هر دلیلی اخبار مربوط به این وقایع به سطح اجتماع کشید باید از دامن زدن به آن پرهیز کرد، قبل از آن که نظر قطعی و نهایی مراجع رسیدگی کننده اعلام گردد، به جهت ضرورت حفظ عِرض و آبروی افراد به خصوص افراد مورد تعرض از پرداختن به آن خودداری کرد. طبیعی است در این موارد اگر جرمی مسجل و قطعی شد مراجع مربوطه افکار عمومی را از مجازات خاطی مطلع خواهند کرد.

بازگشت دوباره
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

وبلاگ نویسی را دوست دارم پس به آن باز می گردم.


جلال و جمال۲
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ارتباطات سیاسی

نوشته قبلی نیاز به تفصیل و تکمله ای دارد. در تحلیل راهبردی مذاکرات اخیر مفروضاتی وجود دارد ؛اول آن که بپذیریم بازی در دو دوره رفت و برگشت تعریف شده بود ؛ دوم آن که بپذیریم تیم ما در هردو بازی یک سرپرست (نه یک مربی و نه یک کاپیتان) داشت ؛ سوم این که بپذیریم راهبرد بازی عوض نشده بود ولی تاکتیک تغییر کرده بود. این سه مقدمات لازم برای این این است که احتمال بدهیم در کل مسابقات هدف این بوده است که نه فقط بازی را واگذار نکنیم بلکه به جای بازی در لیگ دسته چندم وارد لیگ برتر شویم. در دور اول هدف تاکتیکی این بوده که با یک بازی بسته و دفاعی دروازه خود را بسته نگاه داریم و در دوردوم با یک بازی باز و هجومی دروازه حریف را هدف قرار دهیم ولو آن که دروازه خودی هم بی نصیب نماند. آنچه در فرجام این دوره از بازی ها نصیب ما شده نصاب بالاتر از توان بازی گری و ارتقا به لیگ برتر است .
واقعیت انکار ناپذیر این است که مشکل ایران در دوره ریاست جمهوری آقای دکتر احمدی نژاد بیش از این که ناشی از مذاکره کنندگان اعم از روحانی، لاریجانی یا جلیلی باشد مربوط به خود رئیس جمهور وقت بود که به علت نگاه خاص به روابط بین الملل و اعمال محاسبات سیاست داخلی در سیاست خارجی با دو بار ایجاد تغییر در سرپرست و ترکیب تیم مذاکراتی و مداخلات نادرست و بی جا در هر مرحله ضربات سختی را به روند مذاکرات وارد آورد و در دو سال آخر نیز از پذیرفتن هر مسئولیتی در قبال مذاکرات هسته ای سرباز زد. اهمیت این دور جدید از مذاکرات هماهنگی درونی میان تیم های حقوقی،اقتصادی، سیاسی و فنی و هماهنگی این چهار تیم با ریاست جمهوری و از طریق ایشان با مقام معظم رهبری بود.روحانی با مسئولیت پذیری کامل اولویت اول خود را رفع تحریم ها قرار داد و با بهره گیری از سوابق قبلی و جمع بندی کل تجارب ملی و با دعوت هوشمندانه از آقای دکتر عراقچی در کنار دکتر ظریف از همه ظرفیت تیم قبلی استفاده و راه عزت ملت را باز کرد.


جلال و جمال نظام
ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ارتباطات سیاسی

وقتی به دو دوره اخیر مذاکرات هسته ای  فکر می کنید می توانید دوره جلیلی و ظریف را دو دوره مجزا  یا دو دوره متصل تلقی کنید. من تصور می کنم این دو دوره را باید در اتصال با هم تحلیل کرد . به قول یک مذاکره کننده آمریکایی:"در دوره ی دکتر جلیلی که برای ایران بسیار با اهمیت بود، ایران به امریکا نشان داد که حقوق هسته ای خود را تسلیم نمی کند. بعلاوه در طول همین دوره بود که سرمایه هایی شکل گرفت که دکتر ظریف ان را بر روی میز مذاکره مستقر کرد تا بتواند به توافقی برسد که حقوق هسته ای ایران را به رسمیت می شناسد." در یک نظرگاه راهبردی جلیلی مظهر جلال نظام و ظریف مظهر جمال نظام بوده است. 


دولت سالاری
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: نقل از دیگران

به نقل از نامه واصله از بیرجند

دولت سالاری

 کسی میداند اداره آموزش و پرورش نیویورک در کدام خیابان است؟  اداره کل آموزش و پرورش ایالت کالیفرنیا کجاست؟  اداره آموزش و پرورش پاریس به چند ناحیه تقسیم می شود؟

 کسی میداند اداره کل کشاورزی استان اترخت هلند کجاست؟  اداره کل دامپزشکی ایالت کِبِک کانادا کجاست؟ اداره کل صنایع و معادن ایالت تکزاس در کجاست؟ اداره صنایع و معادن سیدنی در کدام خیابان است؟ شهرداری ناحیه شش ملبورن کجاست؟اداره فرهنگ و هنر  یا ارشاد مسیحی رمدر کدام محله و کوچه است؟اداره میراث فرهنگی بارسلونا کجاست؟ سازمان گردشگری مادرید در کدام خیابان است؟

کسی میداند وزارت کشاورزی آمریکا چند نفر کارمند دارد؟اداره کل منابع طبییعی ایالت باواریاکجاست؟

پرسشهای خوبی است  گرچه اگر در پی پاسخش باشید شگفتی های بیشتری خواهید دید!

 از یک آموزگار هلندی بپرسید:

آقا اداره کل آموزش استان  نوردهلند( هلند شمالی) کجاست؟ 

یک نگاهی به شما خواهد کرد چپ چپ!

اداره کل آموزش و پرورش دیگر چه اداره ای است؟ حالت خوش است آقا؟

خوب دست کم بگو اداره کل بهداشت محیط کجاست؟

باور کنید کسی نام این اداره ها را هم نشنیده!!

 بیچاره غرب! از این همه سازمان و نهاد که می توانست گام های بلندی !! در راه پیشرفت و توسعه  بر دارد دستش کوتاه است! عقب ماندگی بیشتر از این!

بیهوده نیست که این بیچاره ها  در درس و مشق، در کشاورزی ، در صنعت ، در گردشگری ، در بهداشت این همه بدبختی دارند!!

در هلند اداره ای به نام آموزش و پرورش وجود ندارد در پاریس هم نیست در فرانکفورت وبرلین و رم و میلان و واشنگتن و نیویورک  هم نیست!

شگفت اینکه همین هلند بی اداره! یکی از بالاترین استانداردهای آموزشی کودکان در جهان را داراست!

در هلند سازمانی به نام دامپزشکی وجود ندارد، هلند یکی از بزرگترین صادر کنندگان دام و طیور و فراورده های دامی است! و یکی از سالمترین ها در زمینه فراورده های دامی !!

بارسلونا، مادرید، پاریس و لندن از توریستی ترین شهرهای جهانند. سالانه بیش از هشتاد میلیون نفر از فرانسه دیدار می کنند و همین اندازه یا کمی بیشتر و کمتر از لندن و اسپانیا . هیچ کدام از این شهرها اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و این چیزها  ندارند.

آمریکا در بسیاری از فراورده های کشاورزی در جهان نخستین است  اماکارکنان وزارت کشاورزی آمریکا ازکارکنان اداره کل جهاد کشاورزی استان سبستان و بلوچستان  ما کمتر است!

ما اداره و میز و ساختمان و دفتر و دستک و مدیر کل و معاون مدیر کل و مدیر داخلی و مدیر شهرستان و معاون شهرستان تولید می کنیم ،آلمانی ها گندم و جو ، فرانسوی ها پنیر و آنگور و هلندی ها گل و فلفل سبز و بلژیکی ها شیر و شکلات.

هلند کوچکتر از خراسان جنوبی است اما چهار پنجم فلفل سبز (دلمه ای)دنیا را تولید می کند:

                  چهل و هشت کیلوگرم  فلفل سبزدر هر متر مربع!!  

در وزارت کشاورزی هلند -که خود بخشی از وزارت علوم و فرهنگ و آموزش عالی (به گفته ایرانی)  هست - یک بخش وجود دارد که کار سازمان بزرگ دامپزشکی ایران را انجام می دهد.وزارتی که کار وزارت علوم را انجام میدهد هیچ کاری به کار دانشگاهها ندارد! دانشگاهها نمی گذارند که وزارت به آنان کار داشته باشد.هر دانشگاهی خودش میداند و خودش، ایین نامه ها ، سیستم آموزشی ، استخدام، اخراج، گرفتن دانشجو و صدور مدرک همه در خود دانشگاه انجام می گیرد. مقررات آموزشی گاهی در دو دانشگاه که هر دو در یک شهرند بسیار با هم تفاوت دارد.مدرک فارغ التحصیلی دانشگاه نیاز به تایید هیچ جایی جز خود دانشگاه ندارد.

درون خود دانشگاه  کمتر کارمند و دانشجویی است که بداند چه کسی ریاست دانشکاه  است.

تازه این که چیزی نیست ! کمتر دانشجویی و کارمندی است که بداند رئیس دانشکده شان کیست! کسی کاری ندارد به این کارها

اگر بنا باشد ریس دانشگاه یا دانشکده تغییر کند این نه به حراست مربوط است نه به وزیر نه به اطلاعات نه به استاندار نه به امام جمعه نه به کلیسای کاتولیک نه جامعه روحانیت مبارز! و نه به کارکنان و دانشجویان و بسیج و انجمن اسلامی!

مدیران دپارتمانها و پروفسورهای نامدار می نشینند آگهی میدهند که ما رءیس می خواهیم!

شما  اگر استاد دانشگاهی در ایران، استرالیا، هند، آمریکا، فرانسه و آلمان و عربستان سعودی  و هر جای دیگری  هم باشیدمیتوانید مدارکتان را بفرستید! آنها می نشینند بررسی می کنند چند تا را بر می گزینند و برای مصاحبه دعوت می کنند( هزینه را هم دانشگاه می دهد) اگر خواستنی بودید نمی گویند :

ایرانی هستی، مسلمانی، فرانسوی هستی ،سیاهی،یا هندی یا ... !

 باید گذشته شما نشان دهد که شایسته این کار  هستید. حکمتان را خودشان صادر می کنند تمام! هر وقت نخواستید دوماه زودتر می گویید:می خواهم بروم

خلاص ! بفرما خوش آمدید زحمت کشیدید! به همین سادگی! وزیر موافقت کند ، هیئت  امنا بپذیرد!این داستانها نیست!

برای همه کارمندان همه جا همین است، هر زمان نخواستید می گویید دیگر نخواستم, می خواهم بروم استرالیا بیشتر پول میدهند، حوصله ندارم کار کنم. می گویند بفرما

  سراسر هلند،آلمان، فرانسه، بلژیک و اسپانیا  را بگردید در هیچ خیابانی تابلویی بزرگ را نمی بینید که بر آن نوشته باشد:

 دکتر آلبرت مونسیمار!... جراح، متخصص, فوق تخصص قلب و عروق و روده و کلیه، دارای فلوشیپ از کجا و ام اس از کجا و پی دی اف از کجا.. عضو کالج بین المللی فلان....

  در بسیاری از خیابانهای ما دیگر جایی برای نصب تابلو نیست از بس تابلوی متخصص و آزمایشگاه و فلان داریم. از آن سو:

  • مقام اول دنیا در بسیاری از سرطانها،
  • مقام نخست بیماریهای کلیوی و دیالیزی،
  • دارای رتبه بین المللی ! در دیابت،
  • بالاترین مرگ و میر به نسبت جمعیت در بیماریهای قلبی عروقی،
  • رتبه نخست پراکندگی باکتریهای مقاوم به آنتی بیوتیک
  • و دارای رتبه ارزشمند جهانی  در مصرف دارو!!

اگر بنا بود این دانشگاهها ، این ادارات گوناگون، این بانکها، این پزشکان رنگارنگ متخصص برای ما سودی داشته باشند ما باید با فاصله بسیار زیاد در دانش، تولیدات دامی و کشاورزی، سیستم های مالی و بهداشتی جهان را پشت سر می گذاشتیم. گردشگران ما به تنهایی بیشتر از فرانسه و اسپانیا وترکیه و انگلیس می بود! آموزش پرورش ما باید همه سیستم های دنیا را در جیبش می گذاشت و به گفته آن ریس جمهور پیشین ملتهای دنیا زنبیلشان را می گذاشتند تو صف ما!

نماز صبح, رادیو را باز می کنید, پیام اخلاق می دهد. از خانه خارج می شوید بر دیوار روبرو پیام اخلاقی نوشته است،در ودیوار شهر پر است از تابلو ها و بیلبوردهای اخلاقی، تلفن همراهتان پی درپی پیام های اخلاقی سوپر ناز از دوستانتان، گروه وایبری و فیسبوکی و تلگرامی تان برایتان باز می کند، بالای سر برگ نامه هایتان پیام اخلاقی نوشته است، روحانی اداره تان ظهر کلی برای شمااخلاق می بافد. عصر به پرسه می روید کلی اخلاق می آموزید، از ده شبکه سیما دست کم در هرزمان شش تا مستقیم سخنرانی فلان آقا را پخش می کند که پیام اخلاق میدهد ..آنهایی  هم که فیلم  پخش می کنند همان حرفها را از زبان هنرپیشگانشان دوباره به خوردتان می دهند!

راستی اگر بنا بود این پیام ها کاری بکند ما باید در بهشت اخلاق زندگی می کردیم. نیاز به چک و سفته و ضامن برای پول دادن و گرفتن و کاسبی نداشتیم. کلانتری ها و دادگاههای ما  مانند سویس بیکار بودند!

ای قربان درس اخلاق  دادنتان

 می بینید همه چیز مان به همه چیزمان می آید:

بیشترین متخصصان پزشکی: بیشترین آمار بیماری،

بیشترین معلم اخلاق، بیشترین پرونده دادگستری و کلانتری!

بیشترین بانک و سیستم حسابرسی: بیشترین دزدی و اختلاس!

ما خنده دار ترین مردم جهانیم! و پررو ترین آنها! هیچ جا و هیچ کس را در دنیا آدم حساب نمی کنیم! ما درخت جوزیم ملک سوایی!!


بهشتی یک ضرورت
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: بزرگداشتها

سید محمد حسینی بهشتی را اول بار از روی کتاب دینی شناختم .معلم دینی کلاس دوم و سوم راهنمایی مرحوم دکتر احمد توانا بود .چنان به متن و زمینه کتاب مسلط بود که ما در حاشیه کتاب یک جزوه کامل از تقریرات ایشان داشتیم. اسلام اجتماعی از لابلای کتاب دوم بارور می شد و در کتاب سوم به اسلام سیاسی می رسید. 
سال های 57 تا 60به بهانه مسئولیت سمعی بصری یک مسجد و یک مدرسه یا بدون آن بهانه در بسیاری سخنرانی های ایشان حاضر می شدم از مسجد گرفته تا حزب تا حسینیه ارشاد  . به نوعی شیفته اش بودم . نمادی از ادب و صلابت و عرفان و سیاست بود. همه آنچه از یک روحانی تراز جامعه آن روز توقع داشتم در او جمع بود. سال 59 تا 62 در دبیرستان مدرس به همراه برخی دیگر از دوستان دوره 21 علوی با علیرضا دومین فرزند پسرشان که از نیکان آمده بود همکلاس بودم سال دوم نظری شاگرد کلاس انشا و سال سوم شاگرد کلاس تاریخ پسر اولشان بودم . در همین مدت رفاقت با علیرضا باعث شد که اطلاعم و علاقه ام نسبت به ایشان صد چندان شود. همکاری با آقا محمد رضا در دفتر سیاسی حزب برای مشارکت در فیش برداری دائره المعارف خاورمیانه آشناییم را با ایشان افزایش داد. بعدها شنیدم که یکی از مهمترین الگوها و حامیان مادی و معنوی تحصیل ددکتر روحانی در خارج از کشور شهید بهشتی بوده است. 
اندیشه و عمل شهید بهشتی ، استقامت او بر رعایت عدالت و قانون و ساده زیستی و آداب دانی او ، اعتقاد راسخش به کار تشکیلاتی و سعه صدرش در گستردن چتری از بادامچیان تا موسوی برایم درس زندگی است.


مصاحبه اندیشه پویا با حسام الدین آشنا(قسمت دوم)
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: مصاحبه ها
مصاحبه اندیشه پویا با حسام الدین آشنا(قسمت دوم)
• این راهکارهایی که شما به عنوان راه‌های مواجهه دولت با دلواپسان مطرح کردید این تصور و تلقی را ایجاد می‌کند که دولت هیچ احتیاجی به حمایت اجتماعی و حضور روشنفکران و نخبگان در عرصه عمومی ندارد. خودش در رسانه جواب گروه سوم را می‌دهد. تحریم را هم که برطرف کند، گروه دوم از بین می‌روند.  و پاسخ گروه اول را هم در اندیشکده‌ها و اتاق‌های فکر و ساختار حکومت می‌دهد. یعنی دولت در هر سه زمینۀ خودش این توانایی را دارد که مسئله دلواپسان را حل کند. احتیاجی به حمایت اجتماعی هم ندارد. اینطور است؟
دولت در هر سه عرصه احتیاج دارد که با بدنه اجتماعی حامی و منتقد خودش  و توده مردم درتماس باشد. دولت در بخش رسانه‌ها و فضای عمومی عملا آگاهی‌بخشی و اقناع و شنیدن دیدگاه‌های مخالفین و منتقدین را دنبال می‌کند. در بخش دوم که بحث از مواجهه با کاسبان تحریم است، واقعا اگر حمایت ملی درکار نبود اصلا درحال حاضر رییس جمهوری نداشتیم که خواهان برداشتن لحاف باشد. پس اگر آن حمایت همچنان همراه دولت نباشد همان کفن‌پوشان کاملا فضا را تغییر می‌دهند. در لایه تصمیم‌سازی هم محققین برجسته ورود می‌کنند و حرف‌های جدی و حسابی دانشگاهی و مبتنی بر پژوهش‌های عمیق مقایسه‌ای جهت اقناع و اجماع زده می‌شود.
• اما به نظر می‌رسد که هنوز فضا به گونه‌ای نیست که در عرصه عمومی، مواجهه با دلواپسان را نهادهایی به غیر از دولت نیز بتواند پیش ببرند. شاید هم دولت چنین علاقه‌ای ندارد؟
اینطور نیست که دولت علاقه‌ای نداشته باشد. علت خیلی روشن است. فضا یک طرفه باز است و نه دو طرفه. 
• بعد از بازگشت تیم مذاکره کننده، موج هیجانی ایجاد شده بود اما دولت از این موج هیچ استفاده‌ای در برابر دلواپسان نمی‌کند.  
واقعا هنوز زمان شادی و پایکوبی در موضوع مذاکرات هسته‌ای نیست و برای این کار خیلی زود است. طرف مقابل هرنوع شادی و خوشحالی را به مثابه نیاز ایران به نتیجه‌گیری از مذاکرات به هرقیمت تلقی می‌کند. به همین دلیل نه آقای آقای دکتر روحانی و نه دکتر ظریف تمایل به شادی زودهنگام ندارند. ما به هیچ‌وجه نباید متانت و آرامش در فضای مذاکرات را از دست بدهیم. این اسلوب ما در مذاکرات است. مسئله دوم این است که اگر نقد کردن مذاکره کنندگان و مذاکرات فعلی، توافقات فعلی و نتایج مذاکرات فعلی امری خوب و مورد پسند و حق مردم است، نقد کردن مذاکرات و مذاکره کنندگان قبلی هم باید جزو حقوق مردم تلقی شود. این معیار دوگانه که بگوییم گفتگو درباره مذاکره و مذاکره‌کنندگان قبلی سیاه نمایی است اما نقد مذاکره کنندگان فعلی عین واقع‌نمایی است، بسیار نادرست است. انصاف نیست که استناد به بیانات مقامات رسمی و غیر رسمی امریکایی و اسرائیلی در مذاکرات فعلی واجب باشد اما در مذاکرات قبلی حرام. مقامات امریکایی و اروپایی در مذاکرات قبلی هم اظهارنظرهای خیلی زیادی داشتند، اما نه در تلویزیون و نه در رسانه‌های عمومی دیگر و نه در تبلیغات دولتی به هیچ‌وجه استنادی به گفته‌های دیگران نمی‌شد و اساسا منع جدی هم در این زمینه وجود داشت. وقتی ایران تحریم می‌شد و پشت‌سر هم قطعنامه دریافت می‌کرد، هیچ کسی نمی‌گفت که این قطعنامه‌ها خطر دارد و نباید بگذاریم این قطعنامه‌ها صادر شود. بلکه درمقابل برخی با افتخار اعلام می‌کردند که آنقدر قطعنامه بدهند تا قطعنامه‌دان‌شان پاره شود. هیچ کس امروز آزاد نیست که بگوید قطعنامه‌دان آنها پاره نشد اما در نتیجه آن نگاه، خیلی چیزها اینجا پاره شد. 
• پس دولت می‌توانست فضای نقد گذشتگان را ایجاد کند و نکرد.
بله، همینطور است. دولت پذیرفت که دیگران را مصون از نقد و خودش را در معرض نقد قرار دارد. برای فهم اینکه آیا این استراتژی درست است یا نه باید کمی صبر کنیم. بگذاریم در یک فضای آرام مذاکرات پیش برود و وحدت ملی آسیب نبیند. باید اجماع ملی وجود داشته باشد تا پس از نتایج مذاکرات اگر کسانی که درگذشته مسئولیت‌هایی به عهده داشتند، شروع به تخریب توافق نهایی کردند، آمادگی این را هم داشته باشند که از دوره خودشان دفاع کنند. اما اگر به رای ملت و تدبیر دولت گردن نهادند آن وقت ممکن است که این دولت و ملتِ خطاپوش از قصور و تقصیرهای برخی از آنها چشم‌پوشی کند. 

گفتگوی اندیشه پویا با حسام‌الدین آشنا(بخش اول)
ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: مصاحبه ها

گفتگوی اندیشه پویا با حسام‌الدین آشنا

فروردین1394

  • یکی از وعده‌های مهمی که آقای روحانی از ابتدای ریاست جمهوری‌شان داده بودند حل بحران هسته‌ای، بهبود رابطه ایران با جهان و برداشتن سایه تحریم‌ها و جنگ از سر کشور بود. تلاشهای دکتر ظریف و وزارت خارجه در این دو سال بدانجا رسید که در فروردین امسال اولین قدم‌ها در مسیر توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی برداشته شد. اما در این مدتی که از بیانیه مشترک ایران و غرب می‌گذرد، در مناظره‌ها و بحث‌ها و نوشته‌ها مواجهیم با دلواپسانی که دولت را نقد می‌کنند و منتقد این توافق‌اند. هدف دلواپسان چیست؟  فکر می‌کنید که آنها درنهایت می‌گذارند این مسیر هموار شود و آب خوشی در نتیجه مذاکرات از گلوی دولت و ملت پایین برود؟ دلواپسان به نظر شما چه گروهها و جریانهایی را نمایندگی می‌کنند؟

ما در کشورمان تنها یک گروهِ دلواپس نداریم. حداقل چهار نوع دلواپس داریم. یک گروه کسانی هستند که نگاه‌شان به برنامه هسته‌ای ایران اساسا افزایش توان بازدارندگی است و این بازدارندگی را از مسیر تقابل دنبال می‌کنند . آنها هر کوتاه آمدنی را یک نوع خیانت به مسئله بازدارندگی تلقی می‌کنند. چیزهایی را می‌خواهند که خودشان نمی‌توانند به زبان بیاورند و مجبورند آن چیزها را دراین قالب بیان کنند که چرا دولت از فلان مساله کوتاه آمده است.. اینها اصلا تمایلی هم ندارند که روی صحنه باشند. گروه دوم از دلواپسان در حوزه به اصطلاح دور زدن  تحریم فعال هستند. افرادی که نامشان را کاسبان تحریم گذاشته‌ شده است. ایها کسانی هستند که تحریم برایشان منافع بی حساب و کتاب  ایجاد کرده است. اینها هم روی صحنه نمی‌آیند اما همانطور که در گفت‌وگویی با مجله شما قبلا گفته‌ام اگر خودشان کفن نپوشند می‌توانند هزینه و معونه هزاران کفن‌پوش را تامین بکنند. سومین گروه از دلواپسان کسانی هستند که اتفاقا نسبت به رویکرد هسته‌ای دولت نگرانی ندارند بلکه نگرانی‌ آنها از کلیت دولت است. از نظر آنها دولت هر اقدامی در هر حوزه‌ای که بکند اقدامش نابجا است از جمله در حوزه هسته‌ای. اینها مخالفان و رقبای سیاسی دولت محسوب می‌شوند و بسیار خوب هم  دیده می‌شوند. گروه چهارم کسانی هستند که نسبت به عاقبت اندیشی و تدبیر این دولت تردید دارند چرا که طرف مقابل را بسیار قوی ، زیرک و حیله گر  و طرف خودی را ضعیف و ظریف و ساده تصویر می کنند .آنها جنگ آشکار را راحت تر بر می تابند تا لبخند و قدم زدن را .آنها تجربه نظامی خود را از تجربه دیپلماتیک دیگران بالاتر ارزش گذاری می کنند. من این چهار گروه را به عنوان دلواپسان شناسایی می‌کنم.

  • دولت چه مواجهه‌ای با با هرکدام از این چهار گروه می‌تواند داشته باشد؟

رقیبان سیاسی دولت همان‌هایی هستند که دولت در سطح رسانه‌ها با آنها مواجه است. دولت برای مواجهه با آنها فعالیت رسانه‌ای می‌کند. اگر مناظره‌ای و بحثی است دولت هم نماینده دارد و با آنها حرف می‌زند. مواجهه با گروه دوم مواجهه‌ای ساختاری است؛ مثل مبارزه با فساد و حذف لحاف ملایی به اسم تحریم. لحاف که برداشته ‌شود دیگر موضوعی برای این گروه از دلواپسان نمی‌ماند. جای بحث با گروه اول و  از دلواپسان هم در اندیشکده‌ها، شوراها و محافل سیاستی و مجامع تصمیم‌سازی است. گروه چهارم هم باید توسط فرماندهی عالی خود توجیه شوند. پس حرف من این است که دولت در هر چهار حوزه کار خود را انجام می‌دهد. 


در باره راهیان نور
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: راهیان نور

امسال هم این توفیق و افتخار نصیب بنده شد که مسیر راهیان نور را دنبال کنم ؛ واقعیت این است که هر سال که انسان به مناطق عملیاتی جنوب مشرف می شود یک معرفت جدیدی پیدا می‌کند. کسانی که در دوران دفاع‌ مقدس بوده‌اند و نگران از دست رفتن خاطره و ارزش‌های دفاع مقدس هستند باید برای حفظ ارزش‌ها و آرمان‌ها فداکاری کنند و همانطور که در دفاع مقدس جنگیدند امروز باید انتقال دهنده پیام آن دوران باشد.
جنگ ما غریب بود، شهیدان ما غریب بودند ،مراقب باشیم که یادمان های حماسی ما غریب نباشند.با اینکه زائرین از سراسر کشور از یادمان ها بازدید می‌کنند ولی باز هم یادمان‌ها غریب هستند زمانی این غربت بیشتر می‌شود که ما به مشعل‌های هدایت و چراغ‌های راهنما نگاه نکنیم و نگاه‌مان به این یادمان‌ها، نگاهی محدود باشد. این مسیر دشواری که مردم در این سال ها پیمودند و مسیر دشوارتری که در آینده پیش رو داریم بجز استعانت از روح شهدا نمی توانیم طی کنیم همان گونه که در طول این سال ها خیلی ها از این مسیر عقب ماندند و جدا شدند به نحوی که اسم شهدا را آوردند ولی رسم شهدا را به جا نیاوردند.

سه موضوع در فراموش کردن فرهنگ دفاع مقدس تاثیر می گذارد: گذشت زمان، زیرسوال بردن و کمرنگ کردن و تغییر تحلیل مردم نسبت به این حوزه و افزایش تنوع و تفریحات امروزی از مهمترین عوامل فراموشی این فرهنگ ایثار و شهادت هستند.

 اولین موضوع گذشت زمان است چرا که  اگر زمان بگذرد و کسی برای یاداوری حماسه ها کاری انجام ندهد  خود گذر زمان باعث فراموشی می شود به فضل الهی با وجود گذشت زمان توانسته ایم در مقابل عامل زمان، آن را مدیریت کنیم و این فرهنگ با ارزش را به جامعه القا نماییم به طوری که بعد از گذشت 35 سال از دفاع مقدس دنیا به حقیقت و حقانیت جمهوری اسلامی و دفاع مقدس پی برده است. دومین عامل، دشمنان ملت  هستند که به مردم القا می کردند جنگ از اول بیخود بوده است در حالی که امروز همدلی در مورد دفاع مقدس و راهیان نور وجود دارد که به کسی اجازه تخریب آن را نمی دهد امروز حتی کسانی که جمهوری اسلامی ایران را قبول ندارند نسبت به دفاع مقدس سر تعظیم فرود می آوردند.سومین مسئله تنوع و کثرت سرگرمی ها است؛ افرادی که در این مناطق حضور پیدا می کنند در مقابل دیگر خواسته های خود مقاومت می کنند یعنی اینکه اگر به کشورهای خارجی یا کیش و قشم نمی روند اما در چنین مناطقی حضور می یابند، برای این است که بگویند توانستیم در مقابل وسوسه های رقیب ایستادگی کنیم و پیروز شویم.

مقام معظم رهبری امسال را  سال همدلی و همزبانی دولت و ملت نامگذاری کردند همدلی یعنی همدلی با شهدا؛ پس اگر دولت و ملت با شهدا همدل باشند با یکدیگر همدل هستند و اگر این طور نباشد با یکدیگر همدل نخواهند بود.

با شروع به کار دولت تدبیر و امید برخی می گفتند که این دولت با راهیان نور و جبهه مخالف است و رزمنده ستیز است این فشارها ممکن بود بعضی ها را دلسرد کند اما آن سخنان درست نبود و رئیس جمهور در هیئت دولت به صراحت گفتند که این دولت، دولت جبهه و رزمندگان است. دولت باید در مورد ارزش های دفاع مقدس احساس وظیفه کند و با همراهی و حمایت واقعی از این حرکت این راه را ادامه دهد‌اگر بخواهیم همدلی میان دولت و ملت را حفظ کنیم می‌توانیم همگی حول محور ارزش های دفاع مقدس جمع شویم.

 همه ما وظیفه داریم در دستگاه های مختلف اولویت را به سمت راهیان نور ببریم و از حداکثر ظرفیت ها در این حرکت بزرگ استفاده کنیم. وزارت خانه ها باید این را باور داشته باشند که نسبت به دفاع مقدس مسئولیت ذاتی دارند و نه اینکه لطف می کنند، باید پای کار بیایند و یاری دهنده این کار بزرگ باشنددولت باید وظیفه ذاتی خود را نسبت به راهیان نور انجام دهد بدون اینکه ردیف بوجه مستقلی وجود داشته باشد، یعنی بهداشت و درمان وظیفه دارد سلامت زائرین را با دقت پیگیری کند. وزارت راه و شهرسازی موظف است که مسیرهای ورودی و خروجی این مناطق را تامین کند. وزارت نیرو موظف است که آب و برق و فاضلاب این مناطق را تامین کند، دولت وظیفه دارد و باید وظایفش را نسبت به این قضیه انجام دهد.
 در حوزه زیر ساختی، ما سال به سال با ارتقاء وضعیت یادمان‌ها، جاده ها و امکانات خدماتی مواجه هستیم و در سال‌های اخیر تحولات شگرفی نسبت به جنبه‌های خدماتی و زیر ساختی اتفاق افتاده است البته ما راه طولانی را داریم تا بتوانیم این خدمات را تکمیل بکنیم.

در طول سالیان گذشته نگاه مقام معظم رهبری به راهیان نور نگاه تشویق همراه با حساسیت بوده است که در دیدار مسئولان راهیان نور، ایشان دغدغه‌هایشان را صریح بیان کردند، باید نتیجه  فعالیت های محتوایی راهیان نور تقویت امید و همدلی و اعتماد مردم به مسئولان باشد.

ایده "ما می توانیم" ایده دفاع مقدسی است و این ما می‌توانیم‌ها معطوف به توانستن‌های متعدد خواهد بود و از این مسیر، می‌توانیم یک ایران قدرتمند را بسازیم.راهیان نور را یکی از مصادیق تحقق شعار "ما می‌توانیم" است چرا که راهیان نور با امکانات خیلی کمی شروع کرد ولی امروز تبدیل به بزرگ ترین حرکت فرهنگی کشور شده است


جای خالی پروفسور
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ارتباطات سیاسی ،نقد رسانه ای

جناب استاد حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشته اند:
"در حقوق بین‌الملل فصلی با عنوان حق مقابله به‌مثل -RETALIATION- آمده است. این فصل به کشوری که حق قانونی آن از سوی یک یا چند کشور دیگر نقض گردیده اجازه مقابل به مثل داده است. جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در واکنش به قطعنامه اتحادیه اروپا که تعهدآور بین‌المللی نیست، از این حق استفاده کند و تنگه هرمز را به روی نفتکش‌های حامل نفت برای کشورهای اروپایی تحریم کننده ایران ببندد. گفتنی است، کشورهای اروپایی مجاز به خرید یا نخریدن نفت ایران هستند ولی قطعنامه اتحادیه اروپا تصریح دارد که این اقدام برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران نیز با استناد به «کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو» و «کنوانسیون ۱۹۸۲ جامائیکا» که مدلول آن نظام حقوقی آبراهه‌های بین‌المللی و حق عبور کشتی‌هاست، می‌تواند عبور نفتکش‌های حامل نفت برای کشورهای اروپایی تحریم‌کننده ایران و یا کشتی‌های اروپایی حامل کالا برای کشورهای منطقه را ممنوع اعلام کند و... "
می خواستم متواضعانه از ایشان بپرسم پس از اینکه ایران بدستور ایشان تنگه را بست، چه واکنشی را از طرف خریداران اروپایی و صادر کنندگان نفت در خلیج فارس پیش بینی می کنند و در مقابله با آن واکنش ها، از طرف ایران چه عکس العملی را در اولویت تدبیر خود قرار می دهند؟ پس از یک دوره رفت و برگشت از اقدامات مخاصمه آمیز یا تنش زا چه وضعیتی را در میان همسایگان، در منطقه و در سطح بین المللی پیش بینی می کنند؟ در مواجهه با عواقب احتمالی و آن پیش بینی ها ، چه پیش گیری هایی را مد نظر دارند؟ سرمقاله های بعدی می تواند راه گشا باشد.


← صفحه بعد